متن سخنرانی در هامبورگ در هشتم فوریه ۲۰۲۶
با تسلیت و همدردی به مردم داغدار ایران از یکسو و با سپاس از جنبش وحدت ملی ایرانیان و گروه وان وبژن و بویژه سرکار خانم دکتر مدرسی و آقای دکتر صارمی مدیران سیاسی این مجموعه و برگزارکنندگان این همایش، بخاطر دعوت من برای بیان دیدگاهم پیرامون «نقش نهادهای مردم نهاد در اعتلای جنبش کنونی ایرانیان » از سوی دیگر، صحبتم را آغاز میکنم
گرد آمدن مردم برای خواستههای صنفی خود در یک نهاد مدنی و اقدام برای به پیش راندن این خواستهها موجب رشد آگاهی صنفی و اجتماعی آنان خواهد شد. این فرایند درهم آمیخته آگاهی و عملکرد اجتماعی سبب ژرفش و گسترش شعور تجربی مردم و آگاهی ملی آنان میشود. دستاوردی که به نوبه خود پشتوانه واقعی حفظ منافعشان در پیچ و خم های سیاسی است
جنبش مدنی کنونی ایران مجموعهای از فعالان، انجمنها، نهادهای غیررسمی، و حرکتهای مردمی زمینههای مختلف است که میتوان از آن بعنوان جنبشی فعال و زنده، نه در خود بلکه برای خود و سربرآورده بعنوان عاملی برای ایجاد همبستگی ملی، نام برد
حوزههای اصلی فعالیت جامعهٔ مدنی: حقوق بشر و آزادیهای سیاسی که در آن زنان، جوانان، دانشجویان، کارگران و زحمتکشان، مردم مناطق محرومتر کشور مانند سیستان و بلوچستان، کردستان و خوزستان و غیره، جنبشهای کارگری و صنفی: شامل معلمان، کارگران، آموزگاران بازنشستگان و پرستاران، کامیون داران و غیره و همجنین جنبش محیط زیست، فعالیت دیجیتال بوده اند
هم در شرایط کنونی پس از کشتار گسترده و سرکوب شدید و هم در صورت بروز جنگ جامعهٔ مدنی در ایران زیر سرکوب حکومت قرار دارد. شرایط این روزها بگونه زیر است
الف ـ تشدید سرکوب و نظامیسازی فضای جامعه
الف ۱ ـ افزایش کنترل و سرکوب تجمعات و فضاهای عمومی:
الف ۲ ـ فعالسازی و افزایش حضور فیزیکی و سایبری شدید نیروهای اطلاعاتی و بسیج
الف ۳ ـ صدور احکام سنگین برای فعالان: با اتهاماتی مانند “همکاری با دشمن”، “تبلیغ علیه نظام” یا “جاسوسی”
الف ۴ ـ تشدید نقش سپاه در عرصههای غیرنظامی مانند سازمانهای اجتماعی یا فرهنگی
- ب ـ محدودیتهای ارتباطی، اینترنتی و سازماندهی
ج ـ فروپاشی نسبی نهادهای مستقل و محدودشدن فضاهای مدنی
- د ـ کوشش در تحمیل ترس، سکوت اجباری و بیاعتمادی عمومی
ه ـ مهاجرت یا سکوت اجباری فعالان و نخبگان مدنی و یا روزنامه نگاران و انقطاع نسلی
در شرایط کنونی که کشتار گسترده، سرکوب سیستماتیک و حذف فیزیکی نیروهای اجتماعی بهطور سازمانیافته در سراسر کشور اعمال میشود، نقش سازمانهای مدنی و نهادهای مردمی سنگینتر، پیچیدهتر و تاریخیتر از هر زمان دیگری است.
رژیم با هدف بیسر کردن جامعه، کوشش کرده بخش قابلتوجهی از رهبران میدانی، کنشگران، سازماندهندگان و ستونهای عملی نهادهای مدنی را از میدان خارج کند؛ برخی جان باختهاند، برخی مجروح، بیمار یا آسیبدیدهاند و گروهی نیز زیر فشارهای امنیتی ناچار به سکوت یا انزوا شدهاند. این ضایعه، واقعیتی تلخ است که بهطور طبیعی محدودیتهایی جدی در ظرفیت سازماندهی، تداوم کنش جمعی و انتقال تجربه بوجود آورده و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
- اما این تنها یک سوی واقعیت است. در دل بحران، فرصتهآ، ظرفیتهای و وظایف نویی برای جامعه مدنی نیز شکل گرفته و میگیرند:
از سوی دیگر، تشدید بحرانهای چندجانبه و ناتوانی فزاینده رژیم در حکمرانی، مدیریت چالشهای بزرگ و مهار فروپاشیهای اقتصادی، اجتماعی و مدنی است. فرسایش مشروعیت، شکافهای درونی قدرت، ناتوانی در رویارویی بیرونی و حتی بگونه درگیرشدن با یک جنگ که او را سردرگم تر و بی پشتوانه تر میکند، ریزش نیروها و انباشت خشم در جامعه، شرایطی را رقم زده که در آن نسل جدیدی از کنشگران و گروههای تازهای از انبوه مردم ایران، خواهناخواه به میدان مبارزه گام میگذارند و خلأهای ایجادشده را پر میکنند. در همین شرایط سقوط اقتدار، فرصتی تاریخی برای شکلگیری ارادهی ملی و سازمانیابی مردمی برای نجات میهن فراهم شده است.
سیمای اکنون: سهگانهی فروپاشی
در ایران امروز با سه گسل موازی مواجهایم:
ـ فروپاشی مشروعیت سیاسی: نظام دیگر نماینده هیچ نیروی اجتماعی نیست.
ـ فروپاشی کارکردی در اداره کشور: از تهران تا استانها، دولت عملاً فقط ماشین سرکوب است.
ـ فروپاشی امنیتی و اقتصادی: مردم در محاصره سرکوب جنگ اختمالی پیش رو، تورم، و کوچ اجباری بیدفاع ماندهاند.
در این شرایط، قدرتِ نجاتبخش و ساماندهنده تنها میتواند از درون جامعهی مدنی برخیزد، سازمانیابی مردمی، نهادسازی مدنی و شکلگیری یک نیروی سیاسی با رهبری ملیِ برآمده از متن جامعه. راه نجات بی برگشت، برپایی جنبشی گسترده با پختگی گفتمانی، استراتژیک، سیاسی و سازمانی، شبکهای نیرومند و مستقل نهادهای مدنی، تشکلهای مردمی و هستههای سازماندهنده در سطوح مختلف جامعه است.
چهار سطح نقشآفرینی جامعهی مدنی در مسیر آزادی
در دوران کنونی، جامعهی مدنی تنها امید ماندگاری ایران و گذار به آزادی است. این جامعه میتواند اکنون و بویژه در صورت بروز جنگ در چهار سطح، همزمان نقش حیاتی ایفا کند:
سطح اول: حفظ پیوندهای اجتماعی در شرایط سرکوب و ایجاد گروههای محلهمحور برای
ـ مستندسازی جنایتها و گزارش موارد جنایت، قحطی، آوارگی و سرکوب برای افکار عمومی جهانی
ـ جلوگیری از عادیسازی خشونت
ـ انتقال تجربه از نسلهای پیشین به کنشگران نوظهور
ـ بازآفرینی اشکال سازماندهی کمکهای مردمی از جمله در زمینه شبکههای امدادی مردمی متناسب با شرایط امنیتی در دوران کشتار، سرکوب خشونت بار و یا جنگ
ـ برقراری خطوط ارتباطی امن بین محلات، استانها و فعالان درون و برونمرز
این سطح، نهفقط برای تأکید بر «حیات، کرامت، و همبستگی» ایرانیان است، بلکه برای حفظ روحیه ملی حیاتی است.
سطح دوم: ایجاد مدیریت محلی مردمی، بویژه در زمان بروز احتمالی یک جنگ
با بروز احتمالی یک جنگ و فروپاشی کارکرد حکومت در شهرستانها، شکلگیری «کمیتههای اداره امور محلی» ضروری است:
ـ شوراهای اضطراری با حضور معلمان، بازاریان، پرستاران، رانندگان، و فعالان خوشنام
ـ اراِیه خدمات حیاتی مانند درمانگاهها توسط شوراها و تشکلهای صنفی
ـ راهاندازی سامانههای محلی اطلاعرسانی و تصمیمگیری مشارکتی
ـ جایگزینی مدیران حکومتی فاسد با افراد دارای اعتماد عمومی
در این مرحله، مردم نشان میدهند که میتوانند بدون رژیم، شهر را اداره کنند.
سطح سوم: همپیوندی جنبشها در قالب جبهه نجات میهنی
در حالیکه اعتراضها، اعتصابها و حرکتهای خودجوش در سراسر کشور جریان دارند، جنبش مدنی باید این انرژی پراکنده را در قالب جبههای همبسته و همصدا سازمان دهد:
ـ تشکیل «مجمعهای استانی نجات ایران» متشکل از نیروهای مدنی، صنفی، دانشگاهی، و معتمدین
ـ همراستا کردن اعتصابات کلیدی (حملونقل، نفت، معلمان، نانوایان) با خواستههای سیاسی برای گذار
ـ ارتباط با نهادهای مدنی برونمرز برای جلب حمایت، رساندن صدا و تأمین منابع
ـ طراحی کمپینهای هماهنگ رسانهای برای روایت ملی رهایی
این سطح، جامعه را از دفاع به تهاجم سیاسی مدنی هدایت میکند.
سطح چهارم: زمینهسازی برای دولت انتقالی مردمی و نهادسازی آینده
در گام نهایی، وظیفه جامعهی مدنی فراتر از مقاومت است؛ نهادهای آن باید پایههای نظم نوین آزادیخواهانه را بنیان نهند:
ـ تدوین منشورهای محلی برای مشارکت در گذار سیاسی
ـ انتخاب نمایندگان مورد اعتماد برای مجلسهای مردمی موقت
ـ نظارت مردمی بر حفظ نظم، امنیت، عدالت و اموال عمومی در دوران خلأ قدرت
ـ تعامل با نیروهای گذار ملی برای تشکیل دولت انتقالی و برگزاری انتخابات آزاد
در این سطح، جامعهی مدنی نهفقط زنده میماند، بلکه آینده را بنیان مینهد.
توجه داشته باشیم که اگر نیروی نوظهور اجتماعی به حال خود رها شود، فرسوده و پراکنده خواهد شد؛ اما اگر به سازمانیابی مدنی، پیوند آگاهانه جنبشها و افق یک رهبری ملی متکی گردد، میتواند خشم انباشته را به قدرت سیاسی بدل کند و جنبش را از واکنشهای پراکنده به کنشی آگاهانه، پایدار و سرنوشتساز ارتقا دهد. آینده در گرو بلوغ اراده جمعی و سازمانیافتگی مردم ایران است.
نکته قابل ذکر دیگر این است که پس از چرخش سیاسی نیز نهادهای مدنی نقش بسیار مهمی را ایفا خواهند کرد. تجربه مثبت جهانی بشر برای جلوگیری از تمرکز قدرت و یا جلوگیری از بازتولید استبداد پس از چرخش های اجتماعی، در جامعه های گوناگون از پیشرفته تا غیر پیشرفته، برپایی جامعه مدنی و تقویت و استحکام بخشیدن به عملکرد آن در این جامعه ها است. نهادهای مدنی سرمایه اجتماعی یک کشور هستند و جامعه مدنی بخشی از سیستم سیاسی کشورها را تشکیل میدهد.
رابطه متقابل دولت و نهاد مدنی، وجود قوانین و بویژه قانون اساسی دموکراتیک تعیین کننده است، زیرا ترجمان چگونگی تقسیم قدرت در کشور است. قانونها و هنجارهای دموکراتیک در یک کشور امکان کنترل دولت توسط نهاد مدنی و جامعه مدنی را فراهم میکنند و برای آنها توان همکاری با دولت در ساخت دموکراتیک کشورشان را فراهم می سازند. توجه و اتکا بر سنت های مردمی، اتکا بر قانون، ایجاد دولت قانون گرا و حقوق مدار و ایجاد روابط و مناسبات سیاسی ـ اقتصادی قانونمند در یک کشور برای استقرار دموکراسی بسیار مهم میباشند. این نکات بویژه بهنگام تغییرات سیاسی برای جلوگیری از تمرکز قدرت در دست عده ای تکنوکرات و بوروکرات در یک کشور اهمیت فراوان می یابند
در رابطه متقابل دولت و نهاد مدنی، وجود قوانین و بویژه قانون اساسی دموکراتیک بر پایه اعلامیه جهانی حقوق بشر و پیوست های آن تعیین کننده است، زیرا معرف چگونگی تقسیم قدرت در کشور است.
نتیجهگیری: از رنج به رهایی
اگر امروز نان، دارو، و سرپناه دست نهادهای مردمی بیفتد،
اگر فردا اداره محله و شهر توسط شوراهای محلی شکل بگیرد،
و اگر پس از فردا جبههای ملی از دل این ساختار مدنی برخیزد،
آنگاه خواهیم توانست بگوییم:
«در دل تاریکی، خود مردم چراغ شدند. و با آن چراغ، راه ایران را یافتند.»
بیایید امروز را سازماندهیم، تا فردا، فراتر از بقا، آزادی را بسازیم
با احترام
سهیلا ستاری


