
یازدهمین روز اعتراضات سراسری در ایران، روز چهارشنبه ۱۷ دیماه، در حالی رقم خورد که با وجود تشدید فضای امنیتی و تداوم بازداشتها، اعتراضات همچنان در نقاط مختلف کشور ادامه یافت. در این روز، دستکم ۳۷ شهر در قالب تجمعات خیابانی، تحرکات اعتراضی یا اعتصابهای صنفی شاهد اعتراض بودند. این شهرها در ۲۴ استان پراکندهاند؛ آماری که نشان میدهد اعتراضات، علیرغم فشارهای امنیتی، همچنان ماهیتی فراگیر و سراسری دارد. همزمان، ۱۰ دانشگاه نیز به کانونهای اعتراضی پیوستند؛ نشانهای از استمرار نقش دانشگاهها در این موج اعتراضی. با احتساب دادههای روز یازدهم، در مجموع ۳۴۸ نقطه اعتراضی شامل ۴۵ دانشگاه در ۱۱۱ شهر و ۳۱ استان طی یازده روز گذشته شاهد اعتراض بودهاند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در روز یازدهم، همزمانی اعتراضات خیابانی با حضور فعال دانشگاهها و نشانههایی از نارضایتی صنفی، نشان داد که دامنه اعتراضات از سطح مطالبات معیشتی فراتر رفته و به بیان نارضایتی عمیقتر نسبت به شیوه حکمرانی، نبود پاسخگویی و انسداد مسیرهای قانونی اعتراض رسیده است. استمرار اعتراضات، علیرغم بازداشتهای گسترده و فشارهای امنیتی، بیانگر آن است که بخش قابل توجهی از جامعه هزینه اعتراض را کمتر از هزینه سکوت و انفعال ارزیابی میکند.

بر اساس آمارهای ثبتشده، اعتراضات روز یازدهم در ۳۷ شهر جریان داشت؛ شهرهایی که در ۲۴ استان قرار دارند. این ارقام نشان میدهد که تعداد شهرهای معترض در مقایسه با روزهای قبلی افزایش یافته است. پراکندگی استانی همچنان بالا باقی مانده است؛ وضعیتی که از «پخششدگی» اعتراضات حکایت دارد، نه تمرکز آن در چند نقطه خاص.
از منظر تجمعی، طی یازده روز گذشته، ۱۱۱ شهر و ۳۱ استان دستکم یک بار شاهد اعتراض بودهاند. چنین گسترهای نشان میدهد که اعتراضات نه محدود به مناطق خاص قومی یا اقتصادی، بلکه در بافتهای متنوع شهری و استانی بروز یافته و به شکلی شبکهای در حال تداوم است.
شهرهای گناباد، اصفهان، شهرضا، تهران، شیراز، فلاورجان، بندرعباس، زنجان، کرمانشاه، قزوین، قم، بجنورد، سمنان، نیشابور، مشهد، کرمان، لردگان، پردنجان، فسا، چابکسر، عسلویه، تبریز، رشت، کرج، آبادان، بروجن، ارومیه، شهرکرد، گیلانغرب، زاهدان، فردیس، آستارا، الیگودرز، هلیلان، تنکابن، چناران، گرگان از جمله شهرهایی بودند که امروز صحنه اعتراضات بودند.

دانشگاهها و نقش دانشجویان
در روز یازدهم، ۱۰ دانشگاه بهعنوان نقاط فعال اعتراضی گزارش شدند. با احتساب این موارد، مجموع دانشگاههای معترض در یازده روز گذشته به ۳۵ دانشگاه رسیده است. حضور پیوسته دانشگاهها در این موج اعتراضی، نشاندهنده تداوم نارضایتی در میان دانشجویان و نقش دانشگاه بهعنوان یکی از فضاهای تولید و بازتولید اعتراض است.
دانشجویان، در کنار مطالبات صنفی و آموزشی، بهطور فزایندهای به مسائل کلان اقتصادی و سیاسی واکنش نشان دادهاند؛ امری که پیوند میان اعتراضات دانشگاهی و خیابانی را تقویت کرده و مانع از ایزوله شدن اعتراضات در یک حوزه خاص شده است.
شیوههای اعتراض و شعارها
در یازدهمین روز اعتراضات، شیوههای کنش اعتراضی همچنان متنوع باقی ماند. تجمعات خیابانی، حضور اعتراضی در مراکز شهری و فعالیتهای اعتراضی در دانشگاهها از مهمترین اشکال بروز اعتراض بودند. این تنوع نشان میدهد که اعتراضات، علیرغم فشارهای امنیتی، به یک الگوی واحد و قابل مهار محدود نشده و در قالبهای متفاوتی خود را بازتولید میکند.
شعارها و پیامهای مطرحشده در تجمعات، همچنان ترکیبی از مطالبات معیشتی و انتقادات ساختاری بود. گرانی، سقوط قدرت خرید و فشار اقتصادی، محور اصلی بسیاری از شعارها را تشکیل میداد، اما در کنار آن، شعارهایی با مضامین انتقادی نسبت به ناکارآمدی، بیپاسخماندن مطالبات و وضعیت کلی حکمرانی نیز شنیده شد. این همزمانی نشان میدهد که در ذهن معترضان، بحران اقتصادی و بحران مدیریتی بهعنوان دو وجه یک مسئله واحد درک میشود.
بازداشتها و تشدید برخوردهای امنیتی
روز یازدهم اعتراضات با تداوم و تثبیت رویکرد امنیتی حاکمیت همراه بود. بر اساس دادههای تجمیعی، در مجموع ۲۲۱۷ نفر طی یازده روز گذشته بازداشت یا احراز هویت شدهاند. از این تعداد، ۵۵۸ مورد بازداشت فردی و ۱۶۵۹ نفر در قالب بازداشتهای گروهی یا بدون احراز هویت ثبت شدهاند؛ الگویی که بیانگر تلاش نیروهای امنیتی برای کنترل میدانی اعتراضات از طریق عملیاتهای گسترده و کمجزئیات است.
تنها در روز یازدهم، دستکم ۱۴۰ نفر بازداشت یا احراز هویت شدند. هرچند این رقم نسبت به روز دهم کاهش نشان میدهد، اما همچنان سطح بالای مداخله امنیتی را منعکس میکند و حاکی از آن است که با وجود تثبیت نسبی تعداد تجمعات، سیاست مهار پیشدستانه معترضان ادامه دارد.
گزارشها نشان میدهد بخشی از این بازداشتها نه صرفاً در محل تجمعات، بلکه در قالب احضار، شناسایی میدانی و پیگیریهای بعدی انجام شده است؛ رویکردی که هدف آن، فراتر از پراکندهسازی تجمعات، ایجاد فشار روانی و بازدارندگی بلندمدت ارزیابی میشود.
بازداشت کودکان، نوجوانان و دانشجویان
یکی از شاخصهای نگرانکننده موج فعلی اعتراضات، حضور گسترده افراد زیر ۱۸ سال در میان بازداشتشدگان است. بر اساس آمارهای ثبتشده، طی یازده روز اخیر ۱۶۵ نفر از بازداشتشدگان کمتر از ۱۸ سال سن دارند. این آمار، بار دیگر نقش نوجوانان و دانشآموزان در اعتراضات و در عین حال شدت برخوردهای امنیتی با این گروه سنی را برجسته میکند.
همچنین ۴۶ دانشجو در جریان اعتراضات یازده روز گذشته بازداشت شدهاند. همزمانی بازداشت دانشجویان با تداوم اعتراضات دانشگاهی نشان میدهد که دانشگاهها همچنان بهعنوان یکی از کانونهای حساس اعتراض، تحت رصد و فشار نهادهای امنیتی قرار دارند.
در کنار این موارد، تاکنون ۴۰ مورد اعتراف تلویزیونی از معترضان بازداشتشده پخش شده است. استمرار پخش این اعترافات، که معمولاً در شرایط بازداشت و بدون دسترسی آزاد به وکیل ضبط میشوند، از نگاه ناظران حقوق بشری بهعنوان ابزاری برای ایجاد رعب عمومی و مشروعیتبخشی به سرکوب اعتراضات ارزیابی میشود.
کشتهشدگان و قربانیان اعتراضات
بر اساس دادههای موجود، طی یازده روز اعتراضات، ۳۸ نفر جان خود را از دست دادهاند. این آمار شامل:
-
- ۲۹ شهروند معترض
- ۴ نیروی انتظامی–امنیتی
- ۵ فرد معترض زیر ۱۸ سال
است. حضور کودکان در میان جانباختگان، بار دیگر نگرانیهای جدی نسبت به نحوه مواجهه نیروهای امنیتی با اعتراضات و رعایت اصل تناسب در استفاده از زور را برجسته کرده است.
در کنار کشتهشدگان، گزارشهای متعددی از زخمیشدن شهروندان در جریان برخوردهای خیابانی و عملیاتهای امنیتی منتشر شده است؛ هرچند بهدلیل محدودیت دسترسی به اطلاعات میدانی، آمار دقیق مصدومان همچنان در حال تکمیل است.
احضارها و فشارهای امنیتی خارج از خیابان
در روز یازدهم، فشارهای امنیتی صرفاً به خیابان محدود نماند. گزارشها حاکی از احضار تعدادی از شهروندان به نهادهای امنیتی است. از جمله، کیومرث امیری کلهجویی، معروف به لَکاَمیر، شاعر و روزنامهنگار لک اهل استان کرمانشاه، در زمره افرادی است که در این روز به نهادهای امنیتی احضار شدهاند.
اینگونه احضارها، که غالباً بدون اعلام رسمی اتهام صورت میگیرد، بخشی از راهبرد فشار غیرعلنی برای مهار صداهای اثرگذار فرهنگی، رسانهای و اجتماعی تلقی میشود؛ راهبردی که هدف آن محدود کردن دامنه روایتگری مستقل از اعتراضات است.
اخلال در اینترنت و محدودیتهای ارتباطی
همزمان با ادامه اعتراضات در روز یازدهم، گزارشهایی از اختلال در اینترنت در برخی شهرهای ایران منتشر شد. این اختلالها عمدتاً بهصورت کاهش سرعت، ناپایداری اتصال و اختلال مقطعی در دسترسی به خدمات آنلاین گزارش شدهاند.
بررسی الگوی این محدودیتها نشان میدهد که اختلالات اینترنتی بهصورت هدفمند و منطقهای اعمال شده و اغلب در شهرهایی رخ داده که شاهد تجمعات اعتراضی یا فعالیتهای دانشگاهی بودهاند. این رویکرد پیشتر نیز در موجهای اعتراضی گذشته مشاهده شده و معمولاً با هدف کاهش امکان هماهنگی، اطلاعرسانی و انتشار تصاویر اعتراضات بهکار میرود.
با این حال، تداوم جریان خبر و انتشار گزارشها از داخل کشور نشان میدهد که این محدودیتها، علیرغم ایجاد اختلال، نتوانستهاند بهطور کامل مانع گردش اطلاعات شوند.
واکنشهای داخلی (حکومتی)
در پی موضعگیریهای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو درباره اعتراضات ایران، دبیرخانه شورای دفاع جمهوری اسلامی با صدور بیانیهای، ادبیات و تهدیدهای مطرحشده را «فراتر از یک موضعگیری لفظی» توصیف کرد و آن را در چارچوب «رفتار خصمانه» ارزیابی کرد؛ بیانیه تاکید داشت هرگونه تعرض یا استمرار رفتارهای خصمانه با «پاسخ متناسب، قاطع و تعیینکننده» مواجه میشود و مسئولیت پیامدها را متوجه طراحان و طرفهای تهدیدکننده دانست. در همین فضا، مقامهای رسمی نیز تلاش کردند تهدید را از سطح «اظهارنظر سیاسی» به سطح «هزینه امنیتی» منتقل کنند و با برجستهکردن پیامدهای منطقهای، پیام بازدارندگی ارسال کنند.
همزمان با موضعگیریهای دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو درباره اعتراضات ایران و انتشار بیانیه دبیرخانه شورای دفاع جمهوری اسلامی، برخی چهرههای نزدیک به ساختار رسمی نیز واکنشهای تندتری نشان دادند. از جمله:
- علی لاریجانی در پیامی، دخالت آمریکا در آنچه «مسئله داخلی» خوانده شد را محکوم کرد و با لحنی تهدیدآمیز نسبت به پیامدهای ماجراجویی هشدار داد.
- محمدباقر قالیباف نیز بهصراحت از «تهدید مراکز و نیروهای آمریکایی» در منطقه سخن گفت و تلاش کرد این پیام را القا کند که هر اقدام یا تشدید مداخله، «پاسخ» در پی خواهد داشت.
این نوع موضعگیریها، میتواند نشاندهنده تلاش حاکمیت برای بازتعریف اعتراضات از یک بحران اجتماعی-اقتصادی به یک پرونده امنیت ملی باشد؛ یعنی انتقال کانون روایت از «مطالبات خیابانی» به «نبرد با مداخله خارجی».
واکنشهای داخلی (مدنی، صنفی و چهرهها)
در سوی دیگر، واکنشها محدود به سیاستمداران و مقامهای امنیتی نماند. طبق گزارش ها، انجمنهای حوزه هنرهای تجسمی (از جمله انجمنهای هنرمندان نقاش، طراحان گرافیک، عکاسان، مجسمهسازان و سفالگران) در بیانیهای مشترک، سرکوب اعتراضات را محکوم کردند. این بیانیه با ارجاع به فشارهای اقتصادی و سیاسی و ناامیدی اجتماعی، تاکید داشت که «هرگونه خشونت و سرکوب علیه حق اعتراض مردم» محکوم است.
همچنین ۵۵۵ تن از فعالان صنفی معلم نیز با انتشار نامه ای مشابه، خود را در کنار معترضان و مطالبات آنان اعلام کردند.
اهمیت این واکنش ها در روز یازدهم، در این است که نشان میدهد بدنههای صنفی و فرهنگی نیز در حال پیوند خوردن با روایت اعتراضات هستند.
امیرحسین قیاسی (بلاگر/چهره رسانهای) پس از چند روز سکوت، با انتشار موضعی صریح اعلام کرد «خودش معترض است» و سکوتش را ناشی از فشار روانی، نگرانی خانوادگی و ناتوانی از بیان آنچه «در دلش» بوده توصیف کرد. ورود چهرههای عمومی به موضعگیری، از نظر ارزش خبری، یک شاخص مهم برای سنجش گسترش دامنه همدلی اجتماعی با اعتراضات است.
ترکیب بحران اقتصادی، فشار معیشتی، برخوردهای امنیتی گسترده و محدودیتهای ارتباطی، چشمانداز روشنی از فروکش فوری اعتراضات ترسیم نمیکند. در چنین فضایی، اعتراضات نه بهصورت انفجاری، بلکه بهعنوان وضعیتی ممتد و چندلایه در حال تداوم است؛ وضعیتی که پیامدهای آن فراتر از خیابان، در حوزههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قابل مشاهده خواهد بود.


