«مخرج مشترک» ائتلاف ترکیه – اعراب: جلوگیری از جنگ با ایران

تظاهراتی در استانبول در حمایت از حکومت ایران در هفته گذشته

روزنامه اسرائیلی هاآرتص در مقاله‌ای به قلم زوی بارئل نویسنده خود به بررسی نقش ترکیه در جلوگیری از جنگ آمریکا با ایران در منطقه پرداخته و تاکید می‌کند که اردوغان در حال ایجاد صف‌بندی‌های تازه و ایجاد یک ائتلاف موردی در منطقه خاورمیانه علیه اسرائیل و جلوگیری از جنگ با ایران شده است.

بحران داخلی ایران و سایهٔ تهدیدهای آمریکا، به‌جای آن‌که فقط تهران را در تنگنا بگذارد، به موتور محرک یک کشاکش قدرت منطقه‌ای بدل شده است: رقابتی میان اسرائیل از یک‌سو و مجموعه‌ای از بازیگران عرب و ترکیه از سوی دیگر؛ مجموعه‌ای که می‌کوشد هدف مشترکی را پیش ببرد—جلوگیری از جنگ با ایران—و در همان حال، با آنچه «نفوذ خطرناک اسرائیل» بر منطقه و بر رئیس‌جمهور آمریکا می‌دانند، مقابله کند.

زوی بارئل نویسنده این مقاله در هاآرتص، از مرزی آغاز می‌کند که امروز به‌گفتهٔ او یکی از «کنترل‌شده‌ترین» مرزهای جهان است: مرز ایران و ترکیه. در حالت عادی هم این مرز زیر نظارت سخت‌گیرانهٔ ارتش ترکیه، پهپادها، سیم‌خاردارهای حلقوی و مواضع بتنی قرار دارد؛ اما با اوج‌گیری اعتراض‌های گسترده در ایران از دسامبر، و بیش از همه پس از آن‌که دونالد ترامپ در ژانویه وعده داد به معترضان کمک خواهد کرد، آنکارا حضور نیروهایش را به‌طور محسوس افزایش داد، استقرار دفاعی‌اش را تقویت کرد و حتی اعلام کرد اگر رژیم ایران سقوط کند، ممکن است در داخل خاک ایران «منطقهٔ غیرنظامی» ایجاد کند. در روایت هاآرتص، این تصمیم‌ها بیش از هر چیز از یک هراس فوری سرچشمه می‌گیرد: موج احتمالی پناهجویان ایرانی—سناریویی که ترکیه با تجربهٔ جنگ داخلی سوریه آن را به‌خوبی می‌شناسد؛ تجربه‌ای که طی آن بیش از چهار میلیون سوری وارد ترکیه شدند و بخش بزرگی از آنان همچنان در آن کشور مانده‌اند، حتی با وجود آن‌که به‌زعم نویسنده، سوریه تحت حاکم جدیدش احمد الشرع به درجه‌ای از ثبات رسیده است.

اما مسئلهٔ ترکیه فقط امنیت مرزی و پناهجویی نیست. ایران برای آنکارا یک شریک انرژی و تجارت نیز هست. هاآرتص یادآوری می‌کند بر اساس توافقی که دو کشور در سال ۲۰۰۱ امضا کرده‌اند و قرار است در ماه ژوئیه تمدید شود، ترکیه می‌تواند سالانه تا ۹٫۶ میلیارد متر مکعب گاز از ایران خریداری کند. نفت ایران هم به ترکیه می‌رسد؛ کشوری که، به روایت متن، کاملاً با تحریم‌های آمریکا همسو نیست. افزون بر این، ایران هر سال حدود ۵ میلیارد دلار کالا به ترکیه صادر می‌کند. بنابراین جنگ با ایران—که می‌تواند مسیرهای انتقال گاز و نفت و تجارت را مختل کند، موج پناهجویان راه بیندازد و حتی جبهه‌ای تازه در معادلهٔ ترکی–کردی در امتداد مرز ایران بگشاید—بدترین سناریوی ممکن برای ترکیه است. از همین‌جا نویسنده گزارش به این نتیجه می‌رسد که اردوغان «دست روی دست نگذاشته» و عملاً در حال پیش بردن ابتکاری منطقه‌ای است که هدفش جلوگیری از جنگ است؛ آن هم در شرایطی که تهران ترجیح داده بود مذاکرات با آمریکا به‌جای استانبول در مسقط برگزار شود و همهٔ رهبران منطقه نیز—از جمله اردوغان—مطمئن نیستند تصمیم نهایی ترامپ چه خواهد بود.

