درو کردن طوفان در خیابان‌ها – حمید فرخنده

آنچه امروز در خیابان‌های تهران و بسیاری از شهرهای ایران جریان دارد، نه صرفاً یک اعتراض، بلکه یک فاجعه‌ی انسانی و سیاسی است. فاجعه‌ای که قربانیان اصلی آن مردم‌اند، به‌ویژه جوانانی که یا جان می‌بازند، زخمی می‌شوند، یا آینده‌شان در گرداب خشونت، سرکوب و سرخوردگی گم می‌شود.

مسئولیت اصلی حقوقی و سیاسی این فاجعه در سمت حکومت، بر عهده‌ی هسته سخت قدرت و شخص اصلی آن، آقای خامنه‌ای است. حکومتی که سال‌ها صداهای اصلاح، هشدار و درخواست تغییر را نشنید؛ از انتخابات خرداد ۷۶ گرفته تا تلاش‌های مجلس ششم. نه پیام‌های انتخابات‌های بعدی در ۹۲ و ۹۶ و ۱۴۰۳ را شنید، نه به مطالبات صنفی مختلف وقعی گذاشت، نه به تظاهرات میلیونی سکوت در تهران اهمیت داد، نه فریادهای اعتراض مردم در ۸۸، ۹۲، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ را جدی گرفت و نه به توصیه‌های دلسوزانه‌ی احزاب و شخصیت‌های سیاسی و جامعه‌شناسان و اقتصاددانان عمل کرد. برعکس، آنها را به زندان و حصر فرستاد. حاکمیتی که به جای اصلاح ساختارها، به انکار بحران و اتکای صرف بر ابزار سرکوب روی آورد.

اتفاقا روی آوردن بخش بزرگی از مردم به براندازی و اقبال به شاهزاده رضا پهلوی نیز محصولِ بستن راه اصلاحات است. چنانکه استقبال گسترده مردم از تلویزیون ایران‌اینترنشنال و شبکه منوتو و دیگر تلویزیون‌های خارج کشور نیز محصول صدا و سیمای ورشکسته‌ی نظام است.

اما مسئولیت سیاسی این فاجعه در اپوزیسیون، متوجه شاهزاده رضا پهلوی است که با ارزیابی شتاب‌زده و برآوردِ اشتباه خود از آمادگی کمی و کافی مردم و توازن قوا برای سرنگونی نظام، فراخوان صادر کرد.

فراخوان به اعتراض خیابانی برای سرنگونی حکومت، بدون داشتن سازمان، رهبری میدانی، پشتوانه‌ی اجتماعی پایدار. بدون تأکید بر اعتراضات غیرخشونت‌آمیز و با اتکا به وعده‌ی دونالد ترامپ، بدون توجه به نقش و سابقه‌ی تاریخی روابط ایران و آمریکا و خطراتی که دخالت امریکا می‌تواند در پی داشته باشد. این اقدام چیزی جز بازتولید یک رؤیای خطرناک نیست؛ رؤیای بازگشت به قبل از ۵۷ با انقلابی به شیوه‌ی همان انقلاب.

راهبردی که تا بدین‌جا نتیجه‌ی عملی‌اش کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از هم‌وطنان ما در خیابان‌ها، کشته و زخمی شدن تعدادی از نیروهای سپاهی، بسیجی و انتظامی ،فریاد اعتراض همراه با انفجار خشم و به آتش کشیده شدن تعداد زیادی از اماکن، بانک‌ها، مساجد، حوزه‌های علمیه و حتی تعدادی از ماشین‌های آتش‌نشانی بوده است. اقداماتی که به تقویت چرخه خشونت و حتی ترس بخشی از کسانی که با نظام مخالف‌اند اما از خشونت گریزان هستند، بعنوان مانع پیوستن به اعتراضات، منتهی می‌شود.

حتی اگر از زاویه انقلاب و براندازی بنگریم، فراخوان‌ها و ادبیات شاهزاده رضا پهلوی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی خالی از درایت و پختگی لازم است. او قدرت واقعی و انسجام نیروهای امنیتی، بسیج و پایگاه اجتماعی هرچند کمِ حکومت و اقشار متوسطِ ناراضی اما مخالف انقلاب و سرنگونی را نادیده گرفت. فاجعه‌ی کپی کردن انقلاب ۵۷ با دورِ تند، بدون طی مراحل لازم، بسیج کافی مردم و اصناف، به کارگیری اشکال دیگر مبارزه مانند اعتصابات بدون مختل شدن شدید زندگی عمومی، و بی‌توجه به جذب و همراهی نخبگان. شعار «آزادی زندانیان سیاسی» از شعارهای اصلی انقلاب ۵۷ بود که جایش به شدت در میان شعارها در اعتراضات اخیر خالی است.

مسئولیت فاجعه اما تنها به سیاستمداران دو طرف محدود نمی‌شود. شبکه‌هایی چون «ایران‌اینترنشنال» و «منوتو»، با کوچک‌نمایی توان نظام و بزرگ‌نمایی امکانات و قدرت اپوزیسیون سرنگونی‌طلب، عملاً در قامت احزاب سیاسیِ رسانه‌ایِ سرنگونی‌طلب ظاهر شدند. آن‌ها با ادبیات تهییجی و اطلاع‌رسانی سوگیرانه، در کشاندن مردم، به‌ویژه جوانان، به خیابان‌ها و در دامن زدن به خشونت و فاجعه‌ای که اتفاق افتاده، به سهم خود مسئولیت دارند.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی