در این نوشتار نظری مختصر بە چند موضوع انداختە می شود:
۱- چرا سلطنت و سلطنت طلبی مردود و غیر قابل قبول است.
۲- علل موج سلطنت طلبی در سالهای اخیر
۳- پیامدهای آن برای آیندە ایران و ایرانیان
۴- هشداری بە سلطنت طلبان سادە اندیش
۵- وظیفە نیروهای مردمی و چپ انقلابی
چرا سلطنت بعنوان یک شکل حکومتی در ایران مردود است؟
۱- سلطنت بطور تاریخی یک شکل حکومتی منسوخ است و بە جهان کهن تعلق دارد. روند تاریخ در یکی دو سدە اخیر نشان می دهد کە در اغلب کشورهای جهان شکل حکومتی جمهوری جای سلطنت را گرفتە است. از میان قریب بە دویست کشور در جهان امروز حدودا ۹۰% حکومت جمهوری دارند. این نوع حکومت ریشە در افکار روشنگری، رهایی از جهل و ارتجاع قرون وسطایی، حکومت قانونمدار و حقوق شهروندی دارد. در آن اندک کشورهایی نیز کە هنوز سلطنت پا بر جا است، روند تاریخ در جهت بر انداختن سلطنت و تغییر آن بە جمهوری پیش خواهد رفت. در انگلیس لغو سلطنت هوداران فراوانی دارد و بعد از لغو سلطنت در آن کشور در سالهای آیندە، لغو سلطنت در دیگر کشورهای اروپایی و غیر اروپایی در دستور کار قرار خواهد گرفت. بازگشت بە سلطنت همانند بازگشت بە دوران گاری، شمشیر و نیزە، چراغ موشی و اینگونە چیزهای منسوخ است و چە بسا مضحکتر.
۲- ادعای اینکە سلطنت در ایران مانند انگلستان و اسکاندیناوی خواهد بود، نە فقط نادرست، بلکە دروغ محض است. سلطنت در ایران بە دلایل تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی همیشە دیکتاتوری، سرکوبگر و غارتگر بودە و در آیندە نیز خواهد بود. برخورد و رفتارهای بغایت فاشیستی سلطنت طلبان امروزین شکی باقی نمی گذارد کە در صورت بقدرت رسیدنشان، نسلهای آیندە ایران حتی بە شاهان قاجار و طالبان همسایە حسرت خواهند خورد. آنچە را کە رضا شاە و پسرش و نیز رژیم آخوندی در کشتار و سرکوب و غارت مردم انجام دادند، با قساوت و توحش چند برابر تکرار خواهد شد. یکبار فریب ریش و عمامە را خوردیم، نباید این بار کت و شلوار و کراوات و ریش از تە تراشیدە ما را فریب دهد.
۳- انقلاب ضد سلطنتی در ایران یکی از بزرگترین انقلابات در جهان بودە است. مردم ایران با حضور میلیونی در خیابانها و با آرای بیش از ۹۵% رژیم سلطنتی را بر انداختند. بدین ترتیب لغو سلطنت در ایران از نظر تاریخی و حقوقی یک امر مسلم و تمام شدە است. ادعای اینکە مردم فریب خوردند و انقلاب ۵۷ فتنە بودە در آن حد درست است کە آنها بە رهبری آخوندها و نظام جمهوری اسلامی مورد نظر آنها باور کردند، نە اینکە خیزش میلیونی آنها برای برانداختن سلطنت شاە فتنە و فریب بودە باشد. اگر روحانیت و آخوندها وجود هم نمی داشتند، مردم شاە و سلطنت را سرنگون می کردند. سلطنت پهلوی یکی از سفاکترین ژریمهای زمان خود در جهان و محکوم بە سرنگونی بود. در این حقیقت جای تردیدی نیست. دو موضوع براندازی مشروع و اجتناب ناپذیر سلطنت شاە و آلترناتیو تحمیلی و فریبکارانە جمهوری اسلامی را باید کاملا از هم جدا کرد. اکنون نیز چنین است، مردم بە جان آمدە ایران در تلاش سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی هستند و آنرا سرنگون خواهند کرد. این امر فریب و فتنە و توطئە نیست. فریب و فتنە و توطئە آنجا آغاز می شود کە سلطنت طلبان میخواهند آلترناتیو ارتجاعی تر یا بەهمان اندازە ارتجاعی سلطنت را بە جنبش مردمی ایران تحمیل کنند.
۴- مردم ایران یکبار اشتباە کردند کە در جریان انقلاب قهرمانانە ۵۷ بە وعدەها و خدعەهای آخوندهای مرتجع قرون وسطایی باور کردند. می توان یکبار اشتباە کرد ولی اشتباە اگر بعد از آنهمە درسهای تاریخی، بشکلی مسخرەتر تکرار شود، و آدم نە فقط بە قرون وسطا، بلکە بە قرون قدیمتر برگردد، دیگر نە اشتباە، بلکە چیز دیگری خواهد بود. بندرت موردی وجود دارد کە سلطنت در کشوری بعد از برانداختن آن، دوبارە برقرار شدە باشد. چنین چیزی اگر اتفاق افتادە باشد، باید بعنوان بزرگترین فضاحت تاریخی شمردە شدە باشد. آیا بواسطە پذیرش و استقبال از حکومت آخوندی قرون وسطایی در جهان تابلو نشدیم؟ آیا این کافی نیست و باید با برگرداندن یک سلطنت خونخوار تابلوی مضحکتری بە جهان و تاریخ ارائە دهیم؟!
۵- سلطنت پهلوی تنها یکی سفاکترین و جنایتکارترین حکومتها نبود، بلکە همچنین یکی از غارتگرترین ها در تاریخ بودە است. پهلویها مبالغی نجومی از ثروت مردم ایران را غارت و بە خارج منتقل کردند کە اکنون این ثروت بعد از حدود نیمقرن چندین برابر افزایش پیدا کردە است. در هر کشور دیگری بود، مردم درخواست می کردند کە این خاندان دزد و منفور مورد پیگرد قانونی قرار گرفتە و ثروتهای دزدیدە شدە بە کشور بازگرداندە شوند. آیا واقعا در مقابل نسلهای ویران شدە گذشتە و نیز در مقابل نسلهای تحت خطر آیندە، دور از وجدان و کرامت نیست کە کسانی خواستار بازگشت این خاندان غارتگر و تحویل مجدد تاج و تخت بە آنان باشند.
۶- آیا تنها این “امتیاز” کە سلطنت پهلوی از لحاظ سرکوب و کشتار و شکنجە و غارت بە پای جمهوری اسلامی نرسیدە، کافی است تا در پیشگاە تاریخ و مردم تبرئە شود و حتی بعنوان وارث و آلترناتیو رژیم جمهوری اسلامی قلمداد شود؟ در کجای دنیا چنین منطقی عمل می کند کە یک جنایتکاری کە کمتر جنایت کردە و یک دزدی کە کمتر دزدیدە، بخاطر جنایتکار دیگری کە بیشتر کشتە و دزدیدە، بخشیدە شود و حتی جایزە بگیرد؟ آخر کسانی کە دنبال رضا پهلوی راە افتادە و برایش سجدە می برند، چقدر میخواهند در برابر چشم جهانیان خود را خوار و رسوا کنند و آبروی یک کشور و مردمش را در جهان خدشەدار کنند؟
پس با وجود تمام حقایق بالا چرا موج سلطنت طلبی دوبارە شکل گرفتە و بە تهدیدی جدی برای آیندە کشور و مردم تبدیل شدە است؟
۱- درماندگی : کسی کە در حال غرق شدن است برای نجات خودش بە هر خس و خاشاکی چنگ می زند. هنگام انفجار برجهای دوقلو افراد زیادی از شدت حرارت فوق العادە و شعلەهای شدید آتش از طبقاتی بسیار بالا از پنجرەها خود را بە بیرون پرتاب کردند. حتی در هنگام انقلاب ضد سلطنتی ۵۷ مردم ایران بحدی از رژیم سفاک پهلوی متنفر بودند کە می خواستند بە هر قیمتی کە شدە فقط از شر این رژیم لعنتی خلاص شوند. بە همین علت بە آسانی فریب آخوندها را خوردند کە بە آنها آزادی و عدالت را وعدە دادند. بنابراین درماندگی و فرسودگی یکی از عوامل روانشناختی است کە میتواند در شرایط خلاء یک آلترناتیو مردمی، افراد را بسوی جریان سلطنت طلبی بکشاند، با این امید کە بهر قیمت و وسیلەای کە شدە از چنگ رژیم کنونی نجات یابند. نباید فراموش کرد کە بسیاری از خودکشی ها نتیجە درماندگی است.
۲- پیشروی نئوفاشیسم در جهان: در بسیاری از کشورهای اروپایی، در آمریکا، در کشورهای آمریکای لاتین و غیرە نئوفاشیسم در حال پیشروی است. نیروهای نئوفاشیست در جهان نە فقط شبکەهای داخلی و خارجی گستردە و سازمان یافتەای ایجاد کردەاند، نە فقط از لحاظ امکانات مالی و تبلیغاتی بە همدیگر کمک می کنند، بلکە از لحاظ ایدئولوژیک نیز بر هم تأثیر گذاشتە و همدیگر را تقویت روحی و ایدئولوژیک می کنند. نیروی سلطنت طلب ایرانی در داخل این طیف جهانی قرار دارد، از آن الهام و کمک می گیرد و روشهای آنرا بکار می بندد. انترناسیونالیسم پرولتری از دید آنها بی وطنی و وطن فروشی است، ولی “انترناسیونالیسم” فاشیستی آنها گویا وطن پرستی است!
۳- ناسیونالیسم اقتدارگرا و ترس از تجزیە ایران: متأسفانە بخشی از مردم دچار ناسیونالیسم اقتدارگرا شدە و نیز از خطر تجزیە ایران واهمە دارند. سالها ست کە انواع نیروهای راست در ایران از جملە خود رژیم و نیز سلطنت طلبها مردم را هم با سم ناسیونالیسم مسموم کردە و هم برایشان لولو خورخورەای بنام سوریەای شدن و تجزیە شدن درست کردەاند. بر این اساس دروغین یک انقلاب مردمی و میلیونی از پایین و با شرکت تمام مردمان و مناطق ایران می تواند خطرناک باشد، بە اغتشاس و آشوب و جنگ داخلی و در نهایت تجزیە ایران منتهی شود. بنابراین باید “عاقلانە” و “محتاطانە”عمل کرد و سکان تحولات را بە نیروهایی سپرد کە از بالا و با ساخت و پاخت با آمریکا و اروپا تغییر رژیم را عملی سازند. (سناریوی رژیم چنج، گوادالوپ 2.0 ، “اصقلاب” یا انقلاب مخملی یا انقلاب رنگی مثلا سبز، بنفش یا اینبار قهوەای!). و چە کسانی بهتر از سلطنت طلبها میتوانند چنین مأموریتی (مأموریت برای وطنم ) را بر عهدە بگیرند؟ آنها کە همیشە وابستە بە نیروهای جهانی بودە و از اعتماد آنها برخوردارند، شانس بیشتری دارند تا مام میهن را نجات دهند و ایران را از شر کردها، آذریها و عربها و بلوچهای تجزیە طلب نجات دهند. ما بە یک رضا شاە دوم و حتی بە کوروش دوم نیاز داریم و الحمد اللە کە آن را هم داریم: رضا پهلوی!
۴- اسب تروا: بخشی از الیگارشی ایران و نیروهای واپسگرا و راست بە اصطلاح “اصلاح طلب” کە نمایندگان سیاسی این بخش الیگارشی پرو غرب هستند، بطور آشکار، نیمە آشکار و نیز پنهانی با نیروی سلطنت طلب در ارتباط قرار دارند و بسود آن عمل و تبلیغ می کنند. زیباکلامها، غنی نژادها و دهها و صدها نفر دیگر با امکانات عظیم مالی و رسانەای در ایران (حاصل عرق جبین کارگران و زحمتکشان کشور) سالهاست کە بە توجیە و تبرئە جنایات شاهان پهلوی می پردازند. در اینجا یک سیاست اسب تروایی دوجانبەای بە وجود آمدە است. از یک طرف رضا پهلوی بە اسب تروای این نیروهای ضد انقلابی داخلی در میان اپوزیسیون بدل شدە است. این نیروهای ضد انقلابی بە این امید بستەاند کە رضا پهلوی اکنون بتواند نقش خمینی ۵۷ را بعهدە بگیرد و با رهبری یک رژیم چنج زیر نظر آمریکا، انقلاب این بارە را دور بزند یا بسان ۵۷ بە انحراف بکشاند. از طرف دیگر همین نیروها بە اسب تروای رضا پهلوی در داخل ایران تبدیل شدەاند. رضا پهلوی بر آن است با پشتیبانی این نیروها در ایران ابتکار عمل را بدست گرفتە و بە رضا شاە دوم یا خمینی دوم تبدیل شود.
۵- پشتیبانی امپریالیسم و ارتجاع جهانی: در بحبوحە خیزش انقلابی ژینا (مهسا) دیدیم کە رضا شاە با عجلە وارد میدان و صحنە گردان شد. چنین کاری بدون پشتیبانی عظیم مالی، تدارکاتی، رسانەای و تبلیغاتی امپریالیسم و ارتجاع جهانی و منطقەای امکان پذیر نبود. اکنون نیز با شروع دور دیگری از خیزش انقلابی رضا پهلوی و طرفدارانش دوبارە میداندار شدەاند و دوبارە همان نیروهای جهانی و منطقەای در پشت سرشان قرار دارند و مانند عروسک خیمە شب بازی هدایتشان می کنند. هدف واضح است. ایران باید در مدار نیروهای امپریالیستی و ارتجاع جهانی باقی بماند و نقش همیشگی خود را بعنوان کشور صادر کنندە نفت و منابع ارزان دیگر و بازار فروش کالاهای آمریکایی و اروپایی انجام دهد، درها را برای سرمایەگذاری این کشورها و غارت منابع و نیروی کار ارزان مردم باز بگذارد، از چین و روسیە و بریکس دور شود، وارد پیمان ابراهیم شدە و قدرت نظامی آن در حد مورد نظر اسرائیل باشد. و مردم ایران ۵۰ سال دیگر نیز مانند دهها کشور آسیایی، آفریقایی، اروپای شرقی، آمریکای لاتین همچنان در عقب ماندگی، فقر و فلاکت ، بیکاری و تورم و بحران دست و پا بزنند و بە نان شب محتاج باشند.
۶- دست رژیم در طرح شعارهای سلطنت طلبانە: نیروهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی بطور کاملا سیستماتیک و از طریق افراد نفوذی شعارهای تظاهرکنندگان را جهت می دهند و تلاش می کنند شعارهای مرگ بر جمهوری اسلامی و مرگ بر خامنەای را بە “جاوید شاە” و “روحت شاد رضا شاە” و دیگر شعارهای سلطنت طلبانە تغییر دهند. آنها با اینکار اولا جهت شعارهای مردمی در ضدیت با رژیم را عوض می کنند. ثانیا باعث تفرقە و تشنج در میان تظاهر کنندگان می شوند، ثالثا رنگ سلطنت طلبی بە تظاهرات می دهند و با اینکار، هم مردم مخالف سلطنت را از پیوستن بە تظاهرات منصرف می کنند، هم یک سیمای ارتجاعی از خیزش و تظاهرات بە افکارعمومی جهانی نشان می دهند و هم سرکوب آنرا مشروع قلمداد میکنند. نقشەای بسیار ماهرانە. البتە نقشە از این هم فراتر می رود. چنانچە خیزش مردم تا سرنگونی رژیم ادامە یابد، برای دست اندرکاران نظامی و امنیتی رژیم نیز بد نخواهد بود کە رهبری آن بدست رضا پهلوی بیفتد و نە بە دست نیروهای مردمی و انقلابی. چرا کە در آنصورت بدنە و حتی بخش زیادی از مقامات ردەهای بالای ارتش، سپاە و ساواما بحال خود خواهند ماند و همانگونە کە قبلا ساواک بە ساواما تغییر نام دادە شدە بود، این بار نیز ساواما دوبارە بە ساواک تغییر نام خواهد داد و آقایان کار خود را در شکنجە و اعدام مخالفان سلطنت مطلقە ادامە خواهند داد!
پیامدهای موج سلطنت طلبی اکنون و در آیندە چە خواهد بود؟
۱- موج سلطنت طلبی و شعارها و فعالیتهای سلطنت طلبانە در حال حاضر مستقیما بسود جمهوری اسلامی تمام می شود. این فعالیتها بخش زیادی از مردم را دلسرد و نگران و احتمالا از شرکت در خیزش دور می کند. تفرقە و اختلافات در جریان تظاهرات پدید می آید و ممکن است کار بە درگیری بر سر شعارها کشیدە شود. رژیم در مقابل افکار عمومی جهانی بە سرکوب تظاهرات مشروعیت می بخشد و آنرا سرکوب عناصر وابستە بە رژیم منحلە اعلام می کند. سلطنت طلبی و سلطنت طلبان مانع عمدە ای در گسترش خیزش ضد رژیم بودە و هستند.
۲- سلطنت طلبی اعلام مستقیم جنگ بە هم میهنان کرد، آذری، عرب، بلوچ، لر، ترکمن و غیرە است. این هم میهنان کشتار و قتل عامهای شاهان پهلوی در مناطق خود را از یاد نبردەاند. موج سلطنت طلبی وحدت ایرانیان را بطور جدی بە خطر خواهد انداخت و بە واکنش متقابل، بە ناسیونالیسم و تمایلات تجزیە طلبانە بشدت دامن خواهد زد. هر اندازە سلطنت طلبی در ایران قویتر شود، بە همان اندازە تمایلات تجزیە طلبانە قویتر خواهد شد. مردم این مناطق از ترس ناسیونالیسم اقتدارگرا و فاشیسم و نژادپرستی سلطنت طلبان بیشتر بە ناسیونالیسم خودی پناە خواهند برد. چنانچە وحدت فرهنگی، تاریخی و معنوی ایرانیان متزلزل شود، در آنصورت یکپارچگی ایران بطور جدی بە خطر خواهد افتاد.
۳- سلطنت طلبان حتی اگر بفرض نیمی از مردم را نیز بسوی خود جلب کنند، باز نیمی دیگر مخالف سلطنت خواهند ماند. خطر درگیری و حتی در شرایطی وقوع جنگ داخلی در میان موافقان و مخالفان سلطنت منتفی نیست. در بسیاری از کشورها جنگ داخلی ویرانیها و فجایع فراوانی ببار آوردە است.
۴- سلطنت طلبها خواهان مداخلە نظامی آمریکا، اسرائیل و ناتو در ایران برای براندازی رژیم هستند. چنانچە آنها در جنبش ضد رژیم دست بالا پیدا کنند، و بخش زیادی از مردم از خواستها و شعارهای آنان حمایت کنند، بمباران ایران و نابود کردن تمام زیرساختها حتمی خواهد بود. آن کشورها سپس خواهند گفت کە خود مردم و نمایندگان آنها خواستار بمباران بودند! ایران نە فقط ژاپن، کرە جنوبی و تایوان نخواهد شد، بلکە صد سال دیگر بە عقب بر خواهد گشت.
۵- سلطنت طلبان در ایران همیشە وابستە بە خارج و مهرەهای قدرتهای امپریالیستی بودە و هنوز هم هستند. ایران سلطنتی یعنی ایران وابستە و دست نشاندە امپریالیسم. در چنین ایرانی مردم ایران تصمیم گیرندە سرنوشت خود نخواهند بود، حتی رضا شاە دوم نیزبدون اجازە ارباب قادر بە هیچ کاری نخواهد بود. در ایران شاهنشاهی، شاە مطیع بی چون و چرای رئیس جمهور ترامپ و جانشینان او خواهد بود. سلطنت طلبی در ایران بدون هیچ اغراق و تعارفی معنایی جز اطاعت از امپریالیسم و اجابت درخواستهای آن نخواهد داشت.
بنابراین باید در کمال حسن نیت و خونسردی با سلطنت طلبان سادە اندیش وارد گفتگو شد و بە آنها در مورد خطرات بزرگ سلطنت طلبی هشدار داد. البتە با بسیاری از دست اندرکاران این جریان گفتگو بی ثمر است، چرا کە آنان مأموریت خود را انجام می دهند و بابت آن پول می گیرند و امید دارند کە در ایران سلطنتی مورد نظر، آنها در ردە الیت ثروتمند قرار گرفتە و پست و مقام بالایی بدست آورند. آنها در حال کسب و کار سیاسی هستند و برای آیندە خود سرمایەگذاری می کنند. ولی بخش دیگری از سلطنت طلبها افراد صادق، درماندە، سادە اندیش و فریب خوردەای هستند کە گمان می کنند با احیای سلطنت در ایران و تاجگذاری کوروش دوم مجد و عظمت افسانەای ایران باستان احیا خواهد شد، ایرانی بینوا و شاید آوارە بلاخرە بە غرور و سربلندی دست خواهد یافت، آرزوی شاە فقید، ژاپن دوم شدن، برآوردە خواهد شد، پاسپورت ایرانی اعتبار پیدا خواهد کرد و او با پول ملی با ارزش یک پایش در ایران و پای دیگرش در آمریکا خواهد بود، از همەمهمتر خطر پارە کردن ایران توسط کفتارهای حاشیە نشین از میان خواهد رفت، چرا کە رضا شاە دوم نیز مانند پدر بزرگ تاجدارش بە قلع و قمع کفتارهای حاشیە نشین خواهد پرداخت و انتقام سختی هم از “چپولها” ی نفهم و ۵۷ های فتنەگر خواهد گرفت. آری آنچە کە در مغز یک سلطنت طلب سادە می گذرد، چیزی در این حد است. باید بە چنین هم میهن سادە دل و سادە اندیش چنین پاسخ گفت:
تو متأسفانە در توهم بیمارگونەای بسر می بری. تقصیر تا حد زیادی نە از خودت، بلکە از فتنەگران و توطئەگران سلطنت طلب و فاشیست ایران است کە سالها ست از طریق رسانەهای قدرتمند با پول و امکانات ارتجاع جهانی و منطقەای، با بکارگیری لشکری از شارلاتانهای حرفەای و با انواع و اقسام تحریفهای تاریخی،افسانەبافیها، دروغهای شاخدار، جعل اخبار و پخش شایعات و ترویج افکار اولترا ناسیونالیستی و فاشیستی بە مغز شویی تو و همفکرانت می پردازند و در این میان با همکاران خود در داخل رژیم و بویژە “اصلاح طلب” در ایران یک ارکستر عظیم ضد تاریخی، ضد حقیقیت، ضد تودە زحمتکش، ضد زن ، ضد مهاجر، ضد چپ، ضد هممیهنان غیر فارس و خلاصە ضد بشر بە تمام معنا بە راە انداختەاند.
اگر بزرگترین آرزوی تو برانداختن جمهوری اسلامی است، آیا هنوز نفهمیدەای کە یکی از برزگترین عوامل بقای رژیم نقش مخرب نیروی سلطنت طلب در امر براندازی است؟ آیا تجربە خیزش ژینا و تجارب قبلی و بعدی هنوز کافی نیستند تا تو دریابی هر بار کە مردم بە پا می خیزند، دارو دستە پهلوی بە میدان می آیند و با طرح شعارهای ارتجاعی و تفرقە افکنانە و انحراف اذهان مردم بە شکست خیزش و سرکوب خونین آن کمک می کنند؟
اگر تو جزو ۱۰% بالای ایرانیها نیستی و بە ۹۰% بقیە تعلق داری و گمان میکنی کە با بقدرت رسیدن سلطنت طلبان چیزی نصیب تو خواهد شد، سخت در اشتباە هستی. لشکری از فراریان ۵۷ی مرکب از اقشار ثروتمند اداری، ارتشی و سرمایەدار کە اینک بعد از سە تا چهار نسل از نظر تعداد و میزان سرمایە بشدت فربە و بە همان اندازە حریص شدەاند، مثل گرگان درندە در کمین هستند تا بە محض بقدرت رسیدن ارباب قدیم و جدیدشان ملخ وار بە هر آنچە کە باقی ماندە، حملەور شوند و دار و ندار کشور را برای اربابان خارجی بە حراج بگذارند. در این معادلە نابرابر دست تو و ۹۰% بقیە جامعە بجایی نخواهد رسید و توی ایرانی بجای اینکە بە ژاپن و کرە جنوبی تبدیل بشوی، بە کنگو و سومالی تبدیل خواهی شد.
اگر دغدغە اصلی تو یکپارچگی ایران و کابوس شبانەات تجزیە ایران است، آیا نمی فهمی کە رضا پهلوی بهترین کاندید و مهندس اجرایی برای تجزیە ایران خواهد بود؟ آیا نمی دانی کە اکثریت کردها، آذریها، عربها، بلوچها، ترکمنها، لرها و غیرە از رضا پهلوی و حکومت سلطنتی نفرت دارند و با تمام توان بر ضد آن بە مقابلە بر خواهند خواست؟ آیا فکر میکنی همکاری تو و همفکرانت با سلطنت طلبان منفور و قرار گرفتنت در مقابل هم میهنان غیر فارس بهتر بە حفظ وحدت و یکپارچگی ایران کمک خواهد کرد یا قرار گرفتنت در کنار این هم میهنان و در مقابل سلطنت طلبان؟ تجزیە کنندگان واقعی ایران سلطنت طلبان و کفتارهای بمراتب وحشی تر مرکز نشین هستند و قرار گرفتن تو در این جبهە جز کمک بە تخریب یکپارچگی کشور و تجزیە عملی ایران نخواهد بود. یک چیز دیگر را هم باید یاد آور شد. برنامە کشورهای امپریالیستی در قرن ۲۱ نە تبدیل کشورهای پیرامونی بە کرە و ژاپن، بلکە کوچک کردن کشورهای بزرگ است. رضا پهلوی، جریان سلطنت طلب، ناسیونالیسم ایرانشهری و کفتارهای مرکز نشین آگاهانە یا ناآگاهانە بە پیشبرد این برنامە کمک می کنند و از طنز تاریخ می توانند با افراط گرایی، قلدری، خشونت و لمپن وارگی خود، بە مجریان تجزیە ایران تبدیل شوند.
حال وظیفە نیروهای چپ و انقلابی در جامعە چیست؟
این نیروها نباید مانند انقلاب ۵۷ غافلگیر شوند و یکدفعە خود را در مقابل هیولای خون آشام و مهار ناپذیری ببینند. نیروی سلطنت طلب اگر چە هنوز نقش تعیین کنندە پیدا نکردە است، ولی خطر آن را باید کاملا جدی گرفت. با توجە بە توضیحات بالا این نیرو می تواند بر بستر ناآگاهی طبقاتی، درماندگی جامعە، نقش رسانەها و سوشیال مدیا، توطئەهای امپریالیستی و ارتجاع داخلی و ضعف و پراکندگی نیروهای چپ بدلیل سرکوب آنان و نیز اختلافات داخلی بسرعت دست بالا پید کند و بر موج انقلاب مردم سوار شود، همانگونە کە خمینی سوار شد. نیروهای مردمی، چپ و انقلابی باید بسرعت بە بازبینی اوضاع و در پیش گرفتن اقدامات لازم بپردازند. اگر میخواهیم زندگی دو تا سە نسل دیگر در ایران ویران نشود، اگر می خواهیم خاورانهای جدیدی ایجاد نشوند، اگر می خواهیم ایران بە کنگو و سومالی تبدیل نشود و اگر واقعا میخواهیم ایران تجزیە نشود و ایرانی آزاد و مستقل و مرفە ایجاد شود، باید بسرعت دست بکار شد و بە مقابلە پرداخت. ضمن تمرکز بر جبهە اصلی مبارزە یعنی مبارزە علیە رژیم جمهوری اسلامی با هدف سرنگونی آن از طریق یک انقلاب تودەای، باید جبهە دوم نبرد را علیە سلطنت طلبان فاشیست با قدرت و قاطعیت باز کرد. بخشی از کارهایی کە در این جهت میتوان و باید بسرعت انجام داد:
– تشکیل یک کنفرانس بزرگ با شرکت همە احزاب و نیروهای سیاسی، سندیکایی، اجتماعی و فرهنگی ضد رژیم و ضد سلطنت. این کنفرانس می تواند ضمن پشتیبانی از خیزش مردمی موجود در جهت سرنگونی، مرزبندی قاطعانە خود را با تلاشهای آلترناتیوسازی سلطنت طلبان اعلام دارد و مردم ایران را بە ادامە خیزش و جدا کردن صف خود از سلطنت طلبها فرا خواند. باید آژیر قرمز را بصدا درآورد. نباید اجازە داد کە سلطنت طلبان احساسات مردم، مبارزە و و فداکاری آنان را بە بازیچە بگیرند و از روی اجساد آن بگذرند تا سلطنت ننگین پهلوی را احیا کنند. هیچ نیروی مردمی و چپ نباید مانند سال ۵۷ دچار توهم و محافظەکاری شود و گمان کند کە سلطنت پهلوی در صورت بازگشت بە او و بە مردم رحم خواهد کرد.
– تعمیق اتحاد و همکاری در میان نیروهای چپ انقلابی و ایجاد اتحاد یا جبهە فراگیر چپ، هر چە زودتر، بهتر!
– تشکیل ائتلاف یا جبهە با نیروهایی کە هم ضد رژیم و هم ضد فاشیسم و سلطنت هستند.
– شدت بخشیدن بە فعالیتهای تشکیلاتی و روشنگری در کارخانەها، کارگاهها، مزارع، مدارس، دانشگاهها، محلات و تمام کانونهای مردمی
– تشدید فعالیت در دنیای رسانە، دنیای مجازی و دیجیتال و سوشیال مدیا. در دنیای امروز این یکی از میدانهای اصلی و تعیین کنندە است. بزرگترین سلاح نئوفاشیسم در دنیای امروز سوشیال مدیا و هوش مصنوعی است. باید توانیهای خود در این زمینە را چنان گسترش داد کە یک تغییر جهشی در فعالیت در دنیای مجازی و سوشیال مدیا را امکان پذیر سازد. در این میدان نبرد ما عقب هستیم و باید بسرعت این کمبود را جبران کنیم.
– باید در مقابل رسانەهای قوی، حرفەای و پر بینندە جبهە سلطنت طلبها و شارلاتانها، جبهە چپ نیز رسانەها و تلویزیونهای نیرومندی بە راە اندازد. یک روزنامە یا رسانە می تواند یک انقلاب را رقم بزند. و البتە می تواند یک ضد انقلاب را هم رقم بزند. همانگونە کە بی.بی.سی در جریان انقلاب ۵۷ بە بلندگوی مرتجعین اسلامی و خمینی تبدیل شد، اکنون نیز شاهد آن هستیم کە رسانەهای ایران انترناشنال، من و تو و غیرە پروژە آلترناتیوسازی را با محوریت رضا پهلوی بە پیش می برند. امروز رسانەهای دیجیتال و تلویزیونهای ماهوارەای نقش بزرگتری نسبت بە سابق در جهت دادن بە افکار عمومی ایفا می کنند. در رابطە با ایجاد رسانەای مردمی، قدرتمند و پر بینندە میتوان یک کمپین بزرگ راە انداخت و منابع مالی پیدا کرد و از افراد متخصص و حرفەای برای همکاری دعوت کرد.
– ما چپها در شعار نویسی و نوشتن کامنت و پاسخ بە کامنت زیر مقالات و ویدئوها کم کاری داریم. باید بر این کم کاری یا تنبلی غلبە کنیم و میدان را برای فاشیستها و سلطنت طلبان خالی نکنیم. باید در این زمینە فعالیت خود بشدت افزایش دهیم و البتە همیشە با لحن متین و منطقی وارد شویم و تحت تأثیر فحاشی و لمپن بازی سلطنت طلبان قرار نگیریم. نباید از فحاشی و هجوم دستە جمعی آنان بهراسیم و میدان را ترک کنیم. این هم نوعی مقاومت است. باید در همە جا در مقابل فاشیستها مقابلە کرد، چە در زندان باشد، چە در کوچە و بازار و چە در دنیای مجازی.
– باید بحث و سمینارهای ویژە راە انداخت و از نظرات صاحب نظران و کارشناسان استفادە کرد و مجموعەای از اقدامات، روشها و شیوەهای کاری دقیقتر را طرح و جمعبندی کرد و در اخیتار فعالان گذاشت تا بتوان یورش سازمان یافتە جبهە راست و سلطنت را برای تحمیل هژمونی خنثی ساخت.
– رضا پهلوی و مشاورینش در درجە اول با سوءاستفادە از احساسات ناسیونالیستی و در قالب مدافعان سینەچاک تمامیت ارضی ایران در مقابل خطر تجزیە طلبی توجە مردم را بە خود جلب کردند. طلسم این استدلال غلط را باید باطل کرد. در تمام بحث و گفتگوها باید عکس آنر برای مردم ثابت کرد. باید نشان داد کە برنامە احیاء سلطنت ننگین پهلوی بزرگترین خطر برای تخریب وحدت ایرانیان و تمامیت ارضی ایران است و چە بسا باعث جنگ داخلی در ایران خواهد شد. امپریالیسم و اسرائیل نیز در چنین لحظەای وارد میدان خواهند شد تا از آب گل آلود ماهی بگیرند.
آرمان بهروزی



7 پاسخ
هشدار رودی جولیانی، سخنران دائمی مراسم مجاهدین و ستاره محافل و ملاقات های حضوری و مجازی خانم رجوی، دیروز در توییتر:
«من سالها برای آزادی ایران دست اندر کار بوده ام.
هرگز ندیدهام این بچه ننر شاه کوچکترین کاری برای مردم ایران انجام دهد جز زندگی لوکس از ثروتی که از آنها دزدیده شده است.
در سال ۱۹۵۳ [۲۸ مرداد ۱۳۳۲]، انگلیس، ایالات متحده و سیا دموکراسی ایران را با سلطنت فاسد و وحشیانه خانواده پهلوی جایگزین کردند. بیایید همان اشتباه را دوبار تکرار نکنیم.»
این پیام علاوه بر آن که از همین دیروز توسط مجاهدین بار ها باز نشر شده مورد استقبال وسیع رسانه های رژیم هم قرار گرفته است.
رژیم از چه کسی واقعاً می ترسد؟ و با چه کسی همپوشانی دارد؟ با رضا پهلوی یا با مجاهدین و افرادی مثل جولیانی و وحشی ترین جناح های امپریالیسم که رضا پهلوی را بر نمی تابند و مجاهدین را ترجیح می دهند؟
چه کسی مرتباً و بی وقفه با این جناح ها ملاقات دارد؟ رضا پهلوی یا مجاهدین؟
جایگاه یک رسانه فارسی زبان از طرف جبهه شرق بویژه چین و روسیه در ماهواره ها در این شرایط بشدت خالیست. که بتواند اخبار واقعی جهان فعلی را بگوش فارسی زبانان برساند .
راه حل زن زندگی آزادی با تغییر از بالا و ائتلافهای فرمایشی و اراده گرایانه نیست دو راه حل وجود دارد ابتدا وقتی عناصر رژیم شعار جاوید شاه می دهند شعار مرگ بر شاه و شیخ مل نه سلطنت نه رهبری آزادی و برابری را بدهند دوم اینکه نوع اعتراضات را تغییر داده و مطابق فراخوان زن زندگی آزادی یعنی اعتصاب سراسری و تحصن با آرامش پیش برد تا در صورت همگانی شدن اقدام به تظاهرات نمود هم شعار دهنده ها ایزوله می شوند هم اینکه مردم از طریق اعتصاب ناکارآمدی حکومت را افشا کرده اند و راههای سرکوب را نیز می بندد چون شعار جاوید شاه وابسته کردن اعتراضات به موساد و بیگانگان و ایجاد شرایط سرکوب است.
هشدار مقاله را باید جدی گرفت !
نقشه امپریالیسم روشن است تغییر فاشیسم مذهبی حاکم به فاشیسم سر سپرده پهلوی !
از عربستان تا اسرائیل و غرب خشنود خواهند بود!
در صورت استقرار پهلوی ، سیاست های راست افراطی دیکته شده توسط امپریالیسم اجرا خواهند شد ( چیزی شبیه آرژانتین ) و در وضع طبقه کارگر بهبودی و تحولی بوجود نخواهد امد. هیچ سندیکا و تشکل کارگری مجددا اجازه فعالیت نخواهند داشت !
در صورت استقرار فاشیسم پهلوی احتمال اینکه در کوتاه مدت شاهد دستگیری و حبس های دراز مدت کمونیست ها و سوسیالیست ها ، مشابه سال های ۶۰ را میتوان انتظار داشت !
نباید اجازه داد که تراژدی ۵۷ به صورت کمدی تکرار شود !
*دهه اول عمر رژیم صرف سرکوب وحشیانه جنبش مردم در ترکمن صحرا،کردستان،خوزستان،تشدید کشتار و شکنجه کمونیست،مجاهد ومبارزان آزادیخواه،فعالین شوراهای کارگری،شد.
*کشتارها با قربانی کردن توده وسیع و میلیونی انسانهای کارگردرجنگ هشت ساله تکمیل شد.
*همزمان سردمداران رژیم پهلوی وسلطنت در آن زمان با دلارهای انتقالی به دنبال خرید املاک مرغوب در بورلی هیلز لس آنجلس و نقاط مرغوب کالیفرنیا بودند
*اپوزیسیون راست پروغرب،امثال رضا پهلوی و همراهان،که پشت در کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکاصف بسته اند،تاکنون فقط بعنوان اهرم فشارعلیه رژیم به بازی گرفته شده اند،نه بیشتر
*رژیم شیعی فاشیستی خود را به عنوان «ضد امپریالیست» معرفی و سعی کرده تا با نشان دادن جنایتها و جنگ افروزی های آمریکا-اسرائیل برای خود وجهه و «مشروعیت» دست و پا کند.
*چپ «محور مقاومت» هم به کمک این حکومت شتافته و تبدیل به پامنبری های «ضد امپریالیست» رژیم شدن
*مشکل مملکت،شیوه تولیدسرمایه داری،دزدی،غارت و نیاز به انقلاب اجتماعی دارد
من از این نوشته و استدلال های بسیار قوی آن ذهنم به جایی دیگر رفت. همان جا که امروز یکی از شریف ترین شخصیت های آمریکایی، جناب «رودی جولیانی»، حضور داشتند (شبکه ی ایکس یا توییتر سابق) و از ترس این که نکند رضا پهلوی حق «رییس جمهور برگزیدهٔ مقاومت» را بخورد چنان دفاع جانانه ای از استقلال ایران و آزادی مردم ایران و مضرات دیکتاتوری وابسته ی بعدی رضا پهلوی کردند که من شخصاً به این رادمرد آزاده ی آمریکایی و همجنسان ایشان و ژنرال های جنگ عراق که این قدر به فکر ما و کشور ما هستند درود فرستادم و فکر کردم بروم یک عکس خانم رییس جمهور برگزیده مقاومت را بالای سر خودم نصب کنم تا یک وقت فریب «سلطنت طلبان» را نخورم.
هرچه باشد ایشان جمهوری خواهند و رضا پهلوی «بچه ی شاه» است و ما جمهوری خواهان باید علیه او متحد شویم.
در پایان، از دست اندر کاران محترم تبلیغات و انتشارات سازمان مجاهدین که این قدر برای هدایت ما بچه های خوب و حرف شنو اما متأسفانه زود گول بخور وقت می گذارند نهایت امتنان را دارم.
آقا جمال، سرباز گرامی و وفادار نوه رضا خان میر پنج قلدر، که ملفب به “پدر ملت ایران” و “کینگ رضا”
میباشد.
اگر مریم و مسعود دنبال جولیانی و مایک پنس و …. نیوکانهای امریکایی هستند، چماقداران فاشیسم سلطنت هم دعاگوی و رعایای حلقه بگوش نیو فاشیستهایی مانند امثال ترامپ و ….هستند.
و دو روی یک سکه!
شما که رسانه های میلیون دلاری شیوخ عربی-اسراییلی را دارید.تشریف ببرید آنجا و حالش را ببرید.
این سایت اخبار روز را برای ما فقیر فقرا بگذارید.
دست رضا به همراهت و سایه ترامپ بر سر مبارک!