پیرامون درخواست حمایت  از ترامپ برای حفاظت از مردم ایران، با نگاهی به مداخله بشردوستانه در لیبی و نتایج آن – احمد هاشمی

مداخله بشر دوستانه شورای امنیت سازمان ملل متحد و تراژدی لیبی

چند روزپس از سقوط حسنی مبارک در مصر در سال ۲۰۱۱، تظاهرات اعتراضی مردم علیه قزافی در بنغازی دومین شهر پرجمعیت در لیبی توسط پلیس و طرفداران قزافی، خشونت آمیز سرکوب شد. 

با ادامه تطاهرات گسترده در طول ده روز و با پیوستن وزرای کشور، دادگستری و امورخارجه قذافی به مخالفان، که منجر به آزادی بنغازی شد، پایه های رژیم قذافی سست گشت. 

 قذافی با “موش” نامیدن مردم، دست به سرکوب خشن و لجام گسیخته برای حفظ قدرت زد. عکس العمل آمریکا، فرانسه و انگلیس، تقویت نیروهایشان درحوزه دریای مدیترانه و گسترش حضور نظامی درشمال آفریقا بود.

اقدام دیگر این کشورها، استفاده از ظرفیت حقوقی شورای امنیت سازمان ملل علیه قذافی بود. در کنار تحریم های جدید آمریکا و اتحادیه اروپا شورای امنیت نیز دست به تصمیمات لازم علیه رژیم قذافی زد.

با پیشرفت نیروهای قذافی درباز پس گیری بنادر نفتی، شورای امنیت سازمان ملل به سرعت از طریق قطعنامه های شماره ۱۹۷۰ و ۱۹۷۳  مناطق پرواز ممنوع را مشخص کرده و همچنین بمباران ستون های نظامی ارتش قذافی را تصویب نمود. 

در بحث های شورای امنیت سازمان ملل متحد برای اولین بار رویکردی تحت عنوان “مسئولیت حمایت (Responsibility to Protect)” مطرح شد.

 مبنای رویکرد “مسئولیت حمایت” بر این هدف بنا شده که اگر حقوق اولیه شهروندان یک کشور توسط دولت متبوع زیرپا گذاشته شود، این وظیفه جامعه بین المللی یعنی شورای امنیت است، که با مداخله خود از حقوق مردم بی دفاع حفاظت کند.

قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت که در چارچوب “مسئولیت حمایت” برای حفاظت و حمایت از غیرنظامیان بود، در عمل به معنای مداخله نظامی تا سرنگونی حکومت قذافی در لیبی بود.

ائتلاف نظامی آمریکا، انگلیس و فرانسه آمادگی خود را برای بمباران مواضع  قذافی اعلام نمود. درخواست اتش بس قذافی از جانب ائتلاف نظامی آمریکا، انگلیس و فرانسه و اپوزیسیون مخالف رد شد و در پی آن پیمان نظامی ناتو رهبری عملیات در لیبی، علیه قذافی را در دست گرفت.

دخالت شورای امنیت زیر پوشش رویکرد “مسئولیت حمایت” با چراغ سبز دادن به مداخله نظامی آمریکا و پیمان ناتو در لیبی و از سوی دیگر استفاده قذافی از جنگ افزارهای ارتش برای مقابله با مخالفین و همچنین اقدام پیمان ناتو در بمباران های هدفمند پایگاه های ارتش قذافی، اعتراضات مسالمت آمیز مردم را به یک جنگ مسلحانه تمام عیار تبدیل نمود. سرانجام حکومت مطلقه ۴۲ ساله قذافی پس از گذشت هشت ماه از اعتراضات مردم فرو پاشید.

این اولین بار بود که یک رژیم سیاسی با دخالت شورای امنیت و با استفاده از مفاهیم نوین حقوقی تحت عنوان “مسئولیت حمایت” با مداخله بازیگران متعدد خارجی، سرنگون می شد.

 در سقوط رژیم قذافی در لیبی علاوه بر آمریکا ۱۲ کشور دیگر از جمله فرانسه، انگلیس، کانادا، ایتالیا، اسپانیا، نروژ، دانمارک، هلند، یونان، ترکیه، قطر و امارات شرکت داشتند و کشورهای بلژیک و رومانی نیز در پشت جبهه فعال بودند.

واقعیت این است که این عملیات در شرایط وجود نظم هژمونیک لیبرال درعرصه بین المللی، یعنی پایبندی کشورها به صلح دموکراتیک با محوریت نهادها و ارگان های بین المللی به وقوع پیوست.    

اکنون ۱۵ سال از فروپاشی رژیم قذافی در لیبی می گذرد. رویای آزادی، دموکراسی و حقوق شهروندی در لیبی، تبدیل به کابوسی از خشونت،  هرج و مرج، آنارشی و بی قانونی و… شده است. دو دولت در حوزه جغرافیایی لیبی حاکم هستند، یکی خود را اسلامی می داند و دیگری به  کشورهای غرب متمایل است واز جانب آنها به رسمیت شناخته می شود. هرکدام از این دولت ها نیز پشتیبانانی در سطح بین المللی دارند. در لیبی نیز جنگ های نیابتی حریان دارد.

 جنگ تمام عیار گروه های تروریستی بر سر، نفت، پول و قدرت در تمام گوشه کنار لیبی در این پانزذه سال جریان داشته و دارد. 

واقعیت این است که  اکنون لیبی کشوری فراموش شده و به حال خود رها گشته است. تنها موضوع مهم برای اروپا و جهان، مشکل صادرات پناهندگان از طریق لیبی است.

 رویکرد “مسئولیت حمایت” شورای امنیت سازمان ملل و قطعنامه هایش، که منجر به تجاوز پیمان نظامی به لیبی شد، نتایج تلخ و مرگباری برای مردم لیبی در این پانزده سال داشته و این وضع همچنان هم ادامه دارد.

پیرامون درخواست حمایت از ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای حفاظت از مردم ایران

سرکوب خشونت بار و قتل عام بی رحمانه مردم بی دفاع و معترض در ایران در پی اعتراضات گسترده در چند روز اخیر، به فرمان ولی فقیه و با مشارکت سپاه پاسداران و بسیچ، یک نقطه عطف دیگری درحیات نکبت بار جمهوری اسلامی است.

در رژیم جمهوری اسلامی به دلیل فقدان سازو کارهای قانونی و نهادین و عدم مشارکت سیاسی مردم، بحران ها متراکم شده اند و با به تعویق انداختن بحران ها، راه حل ها نیز پیچیده تر گشته و این در شرایطی است که رژیم کارایی لازم برای حل بحرانها  را نیز ندارد، در نتیجه این  نظام با چالش های اساسی مواجه است. اکنون چالش های متراکم به طور همزمان سر باز کرده اند و نظام حاکم توان استمرار خود را از دست داده است.

استراتژی ولی فقیه و نیروی نظامی حامی او، نشانگر این موضوع است که آن‌ها انتخاب خود را کرده اند و این انتخاب هم حفظ رژیم به هر قیمتی است. 

حفظ رژیم نیز در شرایط نارضایتی فزاینده تنها با سرکوب و خشونت ممکن است، در این رابطه است که سرکوب و خشونت به یکی از مارک های سیاسی (برند) جمهوری اسلامی تبدیل شده است. این مارک و این ویژگی خشونت طلبانه به یک اصل در برابر دشمنان داخلی یعنی مردم ایران تبدیل شده است.

در این شرایط بخشی از اپوزیسیون و در راس آن رضا پهلوی برای مقابله با خشونت های گسترده رژیم و حفاظت از مردم ایران از ترامپ رئیس جمهور آمریکا درخواست حمایت کرده اند. ترامپ نیز آمادگی خود را برای حمایت از طریق حمله نظامی اعلام کرده است.

در شرایطی که آمریکا و متحدانش زیر پوشش مداخله بشردوستانه، نقش مهمی در ویرانی افغانستان و عراق داشته اند.

در شرایطی که نتایج مداخله بشر دوستانه با رویکرد “مسئولیت حمایت” شورای امنیت سازمان ملل  متحد در لیبی هنوز جلوی چشمان مان قرار دارد. 

در حالی که از تهاجم نظامی ترامپ و اسرائیل به ایران چند ماهی نگذشته است و در دو هفته گذشته نیز شاهد تجاوز نظامی به ونزوئلا بوده ایم و همچنین انضمام گرینلند و کانادا نیز جزئی از برنامه های آینده ترامپ است. درخواست بخشی از اپوزیسیون در شرایط ژئوپلیتیک جهانی، منطقه ای و ملی کنونی از ترامپ، برای حفاظت از مردم ایران، سرابی بیش نیست.

واقعیت این است که مداخله نظامی ناتو در لیبی در شرایط زمانی وجود نظم هژمونیک لیبرال بین المللی، یعنی پایبندی کشورها به صلح دموکراتیک با محوریت نهادها و ارگان های بین المللی از جمله سازمان ملل و از طریق دو قطعنامه شورای امنیت  به وقوع پیوست. 

در شرایطی کنونی ما شاهد غلبه ناسیونالیسم، مسیحیت انجیلی و هویت طلبی نژادی و زوال دموکراسی در دوره ترامپ در آمریکا هستیم.  

در حالی که نظم بین المللی لیبرال مبتنی بر دموکراسی، حقوق بشر و نهادهای چندجانبه، نه صرفا زیر فشار بیرونی اقتدارگرایان بین المللی، بلکه درنتیجه فشار درونی یعنی توسط دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا بر لبه پرتگاه است، در خواست تهاجم نظامی از ترامپ برای حفاظت از مردم ایران، موضعی در جهت زوال امنیت ملی در ایران است.

احمد هاشمی

ahmad.haschemi@gmx.at 

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی