شنبه ۱۴ فوریه ساعت ۱۲:۳۰ دگر بار Am Steintoplatz Hannover
جامعهای ماتمزده در بهت و شوک، در سوگواری خاموش بهسر میبرد. شبح جنگ و مذاکره در فضای یاس و امید پرواز میکند، در حالی که نظام از تأمین مایحتاج روزانه عاجز مانده و گرانی، تورم و بیعدالتی همچنان بیداد میکند. در چنین شرایطی، مردم ماتمزده و خانوادههای جانباختگان از مراسم سوگواری عزیزانشان محروم شدهاند. شناسایی و دستگیریهای گسترده همچنان ادامه دارد و در برخی شهرها خانهگردی برای بازداشت معترضان جریان دارد. تنها بخش کوچکی از اخبار این جنایات فجیع در حال ضبط و ثبت شدن است. آمار جانباختگان، این جانهای شیفته هر روز سیر صعودی دارد و با وجود ایراد فشار به خانوادهها برای علنی نکردن نام کشتهشدگان، هر روز گوشههایی از ابعاد این جنایت سیستماتیک دولتی، برنامهریزیشده و سراسری، نمایان میشود. صحنههای کشتار وسیع دلخراش است: پدر و دختر در آغوش هم جان میدهند، بچه دوساله بر شانههای پدر، دختر در آغوش مادر و هزاران دختر و پسر، پیر و جوان زخمی و مجروح شدهاند. هنوز بر بدنهای بسیاری ساچمه و زخم باقیست و هزاران چشم آسیب دیدهاند. بسیاری از ترس دستگیری به پزشک و بیمارستان مراجعه نمیکنند. پزشکان و کادر درمان همچنان تحت فشار هستند و دستگیری پزشکان، وکلای مردمی، دانشجویان و… در کنار بازداشتهای گسترده ادامه دارد. زندانها با کمبود جا مواجه شده و هنوز پیکر بسیاری از جانباختگان تحویل خانوادهها داده نشده است. گرفتن تعهد، اخذ “پول گلوله” از خانوادهها در ازای تحویل دادن پیکر عزیزشان، ممنوعیت برگزاری مراسم سوگواری و…، از جمله کلیدواژههای ایجاد وحشت است. تا به امروز، به گفته نهادهای حقوق بشری در ایران،۶۹۶۱ نفر از کشتهشدگان احراز هویت شدهاند. بیش از ده هزار نفر در حال بررسی هستند، هزاران نفر مفقود شدهاند و تاکنون قتل دولتی ۱۸۰ دانشجو و ۲۰۰ کودک تأیید شده است. کشتن حتی یک نفر از این افراد نیز مصداق جنایت است. حق اعتراض از مردم گرفته شده و تجربه نشان داده است که جمهوری اسلامی در شرایط بحرانی، شکست، عقبنشینی یا پذیرش “جام زهر”، از زندانیان سیاسی انتقام میگیرد. کشتار بزرگ سال ۶۷ یک نمونهی فراموشنشدنی از این دست بهشمار میرود. سران نظام جنایتکار اعتراض مردم را ادامه جنگ ۱۲روزه و فتنه “اسرائیل و آمریکا“ اعلام کرده و به گفته خودشان بیش از ۲۱۴ نفر از نیروهای نظامی، امنیتی و… را از دست دادهاند. استفاده از دوشکا، کلاشینکف، تکتیراندازان و دیگر سلاحهای جنگی برای خاموش کردن اعتراضات تأیید شدهاند. رژیم ولایی خود بخشی از نیروهایش را که به مردم تیراندازی نکردهاند کشته و به نام “شهید“ ثبت میکند، در حالی که تلاش دارد برخی از کشتهشدگان معترض را بسیجی یا وابسته به نظام جا بزند. این روایتها یکسر وارونه بازنمایی شده و واقعیتهای جاری نشان میدهند که خطر بزرگی برای تعرض به جان زندانیان سیاسی در کمین است، زندانیانی که هر روز بر شمار آن افزوده میشود. زندان، شکنجه و اعدام در کنار اعترافات اجباری میتواند پیشزمینه کشتار زندانیان سیاسی باشد. خواست یک هیئت تحقیق مستقل از وکلا و نهادهای حقوق بشری برای بازدید از زندانهای ایران و تماس با خانوادههای دادخواه، در کنار اینترنت آزاد، میتواند یاریرسان جنبشی باشد که برای نان، آزادی، کرامت انسانی، زندگی و زیست غارتشدهاش مبارزه میکند. مردم دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند؛ پس دوباره به پا خواهند خاست و با آموختن از تجربیات جنبشهای قبلی، سازمانیافتهتر و با اتکای به قدرت خویش، متشکل و با عزمی راسخ، بساط رژیم جمهوری اسلامی را بر خواهند چید. برای یاد جانهای شیفته و پر پر شده و در همدردی و همبستگی با خانوادههای دادخواه و در دفاع از دستگیرشدگان شنبه ۱۴ فوریه ساعت ۱۲:۳۰ دگر بار در
Am Steintoplatz Hannover
گردهم میآییم.
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
اعدام ملغی باید گردد
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران
زنده باد آزادی و برابری زن، زندگی، آزادی
کانون کنشگران دموکرات و سوسیالیست هانوفر




