امکان‌سنجی جنگ تمام‌عیار آمریکا علیه ایران – هرمز عابدی

ایده جنگ مستقیم و فراگیر میان ایالات متحده و ایران همواره یکی از سناریوهای مورد بحث در معادلات خاورمیانه بوده است. پرسش بنیادین آن است که آیا چنین جنگی می‌تواند به فروپاشی ساختار حاکم بر ایران و شکل‌گیری نظمی سیاسی مطلوب برای آمریکا و متحدانش بینجامد یا خیر. پاسخ به این پرسش مستلزم نگاهی فراتر از برتری صرف نظامی و توجه به زمینه‌های تاریخی، جغرافیایی و سیاسی ایران است.

ایران به‌عنوان یک واحد تاریخی و تمدنی، در طول قرون متمادی در برابر سلطه پایدار قدرت‌های خارجی مقاومت کرده است. موقعیت جغرافیایی ویژه فلات ایران، همراه با رشته‌کوه‌های زاگرس و البرز، همواره نقش یک سپر طبیعی را ایفا کرده و هزینه هرگونه تهاجم نظامی را افزایش داده است. حملات یونانیان، رومیان، اعراب و مغولان اگرچه در مقاطعی موفقیت‌هایی به همراه داشت، اما نتوانست تداوم هویت سیاسی و فرهنگی ایران را از میان ببرد. این ویژگی ساختاری، امکان پیروزی سریع و قاطع در یک جنگ تمام‌عیار علیه ایران را به‌شدت محدود می‌کند.

تجربه معاصر نیز این واقعیت را تأیید می‌کند. جنگ هشت‌ساله ایران و عراق، که در آن عراق از حمایت گسترده قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای برخوردار بود، در نهایت به شکست اهداف راهبردی متجاوز انجامید و تمامیت ارضی ایران حفظ شد. در سطحی وسیع‌تر، مداخلات نظامی ایالات متحده در افغانستان و عراق نشان داده است که برتری نظامی لزوماً به استقرار ثبات سیاسی و نظم مطلوب منجر نمی‌شود. جنگ بیست‌ساله افغانستان، با وجود هزینه‌های هنگفت انسانی و مالی، سرانجام با خروج شتاب‌زده نیروهای خارجی و فروپاشی نظم تحمیلی پایان یافت.

از منظر سیاسی، یکی از عوامل اصلی ناکامی دموکراسی پایدار در ایران، مداخلات مکرر خارجی در روندهای تاریخی این کشور بوده است. از انقلاب مشروطه تا امروز، کودتاها، فشارهای سیاسی و مداخلات مستقیم و غیرمستقیم قدرت‌های خارجی بارها مسیر تحولات درونی را مختل کرده‌اند. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که دموکراسی و آزادی را نمی‌توان از بیرون و از طریق جنگ تحمیل کرد، بلکه چنین اقداماتی اغلب به تشدید بی‌ثباتی و تضعیف نیروهای مستقل داخلی منجر شده‌اند.

بر این اساس، تصور اینکه یک حمله نظامی خارجی در صورت فروپاشی ساختار حاکم، بتواند به شکل‌گیری یک ایران دموکراتیک، باثبات و همسو با منافع قدرت‌های غربی بینجامد، بیش از آنکه بر واقعیت‌های تاریخی استوار باشد، مبتنی بر ساده‌انگاری سیاسی است. تحلیل تاریخی و ژئوپولیتیکی نشان می‌دهد که جنگ تمام‌عیار علیه ایران نه‌تنها احتمال موفقیت محدودی دارد، بلکه می‌تواند پیامدهایی گسترده و غیرقابل‌کنترل برای ایران، منطقه و حتا نظام بین‌الملل به همراه داشته باشد. مسیر دستیابی به استقلال، آزادی، دموکراسی و ثبات پایدار در ایران، بیش از هر چیز از دل یک روند درون‌زا، مستقل و عاری از مداخله خارجی می‌گذرد.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی