خلاصه: ایران در دوراهی سرنوشتساز؛ قیام تودهها در میان قتلعامهای رژیم و دسیسههای ارتجاعی خارجی.
نوشته: کوئن اندرسون- برگردان: سعید مهراقدم
انتشار ۱۵ ژانویه ۲۰۲۶ در مجله مارکسیست-اومانیست بینالملل (International Marxist-Humanist Organization – IMHO)
ما شاهد بزرگترین و فراگیرترین چالش مردم ایران علیه دیکتاتوری تئوکراتیک از زمان جنبش سبز در سال ۲۰۰۹ بودهایم؛ جنبشی که میلیونها نفر را به خیابانها کشاند. رژیم در تلاش برای سرکوب، خونینترین حمام خود را از زمان به قدرت رسیدن به راه انداخته است؛ آمار کشتهشدگان به هزاران نفر رسیده و دهها هزار نفر دیگر مجروح یا در چنگال زندانها و شکنجهگاهها گرفتارند. اکنون، پس از چندین روز تیراندازی و قتلعام، تودهها از خیابانها رانده شدهاند، اما خشم آنها همچنان زیر خاکستر شعلهور است. مردم ایران علاوه بر دستگاه سرکوب رژیم، با دسیسههای عناصر ارتجاعی دیگر، از جمله وارث تبعیدی دودمان پهلوی، رضا پهلوی، و آمریکای ترامپیست نیز روبهرو هستند. این شورش که در اواخر دسامبر با اعتراض بازاریان تهران به فروپاشی ارز و مشکلات اقتصادی مانند تورم ۵۲ درصدی آغاز شد، بهسرعت به شهرهای کوچکتر و مناطق روستایی گسترش یافت؛ مناطقی که تصور میشد هنوز حامی رژیم هستند. اما این خیزش بهسرعت به جمعیتهایی که در سه دهه گذشته هسته اصلی اپوزیسیون بودهاند — یعنی زنان، جوانان شهری و استانهای کردستان — نیز سرایت کرد. از این منظر، خیزش سال ۲۰۲۶ از نظر وسعت و دامنه، هم از قیام سال ۲۰۱۹ (که عمدتاً روستایی بود) و هم از جنبش شهرنشین و کُردمحور «زن، زندگی، آزادی» در سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۳ فراتر رفت. طبق معمول در چنین لحظاتی، جوانان و بهویژه زنان جوان در صف اول بودند؛ آنها در راهپیماییهای خیابانی در برابر تیراندازیها ایستادگی کردند، با پلیس و شبهنظامیان رژیم جنگیدند و حتی ساختمانهای دولتی را به آتش کشیدند. شعار اصلی آنها، «مرگ بر دیکتاتور»، بازسازی شعار انقلاب ۱۳۵۷ یعنی «مرگ بر شاه» بود؛ شعاری که صرف بیان آن جرم محسوب میشود و احتمالاً مجازات اعدام در پی دارد. روشن است که کارد به استخوان مردم ایران رسیده است. مشکلات اقتصادی مانند تورم، فقر فزاینده و بیکاری گسترده در میان نابرابریهای ثروت نئولیبرالی و فساد، بهطور محسوسی رشد کرده است. جوانان و زنان تحت فشار مقررات «اخلاقی» — شامل محدودیتهای زنستیزانه در حیطه پوشش زنان — جانشان به لب رسیده، هرچند مقامات از زمان قیام ۱۴۰۱ جرأت نکردهاند این مقررات را بهطور کامل در مناطق شهری اجرا کنند. جوانان احساس میکنند آیندهای ندارند و در حال مهاجرت هستند، اما در همهجا، بهویژه در ایالات متحده، با موانع نژادپرستانه و بومیگرایانه روبهرو میشوند. روزهای اخیر همچنین شاهد اعتصابات و اشغال کارخانهها توسط کارگران و اعتصاب عمومی در کردستان ایران بودیم. اما تاکنون، اعتصابات به اهرمهای کلیدی اقتصاد مانند صنعت نفت سرایت نکرده است. همچنین شاهد جدا شدن عناصری از دستگاه سرکوب، اعم از ارتش، سپاه پاسداران یا نیروی شبهنظامی بسیج نبودهایم؛ امری که به رژیم اجازه داده است علیرغم عمق و ابعاد شورش، تاکنون جان سالم به در ببرد. به دلیل دسیسههای دولت ترامپ و رضا پهلویِ ساکن مریلند (پسر شاه سابق)، برخی شعارهای ارتجاعی وارد جنبش شده است، از جمله فریاد زدن نام رضا پهلوی. با این حال، شعارهای دیگری همچون «نه شاه، نه شیخ، نه منجی» و «برای کار، مسکن و آزادی» نیز شنیده شده است. پهلوی چنان ارتجاعی است که با نتانیاهوی اسرائیلی نرد عشق باخته، در «کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکارانه» (CPAC) که نئوفاشیستی است شرکت کرده و از حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به ایران تمجید کرده است. ترامپ و اسرائیل نیز تهدید کردهاند که برای «حمایت» از قیام و پهلوی مداخله خواهند کرد. از این منظر، جنبش نه با یک، بلکه با دو مخالف ارتجاعی و قدرتمند روبهرو است: خود رژیم و پیوند امپریالیستی پهلوی-آمریکا-اسرائیل. دومی، از جمله پهلوی، ادعا میکنند که فقط میخواهند به ایران «کمک» کنند و قصد «تصاحب» آن را ندارند. در اینجا، باید به یاد روحانی سالخوردهای افتاد که در سال ۱۳۵۷ شعارهای ستیزهجویانهای مانند «مرگ بر شاه» داشت و تلویحاً میگفت که فقط میخواهد در حاشیه بماند و نماد جنبش باشد، نه اینکه مستقیماً حکومت کند یا دیدگاه مذهبی خود را با زور بر جامعه تحمیل نماید. با در نظر گرفتن همه اینها، باید قاطعانه از مردم ایران در لحظات مبارزه و سرکوب حمایت کنیم و در عین حال به مجموعه کامل نیروهای ارتجاعی که در آنجا و در منطقه در حال نبرد هستند، توجه داشته باشیم. همچنین باید از لنز تحریفکننده «چپ اردوگاهگرا» دوری کنیم؛ چپی که در برابر جنبش تودهای دموکراتیک و انقلابی مردم ایران — از جمله زنان، کارگران، دانشجویان و اقلیتهای تحت ستم — ساکت میماند یا بدتر از آن، با آن مخالفت میکند.
در میان ایرانیان خارج کشور، نه تنها چپ اردوگاهی بلکه چپ مقاومتی نیز تلاش دارد ک در هیبت گفتمان چپ رژیم خونخوار آخوندی را با شعارهای وطنپراستانه تطهیر کند. (مترجم)




