هشت سال از روزی که رفیق عزیزم ناصر مهاجر از من خواست تا از چگونگی فعالیت دختران دانشجوی هوادار سازمان چریک های فدایی خلق دردانشگاه تبریز بنویسم ، می گذرد . سراغاز یاد مانده هایم این جملات بود:
” نسل من زندگی پرتلاطمی را از سر گذرانده است ، روزهایی که گرمای خورشید را بسان جرعه ای آب سرمی کشیدیم و ماه هایی که جسم و جان خسته ی مان را بدست طوفان حوادث می سپردیم . دهه ی ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ پربارترین و خونبارترین فصل زندگی نسل ماست. دگرگونی زندگی من در این دهه گرانبهاتر از آن است که حتا فکر در گذشتن از آن از خاطرم بگذرد. نگاه من به آن روزها بازخوانی جنبشی است که با نامش دفتری در تاریخ مبارزات ایران گشوده شد . دفتری که بازخوانی هر برگش عمری را طلب می کند.”*
پنجاه و پنج سال از روزی که انقلابیون جان برکف در برابر رژیم دیکتاتوری پهلوی قدعلم کردند تا ندای آزادی خواهی زحمتکشان ایران زمین را به گوش جهانیان برسانند، می گذرد .تیری که از سیاهکل شلیک شد بر قلب استبداد و دیکتاتوری محمد رضاشاه پهلوی نشست ، جنبشی که علی رغم تلاش های مذبوحانه ی ساواک و رژیم سفاک پهلوی و همیاران ریز و درشتش ، در جهت نابودی آن ، هنوز هم بر سر ایران زمین سایه افکنده است. تلاش یاوه سرایانی که به نام مورخ در بارگاه خمینی و خامنه ای در جهت مخدوش کردن افکار جوانان از اهداف مبارزه ی فدائیان ، هم به ثمر نرسید . پایه ی اتاق فکری شیخ و شاه از سال ۱۳۱۶ تا به امروز بر این بود که با سرکوب اندیشه ی آزادی خواهی و عدالت طلبی، جنبش چپ را نابود کنند و در آرامش به حکومت ننگین خود ادامه دهند.مبارزه ی بی امان چریک های فدایی، جنبش چپ را که سال ها از حرکت بازمانده بود ، به تکاپو واداشت .نوشته های بیژن جزنی از درون حصارهای تنگ زندان ، به دست رفقایش درسراسر ایران و انسوی مرزها رسید . خون فدائیان برسنفکرش خیابان ها نقش بست. دانشگاه ها، مدارس ، کارخانجات وحتی در دخمه های کوره های آجرپزی رفقا و هواداران سازمان چریک های فدایی ، علیه ظلم و فساد حکومت پهلوی به پا خاستند تا ریشه ی ظلم و فساد را از بیخ و بن برکنند. از ۱۹ بهمن ۱۳۴۹ بیشماری از فرزندان دلیراین آب و خاک توسط ماموران ساواک شکنجه و اعدام شدند . زندانیانی که دوران محکومیت شان را می گذراندند ،به شنیع ترین ترفند قرون وسطایی دست بسته و با چشم بند در تپه های اوین تیرباران کردند .* حیله و ترفند رژیم شاه و ساواک در داستان سرایی مبنی بر فرار زندانیان از دوون اتوبوس بی اثر بود و ماه ها دا نشگاه ها صحنه ی درگیری خشونت بار ماموران گارد با دانشجویان معترض بود . دربار و ساواک ، گرگ های تیر خورده ای که تشنه ی خون بودند و حمید اشرف طعمه ای دست نیافتنی ، گریختن های پیاپی حمید اشرف از تیر رس ماموران ساواک ، و درماندگی جلادان در اجرای اوامر بی چون و چرای شاه که مکرربا دشنام گویی به سران ساواک می پرسید: ” با حمید اشرف چه کردید؟”
سرانجام درروز ۸ تیرماه سال ۱۳۵۵ خانه ی تیمی حمید اشرف از زمین و هوا گلوله باران شد ، این اولین باری بود که ساواک برای فرونشاندن خشم شاه از هلی کوپتر برای گشتن فداییان استفاده کرد . و ماران ضحاک با نوشیدن خون حمید اشرف آرام گرفتند. بعد از این شبخون مغول وار ، ساواک وشاه فاتحانه سوار برخر مراد ، با هجوم به خانه های نیمی فدائیان در سراسر ایران همانند گردان های نازی از کشته ها پشته ساختند . اما آن چه که در مخیله ی فکری دستگاه فاسد سلطنت خطور نمی کرد ، جرقه ای بود که در شب های شعر انستیتو گوته مهرماه سال ۱۳۵۶ بر آسمان ایران نقش بست ، دیری نپائید که شعله ی سرکشش سراسر ایران را در برگرفت .
تظاهرات دانشجویان از درون دانشگاه ها فراتر رفت و پیر و جوان هم نوا با دانشجویان شعار “با پتک کارگر، با داس برزگر از ریشه برکنیم این شاه حیله گر،” یا شعار ” درود بر فدایی رزمنده ی نهایی “را در تاریخ جنبش آزادی خواهی ثبت کردند. جنبشی که پیکار در جهت دست یابی به حقوق حقه ی کارگران و زخمتکشان را در سرلوحه ی برنامه ی مبارزاتی خود داشت . جنبشی که روحیه ی میهن دوستی و ستیز با اجانبی که چشم طمع به خاک ایران زمین داشتند را به مبارزه علیه ظلم و ستم پیوند زد .
۱۹ بهمن سال روز قیام علیه ظلم و ستم خاندان پهلوی و ستمکاران در سراسرجهان ، بر همه ی آزاداندیشان ایران زمین خجسته باد.
۱. راهی دیگر روایت هایی در بود و باش چریک های فدایی خلق ایران دفتر دوم ص ۴۶۹ گردآورندگان ویراستاران تورج اتابکی و ناصر مهاجرنشر نقطه بهار۱۳۹۶
۲. تیرباران بیژن جزنی به همراه هفت رفیق سازمان فدائی و دونفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق در تپه های اوین
۳. حمید اشرف از رهبران کلیدی و بنیان گذار سازمان چریک های فدایی خلق ایران در خانه ی تیمی در مهرآیاد جنوبی به همراه رفقایش پس از ساعت ها درگیری در راه خلق جان باخت . دو فرزند زنده یاد فاطمه شایگان دانه و جوانه هم در این درگیری توسط ماموران ساواک کشته شدند.