نویسنده سپس رشته‌ای از تحرکات دیپلماتیک اردوغان را کنار هم می‌گذارد و از آن یک «کارزار منطقه‌ای» می‌سازد: سه‌شنبهٔ گذشته دیدار اردوغان با محمد بن سلمان در عربستان؛ روز بعد سفر به قاهره؛ و شنبه میزبانی از عبدالله دوم، پادشاه اردن، در استانبول. ظاهر ماجرا قراردادهای اقتصادی و سرمایه‌گذاری و «دیدارهای کاری» است، اما در خوانش هاآرتص، این سفرها لایهٔ امنیتی–سیاسی روشنی دارد. در عربستان، بحث فروش جنگنده‌های رادارگریز «KAAN» که هنوز در مرحلهٔ توسعه است مطرح می‌شود—از ۲۰ تا ۱۰۰ فروند—با ایدهٔ تولید مشترک در خاک عربستان و همکاری فناوری نظامی، و مهم‌تر از همه «درک مشترک» از واکنش دو طرف در صورت وقوع جنگ با ایران. در مصر، صحبت از سرمایه‌گذاری حدود ۱۵ میلیارد دلاری ترکیه است؛ سرمایه‌گذاری‌ای که قرار است کارخانه‌هایی با اشتغال ده‌ها هزار نفر ایجاد کند و بر پیوندهای راهبردی و سیاسی رو به رشد بنا شود، با این چشم‌انداز که شاید در نهایت همکاری نظامی را هم در پی داشته باشد. اینکه در این سفرها وزیران دفاع، خارجه و دارایی ترکیه همراه اردوغان بوده‌اند و هیأتی متشکل از بیش از ۲۰۰ بازرگان ترک حضور داشته، به‌عنوان نشانه‌ای از پیوند اقتصاد و سیاست و امنیت مطرح می‌شود.

یکی از نکته‌های مرکزی مقاله این است که «ترکیه اکنون همه‌جا در خاورمیانه حضور دارد»، در حالی که اسرائیل—به گفتهٔ نویسنده—در غزه می‌کوشد مانع نقش‌آفرینی نیروهای ترکیه شود. هاآرتص یادآوری می‌کند که فقط سه سال پیش، بسیاری از کشورهای منطقه ترکیه را قدرتی «خصمانه» می‌دانستند: از تهدید آنکارا به قطع رابطه با امارات به‌خاطر توافق‌های ابراهیم گرفته تا خصومت یخ‌زده میان ترکیه و مصر پس از برکناری محمد مرسی در ۲۰۱۳، و همچنین دلخوری عمیق عربستان از نقش حمایتی ترکیه از قطر در سال‌های محاصرهٔ اقتصادی. اکنون اما همان ترکیه در حال کنار هم نشاندن شرکای عربی است—نه در قالب یک پیمان جامع شبیه ناتو یا اتحادیهٔ اروپا، بلکه در قالب همگرایی موردی و هدفمند.

هاآرتص تصریح می‌کند این «ائتلاف ترکیه–عرب» یک بلوک منسجم با سیاست واحد در همه حوزه‌ها نیست؛ هر کدام از کشورها منافع خاص خود را دارند و همین مانع شکل‌گیری یک راهبرد مشترک فراگیر می‌شود. با این حال، یک «مخرج مشترک» وجود دارد: جلوگیری از جنگ با ایران، از طریق ساختن جبهه‌ای که در برابر نفوذ اسرائیل بایستد؛ نفوذی که از نگاه آنان هم منطقه را به سمت جنگ سوق می‌دهد و هم به دلیل نزدیکی اسرائیل به ترامپ، امکان اثرگذاری‌اش بر کاخ سفید افزایش یافته است. این کشورها می‌خواهند به ترامپ نشان دهند که ارزیابی تهدیدهای هسته‌ای و موشکی ایران باید با هزینه‌های منطقه‌ای و جهانیِ یک جنگ سنجیده شود—هزینه‌هایی که به باور آنان در استدلال اسرائیل برای حمله، «غایب» است و نگاه را فقط بر تهدید ایران برای اسرائیل متمرکز می‌کند؛ در حالی که پیامدهای گسترده‌تر می‌تواند منافع آمریکا را هم به خطر بیندازد.

نویسنده در ادامه، به جایگاه ویژهٔ این جبهه در سال‌های اخیر اشاره می‌کند: بسیاری از این کشورها روابط سیاسی با ایران را—در سطوح مختلف—حفظ کرده‌اند. ریاض، ابوظبی، دوحه و آنکارا روابط دیپلماتیک کامل با تهران دارند و قاهره نیز سال گذشته به یکی از اهداف مهم تلاش‌های دیپلماتیک ایران تبدیل شده است؛ تلاشی که به گفتهٔ متن، از «بی‌اعتنایی سرد» مصر در گذشته فاصله گرفته و به نوعی رابطهٔ غیررسمی رسیده است؛ رابطه‌ای که حتی به ایران این امکان را داده تا امتیاز میزبانی امضای توافقی میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را به مصر بدهد—توافقی که هنوز اجرا نشده است. هم‌زمان، رهبران همهٔ این کشورها روابطی گرم تا بسیار گرم با ترامپ دارند و همین «موازنهٔ نفوذ» را—به تعبیر نویسنده—برای ایران معنادار می‌کند.

مقاله به اظهارات کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی و وزیر خارجه پیشین ایران و از مشاوران ارشد خامنه‌ای، استناد می‌کند: او در نشست این شورا گفته «اولویت نخست ایران باید کشورهای منطقه باشد» و اعتراف کرده که این اولویت «اکنون در حال اجراست، اما در گذشته چنین نبود» و ایران در روابط با همسایگان «اشتباهات زیادی» داشته است. خرازی به تلاش گذشتهٔ ایران برای «صدور انقلاب اسلامی» اشاره می‌کند که نگرانی‌هایی در میان برخی همسایگان برانگیخته بود؛ و از گفته‌های او چنین برمی‌آید که حتی اکنون هم ایران باید این کشورها را بخشی از «چتر حفاظتی» خود ببیند و نگرانی‌هایشان را نسبت به رفتار منطقه‌ای تهران کاهش دهد.

با این حال، نویسنده تردید جدی دارد که چنین پیام‌هایی بتواند رهبران کشورهای خلیج فارس، ترکیه و مصر را قانع کند که ایران «دوست و صلح‌طلب» است؛ به‌ویژه با توجه به تهدیدهای ایران دربارهٔ آسیب زدن به خطوط کشتیرانی در خلیج فارس، حمله به پایگاه‌های آمریکایی—که برخی در خاک همین کشورها قرار دارند—و حتی تهدید به هدف قرار دادن خودِ کشورها. در عین حال ایران به این جمع‌بندی رسیده که حتی پشتیبانی قدرت‌هایی مثل چین و روسیه هم امنیتش را تضمین نمی‌کند و اگر شانسی برای دور کردن سایهٔ جنگ وجود داشته باشد، دقیقاً در «همسایگی» است—در همان اهرم‌هایی که دست کشورهای منطقه‌ای است که از بازگشت جنگ هراس دارند.

مقاله با یک جمع‌بندی هشدارآمیز تمام می‌شود: این موازنهٔ نفوذ منطقه‌ای تا اینجا «نتیجهٔ ملموس» نداده است. کشورهای خلیج فارس و ترکیه نتوانستند جنگ ژوئن را متوقف کنند، نتوانسته‌اند نمایش بزرگ قدرتی را مهار کنند که ترامپ اکنون در آستانهٔ ایران مستقر کرده، و هنوز موفق نشده‌اند تهران را به امتیازدهی‌ای متقاعد کنند که خطر درگیری را خنثی کند. به بیان دیگر، در تحلیل هاآرتص، اردوغان و شرکای عربش در حال ساختن یک چارچوب بازدارنده‌اند، اما وزن واقعی این چارچوب در برابر محرک‌های جنگ—چه در واشینگتن و چه در تل‌آویو و چه در خود تهران—هنوز نامعلوم و شکننده است.

ترجمه و تنظیم برای اخبار روز: فرهاد صفاری

برچسب ها

آیا ایران سرانجام به سوی یک انفجار بزرگ حرکت می‌کند، یا در مسیر فرسایش تدریجی قرار گرفته که در نهایت به تغییری از درون خود نظام می‌انجامد؟ سناریوهای گوناگونی در این باره مطرح است. مهم‌ترین پرسش برای کشورهای خلیجی این است که کدام‌یک از این دو مسیر، در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، تأثیر عمیق‌تری بر امنیت و ثبات آن‌ها خواهد گذاشت: یک تغییر بزرگ و پیش‌بینی‌ناپذیر، یا فرسایشی آهسته...

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی