ال‌پائیس: کوبا در محاصرهٔ آمریکا؛ همدلیِ لفظیِ متحدانِ تاریخی

تحریم انرژی و محاصرهٔ اقتصادی کوبا توسط دولت ترامپ، این جزیره را در بدترین بحران اقتصادی خود از زمان انقلاب ۱۹۵۹ فرو برده است.
این فشارها با انگیزهٔ انتقام‌جویی سیاسی مارکو روبیو و ترامپ همراه است، که سقوط رژیم کاسترو را تحقق یک رؤیای شخصی می‌دانند. در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی، بخشی از مردم، اتحادیه‌های کارگری اروپا و برخی دولت‌ها همبستگی خود با کوبا را ابراز کرده‌اند. با این حال، کوبا انتظار دارد حمایت متحدان سنتی‌اش فراتر از لفظ و در سطح عمل باشد، نه تنها شعار و محکومیت رسمی. روزنامهٔ «ال پائیس El País»، یکی از معتبرترین و پرتیراژترین روزنامه‌های سراسری اسپانیا و جهان اسپانیایی‌زبان با گرایش لیبرال، در این گزارش به تحریم کوبا و واکنش متحدان آن می‌پردازد.

***

محاصرهٔ انرژی‌ای که ایالات متحده بر کوبا تحمیل کرده است، جز همدلی لفظی و کمک‌های بشردوستانه، با مقاومت چندانی از سوی دولت‌هایی که به‌طور تاریخی و سنتی دوست این جزیره بوده‌اند، روبه‌رو نشده است.

هر بار که از رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، دربارهٔ کوبا پرسیده می‌شود، پاسخ یکسانی می‌دهد: «به نظر می‌رسد آمادهٔ سقوط است.» او با لحنِ فخرفروشانه می‌گوید که بدون نفت ونزوئلا، کوبا قادر به ادامهٔ حیات نخواهد بود. البته او نخستین ساکنِ کاخ سفید نیست که سقوط قریب‌الوقوع دولت برادران کاسترو و میگل دیاز-کانل را پیش‌بینی می‌کند. شصت‌وشش سال فشار، پایان جنگ سرد، ۱۲ رئیس‌جمهور آمریکا و انواع پیش‌بینی‌ها دربارهٔ ناممکن بودن بقای این رژیم، همگی پیش از او وجود داشته‌اند. اما کاستروئیسم، درست مانند دایناسورِ داستانِ آگوستو مونتروسو، همچنان سرِ جای خود باقی مانده است.

ترامپ که از موفقیت عملیات نظامی‌ای که در سوم ژانویه به دستگیری نیکلاس مادورو در کاراکاس انجامید جسورتر شده، معتقد است قطعِ ارسالِ بیش از ۲۷ هزار بشکه نفت در روز که کوبا از رژیم چاویستی دریافت می‌کرد ضربهٔ نهایی به هاوانا خواهد بود. او اکنون تهدید به اعمال تحریم علیه کشورهایی نیز کرده است که ممکن است برای این جزیره سوخت ارسال کنند؛ تهدیدی که به‌ویژه مکزیک را هدف گرفته است. این اقدامی ضربه‌ای بی‌رحمانه به کشوری است که هم‌اکنون بدترین بحران اقتصادی خود از زمان انقلاب ۱۹۵۹ را تجربه می‌کند و با خاموشی‌های گسترده، کمبود غذا و دارو و کاهش ذخایر ارز خارجی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

همبستگی مردم مکزیک با کوبا

کوبا اکنون آسیب‌پذیر شده است؛ و نه فقط به‌دلیل محاصرهٔ انرژی و بحران اقتصادی مزمنی که از آن رنج می‌برد. نفوذ پیشین کوبا بر چپ جهانی و دولت‌های متحد، دیگر آن‌چه زمانی بود، نیست. رافائل روخاس، تاریخ‌دان کوباییِ «ال کولخیو دِ مکزیک»، می‌گوید: «چپ بین‌المللی چندان قاطعانه واکنش نشان نمی‌دهد. برای مثال به مورد برزیل نگاه کنید؛ [رئیس‌جمهور لولا خود را به محکوم‌کردن محاصره محدود کرده است]. دولت اسپانیا هم واکنشی پررنگ نشان نمی‌دهد.» روسیه وعدهٔ کمک مالی داده، هرچند با بی‌میلی. سفر هفتهٔ گذشتهٔ وزیر خارجهٔ کوبا، برونو رودریگز پاریّا، به پکن نیز چیزی فراتر از سخنان توخالی در پی نداشت. این تاریخ‌دان می‌افزاید: «به‌دلیل فقدان دموکراسی و سرکوب سیستماتیک، مشروعیت کوبا در صحنهٔ جهانی فرسوده شده و این فراخوان برای همبستگی تأثیر بسیار محدودی دارد. شاید به برخی بخش‌های چپ برسد، اما در حال حاضر، مخالفت با محاصرهٔ آمریکا تنها به ارائهٔ کمک‌های بشردوستانه محدود مانده و این کمک‌ها برای جلوگیری از فروپاشی کوبا کافی نیستند.

بازگشت ترامپ به قدرت، آغازگر نظم جهانی جدیدی است که در آن چندجانبه‌گرایی و سازمان‌های بین‌المللی، از جمله سازمان ملل، در حال عقب‌نشینی هستند. در این دنیای جدید، نقش کوبا به طور فزاینده‌ای کمرنگ‌تر و انزوای آن آشکارتر می‌شود. مکزیک، شیلی و روسیه از معدود کشورهایی هستند که به کمک آن آمده و تجاوز ترامپ را علناً محکوم کرده‌اند. روخاس توضیح می‌دهد: «دولت کوبا با تشبیه آنچه در غزه اتفاق افتاد و صحبت از «نسل‌کشی» انجام شده توسط امپراتوری، در تلاش است تا همبستگی جهانی را بسیج کند.»

دیمیتری روزنتال، مدیر مؤسسهٔ آمریکای لاتین در آکادمی علوم روسیه، ناتوانی متحدان سنتی کوبا را در برابر وضعیت جدید جهانی و عزم ایالات متحده برای اجرای آنچه «دکترین دونرو» نامیده می‌شود، تصدیق می‌کند؛ دکترینی که به واشنگتن نقشی مسلط در هر آنچه در قارهٔ آمریکا رخ می‌دهد واگذار می‌کند و مانع از آن می‌شود که مسکو یا پکن نقشی معنادار در آنچه آمریکا «قارهٔ خود» می‌داند ایفا کنند. او در سمیناری که این پنج‌شنبه در واشنگتن به‌وسیلهٔ مرکز استیمسون برگزار شد، توضیح داد: «ما به ارسال نفت ادامه خواهیم داد، اما قادر به افزایش آن نخواهیم بود. این کار بسیار پرهزینه و از نظر لجستیکی مشکل‌زاست. بنابراین بدون کمک دیگران، برای ما (روسیه) بسیار دشوار است که اوضاع را بهبود ببخشیم. نمی‌دانم چین مایل است ارسال خود را افزایش دهد یا نه. تردید دارم برزیل بتواند چنین اقدامی بکند، با توجه به ریسک‌های سیاسی جهانی. روسیه می‌تواند حمایت اخلاقی ارائه دهد، شاید مقداری کمک بشردوستانه، اما نمی‌دانم بیش از این چه کاری از دست‌مان برمی‌آید.»

موقعیت جغرافیایی کوبا، بین کارائیب و اقیانوس اطلس و رو به روی ایالات متحده، و رابطه خصمانه آن با قدرت شمالی، این جزیره را با جمعیتی کمی کمتر از ۱۰ میلیون نفر، در مرکز سیاست بین‌المللی قرار داده است. توانایی آن در ایجاد روابط، نخست با بلوک شوروی در دوران جنگ سرد و سپس با ونزوئلا و آنچه «محور بولیواری» خوانده می‌شود، نفوذی استثنایی در این کشورها به کوبا بخشید. کوبا همچنین برای بخشی از چپ بین‌المللی، اقلیتی که هر روز کوچک‌تر می‌شود به آخرین نماد مقاومت در برابر امپریالیسم بدل شده است.

شیر خشک از مکزیک

با آن‌که رئیس‌جمهور مکزیک، کلائودیا شینبام، اصرار دارد که در تلاش است جریان ارسال نفت را دوباره فعال کند، واقعیت این است که این جریان متوقف شده است. اکنون محموله‌ها شامل شیر خشک و دیگر کالاهای اساسی‌اند. شیلی نیز محاصره را محکوم کرده و از ارسال کمک‌های بشردوستانه خبر داده است. اما فشار ترامپ از طریق کشورهای همسایه در حال تشدید است: این هفته نیکاراگوئه، دیکتاتوری هم‌پیمان کوبا، با بستن مسیر اصلی عبور تبعیدیان کوبایی، ورود کوبایی‌ها را ممنوع کرده است. گواتمالا نیز خروج همهٔ پزشکان کوباییِ شاغل در این کشور را اعلام کرده است.

در دوران جنگ سرد، کوبا بازیگری کلیدی برای اتحاد جماهیر شوروی سابق بود. اما پس از فروپاشی بلوک شوروی، هاوانا توانست روابط خود با روسیه را بازسازی کند و پیوندهای تازه‌ای با چین و ویتنام برقرار سازد. رافائل روخاس یادآور می‌شود که از سال ۲۰۰۲ به بعد، اتحاد قدرتمند میان ونزوئلای هوگو چاوز و فیدل کاسترو «پیوندی بسیار عمیق ایجاد کرد و منشأ شکل‌گیری بلوک بولیواری و دیگر سازمان‌ها، از جمله پتروکاریبه، کاریکوم، اوناسور و کشورهای آلبا شد». شکست‌های پیاپی انتخاباتی چپ در اکوادور، بولیوی و هندوراس، این پیوندها را به‌تدریج از هم گسست. سقوط مادورو نقطهٔ پایان بود.

سرخیو آنخل، مدیر برنامهٔ کوبا در دانشگاه کلمبیایی سرخیو آربولدا، توضیح می‌دهد: «شینبام در مکزیک و گوستاوو پترو در کلمبیا ــ هر دو دولت‌های چپ‌گرایی در حوزهٔ نفوذ کوبا ــ محاصره را محکوم کرده‌اند، اما با گفتمانی مبهم‌تر و با پرهیز از نام‌بردن مستقیم از ایالات متحده. با این حال، هر دو در حال بررسی مناطق خاکستری برای ادامه حمایت از هاوانا در زمانی هستند که احتمال «صفر شدن» عرضه نفت وجود دارد..»

اما اوضاع می‌تواند حتی پیچیده‌تر شود. اگر رژیم کاسترو به لبهٔ سقوط برسد، واشنگتن نیز ممکن است خود را در تنگنا بیابد، به‌ویژه اگر آنچه ویلیام لئوگراند، استاد علوم سیاسی دانشگاه امریکن و نویسندهٔ کتاب Back Channel to Cuba، «مجازات جمعی که نقض حقوق بین‌الملل است» می‌نامد، ادامه یابد. بحران‌های بشردوستانهٔ پیشین در این جزیره موج‌هایی از مهاجرت به سواحل فلوریدا را رقم زده‌اند؛ همان‌گونه که در بحران قایق‌سواران دههٔ ۱۹۹۰ رخ داد. ویکی هادلستون، رئیس پیشین دفتر منافع آمریکا در هاوانا (۱۹۹۹–۲۰۰۲)، در سخنرانی اخیر خود که به‌وسیلهٔ مؤسسهٔ کوئینسی برای کشورداری مسئولانه برگزار شد، می‌پرسد: «آیا ایالات متحده حاضر است مسئول قحطی میان کودکان کوبایی باشد؟ آیا تحمل خواهیم کرد تصاویر کودکانی گرسنه در هاوانا را ببینیم، شبیه آنچه در سودان دیده‌ایم؟»

مطالعه‌ای از سوی سفارت سوئیس در هاوانا که نقش میانجی میان کوبا و ایالات متحده را ایفا می‌کند می‌نویسد: «اقتصاد کوبا احتمالاً بدترین بحران تاریخ خود را تجربه می‌کند؛ بحرانی که حاصل ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی است.» رئیس‌جمهور آمریکا مدعی است که پیشنهادی برای توافق ارائه داده و دو دولت در حال مذاکره‌اند. اما هاوانا تنها وجود تماس‌هایی در سطح مسائل فنی را می‌پذیرد و انجام هرگونه گفت‌وگوی جدی را رد می‌کند؛ در حالی که رئیس‌جمهور دیاز-کانل از اعمال تدابیر جیره‌بندی‌ای خبر می‌دهد که یادآور بدترین روزهای «دورهٔ ویژه» است.

در هر حال، گزینه‌های پیش روی دولت کوبا به‌شدت نامطلوب‌اند: یا با اقداماتی که بیم دارد بقای رژیم را به خطر اندازند، از جمله برگزاری انتخابات، در برابر واشنگتن عقب‌نشینی کند، یا با بحرانی بشردوستانه در ابعادی عظیم روبه‌رو شود که عمداً از سوی کشور همسایه‌اش ایجاد شده است. در گذشته، پاسخ رژیم به چنین وضعیت‌هایی همواره تشدید سرکوب بوده است.

برای دولت ایالات متحده، آنچه این بار در مورد کوبا رخ می‌دهد، تقریباً جنبه‌ای شخصی دارد. مسئول سیاست خارجی واشنگتن، مارکو روبیو، فرزند مهاجران کوبایی است؛ برای او سقوط رژیم کاسترو تحقق رؤیای یک عمر خواهد بود. او در ژانویهٔ گذشته، در حضور کنگرهٔ آمریکا، تأکید کرد که فشار بر این جزیره با هدف سرنگونی رژیم اعمال نمی‌شود، اما افزود: «ما بسیار دوست داریم شاهد تغییر رژیم باشیم.» این موضعی است که جامعهٔ پرنفوذ کوبایی–آمریکایی نیز با آن هم‌نظر است؛ جامعه‌ای که آرای آن برای حزب جمهوری‌خواه حیاتی است.

ترامپ اخیراً گفت: «لازم نیست این به یک بحران بشردوستانه تبدیل شود. فکر می‌کنم آن‌ها احتمالاً به سراغ ما می‌آیند و می‌خواهند معامله‌ای بکنند. فکر می‌کنم، می‌دانید، ما مهربان خواهیم بود.»

اما کوبا به گفتهٔ کارشناسان ونزوئلا نیست. از زمان انقلابی که فیدل کاسترو را در سال ۱۹۵۹ به قدرت رساند، ایالات متحده با همهٔ ابزارها، از جمله زور، در پی سرنگونی این رژیم بوده است؛ از جمله در شکست مفتضحانهٔ تهاجم خلیج خوک‌ها در سال ۱۹۶۲. سازمان سیا چندین بار تلاش کرد کاسترو را ترور کند. ایالات متحده یک محاصرهٔ اقتصادی اعمال می‌کند و از دههٔ ۱۹۹۰، قوانینش شرکت‌های خارجی‌ای را که به‌زعم واشنگتن از دارایی‌های مصادره‌شدهٔ آمریکایی در این جزیره سود می‌برند، تحریم کرده است.

نهاد نظامی کوبا، همچون نظام سیاسی آن، بسیار کارآزموده‌تر از ونزوئلاست. حزب کمونیست کنترل مطلق دارد: برخلاف ونزوئلا، در آن‌جا نه اپوزیسیون سازمان‌یافته‌ای وجود دارد و نه جامعهٔ مدنی نیرومندی؛ بیشتر مخالفان سرشناس، همراه با دو تا سه میلیون هم‌وطن‌شان، از زمان پیروزی انقلاب جزیره را ترک کرده‌اند.

ویلیام لئوگراند می‌گوید: «در هاوانا دلسی رودریگزی وجود ندارد. اگر هم باشد، ایالات متحده نمی‌داند او کیست و هیچ راهی هم برای تماس با او ندارد، بدون آن‌که سرویس‌های امنیتی کوبا از آن باخبر شوند.»

*ترجمه و تنظیم گزارش به نقل از «ال پائیس» توسط شبنم آذری برای انتشار در اخبارروز انجام گرفته است.

برچسب ها

کوبا در یکی از بحرانی‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. محاصرهٔ نفتی ایالات متحده، که دولت دونالد ترامپ آن را به‌عنوان ابزاری برای «تغییر رژیم» پیش می‌برد، کشور را با کمبود سوخت، توقف گردشگری و فروپاشی منابع ارزی روبه‌رو کرده است. دیپلمات‌ها و نهادهای بین‌المللی هشدار می‌دهند که ادامهٔ این سیاست «گرسنه‌سازی» می‌تواند ظرف چند هفته به بحرانی انسانی در کوبا منجر شود
چرا اروپا همهٔ توان خود را صرف حفظ پیوند با آمریکا می‌کند، حتی وقتی این سیاست وابستگی‌ها را کاهش نمی‌دهد و تهدیدهای تازه‌ای بر قاره تحمیل می‌کند؟ در نظم جهانیِ در حال دگرگونی، آلمان و اتحادیهٔ اروپا بازیگران منفعل نیستند؛ آن‌ها فعالانه به پیشبرد بلوک‌بندی کمک می‌کنند. بدین‌سان، پردهٔ آهنینی جدید در اروپا شکل می‌گیرد، با دو اردوگاهِ به‌شدت مسلح و مجهز به سلاح هسته‌ای

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی