دونالد ترامپ سرانجام چندی پیش ، استراتژی امنیت ملی خود رامنتشرکرد-سندی که سعی می کند عقب نشینی دهۀ اخیراین کشوررا با سلطۀ جهانی سابق آن آشتی دهد. به همین دلیل ، تناقض هائی درآن مشاهده می شود. مثلاً دربخش هائی ازاین سند ، مداخله گری تبلیغ می شود وبخش های دیگر ، علیه آن می شورد. درمقدمۀ این سند آمده است ” هرکاری که انجام می دهیم ، آمریکارا دراولویت قرارمی دهیم “. سند جدید ، این عبارت را نقشۀ راهی برای تضمین آن می داند که آمریکا همچنان بزرگترین وموفق ترین ملت درتاریخ بشرباقی بماند.
سند جدید ، نظم جهانی آمریکا- محور پس ازجنگ سرد را به شدت مورد انتقاد قرارمی دهد ومی گوید : ” نخبگان سیاست خارجی آمریکا ، خودراقانع کرده بودند که سلطۀ دائمی آمریکابرسراسرجهان ، به نفع کشورماست درحالیکه امورسایرکشورها ، تنها زمانی به مامربوط می شود که فعالیتهای آنها ، مستقیماً منافع ماراتهدید کند.” بعبارت دیگر ، سند جدید فرضی راکه به موجب آن ، پس ازفروپاشی اتحاد شوروی وپایان گرفتن جنگ سرد، جهان تک قطبی شده وآمریکاباید برای همیشه نظم جهانی رامدیریت کند، رد می کند ومی گوید که این امر نه تنها محقق نشده ، بلکه به تضعیف موقعیت آمریکا درجهان منجر گردیده است. دراین سند ادعا می شود که پول مالیات دهندگان آمریکائی درجاهائی خرج شده که ارتباط مستقیمی باامنیت ورفاه مردم آمریکا نداشته است. بعبارت دیگر سند ، جهانی راتوصیف می کند که درآن ، منافع آمریکا بسیارمحدودترازآن چیزی است که دولتهای پیشین این کشور ترسیم می کردند – تصویری که سالها ایالات متحده رانیروئی جهانی درخدمت آزادی می دانست ، اکنون جای خودرا به تمرکزاصلی برکاهش مهاجرت ، وپرهیز ازقضاوت دربارۀ دولتهای اقتدارگراداده است : ” ما به دنبال رابطۀ دوستانه وهمکاری تجاری مسالمت آمیز باکشورهای جهان هستیم بدون آنکه دموکراسی ویاهرگونه تغییراجتماعی مغایرباتاریخ وسنتهای آنها رابرایشان تحمیل کنیم.” به گفتۀ ” گرگوری مکس ” نمایندۀ نیویورک وعالیرتبه ترین دموکرات عضو کمیتۀ روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا ، ” این استراتژی ، دهه ها رهبری ارزشی آمریکا راکنارمی گذارد وآن رابانگرشی فرصت طلبانه وفاقد اصول جایگزین می کند.”
دونالد ترامپ ، دکترین جدید سیاست خارجی خود رادراجلاس ” داووس ” به زبانی روشن تر بیان کرد وتصویری ازجهان ارائه داد که درآن ، قواعد مشترک تضعیف شده وروابط بین کشورها ، بیش ازپیش به موازنۀ قدرت وابسته می شود. دراین رویکرد ، اقتصاد به یا بازی باحاصل جمع صفر تقلیل می یابد – جائی که سود یک طرف ، الزاماً به زیان طرف دیگراست ! منطق ترامپ ، بوضوح درسخنرانی داووس نمایان گردید. منطقی که درآن ، فشارجایگزین اقناع ، معامله جایگزین شراکت ، وقدرت سخت جایگزین هنجارهای بین المللی می گردد. داووس ۲۰۲۵ ، صحنه ای بود که درآن ، منطق حاکم براستراتژی جدید امنیت ملی آمریکا، بدون پوشش دیپلماتیک بیان گردید. سند جدید ترامپ ، یک ادعا رابارها تکرار می کند وآن اینکه آمریکا دیگرنمی خواهد بانکدار، پلیس ، یاناجی جهان باشد. امااین کشور درواقع قصددارد بامحدود کردن تعهدات جهانی خود ، انرژی خویش رابرای بازآفرینی یک امپراتوری اقتصادی ، فناورانه وژئوپولتیک در نیمکرۀ غربی وحوزه های حیاتی دیگر متمرکزنماید. این سند تاکید می کند که دوران جهان وطنی لیبرال به سررسیده وآمریکا مجبوراست سخت تر ، بسته تر وخودکفاتر عمل کند واین رویکرد را ” بازگشت به واقعگرائی ” بنامد. نشریۀ فارن پالیسی ، استراتژی جدید امنیت ملی آمریکا رابه ۵ بخش تقسیم می کند وبرای هربخش ، مجموعه ای ازتوصیه ها واصول رابرای متحدان ، شرکاء ، رقبا ، وسایربازیگران ارائه می دهد : نیمکرۀ غربی ، آسیا ، اروپا ، چین وروسیه ، خاورمیانه ! به نوشتۀ این نشریه ، چند اصل اساسی ، حاکم بردکترین جدید امنیت ملی آمریکاست. ابتداء ، “اول آمریکا ” یعنی هرسیاستی باید مستقیماً به نفع شهروندان آمریکائی باشد. دوم ” صلح معطوف به قدرت ” یعنی بازدارندگی بجای ماجراجوئی ! سوم تمرکزشدید برمنافع حیاتی آمریکا وپرهیزازمداخله درجاهائی که ضرورت ندارد. چهارم تاکید بر انصاف ، بدین معنی که متحدان آمریکا باید خود هزینۀ دفاع ازخویش رابپردازند.
پنجمین اصل حاکم برسیاست امنیت ملی جدید آمریکا ، حیات خلوت این کشور درنیمکرۀ غربی است. نیمکرۀ غربی ، اولویت اول ترامپ است که سعی می کند جای پای آمریکا رادرآمریکای لاتین محکم کند و وازنفوذ چین دراین منطقه بکاهد. این استراتژی ، مرز میان منافع امنیتی ، اقتصادی ، دیپلماتیک وتجاری آمریکا درمنطقۀ آمریکای لاتین را بهم می ریزد. آمریکا سعی دارد در آسیا – این حیات خلوت چین ، بربازدارندگی این بزرگترین رقیب خود بیافزاید. دوستون اصلی این رویکرد ، تعادل مجدد اقتصادی وبازدارندگی نظامی است. آمریکا قصددارد از ۷ تریلیون دلار دارائی خارجی اروپا ، ژاپن ، وکره جنوبی ، به همراه ۵/۱ تریلیون دلاری که دراختیار موسسات مالی بین المللی است ، برای مقابله باچین استفاده کند. انتقال بارمسئولیت به دوش اروپا ، درسند فوق کاملاً برجسته است. این سند دربارۀ محوتمدن اروپا ، ابرازنگرانی می کند. آمریکاباید به اروپا کمک کند تامسیرفعلی خود رااصلاح نماید. سند ، ازاروپا بخاطرانتظارات غیرواقع بینانه ازجنگ اوکراین ، انتقاد می کند. این سند همچنین سانسور آزادی بیان وسرکوب مخالفان سیاسی (بخوان گروههای افراطی راستگرا) ونیزسیاستهای مهاجرتی اروپا را مورد انتقاد قرارمی دهد.
استراتژی امنیت ملی امریکا ف رویکردی بسیارمحتاطانه به رقابت ژئوپولتیک دارد. پس از دوسند راهبردی امنیت ملی آمریکا درسالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۲۲ ، که ادبیات تندی دربرابرروسیه داشتند ، سند ۲۰۲۵ نه تنها این ادبیات راکنارگذاشته بلکه درچرخشی واضح ، روسیه رافقط تهدیدی برای اروپا عنوان می کند که آمریکا می تواند آنرا بادیپلماسی مدیریت نماید. درسند جدید ، نه روسیه ونه چین ، بعنوان تهدیدی که باید ازآن ترسید ، معرفی نمی شوند. حتی نامی ازکره شمالی برده نمی شود وایران نیزکه دراسناد قبلی برجسته بود ، دراین سند به عنوان تهدید اصلی مطرح نمی گردد بلکه ادعا می شود که درنتیجۀ فشارها وحملات آمریکا واسرائیل ، تضعیف شده است. این سند ، بدون آنکه روسیه رابعنوان دشمن معرفی کند ، خواهان قطع سریع خصومتها دراوکراین گردیده است. اما چین بعنوان رقیب مطرح می شود وجنگ برسرتایوان بازدارنده تلقّی می شود ورابطۀ اقتصادی واقعاً سودمند ومتقابل بااین کشور توصیه می گردد.
“جاناتان سین ” مدیر امور چین در شورای امنیت ملی آمریکا در دوران جوبایدن می گوید : ” سند استراتژی جدید ، پیامی خوشایندتر برای پکن نسبت به نسخه های قبلی دارد. درسند راهبردی امنیت ملی آمریکا، ۲۱ بارازچین ف ۱۰ بارازروسیه نام برده می شود ضمن اینکه فقط ۳ بارنام ایران دراین سند ذکرمی شود که آنهم به تهاجم به برنامۀ هسته ای ایران ، تضعیف این کشور ، ولزوم بازماندن تنگۀ هرمز ، اشاره دارد.” معهذا ” تام باراک ” فرستادۀ ویژۀ ترامپ به سوریه گفته است که رویاروئی ایران واسرائیل ، یک پروندۀ ناتمام است:” داستان هنوز به پایان نرسیده ومادراواسط رمانی هستیم که هنوز نیمه تمام است وتحولات بسیاری دراین رابطه صورت خواهد گرفت.”
درمقایسه با دیگربخشهای سند استراتژی امنیت ملی آمریکا ، خاورمیانه نشاندهندۀ انحرافی عمده ازاهداف دیرینۀ آمریکا درترویج دموکراسی درسراسرجهان است. دراین سند آمده است که دودلیل تاریخی اولویت خاورمیانه برای آمریکا ، دیگراهمیت خودراازدست داده اند : وابستگی به انرژی و رقابت ابرقدرتها ! آمریکا قصددارد بارسنگین خاورمیانه راازدوش خودبرزمین بگذارد. اما وقتی پای منافع اصلی ودائمی آمریکا به میان می آید، همان داستان آشنای گذشته تکرارمی شود : ” کنترل منابع انرژی، بازنگهداشتن تنگۀ هرمز ودریای سرخ ، جلوگیری ازصدورتروریسم ، و تضمین امنیت اسرائیل” ! دردکترین جدید امنیت ملی امریکا ، خاورمیانه ازاولویت اول به اولویت پنهان تبدیل شده تاهمان سیاست قدیمی باواژه های جدید پیگیری شود. نظرسند جدید دربارۀ خاورمیانه ، ترکیبی وشامل کاهش تمرکزبلند مدت برخاورمیانه ، درکناراستمرارفشاراقتصادی ، امنیتی ودیپلماتیک برای حفظ منافع حیاتی واشنگتن است. این سند ادعا می کند که آمریکا دیگربه دنبال ” جنگ وملت سازی ” نیست اما برثبات منطقه ، امنیت شرکای خود وتضمین آزادی کشتیرانی اصراردارد ودراین چهارچوب ، ایران همچنان تهدیدی جدّی برای نظم منطقه ای تلقّی می شود. درتایید سنتها ورژیمهای پادشاهی خاورمیانه آمده است : ” ماباید هرکجا که اصلاحات به طورطبیعی پدیدارگردید ، آنراتشویق وتحسین کنیم ، بدون آنکه بکوشیم آنراازبیرون تحمیل کنیم.” روزهائی که خاورمیانه دربرنامه ریزی بلند مدت سیاست خارجی آمریکا جایگاه مسلط داشت ، دیگرسپری شده است. ترامپ قصددارد خاورمیانه را به مکانی برای مشارکت وسرمایه گذاری تبدیل کند وبه جنگهای بی پایان آن خاتمه دهد. معهذا درسند ۳۳ صفحه ای استراتژی جدید امنیت ملی آمریکا ، فقط سه پاراگراف به آفریقا اختصاص یافته است. این استراتژی ، معامله محور است وتوجه آن به شراکت هائی است که متضمن منفعت برای آمریکاباشد. درسند آمده است : ” برای مدتی بسیارطولانی ، سیاست آمریکا درآفریقا ، متوجۀ گسترش ایدئولوژی لیبرال بود. این رویکردباید به سمت تجارت و سرمایه گذاری با کشورهائی حرکت کند که متعهد به بازکردن بازارهای خود به روی کالاها وخدمات آمریکائی هستند.”
هدف نهائی سند دکترین جدید امنیت ملی آمریکا ، بازگشت به ” عصرطلائی جدید” برای آمریکا می باشد. دراین عصر، آمریکاباید دوباره روی پای خود بایستد، منابعش راصرف خودش کند ودیگران رامجبورنماید تاهزینۀ رفتارشان را بپردازند. این استراتژی ، نه تنها نشاندهندۀ گسست اساسی از استراتژی اسلاف دموکرات وجمهوریخواه ترامپ ، بلکه ازاستراتژی خودش در سال ۲۰۱۷ نیزتلقّی می شود. ایت تفاوتها ، حول محوراولویت دادن به حاکمیت اقتصادی بر رقابت با قدرتهای بزرگ ، ردّ معماری جهانگرائی ، ومحدود کردن دائرۀ منافع امنیتی ایالات متحده درخارج ازکشورمی چرخد. درعین حال نباید ازویژگیهای شخصی ترامپ نیزغافل شد. تجربه نشان داده است که ترامپ ، سیاستمداری سند گرا نیست وتصمیمهای او بیش ازآنکه متکی به چهارچوبهای مکتوب باشد ، تابع منافع لحظه ای ، نمایش رسانه ای ، ومحاسبات شخصی است. ترامپ دوست دارد قلمروی خود را باگذاشتن نامش برروی هرچیز، علامت گذاری کند( مسیرترامپ ، شورای صلح ترامپ ، دکترین دونروئه و…). تغییرمسیرهای ناگهانی وچرخشهای سریع درسیاست خارجی ، بخشی ازالگوی رفتاری اوست که می تواند اجرای عملی این سند رابا دشواری روبرو سازد.
منابع ومآخذ
۱)the national security strategy:the good,the not so great , www.csis.org
۲)the new us national security strategy , www.fpri.org
۳)ابعاد پنهان دکترین امنیت ملی آمریکا ، www.etemadnewspaper.ir
۴)Trumps new national defense strategy , www.foreignpolicy.com
۵)US foreign policy and national security program , www.afpc.org



