در مبارزه بین انقلاب و ضدانقلاب ریتم حرکت و تاکتیک های مربوط به آن با توجه به مسلح و بیرحم بودن حکومت اسلامی و ضرورت اجتناب از فراهم کردن دستاویزلازم برای کشتار و اشاعه هراس، و رشد و بلوغ روندهای انقلابی بسیار مهم است. اتخاذ تاکتیکهای سنجیده برای پیشروی پایدار انقلاب و تحکیم روند توده ای شدن صفوف آن، ونیز ریزش نیروهای حاکمیت و تشدید شکافهایش در راستای تغییر توازن قوا و پیروزی انقلاب با کمترین هزینه اجتماعی و اقتصادی واجد اهمیت است. در این رابطه اتخاذ سیاست معطوف به دامن زدن هیجانهای زودرس و دادن بهانههای لازم بهحاکمان برای کشتار، به لحاظ استراتژیکی و تاکتیکی خطرناک بوده و میتواند چه بسا یک انقلاب را به شکست و سرخوردگی بکشاند. چنین خطاهایی ممکن است بخشا از خامی و بی تجربگی باشد اما علاوه بر آن و بسی خطرناک تر از آن، می تواند از اهداف تنگ نظرانه و ارتجاعی مدعیان رهبری و صادرکنندگان پیام برای شتاب دادن بهرویدادها جهت صید ماهی مراد سرچشمه بگیرد. گاهی حتی خود حاکمان نیز برای بدام انداختن مخالفانشان از چنین تاکتیکهایی بهره میجویند.
نارس کردن انقلاب!
اکنون متاسفانه جنبش و انقلاب مردم با چنین تهدیدهائی از جانب بخشی از اپوزیسیون پرسروصدا که سودای کنترل کل انقلاب را دارد مواجه شده است. چنان که اکنون شاهد هستیم، تمام هم و غم و تلاش مدعی رهبری دوره گذار، یعنی رهبر خودخوانده انقلاب (رضا پهلوی) در خارج کشور، صرف سرعت بخشیدن مصنوعی و زودرس به این نوع هیجانات و درگیریها و دخیل بستن به مداخله آمریکاست. یادمان باشد که سازمان مجاهدین نیز در اوایل انقلاب با همین هدف، جنگ داخلی زودرس با رژیم مصمم را شروع کردند که عواقب فاجعه باری داشت. گر چه حالا شرایط متفاوت است، اما اینک نیز شاهدیم که رضا پهلوی از یکسو برای تحمیل و تثبیت باصطلاح موقعیت انحصاری خود و نظام دودمانی بر جنبش و مناسبات قدرت، متوسل به چنین قمار خطرناکی شده است که در آن نه فقط دغدغه بکارگیری خشونت توسط رژیم هاری چون حکومت اسلامی آدمکش اساسا نادیده گرفته می شود، بلکه برعکس با دمیدن در هیجانات لحظه ای، بدون توجه به پی آمدها و الزامات رشد و بلوغ فرایند انقلاب، با ولع زیادی دنبال صید ماهی مراد خویش است (به مصداق آتش زدن قیصریه برای یک دستمال). جباران حاکم در ایران نیز که جواز اذن خدا و دین را نیز در دستشان دارند، تمامی تلاش خود را در جهت باصطلاح جداکردن اغتشاشگران از مردم عادی و معترضان بقول خودشان اقتصای، و توجیه کشتار آنها بکار گرفتهاند.
با توجه به فراخوانهای رضاپهلوی و تهدیدهای پی درپی ترامپ برای مداخله نظامی و اشک تمساحی که برای «آزادی» می ریزد، خامنه ای و هسته سخت قدرت با ادعای این که اکنون این اغتشاگران و دشمنان هستند که بفرمان ترامپ و پیامهای رضا پهلوی بر میدان غلبه کرده اند نه مردم عادی، بر تردیدها و شکافهای درونی خویش غلیه کرده و بفرمان خامنه ای، شورای امنیت ملیکشور، تصمیم به جنگیدن (و کشتن) برای حفظ کیان نظام و مقابله حداکثری با خیابان گرفته است. یعنی فعلا تضادهای درونی حاکمیت با دمیدن این حضرات بر تنور آن و شتاب زودرس دادن به اعمال خشونت برهنه رژیم، تحتالشعاع تهدید بهمداخله نظامی قرار گرفته است. باین ترتیب آنها عملا و عامدا دستاویز لازم برای برای حکومت اسلامی جهت اعمال خشونت برهنه و کشتار فرهم ساختهاند.
اگر توجه داشته باشیم که حربه دوگانه سازی دشمن و نظام و دامن زدن به آن همواره منبع تامین سوخت لازم را برای سرکوب مردم و اعتراضات بوده است، چه از طریق وابسته نشاندادن آنها به دشمنان خارجی و چه بسیج و آماده کردن حامیان و نیروهای خودی و سرکوبگر برای کشتارهای بزرگ. آنگاه روشن می شود که دادن چنین بهانههایی برای کشتار و سرکوب به دست یک رژیم آدمخوار، آنهم در کشاکش معرکه انقلاب ضدانقلاب حاکم تا چه حدخطرناک و غیرمسؤلانه است. به خصوص اگر نه از روی خامی و قابل تصحیح شدن که عامدانه باشد، که خود در حکم جنایت و خیانتی بزرگ به انقلاب است.
اکنون عملا با خاموش کردن اینترنت که نوعی حکومت نظامی در عصر دیجیتال محسوب می شود، رژیم و شخص خامنه ای و شورای امنیت دست نشاندهاش با باصطلاح اتمام حجت کردن به اغتشاگران و به مداخلهگران خارجی، دستور سرکوب انقلاب به هر قیمت را صادر کرده است. در این رابطه آخرین باصطلاح فراخوان رضاپهلوی به مردم ایران (امروز) به تنهایی گویاست:
«بدانید که تنها نیستید. هممیهنانتان در سراسر جهان، صدای شما را با افتخار فریاد میزنند که حتما تصاویر حضور پرشمار و گسترده آنها را از طریق صفحه تلویزیون میبینید. دنیا امروز کنار انقلاب ملی شما ایستاده است و شهامت شما را تحسین میکند. بهویژه پرزیدنت ترامپ، به عنوان رهبر جهان آزاد، شجاعت وصفناشدنیتان را با دقت دیده و اعلام کرده که آماده کمک به شماست» او ادعای پیوستن نیروهای سرکوب و سپاه به مردم را نیز داده است… که در گذشته نیز بارها داده بود.
این پیامها و یا باصطلاح فراخوانها بخوبی نشان میدهند که شخص رضا پهلوی بهر قیمتی در تلاش است که از یکسو با باصطلاح دادن امید به مردم نسبت به دخالت ترامپ، آنها را هرچه بیشتر به گوشت دم توپ تبدیل کند و از سوی دیگر ترامپ را تشویق به مداخله و حمله نظامی کند که بارها به زبان آورده است و اینکه آلان وقتش رسیده و باید شتافت!
برای رضاپهلوی و سلطنت طلبان مساله اصلی گرفتن «انتقام ۵۷» و بازیابی قدرت از کف رفته بهر قیمتی است و بیمی هم ندارد مثل پدرش که با کودتای ۲۸ مرداد به کشور بازگشت، رسما در معیت ترامپ و هواپیماهای بمب افکن آمریکا بازگردد.
انقلاب در خطر است!
باین ترتیب نقش آفرینی نهاد سلطنت و رضا پهلوی و دخیل بستن این حضرات به مداخله نظامی آمریکا، اهداف رهایی انقلاب را که اساسا در پیوند جداناپذیر آزادی و عدالت اجتماعی و عبور از چرخه استبداد تاریخی و عقب ماندگی از تؤسعه و پیشرفت را با شعار مرگ بر دیکتاتور می جویند، از دو سو مورد تهدید قرار میدهد. هم از سوی تحریک بربریت و خشونت برهنه حاکمان به پایان خط رسیده و هم از سوی بازگشت استبداد سرنگون شده انقلاب بهمن با پهن کردن فرش قرمز زیرپای ترامپ و قدرتهای امپریالیستی و با سودای مستعمره کردن کشور تاریخی ایران.
انقلاب منفعل و انقلاب فعال!
تهی شدن انقلاب از محتوای ایجابی و کنشگری پیرامون اهداف اصلی خویش و سوق دادن آن به سوی واکنش صرف و به یک انقلاب منفعل با اهداف کاذب و پوشالی، انقلابی که عاملیت و خودآگاهی تاریخی از آن ربوده شده باشد، به معنای تهدید انقلاب از درون است. انقلاب بهمن نیز بدلیل آن که از درون شکست خورد و مقهور هژمونی ارتجاع از گور تاریخ برخاسته نهاد دین شد، به فاجعه ای ختم گردید که چندین نسل دارند تاوان آن را پس می دهند.
دو ستون اصلی استبداد
استبداد دیرپای ایران همواره دارای دو ستون اصلی بوده است، مرکب از نهاد سلطنت و نهاد دین. و مشخصا سلسههای سلطنتی و بعضا سلسههای دینی که هر دو ضمن داشتن رقابتی دیرینه، اما دارای پیوند و منافع و ریشههای مشترک نیر بودهاند و یکدیگر را بازتولید می کردهاند. اکنون نیز خطر تکرار همان چرخه باطل بازتولیدی، در شرایطی که قدرت برسازنده انقلاب برای زدن مهر ابطال پایان به سلسه ولایت فقیه بهپاخواسته است، پیشا روی ماست.
اگر اجازه دهیم که انقلاب کنونی نیز به واکنشی در برابر انقلاب بهمن (صرفا سلبی و بدون خواستهای ایجابی پیشرو و تاریخی) یعنی به انتقام انقلاب بهمن توسط این حضرات تبدیل شود یا تقلیل پیدا کند، بی گمان وارد همان چرخه باطل تاریخی و نیمه تاریک خود شدهایم.
تقی روزبه – ۱۱. ۰۱. ۲۰۲۶




