سلطنت طلبان طیف رنگارنگی هستند و دامنە آنها تنها بە لمپنها و شعبان بی مخها، سیلیبریتی های رسوایی آور، شارلاتانهای حرفەای و شناختە شدە رسانەای، مأمورین دستگاههای امنیتی این و آن کشور از جملە جمهوری اسلامی و بدنەای متأسفانە بزرگ از هوداران سادە اندیش و فریب خوردە با افکار شدیدا ناسیونالیستی و فاشیستی محدود نمی شود. بخش دیگری از سلطنت طلبان و حامیان آنان وجود دارند کە بە شیوەای پنهانتر و در قامت روشنفکران و فعالان سیاسی ظاهرا مستقل، معتدل و حتی “چپ” و غمخوار مردم ظاهر میشوند. اینان چە بسا از دستە اول خطرناکترند، چرا کە برای افراد عادی بسادگی قابل شناسایی نیستند و حتی صف خود را بنوعی و تا حدی از سلطنت طلبان دستە اول جدا میکنند، ولی در نهایت آب بە آسیاب آنها می ریزند و نتیجەگیری گفتار و کردارشان مشروعیت بخشیدن بە جریان فاشیستی سلطنت طلبان و شخص رضا پهلوی است.
این دستە را میتوان تحت عنوان سلطنت طلبان شرمگین، ماسک زدە یا اپورتونیست جع بندی کرد. در میان این زیر مجموعە نیز تفاوتهایی وجود دارد و همە این افراد را نمی توان همفکر و همگون بحساب آورد. بطورکلی در این میان می توان دو گروە را تشخیص داد. گروە اول عمدتا کسانی هستند کە با توجە بە فاشیسم عریان و مزدور بودن آشکار جریان سلطنت و پهلوی نمی خواهند با دفاع کامل از آنان حیثیت و آیندە خود را بە خطر بیاندازند و از این جهت دست بە عصا راە می روند. گروە دوم عمدتا فرصت طلبانی هستند کە بە خیال خود زیرکانە با موج حاکم همراهی می کنند تا مبادا کسب و کار سیاسی آنها در آیندە بە خطر افتد. هرگاە موج سلطنت طلبی بالا گرفت، آنها بە سلطنت طلبان چشمک می زنند و هر گاە این موج فرو نشست و مورد لعن و نفرین عموم قرار گرفت، بسرعت جهت را عوض می کنند و با موج نوین (باز هم محتاطانە و در عین حال “زیرکانە”) همراە میشوند و راە گریزی هم باز می گذارند کە مبادا وضعیت دوبارە عوض شود!!
برای توضیح بیشتر بە شرح مثالهایی می پردازم. یکی از این افراد “متشخص” و بظاهر “چپ” کە متأسفانە با مواضع پوپولیستی خود هموارە “لایک” و استقبال فراوانی در میان مخاطبانش پیدا می کند، در یک برنامە ویدیویی ضمن انتقادات شدید از شیوە کارکرد و رفتار یکەتازانە، سرکوب گرانە و لمپن وار سلطنت طلبان، در آخر سخنانش کە ظاهرا رنگ و بوی ضد سلطنت و رضا پهلوی داشت، این پرسش را مطرح کرد کە آیا در جریان انقلاب کنونی می توان با سلطنت طلبان برای برانداختن فاشیسم حاکم همکاری کرد؟ بە گفتە او یک نمونە تاریخی برای چنین همکاری وجود دارد و آن همکاری و مشارکت تمام نیروها و از جملە سلطنت طلبان مخالف فاشیسم فرانکو در اسپانیا بودە است. او از خود و از مخاطبانش می پرسد کە آیا این نمونە تاریخی را می توان بە ایران هم تعمیم داد؟ در برنامە بعدی کە همزمان بود با ادامە تظاهرات و فراخوانهای رضا پهلوی، او تحت عنوان “رضا پهلوی در آستانە یک خیانت تاریخی” اعلام کرد کە روی سخنش با شخص رضا پهلوی وهمچنین رسانەهایش و تیمش است و بە آنها هشدار می دهد کە اگر دست از تحمیل زورگویانە و یکەتازانە خود بر جنبش برندارند و حاضر نباشند با دیگر نیروهای سیاسی بە شکل برابر حقوق علیە رژیم عمل کنند، آنوقت دچار خیانت تاریخی خواهند شد. علیرغم انتقادات ظاهرا تند، او در واقع مشروعیت جریان فاشیستی و در اساس خائنانە رضا پهلوی و سلطنت طلبان را زیر سٶال نمی برد، آنها را هنوز نە خائن بلکە “در آستانە خیانت” معرفی می کند و بە عنوان بخشی برابر حقوق با دیگر نیروها بە مردم می شناساند! چند روز بعد او در برنامە دیگری آشکارا ائتلاف با رضا پهلوی و سلطنت طلبان را مطرح کرد و اعلام کرد کە برای برانداختن رژیم یک ائتلاف مرکب از همە نیروها از جملە رضا پهلوی ضروری است. این شخص کە پیشینە سیاسی در جنبش کردستان ایران دارد و از دید خودش در نقش “تئوریسین” این جنبش ظاهر می شود، اعلام داشت کە بر سر منازعە تمامیت ارضی نیز می توان با سلطنت طلبان بە توافقی دست یافت! ولی هیچگونە توضیحی نداد کە از منظر رفع ستم ملی چگونە می توان با یک جریان آشکارا فاشیستی و اولترا ناسیونالیستی ایرانشهری کە بە خون هم میهنان غیر فارس تشنە است، بە توافق رسید. در ضمن او از همکاری گذشتە و چندین سالە خود بعنوان مهمان برنامەهای تلویزیون منوتو دفاع کرد و رابطە کنونی خود با برخی از همکاران گذشتە در این تلویزیون را هم انکار نکرد و حتی مورد دفاع قرار داد.
نمونە دیگر، آقای روشنفکر و نویسندە سالخوردەای است کە بقول خودش در زمان شاە عضو کانون نویسندگان ایران بودە و زمانی کە مردم در بحبوبە اشغال سفارتخانە آمریکا شعار مرگ بر آمریکا سر می دادند، او بە همکارانش گفتە بود کە همین مردم روزی فریاد میزنند “آمریکا بیا ما را نجات بدە”. این نویسندە قدیمی نیز مثل تئوریسین قبلی در سخنان خود بە حقایق و پارە حقیقت های زیادی اشارە می کرد. ولی اساس کار نتیجە گیری کلی است کە در اختیار مخاطب گذاشتە می شود. یکی از تکنیکهای پروپاگاندای جهان امروز نە حذف و کتمان کل حقیقت یا حقایق، بلکە اشارە و تأکید بر بخشی از پارە حقیقت ها است تا نخست مخاطب بە “حقیقت گویی” پروپاگاندیست قانع شود تا در مرحلە بعدی بتوان او را با یک استنتاج کاملا انحرافی و ضد حقیقت بە بیراهە برد. این نویسندە قدیمی کە در کانال یوتوب “میهن تی وی” از دیدگاە عمیقا لیبرالی و غربگرا سخن می راند و بر قبول تکثر در جامعە، دمکراسی، انتخابات و انتخاب شایستگان تأکید فراوان داشت و حتی شیعە و شیعە گری را بدلیل پذیرش امامت موروثی و نیز جنایات بیشمار مرتکب شدە از زمان صفویان تاکنون مورد انتقاد شدید قرار می داد، و حتی “اطرافیان شاهزادە” را بدلیل افراط گرایی و عدم احترام بە دمکراسی نکوهش می کرد، ولی در پایان با نتیجەگیری خود مخاطب را گیج و سرگردان کرد! او مدعی شد در شرایط کنونی بدلیل نبود آلترناتیو دیگری در مقابل رژیم و با توجە بە عادت مردم (شیعە) ایران بە رهبری موروثی باید از شاهزادە پشتیبانی کرد!!
بدون تردید اگر کسی برنامەهای مشابە در یوتوب را در دو سە هفتە اخیر دنبال کند، بە دهها مورد دیگر در این راستا برخورد می کند کە در آنها سلطنت طلبان شرمگین و ماسک زدە با انواع داستان سراییها و سفسطەها در تلاش بودەاند تا برای جریان سلطنت طلبی در ایران کسب حیثت و اعتبار کنند.همچنین می توان بە مقالات عدیدەای اشارە کرد کە در یکی دو هفتە اخیر در سایتهای مختلف انتشار یافتەاند کە در آنها ضمن انتقاد از خود “شاهزادە” یا اطرافیانش او را بە تجدید نظر در سیاست هایش، بە “پذیرش مسئولیت و پاسخگویی”، بە فاصلە گرفتن از عناصر تندرو و مشکوک پیرامونش و غیرە و غیرە فرا خواندەاند. وجە مشترک همە این مقالات این است کە سلطنت و سلطنت طلبی در ایران و آقای رضا پهلوی بعنوان آلترناتیو یا بخشی از آلترناتیو یا حداقل یکی از آلترناتیوهای موجود پدیدەای مورد قبول و حتی خوب و ضروری است ولی باید اصلاحات و تغییرات لازم در رابطە با آن و بویژە در رابطە با “اطرافیان” آقای پهلوی ایجاد شود! آدم یاد آن سخنی می افتد کە زمان شاە سر زبانها انداختە بودند و می گفتند شاە خودش آدم خوبی است ولی اطرافیانش فاسد و نابکارند!
خوشبختانە حتی در میان جریانات لیبرال، غربگرا و یا ملی گرای ایرانی همگان موافق جریان سلطنت طلبی نیستند. در همین روزهای اخیر افراد زیادی از این گروهها در خلال برنامەهای ویدیویی و مقالات عدیدە صراحتا با رضا پهلوی و جریان سلطنت بە مقابلە پرداختەاند. در چنین فضایی شگفت آور است کە چگونە کسانی با نام و ظاهر “چپ” بە خود اجازە می دهند کە برای سلطنت طلبان تاریخا ورشکستە، آبرو و اعتبار کسب کنند و تحت عنوان دمکراسی موقعیت آنان را در میان اپوزیسیون و در میانە خیزش ضد رژیم تقویت کنند. در اینجا ما نە فقط با یک رژیم آخوندی ورشکستە و یک جریان پسماندە رژیم ورشکستە قبلی روبرو هستیم، بلکە با دو جریان چپ نمای ورشکستە هم روبروییم کە یکی در هیئت “چپ محور مقاومتی” بە بهانە مبارزە ضد امپریالیستی و خطر بازگشت سلطنت عملا جنایات رژیم را تبرئە می کند و دیگری تحت عنوان” دفاع از دمکراسی” عملا در خدمت پروژە سلطنت طلبان فاشیست قرار گرفتە است!
پرسش اساسی این است کە آیا جریان سلطنت طلب در ایران واقعا محق است و می تواند بعنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی یا بخشی و نیرویی از آن پذیرفتە و معتبر شناختە شود؟ آیا پذیرش دمکراسی الزاما بە معنی پذیرش سلطنت طلبان بە عنوان یک نیروی سیاسی اپوزیسیون و برابر حقوق با دیگر نیروها است؟ پاسخ این پرسش قاطعانە منفی است و آنهم بە دلایل زیرین:
۱- جریان سلطنت طلب یک نیروی سیاسی همانند سایر نیروها نیست. این جریان پسماندە و ادامە یک رژیم خونخوار سلطنتی است کە با دست توانای مردم بە گورستان تاریخ سپردە شدە است. رژیم سلطنتی در ایران یک مسئلە خاتمە یافتە است و هر تلاشی برای احیای آن امری ضد تاریخی و ضد مردمی است. در تمام کشورهای اروپایی کە مهد دمکراسی لیبرالی بشمار می آیند، هیچ نیرو و حزب سیاسی نمی تواند خواستار بازگشت سلطنت باشد. قانون اساسی و دولت و دمکراسی در این کشورها بە هیچوجە بە چنین چیزی اجازە نمی دهند و چنانچە کسانی در خفا چنین پروژەای را دنبال کنند، بشدت مورد تعقیب و مجازات قرار می گیرند.
۲- سلطنت طلبی در ایران یک پروژە عادی سیاسی در اپوزیسیون و قابل مقایسە با سایر نیروهای سیاسی نیست. اولا این جریان بخشی از جریان بشدت خطرناک نئوفاشیسم جهانی است و پیوندهای مالی، رسانەای، ایدئولوژیک و سازمانی و مافیایی عمیقی با این جریان جهانی دارد. ثانیا جریان سلطنت طلبی بعنوان ادامە و پسماندە رژیم قبلی و همپیوند با دولتهای خارجی و دستگاههای جاسوسی و امنیتی آنها، دارای امکانات مالی و رسانەای بسیار گستردەای است. پذیرش چنین نیرویی با چنان امکانات عظیم مالی و رسانەای بعنوان بخشی از اپوزیسیون و پذیرش همکاری و “ائتلاف” با آن، برای نیروهای دیگر در حکم خودکشی است. همانگونە کە در میدان اقتصادی کنسرنها و مونوپولها براحتی شرکتهای دیگر را می بلعند یا بە حاشیە می رانند و ورشکست می کنند، در میدان سیاست نیز چنین نیرویی بە آسانی سایر نیروها را بە حاشیە می راند و رهبری خود را بە آنها دیکتە می کند و پس از قدرت گیری در نهایت آنها را روانە کشتارگاە می کند. بنابراین تنها راە اصولی و متکی بر عقل و خرد مردمی طرد کامل این جریان از اپوزیسیون ایرانی است تا بتوان بر خطرات آن در آیندە غلبە کرد. جریان فاشیستی سلطنت طلبی اگر از جمهوری خونخوار اسلامی خطرناکتر نباشد، کمتر از آن خطرناک نیست. بنابراین بهیچوجە نباید بە بهانە “رعایت دمکراسی” بدان میدان دادە شود. شناسایی و افشاء حامیان شرمگین، ماسک زدە و اپورتونیست سلطنت در این رابطە اهمیت ویژەای پیدا میکند، چرا کە اینان با تئوری بافیها، سفسطەگریها و رفتار مزورانە خود بیش از لمپنها نقش جادە صاف کن فاشیسم را بازی می کنند. یک فاشیسم دیگر را کە می تواند ۵۰ سال دیگر خون مردم را در شیشە کند، باید از هم اکنون و بدون هیچ تردیدی در نطفە خفە کرد. مبارزە آزادیخواهانە مردم ایران علیە رژیم خونخوار جمهوری اسلامی از مبارزە علیە پسماندەهای سلطنتی جدا نیست و این دو در واقع یک مبارزە واحد هستند.
۳- جریان سلطنت طلبی در هنگامە خیزش مردمی اخیر بار دیگر و برای چندمین بار ثابت کرد کە یک جریان سیاسی عادی نیست. نە فقط خواستهای عادلانە مردم، بلکە حتی خون مردم و جان و مال مردم برای این جریان هیچ ارزشی ندارد. این جریان آشکارا زمینە قتل عام هولناک و وحشیانە مردم توسط جمهوری اسلامی را مهیا کرد. برخلاف ادعای سلطنت طلبان و حامیانشان و از جملە “تئوریسین” نامبردەی خواستار ائتلاف با رضا پهلوی، مسئولیت قتل عام هولناک اخیر “تنها و تنها” بر عهدە جمهوری اسلامی نیست، بلکە بر عهدە رضا پهلوی و رسانەهایش نیز هست. آنها بودند کە از گستردەتر شدن و انبوە گشتن تظاهرات در سطح کشور و تکامل گام بگام آن جلوگیری کردند، با تشویق مردم غیر مسلح بە حملە زودهنگام بە نهادها و مراکز تا دندان مسلح رژیم، با درست کردن توهم دخالت و کمک قریب الوقوع ترامپ، با اعلام و مصادرە رهبری خیزش بنام خود و زدن رنگ سلطنت طلبی بدان و با دعوت مکرر نیروهای خارجی بە حملە بە ایران، هم چهرە این خیزش بزرگ مردمی را در افکار عمومی جهان لکەدار کردند و هم زمینە و بهانە مناسب را برای سرکوب خونین و کشتار هولناک مردم بیدفاع در اختیار رژیم گذاشتند. مردم ایران در آیندە نە فقط جنایتکاران حاکم را بخاطر این جنایت هولناک و جنایات دیگر رژیم در دادگاهی همانند دادگاە نورنبرگ بە محاکمە خواهند کشاند، بلکە چنین دادگاهی را برای رضا پهلوی و یارانش نیز بخاطر نقش پلیدشان در وقوع این جنایت و جنایات دیگر جمهوری اسلامی ترتیب خواهند داد.
آرمان بهروزی





