نقش و مسئولیت؟ رضا پهلوی در رابطە با قتل عام اخیر – آرمان بهروزی

یکی از بحثهای این روزها پرداختن بە نقش و مسئولیت “احتمالی” رضا پهلوی در جریان کشتار بیسابقە اخیر است. بطورکلی در این مورد میتوان بە سە موضعگیری اشارە کرد: ۱- مسئولیت فقط و فقط بر عهدە جمهوری کشتار اسلامی است. ۲- جمهوری اسلامی مسئولیت این کشتار را بر عهدە دارد، در عین حال رضا پهلوی نیز بنوبە خود مسئول است. ۳- رضا پهلوی  نقش مخرب در این جریان داشتە، ولی مسئولیت کشتار فقط بر عهدە جمهوری اسلامی است. رژیم مسئول اول و آخر است (کس دیگری مسئول نیست).

موضعگیری نخست بر این استدلال استوار است کە از نظر حقوقی و قوانین مربوط بە حقوق بشر فقط آن طرفی کە دستور شلیک و کشتار را صادر کردە (کە می توانست نکند) مشمول مسئولیت می شود. کسی کە فراخوان می دهد، از مسئولیت مبرا است. هر کس می تواند، هر طور مایل است (تحت هر شرایط) و با هر هدفی فراخوان بدهد، ولی اگر کشتاری صورت گرفت، هیچگونە مسئولیتی شامل او نمی شود. در این موضعگیری همچنین بە این نکتە اشارە  می شود کە انداختن هر گونە مسئولیت بە گردن فراخوان دهندە (رضا پهلوی) از بار مسئولیت رژیم می کاهد و ناخواستە بسود رژیم تمام می شود. این موضعگیری بنظر من چند عیب اساسی دارد. 

بسیاری از قضایای اجتماعی و حتی طبیعی و بیولوژیک بصورت مولتی فاکتوریل (دخیل بودن چند عامل) صورت میگیرند، یعنی پدید آمدن آنها تابع پیچیدگی و درهم تنیدگی خاصی است. ذهن انسان برای فهم آسانتر و سریعتر قضایا هموارە تلاش بر سادە کردن آنها دارد. این سادە سازی حتی بر قوانین حقوقی و تئوریهای حقوق بشری  نیز سایە انداختە است.  با کمی تعمق در جریان این کشتار وحشتناک می توانیم بە روشنی نقش پلید رضا پهلوی و طالبان سلطنت را در یابیم. ما نمی توانیم چشمان خود را بر یک واقعیت مسلم ببندیم و یک امر عیان را انکار کنیم، تا مبادا از مسئولیت رژیم کاستە شدە و بسود آن تمام شود. اگر چنین کاری انجام دهیم و نقش آشکارا مخرب و خائنانە رضا پهلوی را انکار کنیم، آیا در آنصورت ناخواستە  بسود طالبان سلطنت عمل نکردەایم؟ 

هیچ کس نمی تواند جنایت رژیم را کە در تاریخ بیسابقە و جنایت علیە بشریت است، انکار کند و از ابعاد باور نکردنی آن بکاهد. اشارە کردن بە نقش و مسئولیت رضا پهلوی هرگز نمی تواند بە معنی کاهش مسئولیت رژیم باشد، چرا کە بر همگان اشکار است کە این یک جنایت برزگ و بیسابقە بودە است کە از سوی رژیم انجام پذیرفتە است. ولی اشارە نکردن بە نقش و مسئولیت رضا پهلوی بە معنی آن است کە او از زیر بار مسئولیت سنگین بدر بردە شدە و اقدامات او کان لم یکن در نظر گرفتە شود. یعنی در واقع رضا پهلوی هیچ ربطی بە وقوع جنایت نداشتە است و اقدامات او بویژە فراخوانش و تحریکاتش هیچ تأثیری بر وضعیت پیش آمدە نداشتە است!

برای اینکە نادرستی چنین تصوری را نشان دهیم، می توانیم بە ذکر مثالهایی بپردازیم: آیا اگر آمریکا بە ایران حملە کند، میتوان گفت کە فقط  و فقط ترامپ ساطور بدست مسئولیت این حملە و کشتار احتمالی را بر عهدە خواهد داشت، چون اوست کە ساطور را بە کار بردە است و می توانست بە کار نبرد؟ آیا رژیم جمهوری اسلامی کە نیم قرن است خزعبلات “شیطان برزگ” و “آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند” را تکرار می کند، بر خلاف تمام حقوق بین الملل و عرف دیپلماتیک سفارت آمریکا را اشغال و کارمندان آن را گروگان گرفت و اساس سیاست خارجیش را بر اسرائیل ستیزی و آزاد کردن قدس و حتی نابودی اسرائیل بنا کردە است، بە انواع ماجراجوییها و تحریکات  نظامی و منطقەای دست زدە است، آیا او در حالت وقوع حملە نظامی آمریکا، بدون تقصیر و مبرا از مسئولیت خواهد بود؟ مثال دیگر: آیا مسئولیت کشتار صدها هزار اوکرائینی و نیز روس در جنگ روسیە و اکراین تنها و منحصرا بر گردن پوتین است، چونکە او دست بە حملە زدە است؟  آیا اولیگارشی پرو غرب اوکراین و سران سیاسی آن کشور کە راە  دشمنی و تقابل، کودتا، تحریکات نظامی و فاشیستی علیە روس تباران در اوکراین و تبدیل آن کشور بە دنبالچە ناتو در مجاورت روسیە را در پیش گرفتند، هیچ تاوان و مسئولیتی ندارند؟ (در همین جا باید یادآوری کرد کە اگر اولیگارشی پروغرب ایران بە رهبری طالبان سلطنت یا “اصلاح طلبان” در آیندە ایران قدرت را بدست گیرند، بعید نیست کە در ساخت و پاخت با آمریکا، ایران بە اوکراین بعدی تبدیل شود.) مثال سادەتر: اگر کسی یک نفر غیر مسلح را بە حملە بە یک جنایتکار حرفەای ساطور بدست تشویق کند و بدروغ قول حمایت بدهد و آن انسان بیگناە را بە کشتن بدهد، آیا تنها جنایتکار ساطور بدست مسئولیت قتل را بر عهدە خواهد داشت، یا فرد درغگوی شیاد و تحریک کنندە نیز در مسئولیت قتل شریک است؟ از اینگونە مثالها می توان فراوان آورد.

در جریان رویدادهای اخیر کە بە کشتار از سوی رژیم منتهی شد، رضا پهلوی چنین نقشی بر عهدە داشت. در اینکە او آگاهانە یا ناآگاهانە چنین نقش پلیدی را بر عهدە گرفتە است، می توان بە حدس و گمان پرداخت. من شخصا بە این نظر تمایل دارم کە او اگر خودش یک فرد سادەلوح هم باشد، ولی اطرافیان، مشاوران و گردانندگانش افراد سادەلوحی نیستند. آنها افراد و چە بسا مأمورین  کارکشتەای هستند کە آگاهانە و با دقت عمل می کنند و او بدون مشاورت با این افراد و بدون هماهنگی با موساد نە تصمیم می گیرد و نمی تواند بگیرد. هدف او در این جریان آن بود کە تعداد هرچە بیشتری از افراد را بە کشتن بدهد، تا فاجعە هر چە بزرگتری رخ دادە و آمریکا بنا بە گفتە ترامپ بنام دخالت هومانیستی و جلوگیری از فجایع انسانی سریعتر وارد عمل شود. اکنون بعد از این فاجعە بزرگ افکار عمومی جهان، آمریکا و شاید داخل ایران نیز آمادگی بیشتری دارد تا حملە آمریکا بە ایران را تحت عنوان نجات مردم بپذیرد.

رضا پهلوی حتی اگر بقول خودش رهبری خیزش را در دست داشتە و از طریق رسانەهایش فراخوان دادە، مردم را بە خیزش در روز و ساعت معین دعوت کردە و بدون آنکە این مردم کوچکترین آمادگی لازم را داشتە باشند، آنها را بە درگیری، حملە و تسخیر مراکز رژیم فراخواندە و بە مصاف یک رژیم جنایتکار و تروریست حرفەای فرستادە است، آیا می تواند اکنون بری از مسئولیت شناختە شود؟ هر فرماندە نظامی اگر چنین نقشە فاجعە آمیزی طرح می کرد کە بە کشتار و زخمی شدن دهها هزار انسان می انجامید، اکنون دیر زمانی بود کە برای تقبل مسئولیت و رهایی از عذاب وجدان خودکشی  کردە بود. ولی طالبان فاشیست سلطنت هنوز طلبکار هم هستند و عجبا کە دوستانی از سر احترام بە پارگرافهای حقوقی و بندهای حقوق بشری و بە بهانە نکاستن از جرم و جنایت رژیم، از این همدستان و همکاران جنایت و کشتار (حداقل در عمل) مسئولیت زدایی می کنند! جا دارد بە ویدیوکلیپ کوتاهی از آقای اتابکی (از همکاران قدیم و قبلی رضا پهلوی) در سوشیال مدیا اشارە شود کە در آن ایشان قبل از وقوع کشتار بە مردم هشدار می دهد کە چنین فراخوانی برای حضور مردم در روز و ساعت معین یک تلە و یک نقشە است. او می گوید مردم اینکار را نکنید، همەتان کشتە می شوید. 

حال اگر جریان رضا پهلوی بنا بە دلایل انکار ناپذیر نقش داشتە باشد، کە داشتە است، در اینصورت آیا می توان گفت کە او هر چند نقش داشتە است ولی مسئولیت نداشتە است؟  آیا می توان نقش داشت ولی مسئولیت نداشت؟ چنین چیزی یک تناقض آشکار است. اگر او در این جریان نقشی داشتە باشد، باید بە تناسب این نقش مسئولیت هم داشتە باشد. این دو را نمی توان از همدیگر جدا کرد.

نکتە پایانی این است کە هنگامی کە ما بە نقش و مسئولیت دارودستە فاشیست پهلوی در جریان این کشتار فاجعەآمیز اشارە می کنیم، این امر بە هیچوجە از مسئولیت رژیم جنایتکار و فاشیستی جمهوری اسلامی در این کشتار نمی کاهد. اگر دو فرد در قتل فرد بیگناهی دست داشتە، اولی مستقیما قاتل و ساطور زن بودە و دومی بنوعی نقش داشتە است، فرد قاتل علیرغم نقش فرد دوم همچنان کاملا و ۱۰۰%  مسئول قتل است. آری او می توانست ساطور را فرود نیاورد و باعث قتل نشود. مسئولیت فرد دوم احتمالا بە میزان اولی نیست، ولی این مسئولیت هر اندازە باشد، از مسئولیت ۱۰۰% فرد اول نمی کاهد. قبول مسئولیت برای فرد دوم بە معنی ارفاق در حق قاتل و کاهش و تخفیف جرم و مسئولیت فرد قاتل نیست. حتی اگر دو فرد همزمان ساطور زدە و قتلی مرتکب شدە باشند، هر کدام از آنها ۱۰۰% مقصر و هر دووی آنها مسئولیت ۱۰۰% را بر عهدە دارند. چنین نیست کە مسئولیت فیفتی فیفتی تقسیم شود و برای هر کدام از آنها کاهش یابد. 

بە همین ترتیب زمانی کە ما انقلابیون تنفر خود را از رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی و پسماندەهای رژیم فاشیستی پهلوی اعلام می داریم، چنین نیست کە تنفر ما نسبت بە این دو فاشیسم تقسیم شدە و نسبت بە هر کدام از آن دو ۵۰% تنفر داریم. تنفر ما هم نسبت بە رژیم جنایتکار ۱۰۰% است و هم نسبت بە جریان فاشیستی پهلوی ۱۰۰%.

آرمان بهروزی

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی