از سه روز پیش، شنبه ۱ اسفند ۱۴۰۴ (۲۱ فوریه)، دانشگاهها پس از تعطیلات میانترم گشایش یافتند. گشایشی که نه صرفاً آغاز کلاسها، بلکه نشانهای از تداوم حیات یک وجدان بیدار است. این روزها، تجمع، همدردی با خانوادههای دادخواه و سر دادن شعارهای اعتراضی در بسیاری ازد انشگاه ها، صورت گرفته است. همزمان، اعلامیهها و فراخوانهای متعددی برای روزهای آینده از دانشگاههای دیگر سراسر کشور منتشر شده است. نشانهای روشن از آنکه جنبش دانشجویی هنوز از نفس نیفتاده و همچنان خود را حامل مسئولیتی تاریخی میداند: دفاع از کرامت انسانی و پاسداری از آرمان آزادی.
تداوم اعتراضات، تقویت همبستگی میان دانشگاهها از طریق هستههای سازمانگر ، و گسترش پیوندهای اجتماعی با معلمان، کارگران، بازنشستگان، بازاریان و دانشآموزان برای شکلگیری محور «برآمد جمعی» خشونت پرهیز، نشان میدهند که افق کنش دانشجویی همراه اعتراضات سراسری مردمی، به سطحی اجتماعی و تاریخی رسیده است.
با این همه، تجربه هشدار میدهد که هر جنبش زنده، در کنار نیروی پیشبرنده، با خطرهای درونی و بیرونی نیز روبهرو است.
۱. هوشیاری در برابر مصادره و انحراف
گزارشها حاکی از حضور افرادی در برخی تجمعهاست که با رفتارهای شبه دانشجویی و با شعارهای فردمحور و حذفی میکوشند جهت حرکت جمعی را منحرف کنند. رسانههایی مانند ایران اینترنشنال با برجستهسازی این صحنهها تصویری یکسویه از فضای دانشگاه ارائه میدهند. پاسخ مؤثر، نه با سکوت و نه در واکنش احساسی، بلکه در کنشی سنجیده، جذاب و بیان شفاف هویت واقعی جنبش است: متکثر، دموکراسیخواه، خشونت پرهیز، آینده نگر و مستقل.
۲. سنجش میان خشم و تدبیر
خشم دانشجویان، از قتل عام ۱۸ و ۱۹ دی، قابل فهم است. اما تاریخ بارها نشان داده است که خطا غالباً همزاد خشم است. باید پرسید: این یا آن اقدام جمعی دانشجویان ـ از شعارهای تا رفتارهای نمادین ـ در صفوف حکومتی شکاف می اندازد یا برعکس، آنان را متحد میکند؟ آیا چنین کنشهایی حامیان تازه برای جنبش دانشجویی و اعتراضات مردمی جذب میکند یا سبب واهمه و فاصله گرفتن لایههای اجتماعی میشود؟ شعار و اقدام سنجیده شعاری است که در صفوف مردم ائتلاف و در صفوف حکومت شکاف ایجاد کند.
۳. اعتبار جنبش دانشجویی برای انجام رسالت آن
تضعیف صفوف دانشجویان، یعنی تضعیف یکی از مهمترین ارکان پیشرو جامعه. این تضعیف میتواند به کل جنبش دموکراسیخواهی آسیب بزند. مردم ایران از طریق سرکوب رژیم سپاهی ولائی، حال و روزشان ویران و با دخالت دولتی خارجی و تلویزیون وابسته به آن، آینده اشان تهدید می شود. در چنین شرایطی بسیاری از چهرههای اثرگذار اجتماعی در بندند و میدان عمومی از صداهای مستقل تهی شده، و برخی بازیگران رسانهای و سیاسی خارج از کشور میکوشند خود را سخنگوی این خلأ معرفی کنند. این شرایط بغرنج، رسالتی ویژه بر عهده جنبش دانشجویی نهاده است. حفظ اعتبار جنبش دانشجویی برای انجام رسالت خود، مستلزم آن است که مسیر خود را نه بر اساس هیجان بیرونی، بلکه بر پایه خرد جمعی و اراده درونی تعیین کند.
۴. خونسردی، شرط بقا
گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد هم از سوی حاکمیت و هم از سوی برخی جریانهای سیاسی، تلاشهایی برای تحریک دانشجویان به واکنشهای تند صورت میگیرد. حفظ آرامش، مراقبت از سلامت یکدیگر و پرهیز از واکنشهای شتابزده، نه نشانه ضعف، بلکه شرط تداوم مبارزه است.
جنبش دانشجویی سرمایهای اجتماعی است که با شتابزدگی فرسوده و با خردمندی ماندگار میشود. تاریخ مبارزات نشان داده است که حرکتهای مصادرهجویانه و تحریکآمیز بارها سبب توقف یا انحراف جنبشها شدهاند. امروز بیش از هر زمان، نیاز به شکیبایی انقلابی، تدبیر جمعی و اتحاد هوشمندانه احساس میشود.
دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴ – ۲۳ فوریه ۲۰۲۶




