کسانی که با ترامپ مذاکره می کنند – رضا باقری

کشتار ده‌ها هزار نفر در فاصله چند روز، نه فقط یک فاجعه ملی بلکه رخدادی در ابعاد جنایت علیه بشریت است؛ رخدادی که از نظر مقیاس، الگو و ماهیتِ عاملان، در تاریخ معاصر کم‌سابقه خواهد بود. بررسی آن نیازمند مقایسه با نمونه‌های مستند خشونت دولتی و جنگ‌های بزرگ، و نیز توجه به معیارهای حقوق بین‌الملل است.

مقایسه با دیکتاتوری‌ها و جنگ‌های بزرگ

در تاریخ معاصر، حتی رژیم‌های سرکوبگر نیز معمولاً کشتارهای گسترده را در بازه‌های زمانی طولانی‌تر مرتکب شده‌اند:

* حکومت نظامی آگوستو پینوشه در شیلی طی سال‌ها سرکوب، هزاران کشته و ناپدیدشده بر جای گذاشت، اما این ارقام در یک بازه کوتاه چندروزه ثبت نشده‌اند.

* خشونت‌های سازمان‌یافته گروه‌هایی مانند داعش نیز با وجود ماهیت آشکاراً تروریستی، معمولاً به‌صورت منطقه‌ای و در دوره‌های زمانی ممتد رخ داده است، نه در مقیاس سراسری و فشرده چندروزه علیه جمعیت خودی.

در جنگ‌های بین‌دولتی نیز، با وجود استفاده از تسلیحات سنگین:

* در جنگ میان روسیه و اوکراین، که با دستور مستقیم ولادیمیر پوتین آغاز شد و دولت ولودیمیر زلنسکی بارها آمار تلفات را اعلام کرده، شمار کشته‌ها حاصل ماه‌ها و سال‌ها نبرد، بمباران، جنگ سنگر به سنگر و استفاده گسترده از پهپاد و موشک بوده است.

* در کشتار گسترده اسرائیل از مردم فلسطینی در غزه نیز، تلفات انسانی نتیجه جنگی مستمر و طولانی بوده، نه سرکوب چندروزه یک جمعیت غیرمسلح در سراسر یک کشور.

اگر دولتی بتواند در عرض دو یا سه روز، بدون وضعیت جنگی خارجی، ده‌ها هزار نفر از شهروندان خود را در خیابان‌ها بکشد، این از نظر مقیاس، از بسیاری از کشتارهای ثبت‌شده در جنگ‌های کلاسیک نیز فراتر می‌رود.

تفاوت بنیادین: جنگ با «دشمن خارجی» در برابر کشتار مردم خود

در نمونه‌های بالا  با وجود نقض‌های جدی حقوق بشر دولت‌ها دست‌کم ادعای جنگ با «دشمن خارجی» یا «گروه مسلح» را مطرح می‌کنند. اما در سناریوی دی ماه ۱۴۰۴ بحث:

* قربانیان، شهروندان خود کشورند

* خواسته‌های اعلام‌شده آنان سیاسی و مدنی است: تغییر سیاست‌ها، پاسخ‌گویی مسئولان، عدالت اجتماعی

* ابزار آنان اعتراض خیابانی است، نه جنگ مسلحانه کلاسیک

چنین وضعیتی، که به کشتار وسیع و سازمان‌یافته منجر شده است، در چارچوب حقوق بین‌الملل می‌تواند ذیل مفهوم جنایت علیه بشریت  قرار گیرد؛ یعنی حمله گسترده و سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی.

مسئله‌ی «مقیاس» و اهمیت مستندسازی

عدد «ده ها هزار کشته در چند روز» از نظر آماری چنان بزرگ است که:

* نیاز به توجه فوری نهادهای بین‌المللی حقوق بشر و سازوکارهای حقیقت‌یاب را می‌طلبد

و در صورت اثبات، یکی از بزرگ‌ترین کشتارهای دولتیِ ثبت‌شده پس از جنگ جهانی دوم محسوب می‌شود

در تجربه‌های پیشین، چون کشتار دهه ۶۰ و خصوصا قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ و هم چنین  از بالکان تا رواندا، جهان بارها نشان داده که در مواجهه با گزارش‌های اولیه، تردید و تأخیر می‌تواند به پنهان ماندن ابعاد واقعی جنایت کمک کند. به همین دلیل، ثبت دقیق نام‌ها، زمان‌ها، مکان‌ها و شیوه‌های کشتار اهمیت حیاتی دارد.

پیامد سیاسی و تاریخی

دولتی که به جای پاسخ سیاسی به مطالبات اجتماعی، به کشتار وسیع متوسل شود:

* مشروعیت داخلی خود را به‌طور بنیادین از دست داده است

* در حافظه تاریخی ملت، نه به‌عنوان «حاکم»، بلکه به‌عنوان «عامل کشتار» ثبت شده است

* باید در معرض پیگردهای بین‌المللی، تحریم‌های گسترده‌تر و انزوای عمیق‌تر قرار ‌گیرد

تاریخ نشان داده است که خشونت عریان ممکن است موقتاً خیابان را ساکت کند، اما در بلندمدت شکاف میان دولت و جامعه را به نقطه‌ای می‌رساند که خشونتی ژرف‎تر پدیدار خواهد شد.

این کشتار در ردیف شدیدترین اشکال خشونت سازمان‌یافته در دوران معاصر قرار دارد. چنین رویدادی نه صرفاً یک سرکوب داخلی، بلکه نقطه عطفی تاریک در تاریخ جنایات دولتی می باشد.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی