«مستندِ خط مرگ آمریکا»؛ روایتی که چین را تکان داد و خشم غرب را برانگیخت

ملی‌گرایی گرما نمی‌دهد: حتی در وال‌استریت هم فقر و فلاکت گسترش یافته است

دانشجوی پزشکی اهل جمهوری خلق چین، فقر در آمریکا را مستند کرد و در نهایت ناچار شد به جای امنی پناه ببرد

اصطلاح “خط مرگ Kill line” طی هفته‌های اخیر در رسانه‌های اجتماعی چین سر و صدا به پا کرده است. این اصطلاح از دنیای بازی‌های رایانه‌ای چینی می‌آید: کسی که از «خط مرگ» عبور کند، با ضربه بعدی برای همیشه از بازی حذف می‌شود. اما در کاربرد کنونی، موضوع چیز دیگری است: این‌که شمار زیادی از مردم در ایالات متحده از نظر مالی آن‌چنان بی‌پشتوانه‌اند که یک حادثه یا ضربه‌ی ناگهانی کافی است تا آنان را برای همیشه حذف و به ورطه فقرِ مطلق بیندازد.

جرقه این بحث را یک جوان ۲۲ ساله چینی زد که تا همین اواخر در سیاتل دانشجوی پزشکی بود و برای تأمین هزینه‌های زندگی، به‌عنوان دستیار پزشکی قانونی کار می‌کرد؛ شغلی که شامل جمع‌آوری اجساد افرادی می‌شد که هنگام مرگ، دیگر کسی به آنان توجهی نداشت؛ برای نمونه، بی‌خانمان‌ها. آنچه او می‌دید، تکان‌دهنده بود. به همین دلیل، با نام مستعار «کینگ سی کوئی چی» به معنای تقریبی «پادشاه لیز» شروع کرد در شبکه‌های اجتماعی فقر در ایالات متحده را مستند کند: بی‌خانمان‌هایی که از سرما جان باخته‌اند، یا هزینه‌های درمانی‌ای که پرداخت آن‌ها از توان مردم خارج است. او برای توصیف سقوط فردی به ورطه فلاکت، اصطلاح «خط مرگ آمریکایی American kill line» را ابداع کرد.

ویدئوهای کینگ سی کوئی چی به‌ویژه در میان نسل جوان چین بازتابی گسترده داشته و برای بسیاری، تصویری از واقعیت‌های اجتماعی آمریکا فراتر از زرق‌وبرق هالیوود ایجاد کرده است. واقعیت‌هایی مانند این‌که نزدیک به ۴۰ درصد از بزرگسالان آمریکایی قادر نیستند در مواقع اضطراری مبلغ ۴۰۰ دلار—مثلاً برای هزینه‌های درمان—پرداخت کنند، به آگاهی عمومی راه یافته است. این داده‌ها ناگزیر مقایسه بین چین و آمریکا را برمی‌انگیزند. در حالی که در چین، حداقل خدمات درمانی تا حد زیادی از طریق بیمه درمانی دولتی تأمین می‌شود، کینگ سی کوئی چی شکاف‌های عمیق نظام سلامت آمریکا را به تصویر می‌کشد. هزینه زایمان در بیمارستان‌های آمریکا دست‌کم ده برابر چین است. همچنین، طبق داده‌های بانک جهانی، سهم افرادی که در چین با کمتر از سه دلار در روز زندگی می‌کردند، از ۸۳ درصد در سال ۱۹۹۰ به صفر درصد در سال ۲۰۱۹ کاهش یافته است؛ در مقابل، این رقم در ایالات متحده در سال ۲۰۲۲ به ۱٫۲۵ درصد رسید، حدود سه برابر سطح آن در سال ۱۹۹۰، با روندی افزایشی. افزون بر این، در چین فقیرترین ده درصد جمعیت ۳٫۱ درصد از کل درآمد ملی را در اختیار دارند، در حالی که این سهم در آمریکا تنها ۱٫۸ درصد است.

این‌گونه نیست که در جمهوری خلق چین، آگاهی از شرایط اجتماعی ایالات متحده وجود نداشته باشد. گردشگران چینی بارها و بارها در شهرهای بزرگ آمریکا با بی‌خانمان‌هایی روبه‌رو می‌شوند که در فقر مطلق زندگی می‌کنند. ساکنان کلان‌شهرهای چین نیز اغلب با نگاهی آمیخته به ناراحتی، به وضعیت مترو در نیویورک می‌نگرند. تحولات سیاسی و نژادپرستی گسترده – نرخ رسمی جرایم به اصطلاح نفرت علیه افراد آسیایی‌تبار سال‌هاست که در بالاترین حد خود قرار دارد – تصویر تبلیغات ایالات متحده را به شدت مخدوش کرده است. پیش‌تر، در سال ۲۰۲۳، یک نظرسنجی دانشگاه استنفورد نشان داد که ۴۵ درصد از پژوهشگران دارای پیشینه چینی از درخواست کمک‌هزینه‌های دولتی آمریکا خودداری کرده‌اند تا در تیررس نهادهای امنیتی قرار نگیرند. ۶۱ درصد نیز به دلیل فشارهای سیاسی و خطر نژادپرستی، به ترک این کشور می‌اندیشیدند. هم‌زمان، گزارش‌های متعدد درباره دانشمندان برجسته‌ای که از آمریکا به چین بازگشته‌اند، در رسانه‌های چینی دست‌به‌دست می‌شود.

کینگ سی کوئی چی با به‌کارگیری اصطلاح جوان‌پسند “خط مرگ Kill line”، اکنون به نسلی رسیده که در فکر تحصیل در ایالات متحده است. این موضوع در غرب واکنش‌های دفاعی را برانگیخته است. برای نمونه، نیویورک‌تایمز در اواسط ژانویه نوشت گزارش‌ها درباره فقر در آمریکا صرفاً تلاشی است برای انحراف افکار عمومی از این واقعیت که در چین نیز همه‌چیز ایده‌آل نیست. رسانه‌های اروپایی از اکونومیست Economist بریتانیایی تا دی‌تسایت Die Zeit آلمانی نیز همین خط را دنبال کردند. اما بعید است این واکنش‌ها بر بحث در چین تأثیری بگذارد. تنها کسی که آسیب دید، خود کینگ سی کوئی چی بود. هنگامی که دریافت پس از گزارش نیویورک‌تایمز ممکن است به هدف حملات تبدیل شود به‌ویژه آن‌که مخالفان دولت چین نام واقعی‌اش را علنی کرده بودند، به‌گفته آرنو برتران، کارشناس چین، که روز پنج‌شنبه در وبلاگش نوشت، او ناچار شد شتاب‌زده بگریزد و خود را در جمهوری خلق چین به جای امنی برساند.

منبع: یونگه وات

بازتاب «خط مرگ» در هفته نامه آلمانی DIE ZEIT دی تسایت:

چگونه جوانان چین آمریکا را به سخره می‌گیرند

یک اینفلوئنسر چینی نظریه‌ای به نام «خطِ مرگ» را رواج می‌دهد؛ بر اساس آن، طبقهٔ متوسط آمریکا همواره در آستانهٔ سقوط است. چرا این روایت در داخل چین تا این حد طرفدار دارد؟

فرانکا لو روزنامه‌نگار و کارآفرین چینی است. او در چین و آلمان کار می‌کند. در این مجموعه گزارش‌های نشریهٔ «تسایت»، او نگاهی انتقادی به زندگی، فرهنگ و روزمرهٔ چین دارد. برای حفاظت از محیط حرفه‌ای و خصوصی‌اش، با نام مستعار می‌نویسد.

مدتی پیش، یک اینفلوئنسر مهم چینی در آمریکا کارزاری شگفت‌انگیز و بسیار موفق علیه سرمایه‌داری آمریکایی به راه انداخت. او در یکی از ویدیوهایش از مفهومی آشنا در دنیای بازی‌های ویدیویی به نام «کیل‌لاین» یا «خط مرگ» استفاده می‌کند تا وضعیت دشوار مالی طبقهٔ متوسط در ایالات متحده را توضیح دهد. «کیل‌لاین» در بازی‌ها به آستانه‌ای گفته می‌شود که پس از عبور از آن، تمام توان جنگی از بین می‌رود.

این تعبیر خیلی سریع در شبکه‌های اجتماعی چین دست‌به‌دست شد. نه‌تنها رسانه‌های دولتی مانند «چاینا دیلی» و «سی‌جی‌تی‌ان» مفصل به آن پرداختند، بلکه رسانه‌های غربی‌ای مثل «اکونومیست» و «نیویورک تایمز» هم به این موج پیوستند.

دو میلیون دنبال‌کنندهٔ این اینفلوئنسر در وب‌سایت Bilibili او را با نام «کینگ سی کوی چی» می‌شناسند. او به‌خاطر ویدیوهای جنجالی و توطئه‌محورش مشهور است؛ ویدیوهایی که چهره‌ای تیره از آمریکا ترسیم می‌کنند. بیشتر این محتوا آمیزه‌ای است از چیزهایی شبیه واقعیت و نوعی ادبیات تریلرِ آخرالزمانی. برای نمونه، ادعا می‌کند سرمایه‌داران آمریکایی استخوان‌های معتادانِ مرده را فرآوری می‌کنند و پودر استخوان را به معتادان زنده می‌فروشند. چنین محتواهایی در چین مخاطبان زیادی دارند؛ بخشی به این دلیل که دستگاه تبلیغاتی دولت از انتشارشان استقبال می‌کند و بخشی هم چون این نوع روایت‌ها صرفاً حسِ شادمانیِ بدخواهانهٔ بعضی‌ها را ارضا می‌کند.

بسیاری «خط مرگ» را باورپذیر می‌دانند

به‌گفتهٔ کینگ سی کوی چی، بسیاری از آمریکایی‌های طبقهٔ متوسط به شکلی خطرناک نزدیکِ «خط مرگ» زندگی می‌کنند: تنها یک حادثه کافی است تا از آن عبور کنند و با سرعت به ورطهٔ فقر سقوط کنند. این تصویر، وقتی به آمریکا نگاه می‌کنیم، کاملاً هم بی‌راه نیست. هزینه‌های بالای مراقبت‌های درمانی، مخارج سنگین آموزش، یا مصرف‌گرایی استثمارگرانه واقعاً وجود دارند و پایه‌های لرزانِ یک زندگی脆弱 را می‌سازند.

کسی که یک‌بار خانه‌اش را از دست بدهد، با توجه به دشواری یافتن شغل بدون داشتن نشانی ثابت، تقریباً با اطمینان دچار فروپاشی مالی می‌شود. و نتیجهٔ چنین فروپاشی‌ای، به‌گفتهٔ کینگ سی کوی چی، اغلب مرگی فلاکت‌بار در خیابان است.

دلایل متعددی وجود دارد که چرا نظریهٔ «خط مرگ» در میان طبقهٔ متوسط چین تا این اندازه اثرگذار شد. از جمله اینکه خدمات درمانی در چین واقعاً نسبتاً مقرون‌به‌صرفه است. این کشور شبکه‌ای از بیمارستان‌ها دارد که اغلب با بودجهٔ دولتی تأمین می‌شوند و از نظر کیفیت در سطوح مختلف سامان یافته‌اند. پوشش پایهٔ درمانی تقریباً به‌طور کامل از طریق بیمهٔ درمانی دولتی برای شاغلانِ شهرها و نیز بیمه‌هایی برای ساکنان مناطق روستایی، بازنشستگان، دانشجویان یا بیکاران فراهم شده است. البته کیفیت و دسترسی یکسان نیست: میان مناطق شهری و روستایی تفاوت‌های محسوسی وجود دارد و بیمارستان‌های شهرها معمولاً از بودجهٔ بهتری برخوردارند.

با این حال، شهروندان چینی ناچارند بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های درمان را از جیب خود بپردازند و این فشار از زمان همه‌گیری کووید به‌طور محسوسی تشدید شده است. اما در مقایسه با هزینه‌های سرسام‌آور درمان و پوشش ناقص نظام سلامت آمریکا، چین همچنان مزیت‌های روشنی دارد. برای نمونه، هزینهٔ زایمان در یک بیمارستان در ایالات متحده ده تا بیست برابر بیشتر از چین است.

هزینه‌های بالای تحصیل در آمریکا دلیل دیگری است که سخن گفتن از «خط مرگ» را باورپذیر می‌کند. هرچند درآمد متوسط یک فارغ‌التحصیل دانشگاهی در آمریکا چهار تا شش برابر همتای چینی اوست، اما شهریهٔ دانشگاه‌های طراز اول آمریکا در موارد افراطی می‌تواند تا پنجاه برابر شهریهٔ بهترین دانشگاه‌های چین باشد.

یک مثال روشن: هزینهٔ یک سال تحصیل همراه با خوابگاه در دانشگاه تسینگ‌هوا در پکن حداکثر ۱۵۰۰ دلار است، در حالی که دانشجویان هاروارد سالانه باید ۹۵ هزار دلار بپردازند. دانشجویان طبقهٔ متوسط چین به‌ندرت مجبورند دهه‌ها بدهی تحصیلی خود را پس بدهند؛ وضعیتی که در آمریکا بسیار رایج است.

رسانه‌های دولتی چین از «خط مرگ» برای تبلیغات استفاده می‌کنند

دلیل دیگری به کنترل مصرف مواد مخدر در چین مربوط می‌شود. این کشور یکی از سخت‌گیرانه‌ترین نظام‌های کنترل مواد مخدر در جهان را دارد. معتادان به‌اجبار به مراکز ترک فرستاده می‌شوند و بسیاری از قاچاقچیان به اعدام محکوم می‌شوند. در پایان سال ۲۰۲۴، تعداد مصرف‌کنندگان مواد مخدر در چین ۷۴۷ هزار نفر اعلام شد؛ رقمی که نسبت به سال پیش از آن ۱۶٫۷ درصد کاهش نشان می‌دهد. این یعنی ۵٫۴ مصرف‌کننده به ازای هر هزار نفر جمعیت. در مقابل، در آمریکا ۵۱٫۲ درصد از جمعیت ۱۲ سال به بالا دست‌کم یک‌بار مواد مخدر غیرقانونی مصرف کرده‌اند. برای بسیاری از اعضای طبقهٔ متوسط چین، معتادانِ بی‌خانمان در خیابان‌های شهرهای آمریکا شاهدی بر فروپاشی نهایی این کشورند.

همان‌طور که همیشه اتفاق می‌افتد، رسانه‌های دولتی چین نیز خیلی سریع نظریهٔ «خط مرگ» را به خدمت تبلیغات گرفتند؛ برای تقویت تحقیر افکار عمومی نسبت به نظام دموکراتیک و، مهم‌تر از همه، برای تحکیم باور به برتری مدل حکمرانی تک‌حزبی خود.

برخی وبلاگ‌نویسان چینیِ ساکن آمریکا و حتی چند رسانه در داخل چین کوشیده‌اند واقعیت‌ها را تا حدی راستی‌آزمایی کنند. نتیجهٔ کارشان این بوده که نظریهٔ «خط مرگ» خطرهای پیش‌روی طبقهٔ متوسط آمریکا را به‌شدت اغراق‌آمیز نشان می‌دهد، فرصت‌های آن را نادیده می‌گیرد و بخش‌هایی از نظام حمایت اجتماعیِ کارآمد در ایالات متحده را عملاً حذف می‌کند.

بسیاری در این تصور که حالِ دیگران بدتر است، آرامش می‌یابند

اما پست‌هایی که این اصلاح‌ها را مطرح می‌کنند، در چین توجه عمومی بسیار کمتری جلب می‌کنند. در عوض، نویسندگانشان اغلب متهم می‌شوند که یا مأمور سیا هستند یا کاملاً دچار توهم‌اند. علاقهٔ فزاینده به نظریهٔ «خط مرگ» از یک سو بی‌تردید بازتابِ تمایل به تقویت عزت‌نفس ملی است. اما پشتِ شادی از ضعف دیگران، ترس‌های خودی نیز نه‌چندان پنهان شده‌اند.

پلتفرم Bilibili.com که کینگ سی کوی چی در آن چنین محبوبیتی دارد، وب‌سایتی برای ویدیوهای تولیدشده توسط کاربران است با ۳۴۰ میلیون کاربر فعال ماهانه. بیش از ۷۸ درصد آنان متولد بعد از ۱۹۹۰ هستند، تحصیلات بالایی دارند و در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند. ۵۷ درصدشان مردند. بخش قابل‌توجهی از محتوای بیلی‌بیلی به تمسخر یا حمله به کشورهای دیگر ــ به‌ویژه آمریکا و دیگر کشورهای غربی ــ اختصاص دارد، در حالی که دستاوردهای چین ستایش می‌شود. کینگ سی کوی چی تنها یکی از بسیاری است که از این بازار سود می‌برند.

این نسل، تحصیل‌کرده‌ترین نسل جوان در تاریخ چین است. با این حال، خود را در دورهٔ پس از یک رونق اقتصادی گرفتار می‌بیند و چشم‌انداز آینده‌اش نامطمئن است. مسیرهایی که والدینشان را به رفاه رسانده بود، به‌نظر می‌رسد با تورم منفی، رکود اقتصادی، شکاف فزایندهٔ فقیر و غنی، بحران‌های ژئوپلیتیک و پیشرفت شتابان هوش مصنوعی مسدود شده است. نرخ بیکاری جوانان، حتی بر اساس آمار رسمیِ دست‌کاری‌شده، به بیش از ۱۷ درصد رسیده است. بسیاری از جوانانی هم که شغلی دارند، با دستمزدهای راکد زندگی می‌کنند که فقط کفاف گذرانِ حداقلی زندگی را می‌دهد.

به‌نظر می‌رسد آنان در این اندیشه که وضعیت طبقهٔ متوسط آمریکا حتی بدتر است، به‌دنبال تسکین‌اند. و از همین رو، با میل و رغبت به وجود «خط مرگی» باور می‌آورند که کینگ سی کوی چی آن را با چنین اغراقی ترسیم می‌کند.

منبع: دی تسایت

ترجمه و تنظیم: شبنم آذری

برچسب ها

ایالات متحده محاصرهٔ انرژی کوبا را تشدید کرده و صادرات نفت به این جزیره را قطع کرده است. فشارهای ترامپ و مارکو روبیو، با انگیزهٔ فروپاشی دولت و سقوط رژیم کوبا، نفس‌ها را تنگ کرده است؛ اقدامات آنها تا چه حد می‌تواند رژیم هاوانا را به لبهٔ سقوط برساند؟ متحدان تاریخی کوبا در این میان چه واکنشی نشان داده‌اند؟ آیا همدلی لفظی کافی خواهد بود یا بحران اقتصادی عمیق‌تر می‌شود؟
چرا اروپا همهٔ توان خود را صرف حفظ پیوند با آمریکا می‌کند، حتی وقتی این سیاست وابستگی‌ها را کاهش نمی‌دهد و تهدیدهای تازه‌ای بر قاره تحمیل می‌کند؟ در نظم جهانیِ در حال دگرگونی، آلمان و اتحادیهٔ اروپا بازیگران منفعل نیستند؛ آن‌ها فعالانه به پیشبرد بلوک‌بندی کمک می‌کنند. بدین‌سان، پردهٔ آهنینی جدید در اروپا شکل می‌گیرد، با دو اردوگاهِ به‌شدت مسلح و مجهز به سلاح هسته‌ای
دولت سوریه و نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد) از دستیابی به توافقی برای آتش‌بس و آغاز روندی مرحله‌ای در شمال‌شرق سوریه خبر داده‌اند؛ توافقی که هم‌زمان بازآرایی نیروها، اداره منطقه و منابع اقتصادی آن را در بر می‌گیرد. این روند چه تاثیری بر توازن قدرت، نقش قسد، سرنوشت روژاوا و رؤیای دولت خودگردان کردها در سوريه خواهد داشت؟
با پایان رسمی پیمان «نیو استارت»، آخرین چارچوب الزام‌آور برای مهار زرادخانه‌های هسته‌ای آمریکا و روسیه فرو ریخت. دبیرکل سازمان ملل این تحول را «لحظه‌ای خطیر برای صلح و امنیت جهانی» خوانده و خواستار امضای توافقی فوری شده، در حالی که دونالد ترامپ تمدید این معاهده را به نفع واشنگتن نمی‌داند و با بهانهٔ لزوم دربرگرفتن چین، بر جایگزینی آن با توافقی جدید تأکید می‌کند...

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x