
روزنامه اومانیته در گزارشی از ایران مینویسد اعتراضاتی که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ با تجمعها و اعتصابهایی در بازار تهران و در اعتراض به فروپاشی وضعیت اقتصادی آغاز شد، پس از دو هفته نهتنها فروکش نکرده، بلکه به جنبشی فراگیرتر و سراسریتر بدل شده است؛ جنبشی که این بار همزمان «ورشکستگی اقتصادی» و «بنبست سیاسی» را نشانه گرفته و در برابر آن، حاکمیت به جای پاسخگویی، مسیر سرکوب را با شدت بیشتری در پیش گرفته است. اومانیته تأکید میکند روزهای پیشِ رو برای سرنوشت این حرکت و برای خودِ ایران «تعیینکننده» خواهد بود.
در روایت این گزارش، جرقه اولیه اعتراضها با سقوط ارزش پول ملی در برابر دلار و جهش تورم همراه بوده است؛ تورمی که به نوشته اومانیته به حدود ۴۰ درصد رسیده و همزمان «آستانه فقر» نیز تا همین حدود بالا آمده است. اما آنچه در خیابان رخ داده، به سرعت از اعتراض صرفاً اقتصادی عبور کرده و لایههای تازهای یافته است: دامنه جمعیت معترض گستردهتر شده، جغرافیای اعتراضها به سراسر کشور کشیده شده و خواستها نیز از مطالبههای معیشتی به پرسشهای بنیادی درباره مناسبات قدرت، مسئولیت حکومت و امکان تغییر سیاسی رسیده است.
اومانیته مینویسد در روزهای نخست، مقامها کوشیدند لحن آرامتری نشان دهند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، ۳۰ دسامبر گفته بود از وزیر کشور خواسته «مطالبات مشروع معترضان» را با گفتوگو و از مسیر نمایندگان آنان بشنود تا دولت بتواند «مسئولانه» برای حل مشکلات اقدام کند. اما به فاصله کوتاهی، آنگونه که اومانیته شرح میدهد، «ماشین سرکوب» که از پیش به حرکت افتاده بود، با تمام توان وارد میدان شد و جای هر پاسخ مثبت به خواستهای عمومی را «اجبار خونین» گرفت.
گزارش با نقلقولهایی از داخل کشور، تصویری از هراس و خشونت شبانه ارائه میدهد. یک شهروند ایرانی که اومانیته با او تماس تلفنی گرفته و نامش را برای امنیتش فاش نمیکند، از «وضعیتی وحشتناک» سخن میگوید: «کشتارهایی در جریان است. با تاریک شدن هوا صدای تیراندازیهای ممتد شنیده میشود. نیروهای مسلح همهجا هستند. از ترس اینکه هدف قرار بگیریم، جرأت خروج یا تجمع نداریم.» او همچنین از بیمارستانی میگوید که «خلوت نمیشود» و «کشتهها و مجروحان مدام میرسند». اومانیته در همین چارچوب اشاره میکند که در برخی مناطق، از جمله استان کرمانشاه که در گزارش به عنوان استانی با اکثریت کُردِ شیعه توصیف شده، سازماندهی تجمعها دشوارتر شده و حضور نیروهای مسلح پررنگتر است.
در بخش آماری، اومانیته به برآورد خبرگزاری هرانا استناد میکند و مینویسد شمار کشتهشدگان در دو هفته اعتراضات دستکم به ۵۷۲ نفر رسیده است؛ شامل ۵۰۳ معترض و ۶۹ نفر از نیروهای امنیتی. طبق همین منبع، بیش از ۱۰ هزار و ۶۰۰ نفر نیز بازداشت شدهاند. با این حال، گزارش یادآوری میکند که این ارقام ممکن است کمتر از واقعیت باشد. اومانیته در این زمینه به ویدئویی اشاره میکند که در اینترنت دستبهدست میشود و «دهها جسد» را در سردخانهای در حاشیه تهران نشان میدهد. به نوشته این روزنامه، منابع نزدیک به محل و نیز هرانا گفتهاند تصاویر احتمالاً در «مرکز پزشکی قانونی کهریزک» ضبط شده است؛ جایی که افراد در میان کیسههای جسد در یک سالن بزرگ حرکت میکنند و میکوشند پیکرها را شناسایی کنند.
اومانیته سپس این پرسش را طرح میکند که این حرکت تازه را باید در تداوم کدام مسیر اعتراضی در ایران فهمید: آیا بازگشتِ نوعی «جنبش سبز» ۲۰۰۹ است که در اعتراض به نتایج انتخابات شکل گرفت؟ یا ادامه اعتراضات ۲۰۱۷–۲۰۱۸ و ۲۰۱۸–۲۰۱۹ که بخشهایی از طبقات فرودست با مطالبات عدالت اجتماعی به میدان آمدند؟ یا امتداد خیزش «زن، زندگی، آزادی» در پاییز ۲۰۲۲ که با نقش پررنگ نسل جوان، بهویژه زنان، علیه کنترل اجتماعی و حکمرانی مداخلهگرانه شکل گرفت؟ پاسخ گزارش، تکیه بر ویژگیهای «ترکیبی» و «همگرا»ی وضعیت امروز است.
دیوید ریگووله-روز، پژوهشگر یک نهاد تحلیل راهبردی در فرانسه، به اومانیته میگوید آنچه اکنون رخ میدهد «در شکل و شیوهها بیسابقه» است، زیرا عناصر پراکنده گذشته این بار در نقطهای واحد به هم رسیدهاند: گسترش جغرافیایی جنبش، حضور همزمان نسلهای مختلف و نیز پیوند خوردن گروههای اجتماعی متفاوت. آزاده کیان، جامعهشناس فرانسوی-ایرانی و مدیر مرکز مطالعات زنان در دانشگاه پاریس-سیته، این ویژگی را چنین توضیح میدهد که جنبش فعلی هم مطالبات اقتصادی دارد و هم سیاسی؛ یعنی از تغییر ساختار اقتصادی سخن میگوید، اما این تغییر را بدون تغییر سیاسی ممکن نمیبیند و همین، به نظر او «وجه بیسابقه» حرکت را میسازد. سمیه رستمپور، جامعهشناس حوزه جنبشهای اجتماعی که بر کردستان، ترکیه و ایران نیز کار کرده، میگوید این جنبش از یک سو تداوم اعتراضات قبلی است و از سوی دیگر گسست؛ زیرا سطح خشم عمومی و میزان مدارا با حکومت تغییر کرده و «امروز مردم چیزی برای از دست دادن ندارند». او نشانه این تغییر را در پیوستن گروههایی میبیند که در ۲۰۲۲ کمتر در خیابان بودند؛ از جمله زنانی محجبه و سالمندان که کنار جوانانی میایستند که شعار «مرگ بر خامنهای» سر میدهند.
به نوشته اومانیته، هشدارهای امنیتی نیز اثر بازدارنده قطعی نداشته است. پلیس در تهران پیامکی برای شهروندان فرستاده و با اشاره به «گروههای تروریستی و افراد مسلح» در برخی تجمعها، از خانوادهها خواسته مراقب فرزندان و نوجوانان باشند و همزمان بر «عدمِ تحملِ هرگونه امتیازدهی» و برخورد با «آشوبگران» تأکید کرده است. ریگووله-روز در واکنش به چنین رویکردی میگوید وقتی دولتی نتواند نیازهای ابتدایی مردم، از جمله «غذا» را تأمین کند، بقای خود را در خطر میبیند و همین، «خشونتِ سرکوب» را توضیح میدهد.
اومانیته در ادامه به مسئلهای میپردازد که میتواند مسیر آینده جنبش را تعیین کند: سازمانیافتگی و رهبری. این گزارش مینویسد برخلاف انقلاب ۱۹۷۹، حرکت امروز فاقد سازمان و رهبری مشخص است؛ نیروهای مترقی در اقلیتاند، چهرههای پرطرفدار در زنداناند و هیچ شخصیت واحدی که بتواند طیفهای مختلف را نمایندگی کند، برجسته نشده است. در چنین خلأیی، سلطنتطلبان میکوشند رضا پهلوی، پسر آخرین شاه ایران، را بهعنوان «وارث» و چهره اصلی معرفی کنند؛ اما به گفته کارشناسانی که اومانیته با آنان گفتوگو کرده، او «اجماعساز» نیست و در ایران اکثریت ندارد. آزاده کیان نیز تأکید میکند در کشوری که بخش بزرگی از جمعیت را اقلیتهای قومی و مذهبی تشکیل میدهند، باید در سنجش «نمایندگی» بسیار محتاط بود. رستمپور یادآوری میکند بسیاری از این اقلیتها نهتنها نام رضا پهلوی را صدا نمیزنند، بلکه بازگشت سلطنت را هم نمیخواهند، زیرا در دوره شاه بهشدت سرکوب میشدند. او همچنین میگوید پهلوی در نگاه بخشی از جامعه، چهرهای است که میخواهد با کمک ترامپ و نتانیاهو بازگردد؛ و در شرایطی که حکومت تقریباً همه اشکال اپوزیسیون داخلی را منهدم کرده، برخی پس از چندین خیزش پرهزینه و خونین به این جمعبندی میرسند که «تغییر باید از بیرون» و با یک نیروی سازمانیافته رخ دهد و در این زمین خالی، فقط سلطنتطلبان را بهعنوان نیروی آماده میبینند.
گزارش اومانیته سپس به «مانعِ نفوذ خارجی» میپردازد؛ موضوعی که هم در روایت رسمی حکومت بهعنوان ابزار بیاعتبارسازی اعتراضها مطرح میشود و هم در میدان واقعی سیاست بینالملل، میتواند آینده بحران را پیچیدهتر کند. این روزنامه اشاره میکند دونالد ترامپ گفته ایران پس از آنکه به دلیل سرکوب معترضان تهدید به حمله کرده بود، خواهان مذاکره با واشینگتن شده است. آزاده کیان یکی از سناریوهای محتمل را این میداند که ترامپ برای کمهزینهتر جلوه دادن مسیر خود، بکوشد با «جناحهای میانهروتر» درون حکومت به توافق برسد. ریگووله-روز در عین حال معتقد است «رژیم در شکل فعلی محکوم است»، اما هشدار میدهد ترامپ با وجود لحن جنگی، تصمیم را به تعویق میاندازد چون میداند هر اقدام عملی میتواند پیامدهای سنگین و پیشبینیناپذیر داشته باشد و «ایران، ونزوئلا نیست» و شرایط با آن قابل قیاس نیست.
اومانیته اعتراضات جاری را نقطهای میبیند که در آن خشم اقتصادی و مطالبه سیاسی به هم گره خورده، دامنه اجتماعی جنبش گسترده شده، سرکوب به ابزار اصلی حکومت بدل شده و در عین حال، نبودِ رهبری و خطرِ مصادره یا اثرگذاری خارجی، آینده را مبهم کرده است. به همین دلیل، این روزنامه نتیجه میگیرد که روزهای پیش رو—هم از نظر تداوم حضور خیابانی و هم از نظر شدت سرکوب و شکلگیری یا عدم شکلگیری یک افق سیاسی—برای ایران «سرنوشتساز» خواهد بود.



