و مرگ شکست خورد – مهرداد خامنه‌ای

او را در کیسه‌ای انداختند
گمان کردند درهای تاریخ را بسته‌اند
اما مرگ
در آن شب
اشتباه کرد.

سه روز
در گور بی‌نام
میان پیکرهای گلوله‌خورده
میان دهان‌هایی که فریادشان
زیر انبوه جسدها خفه شده بود

او ایستاد
با نفسی نازک‌تر از امید
و مقاوم‌تر از آهن.

سرما به استخوان فرمان داد: «بمیر»
استخوان پاسخ داد: «نه».
خون زمزمه کرد: «یادت هست؟»
و قلب
نام خیابان‌ها را تکرار کرد
نام آن‌ها که افتادند
و زمین
برای چندمین بار
از شرم لرزید.

سه خورشید
بر فراز کهریزک برخاست
و هر طلوع
اعترافی بود علیه قاتلان
که حتی مرگ
نتوانست فرمان ببرد.

وقتی کیسه را گشودند
نه جسد
که شاهدی بیرون آمد
انسانی که سند بود.


او زنده ماند

و از آن روز
هر اعتراض
هر فریاد
هر مشت بالا رفته در تاریکی
ادامه‌ی نفس اوست
در آن سه روز
که مرگ
شکست خورد.

۲۴ ژانویه ۲۰۲۶

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی