یک – نفی آگاهانه ملیگرایی در گفتمان بنیانگذار جمهوری اسلامی
از منظر تاریخ اندیشه سیاسی، جمهوری اسلامی از معدود نظامهای مدرن است که آگاهانه و صریح، هویت ملی را نفی کرده است. روحالله خمینی، رهبر انقلاب ۱۳۵۷، در آثار و سخنرانیهای متعدد خود، ملیگرایی را نه یک گرایش سیاسی، بلکه «انحراف عقیدتی» و حتی «کفر» میدانست.
در کتاب صحیفه نور (جلدهای ۱ و ۲)، او بارها تأکید میکند که :
«ملیتگرایی برخلاف اسلام است»
«اینکه بگویند ما اول ایرانی هستیم بعد مسلمان، این خلاف اسلام و کفر است»
این موضع، ریشه در سنت اسلام سیاسی فراملی دارد؛ سنتی که از سید قطب و ابوالاعلی مودودی تا نظریه «امت واحده» در فقه سیاسی شیعه امتداد یافته است (ر.ک: مودودی، نظریه سیاسی اسلام؛ قطب، معالم فی الطریق). در این چارچوب، «ملت» مفهومی مدرن، غربی و رقیب «امت» تلقی میشود .
دو – حذف نمادهای ملی به مثابه سیاست هویتی
یکی از نخستین تجلیهای عملی این ایدئولوژی، حذف نشان شیر و خورشید از پرچم ایران بود. این نشان، که دستکم از سدههای میانه اسلامی (قرن ۷ و ۸ هجری) بهطور رسمی در پرچمها و سکههای ایرانی حضور داشت، توسط خمینی «نماد طاغوت» و «شیطانی» خوانده شد .
مطالعات تاریخی نشان میدهد که شیر و خورشید :
ریشه در ستارهشناسی و نمادشناسی ایران باستان دارد (خورشید = میترا / فرّه ایزدی)
در دوره اسلامی، بهویژه از عصر ایلخانی به بعد، بازخوانی فرهنگی شده، نه اسلامی-فقهی
(ر.ک: احسان یارشاطر، دانشنامه ایرانیکا؛ هما ناطق، نقش نمادها در تاریخ ایران)
بنابراین حذف آن، نه یک تغییر زیباییشناختی، بلکه اقدامی آگاهانه برای قطع پیوند نمادین با تاریخ ایران بود .
سه – پروژه بازنویسی حافظه تاریخی
در چهار دهه بعد، جمهوری اسلامی کوشید حافظه جمعی ایرانیان را از طریق :
نظام آموزشی
رسانههای رسمی
مناسک حکومتی
بازنویسی کند. در کتابهای درسی، ایران پیش از اسلام اغلب بهصورت «دوران ظلم، استبداد و تباهی» تصویر شد، در حالی که پژوهشهای تاریخی (گیرشمن، دیاکونوف، زرینکوب) نشان میدهند تمدن ایران باستان یکی از پایههای دولت، حقوق، شهرسازی و تساهل دینی در جهان قدیم بوده است .
در مقابل، حکومت به ترویج آنچه «اسلام بومیشده حکومتی» میتوان نامید پرداخت :
تقدیس مکانهایی مانند جمکران (با پیشینهای متأخر و غیرمستند)
رواج «طب اسلامی» در تضاد با پزشکی علمی
(ر.ک: نقدهای دانشگاه علوم پزشکی تهران، مقالات پزشکی ۱۳۹۸–۱۴۰۲)
این روند، از دید جامعهشناسان دین، نمونهای از ایدئولوژیکسازی دین برای مهار هویت ملی است .
چهار – واکنش جامعه: احیای ایرانیت بهعنوان مقاومت
بر اساس نظریه «واکنش هویتی» در جامعهشناسی سیاسی، هرگاه قدرت سیاسی هویتی را سرکوب کند، آن هویت به شکلی مقاومتی بازتولید میشود .
در ایران، این واکنش بهوضوح دیده میشود :
افزایش چشمگیر نامهای ایرانی باستان (آمار ثبت احوال، دهه ۱۳۹۰)
تجمعهای خودجوش در پاسارگاد و تخت جمشید
بازگشت پرچم شیر و خورشید در اعتراضات ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱
این پدیده، نه بازگشت رمانتیک به گذشته، بلکه بازتعریف هویت ملی در برابر اسلام سیاسی است .
پنج – مصادره نمادها؛ چرخش تاکتیکی درون نظام
انتشار تصویر شیر و خورشید در صفحه اول روزنامه سازندگی با تیتر «هم ملی، هم مذهبی» و اظهارات علیاکبر صالحی مبنی بر «اسلامی بودن» این نماد، نشانه یک چرخش تاکتیکی است، نه تحول فکری .
در ادبیات علوم سیاسی، این پدیده «تصاحب نمادین »نام دارد :
وقتی قدرت، نماد مقاومت را میگیرد تا آن را بیخطر کند.
ادعای نسبت دادن شیر و خورشید به حضرت علی(ع)، فاقد پشتوانه در متون تاریخی معتبر شیعه است و بیشتر به اسطورهسازی پسینی شباهت دارد تا پژوهش آکادمیک .
شش – شیر و خورشید؛ نماد ایران تاریخی، نه نظام مذهبی
مطابق پژوهشهای نمادشناسی :
شیر: قدرت، پادشاهی، فرّه
خورشید: نظم کیهانی، حیات، مشروعیت
این دو، پیش از اسلام، در دوره اسلامی، و پس از آن حضور داشتهاند، اما هرگز مالکیت مذهبی نداشتهاند. آنها به ایران تعلق دارند، نه به یک ایدئولوژی حاکم .
حکومتی که دههها این نماد را حذف و تحقیر کرده، اکنون نمیتواند مدعی «مالکیت معنوی» آن شود؛ بهویژه وقتی این نماد در خیابانها به نشانه اعتراض علیه همان حکومت برافراشته میشود .
هفت – ملی، نه مذهبی؛ جمعبندی نظری
تقابل «ملی» و «مذهبی» در ایران امروز، تقابل دو نظم معنایی است :
یکی مبتنی بر تاریخ، فرهنگ، ملت و حق حاکمیت مردم
دیگری مبتنی بر امت، فقه سیاسی و ولایت ایدئولوژیک
تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که این دو قابل جمع نیستند. هر تلاش برای اسلامیسازی نمادهای ملی، نه آشتی، بلکه اعتراف به شکست پروژه حذف ایرانیت است .
ملی، نه مذهبی
این شعار، صورتبندی فشرده یک تجربه تاریخی، یک تحلیل آکادمیک، و یک خواست اجتماعی است .
فوریه ۲۰۲۶



