عزم آهنین علیه استبداد – کانی کرم‌پور

آنچه امروز در ایران تحت حاکمیت رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی می‌گذرد، تکرارِ یک الگوی جنایتکارانه و ضدبشری برای بقای استبداد حاکم است. رژیم با قطع کامل و سراسری اینترنت، بار دیگر نشان داد که تنها راه تداوم سلطه‌اش، ایجاد یک «خلاء خبری» و تبدیل کردن کل کشور به یک زندان و شکنجه‌گاه وسیع و بی‌صداست. در شرایطی کنونی که اعتراضات مردمی روز به روز گسترده تر می شود قطع اینترنت به ماشین سرکوب اجازه می‌دهد بدون هیچ‌گونه نظارت بین‌المللی و به دور از هر نوع خبررسانی، «جنایت علیه بشریت» را به پیش ببرد.

کوردستان در طول نزدیک به نیم قرن، همواره جبهه اول نبرد علیه استبداد حاکم و کانونِ آگاهی انقلابی بوده است. به همین دلیل، در لحظات بحرانی و آغاز هر نوع اعتراض و خیزشی، حاکمیت سیاست های سرکوب را با شدت بیشتری در این منطقه اجرا می‌کند و در تمام اعتراضات از جمله خیزش انقلابی “ژن ژیان ئازادی” به روشنی این را دیده ایم. سرکوب در شهرهای کوردستان تنها برای متفرق کردن معترضان نیست؛ بلکه تلاشی کینه‌توزانه همراه با خشمی فزاینده برای درهم‌شکستن نمادِ ایستادگی جمعی است که مردم آن، از همان روزهای آغازین سرکارآمدن این رژیم این ایستادگی جمعی را به تمام ایران و جهان نشان داده اند. استفاده از ادوات سنگین نظامی و هدف قرار دادن سیستماتیک معترضان آن هم به شیوه ای گسترده، نشان‌دهنده استیصال حکومتی است که در برابر اراده‌ی ملتی با عزمی آهنین، هیچ ابزاری جز اسلحه و سرکوب ندارد. کوردستان نه فقط یک جغرافیا، بلکه نماد همبستگی طبقاتی و ملی است که از همان ابتدا لرزه بر تن این حکومت مرتجع و هار ‌انداخته است. و اما در دنیای امروز که ارتباطات مقدمه‌ی سازماندهی است، رژیم با قطع اینترنت، تلاش می‌کند پیوند میان کانون‌های اعتراضی در شهرهای مختلف را قطع کند. آن‌ها می‌خواهند هر معترضی در شهرهای مختلف تصور کند که در میدان نبرد تنهاست. این سانسورِ مطلق، ابزاری است برای جنگ روانی تا بذر ناامید در دل مردمی که با تمام وجود خواهان سرنگونی این رژیم هستند را بکارند. اما واقعیت این است که خشمِ انباشته‌شده از دهه‌ها استثمار، فقر و تبعیض، نیازی به کابل‌های فیبر نوری ندارد. این خشم در حافظه‌ی جمعی مردم حک شده و در کف خیابان‌ها بازتولید می‌شود. یکی از هولناک‌ترین ابعاد قطع اینترنت، وضعیت زندانیان سیاسی و هزاران بازداشتی است که در روزهای گذشته به زیرزمین‌های نهادهای امنیتی منتقل شده‌اند. وقتی جهان نابینا می‌شود، شکنجه‌گران دست‌بازتر می‌شوند. جان زندنیان سیاسی در زندان‌ها به مویی بند است. قطع ارتباط با دنیای خارج، یعنی قطعِ فشارِ خانواده‌ها و نهادهای حقوق‌بشری. حضور در مقابل زندان‌ها در این لحظات، یک وظیفه‌ی اخلاقی و انقلابی است تا به حاکمیت یادآوری شود که دیوارها هم نمی‌توانند جنایت را پنهان کنند. بازگشت به سنت‌های مبارزاتیِ مخفی و نیمه‌مخفی، ایجاد هسته‌های امدادرسانی محله‌ای برای درمان زخمی‌هایی که نمی‌توانند به بیمارستان بروند، و تداومِ اعتراضات شبانه برای فرسوده کردن قوای سرکوب از جمله کارهایی هستند که می توان در این روزها در داخل ایران و کوردستان انجام داد مخصوصا در کوردستان که تجربه های مختلفی در این زمینه در طول سالیان متمادی داشته است. و اما در خارج کشور نیروهای مترقی و چپ باید فراتر از بیانیه‌های نمایشی، دولت‌های امپریالیستی و معامله‌گر را تحت فشار بگذارند. هرگونه مذاکره یا مماشات با رژیمی که مردمش را در تاریکی قتل‌عام می‌کند، شریک‌جرم بودن در جنایت است. 

تاریخ نشان داده است که هیچ حکومتی نتوانسته با قطع ارتباطات و سرکوب عریان، فکر رهایی و آزادی را از بین ببرد. آنچه امروز در ایران و کوردستان جریان دارد، نبرد میانِ گذشته‌ی پوسیده و آینده‌ای انسانی است. تصاویرِ زخمی‌ها و جان‌باختگان، اگرچه قلب ما را می‌فشارد، اما باید عزم و اراده ای پولادین و انقلابی برای استمرارِ مبارزه باشد. ما به عقب باز نمی‌گردیم؛ حتی در تاریک‌ترین شب‌های قطع اینترنت، شعله‌ی حقیقت از سنگرهای مقاومت زبانه می‌کشد.

۱۱ ژانویه ۲۰۲۶ – کانی کرم پور

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی