بررسی یک وابستگی نامتوازن
روابط جمهوری اسلامی ایران با چین و روسیه از ابتدای انقلاب ۱۳۵۷ شکل گرفت، اما ماهیت و عمق آن در چهار دهه گذشته دچار تحول اساسی شده است. این روابط در دهههای نخست عمدتاً محدود به همکاریهای تسلیحاتی، فنی و تجاری بود، اما از اوایل دهه ۱۳۸۰ و همزمان با تشدید بحران هستهای و افزایش فشارهای بینالمللی، سیاست خارجی تهران بهسوی راهبرد موسوم به «نگاه به شرق» چرخش یافت .
این راهبرد که از سوی علی خامنهای بهعنوان جایگزینی برای تعامل با غرب مطرح شد، بر تعمیق همکاری با قدرتهای شرقی – بهویژه چین و روسیه – تأکید داشت. با این حال، بررسی تاریخی نشان میدهد که این روابط نه بر پایه یک اتحاد راهبردی متوازن، بلکه بر اساس نوعی وابستگی تدریجی و نامتقارن شکل گرفته است؛ وابستگیای که در آن مسکو و پکن منافع ملی خود را بر هرگونه تعهد ایدئولوژیک یا استراتژیک به تهران ترجیح دادهاند .
رأی چین و روسیه به تحریمهای شورای امنیت: واقعگرایی بهجای همپیمانی
بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰، شورای امنیت سازمان ملل شش قطعنامه تحریمی علیه برنامه هستهای ایران صادر کرد (۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳، ۱۸۳۵ و ۱۹۲۹). تمامی این قطعنامهها با رأی مثبت چین و روسیه تصویب شدند .
قطعنامه ۱۹۲۹ (۲۰۱۰) شدیدترین آنها بود که محدودیتهای گسترده مالی، بانکی و تسلیحاتی را تحمیل کرد و بستر حقوقی تحریمهای یکجانبه آمریکا و اتحادیه اروپا را فراهم ساخت. رأی مثبت مسکو و پکن عملاً به انزوای ساختاری ایران در اقتصاد جهانی انجامید .
این رفتار نشاندهنده ماهیت عملگرای سیاست خارجی دو کشور بود :
. روسیه از پرونده ایران بهعنوان ابزار چانهزنی با غرب استفاده کرد
چین که بزرگترین شریک تجاری آمریکا و اروپا بود، حاضر نشد منافع کلان اقتصادی خود را قربانی تهران کند .
در نتیجه، در بزنگاههای استراتژیک، ایران نه بهعنوان «متحد»، بلکه بهعنوان متغیری در معادلات قدرتهای بزرگ تلقی شد .
پروندی اس – ۳۰۰ : آزمون تعهد راهبردی روسیه
قرارداد خرید سامانه پدافندی اس – ۳۰۰ در سال ۲۰۰۷ امضا شد، اما در سال ۲۰۱۰ روسیه به بهانه اجرای قطعنامه ۱۹۲۹ از تحویل آن خودداری کرد. این تعلیق تا سال ۲۰۱۵ ادامه یافت و تنها پس از برجام و تغییر فضای بینالمللی، تحویل سامانه در سال ۲۰۱۶ تکمیل شد .
این تأخیر ۹ ساله چند پیام روشن داشت :
همکاری نظامی روسیه با ایران مشروط به محاسبات ژئوپلیتیک مسکو است؛
قراردادهای نظامی نیز در برابر ملاحظات راهبردی روسیه ثبات ندارند؛
. ایران در برابر تهدیدات منطقهای در دورهای حساس بدون سامانه دفاعی وعدهدادهشده باقی ماند
شکایت ایران در دادگاه لاهه نیز نهایتاً با مصالحه خارج از دادگاه پایان یافت. این پرونده نمونهای کلاسیک از نامتقارنی در روابط دو کشور بود ..
نفت ارزان و تمرکز صادرات به چین: وابستگی اقتصادی
پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، چین به خریدار اصلی نفت ایران تبدیل شد. گزارشهای بازار انرژی نشان میدهد ایران نفت خود را با تخفیفهای قابل توجه (حدود ۱۰ تا ۳۰ درصد زیر قیمت برنت) به فروش رسانده است .
در برخی مقاطع، بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد صادرات نفت ایران عملاً به چین اختصاص یافته است. این تمرکز صادراتی :
قدرت چانهزنی ایران را کاهش داده؛
اقتصاد کشور را به یک بازار واحد وابسته کرده؛
. امکان رقابت قیمتی را از بین برده است
قرارداد ۲۵ ساله همکاری ایران و چین (۲۰۲۱) نیز اگرچه از نظر سیاسی بهعنوان «شراکت راهبردی» معرفی شد، اما فقدان شفافیت و عدم تحقق بخش بزرگی از سرمایهگذاریهای وعدهدادهشده، نگرانیها درباره تبدیل شدن ایران به تأمینکننده ارزان انرژی را تشدید کرد .
در این چارچوب، چین از موقعیت تحریمی ایران بهرهبرداری اقتصادی میکند، در حالی که روابط گسترده خود با غرب را نیز حفظ کرده است .
جنگ اوکراین: تعمیق همگرایی نظامی و افزایش انزوای ایران
با آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، همکاری نظامی ایران و روسیه وارد مرحلهای جدید شد. تأمین پهپادهای شاهد و انتقال فناوری تولید آنها به روسیه، جایگاه ایران را در محور مسکو تثبیت کرد .
اما پیامدهای این همکاری نامتوازن بود :
تحریمهای جدید اتحادیه اروپا و آمریکا علیه ایران؛
افزایش تنش با اروپا؛
. محدودتر شدن گزینههای دیپلماتیک تهران
در حالی که روسیه از ظرفیتهای نظامی ایران بهرهبرداری کرد، هزینههای سیاسی و اقتصادی آن عمدتاً متوجه تهران شد .
همکاریهای امنیت داخلی: فناوری سرکوب و تثبیت اقتدارگرایی
روابط با چین و روسیه صرفاً محدود به حوزه ژئوپلیتیک خارجی نیست، بلکه ابعاد امنیت داخلی نیز یافته است .
روسیه
گزارشها از انتقال تجهیزات ضدشورش، آموزشهای امنیتی و همکاری در حوزه نظارت دیجیتال حکایت دارند. تبادل تجربه در کنترل اعتراضات شهری و مدیریت امنیتی نیز بخشی از این همکاریها بوده است .
چین
نقش چین در حوزه فناوری نظارت برجستهتر است :
دوربینهای هوشمند و سیستمهای تشخیص چهره
زیرساختهای فیلترینگ و توسعه اینترانت ملی
همکاریهای پلیسی و ضدتروریسم
این همکاریها الگوی «اقتدارگرایی دیجیتال» را تقویت کردهاند؛ الگویی که در آن فناوری برای کنترل اجتماعی بهکار گرفته میشود .
در عین حال، حمایت چین و روسیه در شورای امنیت عمدتاً در حد مواضع دیپلماتیک باقی مانده و هیچکدام حاضر به پرداخت هزینه راهبردی جدی برای دفاع از ایران نشدهاند .
الگوی رفتاری مسکو و پکن: عملگرایی ژئوپلیتیک
در تحلیل نهایی، سیاست خارجی چین و روسیه بر پایه واقعگرایی کلاسیک تعریف میشود :
نه تعهد ایدئولوژیک
نه اتحاد ارزشی
نه تضمین امنیتی متقابل
ایران در این چارچوب، یک شریک تاکتیکی است، نه یک متحد راهبردی برابر.
چین اقتصاد خود را بر بازارهای غربی بنا کرده و روسیه نیز همواره از ایران بهعنوان کارت چانهزنی در تعامل با غرب استفاده کرده است .
جمعبندی: شراکت یا وابستگی؟
مرور تاریخی نشان میدهد که روابط جمهوری اسلامی با چین و روسیه بیش از آنکه یک اتحاد متوازن باشد، نوعی وابستگی ساختاری و تدریجی است که از دل انزوای بینالمللی ایران شکل گرفته است.
نشانههای این نامتوازنی عبارتاند از:
رأی مثبت به تحریمهای شورای امنیت
تعلیق قراردادهای نظامی حیاتی
خرید نفت با تخفیفهای سنگین
بهرهبرداری ژئوپلیتیک از موقعیت تحریمی ایران
انتقال فناوریهای نظارتی بدون تضمینهای متقابل راهبردی
در نظام بینالملل، شراکت پایدار نیازمند سه عنصر است :
قدرت اقتصادی داخلی
مشروعیت سیاسی پایدار
تنوع روابط خارجی
در غیاب این عوامل، سیاست «نگاه به شرق» نه به توازن، بلکه به تمرکز وابستگی انجامیده است .
تا زمانی که بحران هستهای حل نشود و ایران نتواند روابط خارجی خود را متنوع و متوازن سازد، این وابستگی ادامه خواهد یافت — وابستگیای که در آن مسکو و پکن بازیگران برندهترند و تهران در موقعیت واکنشی باقی میماند .
فوریه ۲۰۲۶ ۶



