رضا پهلوی؛ آلترناتیوِ برآمده از خلأ – سام‌الدین ضیائی

شدت و گستره فساد سیاسی و اقتصادی در جمهوری اسلامی، همراه با کشتار، شکنجه و سرکوب سازمان‌یافته مخالفان، به سطحی رسیده است که برای بخش قابل توجهی از جامعه، به‌ویژه نسل‌هایی که دوران پیش از انقلاب را تجربه نکرده‌اند، عملاً امکان هرگونه مقایسه تاریخی متوازن را از میان برده است. در چنین شرایطی، پهلوی نه به‌مثابه یک تجربه تاریخی با همه پیچیدگی‌ها و تناقض‌هایش، بلکه به‌عنوان نقطه مقابل وضع موجود بازخوانی می‌شود؛ بازخوانی‌ای که گاه به‌اشتباه، «بازگشت به عقب» را در قامت «آینده‌ای روشن» و یک حکومت ایدئال بازنمایی می‌کند. این نگاه بیش از آن‌که حاصل شناخت دقیق از گذشته باشد، واکنشی عاطفی و قابل فهم به وضعیت فاجعه‌بار کنونی است.

اعتراضات اخیر ایران بار دیگر نشان داد که جامعه ایرانی، فارغ از سرکوب و هزینه‌های سنگین، همچنان در جست‌وجوی تغییر است. با این حال، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این اعتراضات، نبود رهبری منسجم و آلترناتیوی روشن است؛ خلأیی که نه‌تنها از سوی حکومت، بلکه از سوی اپوزیسیون نیز پر نشده است. در چنین فضایی، بار دیگر نام رضا پهلوی به‌عنوان چهره‌ای که توانسته بخشی از افکار عمومی را با خود همراه کند، در مرکز توجه قرار گرفته است.

اپوزیسیون غیر پادشاهی‌خواه، چه در داخل و چه در خارج از کشور، طی سال‌های گذشته نتوانسته است نقش مؤثری در سازمان‌دهی و هدایت اعتراضات ایفا کند. اختلافات عمیق ایدئولوژیک، رقابت‌های فرساینده شخصی، و فاصله محسوس با مطالبات و زبان جامعه داخل کشور، این جریان‌ها را به مجموعه‌ای پراکنده و کم‌اثر تبدیل کرده است. بسیاری از این گروه‌ها بیش از آن‌که درگیر واقعیت خیابان و زیست روزمره مردم باشند، در منازعات نظری یا رسانه‌ای خودساخته گرفتار مانده‌اند.

در غیبت چنین آلترناتیوهایی، رضا پهلوی ــ خواه به‌عنوان یک فرد و خواه به‌عنوان یک نماد ــ توانسته است توجه بخشی از جامعه را جلب کند. نام پهلوی برای عده‌ای یادآور ثبات، دولت مدرن یا دست‌کم «وضعیتی متفاوت از اکنون» است. افزون بر آن، سادگی پیام‌ها، پرهیز نسبی از ایدئولوژی‌پردازی پیچیده، و فقدان رقیب جدی که بتواند به‌طور هم‌زمان هم دیده شود و هم بسیج اجتماعی ایجاد کند، موقعیت او را تقویت کرده است.

با این همه، نادیده‌گرفتن ضعف‌های جدی رضا پهلوی و پیرامون او، خطایی تحلیلی خواهد بود. ابهام در برنامه سیاسی، نحوه گذار، و نسبت او با سازوکارهای دموکراتیک آینده همچنان پرسش‌برانگیز است. مهم‌تر از آن، نقش برخی مشاوران و هواداران افراطی است که با رویکردهای حذف‌گرایانه، توهین‌آمیز و ضدنقد، نه‌تنها به گفت‌وگوی ملی کمکی نمی‌کنند، بلکه خود به بازتولید همان الگوهای اقتدارگرایانه‌ای می‌پردازند که جامعه از آن گریزان است.

در سوی دیگر، مخالفان رضا پهلوی نیز غالباً به‌جای نقد مستدل، به نفی مطلق و گاه تحقیر اجتماعی هواداران او روی آورده‌اند؛ رویکردی که بیش از آن‌که آگاهی‌بخش باشد، شکاف‌ها را تعمیق می‌کند. نتیجه این وضعیت، دوقطبی فرساینده‌ای است که انرژی جامعه معترض را به‌جای تمرکز بر هدف اصلی، صرف نزاع‌های درون‌اپوزیسیونی می‌کند.

در چنین برهه‌ای از تاریخ، شاید واقع‌بینانه‌ترین موضع، نه تقدیس رضا پهلوی و نه تخریب شتاب‌زده او باشد. واقعیت این است که او ــ با همه نقدهای جدی وارد بر خود و اطرافیانش ــ در حال حاضر از اقبال بخشی قابل توجه از جامعه برخوردار است؛ اقبالی که بیش از آن‌که محصول کمال او باشد، نتیجه شکست و غیبت دیگران است. از این رو، دست‌کم می‌توان درباره «شایستگی نهایی» او داوری قطعی را به تعلیق درآورد و اجازه داد روند اعتراضات مردمی و کنش جامعه، مسیر آینده را روشن‌تر کند.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

2 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
جمال
جمال
1 ماه قبل

مقاله ی خردمندانه و واقع گرایانه ای است، و باید از نویسنده ی گرامی آن که کوشیده است خود را از تعصبات رایج و متداول به دور نگاه دارد سپاسگزار بود.
آنچه در حال حاضر برای یک تحلیلگر سیاسی از اهمیت برخوردار است شناخت واقعیت موجود جامعه است نه چشم بر آن بستن و انتقام شکست های دیگران را از مردم گرفتن.

مردم هم گرچه می توانند اشتباهاتی داشته باشند دیگر بر خلاف سال ۵۷ دارای ذهنی بازند و آماده ی نگاهبانی از انقلابی که در حال رخ دادن است هستند.
آینده، روشن خواهد بود اگر کسانی که خود را بازنده می بینند به امید واهی روزی که بتوانند جایی در جنبش های مردمی برای خود باز کنند به کارشکنی هایشان ادامه ندهند. اما به نظر می رسد که متأسفانه آن ها از «یا همه یا هیچ» خود دست بردار نیستند.

سام الدین ضیائی
سام الدین ضیائی
1 ماه قبل
پاسخ به  جمال

سپاسگزارم، به امید آینده روشن، استقلال، آزادی و دموکراسی برای مردم ایران!

آگهی

2
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x