جمعی از زنان داخل کشور: خیابان، نان، آزادی

بار دیگر، خیابان محل تلاقی خواست نان و آزادی شده است و اعتراضات مردم به جان آمده خیابان‌های شهرهای دور و نزدیک ایران را در می‌نوردد . آنچه امروز در این دوره از اعتراضات مردمی می‌بینیم، واکنشی صرفاً معیشتی نیست؛ این خیزش، پاسخ به نظمی است که هم‌زمان سرمایه‌سالار، پدرسالار و سرکوبگر است. در این نظم، گرانی ارز و بنزین به‌سرعت به گرانی نان، دارو، اجاره، آموزش و… ترجمه می‌شود، ترجمه‌ای که برای همه یکسان نیست: طبقات فرودست، کارگران، پرستاران، معلمان، دستفروشان، دانشجویان و بخصوص زنان و کودکان اولین قربانیان‌ آن هستند.

سرمایه‌داری دولتی-رانتیِ، با خصوصی‌سازیِ خدمات و رهاسازی قیمت‌ها، هزینه‌ی بحران را به خانه‌ها می‌فرستد؛ خانه‌هایی که ستون‌هایش را زنان نگه می‌دارند. این اعتراض‌ها یادآور یک حقیقت ساده‌اند: بحران اقتصادی تصادفی نیست؛ محصول نظمی است که سود را مقدس و زندگی را ارزان می‌کند.  پاسخ ما نیز به همان اندازه  ساده و ریشه ای است: «زن، زندگی، ازادی»، آن هم نه به‌عنوان شعار، بلکه به‌مثابه برنامه‌ای برای در هم شکستن چرخه‌ی فقر، سرکوب و تبعیض؛  نه در قاب تحریف، که در واقعیت مبارزه جمعی.

اعتراضات و اعتصاب‌های جاری، اگر بخواهند به نیرویی دگرگون‌ساز بدل شوند، باید از دو جبهه عبور کنند: سرکوب عریان جمهوری اسلامی و تحریف نرم رسانه‌های  سلطنت‌طلب؛ رسانه‌هایی  که با ژست «بی‌طرفی»  تلاش دارند اعتراضات را از محتوای رادیکال و طبقاتی‌اش تهی کنند. سال‌هاست که این  رسانه‌ها نه صرفاً ناظر که کنشگرانی فعال در تحریف میدان اعتراض‌اند؛ کنشگرانی که با قاب‌بندی گزینشی، خشم اجتماعی را به مسیری بی‌خطر برای نظم سرمایه هدایت می‌کنند. ( مردم هنوز نقش یکی از این رسانه ها را در  روی کار آمدن جمهوری اسلامی فراموش نکرده اند) آن‌ها با گزینشی نشان دادن صحنه‌های صداگذاری شده، روایتی می سازند که در آن‌ شعارهای  «نه به هر نوع دیکتاتوری» (نه شیخ و نه شاه)  حذف می‌شود. این حذف، تصادفی نیست؛ نتیجه همسویی ایدئولوژیک با نظمی است که تغییر را در «چرخش نخبگان» می‌بیند، نه در دگرگونی روابط قدرت.

تحریف رسانه‌ای زمانی خطرناک‌تر می‌شود که با برجسته‌سازی نوستالوژی سلطنت، اعتراضات به پروژه‌ای  تقلیل می‌یابد که قرار است بدون دست‌زدن به مناسبات استثمار، صرفاً به جابه‌جایی قدرت در بالا تبدیل شود. و برای این جابجایی قدرت حتی از خود هم مایه نمی‌گذارند بلکه چشم امیدشان به قلدرهای جهانی است. 

ما بر این باوریم که:

ـ  آزادی رسانه‌ای بدون عدالت طبقاتی و جنسیتی، توهمی بیش نیست. نقد جمهوری اسلامی باید هم‌زمان نقد رسانه‌هایی باشد که با بازتولید منطق بازار، اعتراض را هم «کالا» می‌کنند.

ـ پاسخ رهایی‌بخش در روایت‌هایی انعکاس می یابد که نان را از آزادی جدا نمی‌کنند.

– خیابان میدان رهایی است ، جایی‌که صدای دانشجویان، زنان، کارگران و … در آن فریاد زده می‌شود و هیچ رسانه‌ای قادر نخواهد بود که با تحریف این صداها به قلب واقعیت زن زندگی آزادی نفوذ کرده و آنرا زخمی نماید. هوشیاری ما در این مرحله منوط به حفاظت از خیابان و مطالبات طنین‌انداز شده در آن است.

دی ماه ۱۴۰۴

  • جمعی از زنان تهران و کرج
  • جمعی از زنان فعال داخل کشور

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی