در ستایش خرد در زمانه‌ی خون: ده سال بی”‌اومبرتو اکو” – خسرو باقرپور

دلم گرفته و دست و دلم به هیچ کاری نمی‌رود. چنان خشمگین، افسرده و اندوهگینِ این همه خون ریخته شده از جوانان میهن‌‌ام که به راستی یک چشم‌ام اشگ است و یک چشم‌ام خون. امّا، ستایش از خرد و خردمندی و دلیری برای تحقق عدالت و آزادی، چنان اهمیتی دارد که نمی‌توان اسیر اندوه شد و دم فروبست و قلم واگذاشت. دلم خواست در این حال و دم، که ده سال از مرگ اومبرتو اکو گذشته است، یادی از او بکنم.

البته، ده سالِ پیش، در نوزدهم ماه فوریه‌ی دوهزار و شانزده، هنگامی که اومبرتو اکو درگذشت، جستارِ کوتاهی به یادِ او در نشریه‌ی “اخبار روز” نوشتم. اینک؛ به مناسبت دهمین سالگردِ درگذشتِ او، و با ملاحظاتی در تدقیقِ زمانی‌ی آن متن و موضوعاتِ سیاسی‌ی امروز، در این جا یادداشتی کوتاه در سپاس و ستایشِ او می‌آورم. با درود بی‌کران بر او.

بیشینه‌ای از عمرم را در آلمان سر کرده‌ام. تبعیدی چهل‌ساله که چشم مرا به ناگزیر بر دنیای امروز گشوده است. 

یکی از فلاسفه و اهل ادبی که در این دبستان شناختم و از او  در زندگی، مطالعات و پژوهش‌هایم آموختم، اُومبرتو اکو است. اومبرتو اکو درگذشته است و بسیارانی از زندگی، کارها، آثار و اندیشه‌ها‌ی او نوشته و گفته‌اند، اما بسیار کوتاه و مختصر. در حد تنها اشاره‌ای به آن چه او در عرصه‌ی خردمندی کنکاش کرده است. 

بیهوده نیست اگر اندیشمندان ایتالیایی و اروپایی فقدانش را اندوه فرهنگ معاصر می نامند. او رمان نویسی بود که خودش این عنوان را به مثابه شناسه‌ی بارز خویش قبول نداشت. خودش را فیلسوف می‌دانست که تنها آخر هفته‌ها به رمان‌نویسی می‌پردازد! زندگی‌ی وی نیز این گفته‌ی او را تایید می‌کند. او در برابر صدها مقاله و چهل کتابِ گرانقدر در عرصه‌های زبانشناسی، نشانه‌شناسی و فلسفه و نقد ادبی و …. تنها پنج رمان نوشته است! رمانی هم که او را نامدار کرد کتابی بود با عنوانِ “نام گُل سرخ” که به خباثت، حقه بازی، آدمکشی، بچه بازی و آدم سوزی‌ی دین و مذهب و چون در اروپا بود؛ کلیسا، می پرداخت. ناشرش در آمریکا از همان ابتدا برای چاپ این کتاب خیالش را راحت کرد که: “کجای کاری! فروش نمی کند! چون این‌جا نه صومعه‌ای بوده است و نه کسی این داستان‌های صد‌تا یک‌غاز لاتین را می فهمد. شاید بیست، سی هزار‌تایی فروش کند.!… اگر!”…  نشان به آن نشان اما… کتاب او از مرز تیراژ ده میلیون جلد گذر کرد و فیلمی هم با شرکت “شون کانری” از روی آن ساخته شد که مورد استقبال وسیع قرار گرفت.

اُومبرتو اکو مرد عجیبی است ( نمی‌نویسم “بود” چون که نمرده است، و نمی‌میرد.) بله! عجیب، چون هماره و همه‌گاه خطر کرده است، هم با دلیری‌اش در نوشتن و هم در اعلام مواضعِ بی‌پروایش در سیاست و فرهنگ و ادبیات و در پیوند با این موضوعات. امّا؛ او بیش از هر بازی‌ی دیگری با نامش و اعتبارش بازی کرده است! وی در منازعات سیاسی‌یِ سال‌های پایانی‌یِ عمرش، در انتخاباتِ ریاستِ جمهوری‌ی ایتالیا، طرفِ بی همه چیزی به نام “برلوسکونی” را گرفت و خودش را سنگ روی یخ کرد و عبرت خردمندان شد! خودم ابتدا اصلا باورم نشد! اما حقیقت چون عیان گشت، آه از نهادِ من و بسیارانی از هوادارانِ عموما رادیکالش برآمد. یاللعجب! حمایت غولی چون امبرتو اکو از برلوسکونی؟، به مثل؛ برای ما ایرانی‌ها که دنیای ساده، زیبا و نسبتا و عموما کوچکی داریم؛ درست مثل این بود که این‌روزها؛ شاملو زنده باشد و از “کینگ رضا پهلوی” حمایت کند! هرچند؛ در میانِ اهلِ ادب، البته، تعداد بسیار بسیار معدودی “هُرهُری مذهب”* این کار را کرده‌اند.

باری!… 

او با همسری آلمانی که مادرِ پسر و دخترش بود می‌زیست و چون همسر آلمانی‌اش کِرمِ‌کتاب بود! این بی‌خدا که رسما نیز، کنار گذاشتن خدا را اعلام کرده بود، نقش مهمی در اذهان اروپاییان و مسیحیان عالم در روشن کردن نقش مذبذبِ کلیسا و مذهب ایفا کرد.

اکو نشانه‌شناسی نامدار بود. هرچند علم نشانه‌شناسی وامدار “فردیناندو سوسور” سویسی است و افلاطون فیلسوف نام آشنای یونانی در رساله‌ی “کراتیلوس” به آن پرداخته است، اما امبرتو اکو نشانه‌شناسی را معاصر و نامدار کرد و آن را به علم روانشناسی‌ی عمومی و روانشناسی‌ی اجتماعی افزود.

اندیشمندان و اهل‌ادبِ بسیاری بی‌آن که ببینمشان بر من و اندیشه‌ی من تاثیرات ژرف و شگرف گذاشته‌اند، مانندِ: هرمان هسه، مارکس، هدایت، کافکا و … از میان آن ها… اومبرتو اکوی معاصر. 

او جسما مُرد، اما برای من هنوز زنده است. گاه‌گاهی پاره‌ای از روح او را از قفسه‌ی کتاب‌ها یا دیدارگاه‌های اینترنتی بیرون می‌کشم و دانش‌آموزی می‌کنم دبستانِ خردمندِ او را.

* اصطلاحی توصیفی برای افراد بی‌بندوبار، سست‌عقیده و بی‌اعتقاد است که به هیچ اندیشه، قانون یا مسلک خاصی پایبند نیستند. این افراد معمولا بی‌ثبات بوده و در هر جهت که منافعشان ایجاب کند، حرکت می‌کنند. در فرهنگ عمومی، هُرهُری مذهب یعنی کسی که به جای اصول اعتقادی‌ی راسخ، تابع هوس‌ها، شرایط و منافع وسوسه کننده‌ی زمانی است.

نوزدهم فوریه ۲۰۲۶

* ببینید؛ کتابخانه ی اومبرتو اکو:

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x