
روز چهارشنبه، نمایندگان دولتهای دانمارک و گرینلند در واشینگتن با مقامهای ارشد دولت ایالات متحده درباره آینده سیاسی و امنیتی گرینلند گفتوگو کردند. این نشست که حدود یک ساعت به طول انجامید، پشت درهای بسته برگزار شد و تاکنون جزئیاتی از محتوای مذاکرات بهصورت رسمی منتشر نشده است.
در این دیدار، جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، لارس لوکه راسموسن، وزیر خارجه دانمارک، و ویویان موتسفلد، وزیر امور خارجه گرینلند، حضور داشتند. اندکی پیش از آغاز جلسه در کاخ سفید، دونالد ترامپ بار دیگر موضع خود درباره گرینلند را علناً تکرار کرد. او در شبکه اجتماعی Truth Social نوشت که این جزیره برای سامانه دفاع موشکی برنامهریزیشده آمریکا با نام «گلدن دوم» نقشی حیاتی دارد و تأکید کرد که ناتو تنها در صورتی «واقعاً قدرتمند و مؤثر» خواهد بود که گرینلند تحت کنترل ایالات متحده قرار گیرد. ترامپ هر گزینهای غیر از این را «غیرقابل قبول» دانست.
دانمارک، که گرینلند بخشی از قلمرو پادشاهی آن محسوب میشود، در واکنش به این مواضع اعلام کرد قصد دارد حضور نظامی خود را در جزیره افزایش دهد و همزمان در چارچوب ناتو برای برگزاری تمرینهای نظامی بیشتر در منطقه قطب شمال فشار بیاورد. دولتهای دانمارک و گرینلند بار دیگر بهطور صریح هرگونه طرح الحاق یا تغییر وضعیت حاکمیتی جزیره را رد کردند.
پارلمان اروپا نیز در بیانیهای موضع دولت آمریکا را غیرقابل قبول خواند و تأکید کرد چنین اظهاراتی هیچ جایگاهی در روابط میان شرکای دموکراتیک ندارد و بهطور آشکار اصول حقوق بینالملل را به چالش میکشد. در این بیانیه تصریح شده است که هرگونه تلاش برای تضعیف حاکمیت و تمامیت ارضی دانمارک و گرینلند، نقض صریح حقوق بینالملل بهشمار میآید.
چندین گزارشگر ویژه و کارشناس سازمان ملل نیز موضعی مشابه اتخاذ کردند. آنان در بیانیهای که در ژنو منتشر شد، به اظهارات ترامپ درباره امکان تصاحب گرینلند اعتراض کرده و یادآور شدند که حتی تهدید به استفاده از زور نیز طبق منشور سازمان ملل متحد غیرقانونی است.
نفوذ میلیاردرهای آمریکایی در پسِ سیاستهای الحاقگرایانه ترامپ
پرسش محوری این است که آیا پشت طرحهای دونالد ترامپ برای الحاق گرینلند، شبکهای از میلیاردرهای فوقثروتمند آمریکایی قرار دارد؟ این سؤال از زمانی بهطور جدی مطرح شد که روزنامه دانمارکی پولیتیکن در پایان ماه نوامبر نخستین گزارش تحقیقی خود را در این زمینه منتشر کرد. از آن زمان، با انتشار تحقیقات تکمیلی در چندین رسانه آمریکایی، این بحث شتاب تازهای گرفته است. آنچه بهتدریج روشن میشود این است که ترامپ ایدههای توسعهطلبانه خود را نه بر اساس توصیههای نهادهای سنتی سیاست خارجی، بلکه بر پایه ارتباطات شخصی و منافع اقتصادی حلقهای محدود از سرمایهداران نزدیک به خود پیش میبرد.
در این میان، نام رونالد اس. لادر، وارث میلیاردر شرکت لوازم آرایشی استی لادر، برجسته است. ترامپ او را از اواخر دهه ۱۹۶۰ میشناسد؛ زمانی که هر دو در مدرسه بازرگانی وارتون دانشگاه پنسیلوانیا تحصیل میکردند. لادر در اواخر سال ۲۰۱۸ نخستین بار پیشنهاد خرید گرینلند را به ترامپ ارائه داد؛ موضوعی که جان بولتون، مشاور امنیت ملی وقت آمریکا، بعدها بارها آن را تأیید کرد.

لادر در سالهای بعد کوشید این پیشنهاد را با استدلالهای ژئوپولیتیک توجیه کند. او در فوریه ۲۰۲۵ در گفتوگویی با روزنامه راستگرای نیویورک پست خود را «کارشناس گرینلند» خواند و با اشاره به ذوب یخهای اقیانوس منجمد شمالی و افزایش اهمیت راهبردی این منطقه، پیشبینی کرد که این جزیره به «مرز بعدی آمریکا» تبدیل خواهد شد. لادر توضیح داد که میتوان برای گرینلند مدلی مشابه برخی کشورهای جزایر اقیانوس آرام، مانند پالائو، در نظر گرفت؛ کشورهایی که اگرچه رسماً مستقلاند، اما سیاست خارجی و نظامیشان عملاً تحت کنترل ایالات متحده قرار دارد و در وضعیتی نیمهاستعماری بهسر میبرند.
با این حال، اینکه لادر چگونه به گرینلند راه یافته و دقیقاً چه منافع اقتصادیای را دنبال میکند، کاملاً شفاف نیست. تحقیقات پولیتیکن نشان میدهد که او اکنون بهطور مستقیم در پروژههای اقتصادی این جزیره مشارکت دارد. از جمله، لادر در شرکت Greenland Water Bank و ـ از طریق یک گروه سرمایهگذاری ثبتشده در ایالت دلاور با نام Greenland Development Partners ـ در Greenland Investment Group سهامدار است. Greenland Water Bank در حوزه بطریسازی آب چشمه فعالیت میکند و از نظر اقتصادی پروژهای کوچک به شمار میآید. با این حال، یکی از مالکان آن از چهرههای حزب حاکم سیوموت و همسر وزیر خارجه گرینلند، ویویان موتسفلد، است؛ امری که به این سرمایهگذاری بُعدی آشکاراً سیاسی میبخشد.
در مقابل، Greenland Investment Group پروژهای بهمراتب بزرگتر را دنبال میکند: احداث یک نیروگاه برقآبی در دریاچه تاسرسیاق، بزرگترین دریاچه گرینلند، برای تأمین انرژی یک کارخانه ذوب آلومینیوم که در مرحله برنامهریزی قرار دارد. هر دو طرح، پروژههایی چندمیلیاردیاند که سود قابلتوجهی را برای سرمایهگذاران نوید میدهند.
دامنه این شبکه اقتصادی به همینجا محدود نمیشود. در آمریکا، توجهها به شرکت Kobold Metals نیز جلب شده است؛ استارتاپی مستقر در سیلیکونولی که در سال ۲۰۱۸ در برکلی کالیفرنیا تأسیس شد و از هوش مصنوعی برای شناسایی و استخراج مواد خام استفاده میکند. از سال ۲۰۱۹، میلیاردرهایی چون جف بزوس، بیل گیتس و مایکل بلومبرگ در این شرکت سرمایهگذاری کردهاند و در سال ۲۰۲۲ سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI، نیز به جمع سهامداران آن پیوست.
Kobold Metals در کمربند مس زامبیا فعال است، اما اهمیت اصلی آن به نقش این شرکت در دسترسی به منابع معدنی جمهوری دموکراتیک کنگو بازمیگردد. در تابستان ۲۰۲۵، این شرکت حقوق اکتشاف ذخایر لیتیوم و دیگر مواد معدنی را در کنگو به دست آورد؛ اقدامی که با فشار مستقیم ترامپ ممکن شد. ترامپ خود را بهعنوان «میانجی صلح» در شرق کنگو معرفی کرد و در ازای حمایت سیاسی از رئیسجمهور فلیکس تشیسکدی، دسترسی شرکتهای آمریکایی به منابع معدنی این کشور را تضمین کرد. هدف اعلامنشده این معامله، کنار زدن شرکتهای چینی از بازار مواد خام کنگو بود.
این شرکت در گرینلند نیز حضور دارد. Kobold Metals از سال ۲۰۲۱ مالک ۵۱ درصد پروژه «دیسکو–نووسواک» در ساحل غربی گرینلند است؛ پروژهای که بر اکتشاف مس، کبالت، نیکل و فلزات راهبردی دیگر متمرکز است. در کنار آن، استارتاپ Praxis که در سال ۲۰۲۱ تأسیس شده، قصد دارد حضوری گسترده در گرینلند پیدا کند و پروژه ساخت یک «شهر آزادی» فوقفناورانه را پیش ببرد؛ طرحی که از حمایت مالی سم آلتمن و پیتر تیل، میلیاردر راستافراطی و مشاور فکری جی. دی. ونس، برخوردار است.
اکنون پرسش اصلی این است: آیا ترامپ این طرحهای الحاقطلبانه را به مرحله اجرا خواهد رساند؟ طرحهایی که حتی بخشی از استراتژیستهای پنتاگون نسبت به پیامدهای آن ابراز نگرانی میکنند، اما همزمان منافع اقتصادی مشخصی را برای شبکهای از الیگارشهای آمریکایی تضمین میکند.
رأی قاطع گرینلندیها به استقلال
دونالد ترامپ بارها اعلام کرده است که قصد دارد کنترل بزرگترین جزیره جهان را به دست بگیرد. او در سال ۲۰۱۹ تلاش کرد گرینلند را خریداری کند، در سال ۲۰۲۴ از «تصاحب» آن سخن گفت و در بهار ۲۰۲۵ ابتدا پسرش، دونالد ترامپ جونیور، و سپس جی. دی. ونس را به این جزیره فرستاد. با این حال، طبق نظرسنجیها، ۸۵ درصد از ساکنان گرینلند با برنامههای آمریکا مخالفاند.
اظهارات ترامپ بحث قدیمی استقلال گرینلند از دانمارک را دوباره به مرکز توجه بازگردانده است؛ بحثی که دههها در فضای سیاسی این جزیره جریان داشته است. در واکنش به طرحهای الحاقگرایانه ترامپ، گرینلند انتخابات پارلمانی خود را در سال ۲۰۲۵ زودتر از موعد برگزار کرد. نتیجه این انتخابات یک پیام روشن داشت: اکثریت قاطع گرینلندیها نمیخواهند تحت حاکمیت دانمارک باقی بمانند، اما همزمان نیز با پیوستن به ایالات متحده مخالفاند.
چرا ترامپ گرینلند را میخواهد؟
طبق برنامههای اعلامشده ترامپ، گرینلند قرار است به بخشی از ایالات متحده تبدیل شود؛ تلاشی برای احیای پروژهای که در دوره نخست ریاستجمهوریاش ناکام ماند. در آن زمان، او پیشنهاد خرید این جزیره با جمعیتی حدود ۵۷ هزار نفر را مطرح کرده بود.
ترامپ حتی پیش از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود اعلام کرد که کنترل گرینلند «یک ضرورت مطلق در راستای امنیت ملی» آمریکا است و آن را «توافقی که باید انجام شود» توصیف کرد. او در همان مقطع نیز استفاده از ابزارهای نظامی یا اقتصادی را بهطور کامل منتفی ندانست.
اهمیت ژئواستراتژیک
گرینلند از نظر ژئواستراتژیک جایگاهی کلیدی برای ایالات متحده دارد. این جزیره میزبان یک پایگاه هوایی آمریکا با سامانه هشدار زودهنگام موشکهای بالستیک است و کوتاهترین مسیر میان اروپا و آمریکای شمالی از فراز آن میگذرد. با تشدید تغییرات اقلیمی و ذوب یخهای قطب شمال، مسیرهای دریایی جدید در حال گشوده شدناند و همین امر ارزش راهبردی گرینلند را بیش از پیش افزایش داده است.
اولریک پرام گاد، پژوهشگر روابط بینالملل، توضیح میدهد که برای ایالات متحده حیاتی است که هیچ قدرت بزرگ دیگری جای پایی پایدار در این جزیره پیدا نکند. آمریکا علاقهمند است حضور نظامی خود را برای کنترل آبهای میان گرینلند، ایسلند و بریتانیا تقویت کند؛ آبراههایی که بهعنوان گذرگاه کشتیهای نیروی دریایی روسیه و زیردریاییهای هستهای این کشور شناخته میشوند.
در همین چارچوب، دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، در واکنش به اقدامات ترامپ تأکید کرده است: «ما در آنجا حضور داریم و همچنان حضور خواهیم داشت.» به گفته او، دولت روسیه تحولات اخیر را با دقت زیر نظر دارد.
منابع معدنی غنی
گرینلند تنها یک موقعیت نظامی یا ژئوپولیتیک نیست؛ این جزیره از ذخایر گسترده مواد معدنی نیز برخوردار است. بهویژه عناصر خاکی کمیاب که برای صنایع پیشرفته و فناوریهای نوین حیاتیاند. پژوهشگران دانمارکی برآورد میکنند که گرینلند حدود ۳۵ میلیون تن از این مواد خام را در خود جای داده است؛ میزانی که میتواند نیاز اروپا را برای چندین دهه تأمین کند.
علاوه بر این، خاک گرینلند حاوی طلا، الماس، اورانیوم، روی، سرب و همچنین ذخایر قابلتوجه نفت و گاز است. با این حال، دولت گرینلند استخراج نفت و گاز طبیعی را با هدف جلوگیری از تشدید تغییرات اقلیمی ممنوع کرده است؛ تصمیمی که در تضاد مستقیم با منافع بخشی از سرمایهگذاران بینالمللی قرار دارد.
ترامپ چه خواهد کرد. به شراکت با دانمارک و سازگاری سیاسی با اروپا تن خواهد داد یا برای تضمین منافع خود و الیگارش های سلیکون ولی همچنان بر تصاحب کامل جزیره زیر پرچم امنیت ملی آمریکا پافشاری خواهد کرد. ترامپ می داند که حضورش در کاخ سفید دائمی نیست و همین نقش تعیین کننده ای در تصمیم او دارد.



