«وقتی رنج مردم ابزار سیاست می‌شود: از ونزوئلا تا ایران» – سام‌الدین ضیایی

بحران انسانی در ونزوئلا، از زندانیان سیاسی تا مهاجرت میلیونی و فروپاشی خدمات عمومی، غیرقابل انکار است. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، نحوه بازنمایی این بحران و پیامدهای پیشنهاد مداخلات خارجی است.

در سال‌های اخیر، نوعی گفتمان در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته که مداخله نظامی آمریکا را نه به‌عنوان «مداخله»، بلکه به‌عنوان «پاسخ مشروع به بحران امنیتی منطقه‌ای» معرفی می‌کند. این روایت، با وجود اتکا به رنج واقعی مردم، از نظر حقوق بین‌الملل و تحلیل تاریخی، دچار تناقضات جدی است.

امنیت، نجات و بازتولید سلطه

مطالعات روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که بازتعریف یک بحران داخلی به «تهدید امنیتی» برای توجیه اقدامات فوق‌العاده، همان روند امنیتی‌سازی (Securitization) است. این رویکرد، مردم ونزوئلا را نه به‌عنوان کنشگر مستقل، بلکه به‌عنوان ابژه‌هایی نیازمند «نجات خارجی» تصویر می‌کند و در عمل همان الگوهای تاریخی کلنیالیستی را بازتولید می‌کند که سابقه مداخلات نظامی در آمریکای لاتین را توضیح می‌دهد.

دوگانه‌سازی کاذب و گزینه‌های نادیده گرفته شده

یکی از ضعف‌های این گفتمان، ارائه یک دوگانه ساده است: یا پذیرش رژیم اقتدارگرا، یا مداخله نظامی خارجی. این نگاه، گزینه‌های میانی مانند دیپلماسی منطقه‌ای، فشارهای چندجانبه، حمایت از جامعه مدنی و سازوکارهای سازمان ملل را حذف می‌کند.

حقوق بین‌الملل و محدودیت‌های قانونی

بر اساس ماده ۲ منشور ملل متحد، توسل یک‌جانبه به زور علیه یک کشور مستقل ممنوع است. تنها استثناها، دفاع مشروع و مجوز صریح شورای امنیت هستند. هیچ‌یک از این شرایط در مورد ونزوئلا وجود ندارد. بنابراین، بازنمایی مداخله نظامی به‌عنوان «پاسخ امنیتی مشروع» فاقد اعتبار حقوقی است.

مقایسه با ایران

اگر این استدلال را به ایران تعمیم دهیم، پیامدها روشن می‌شود. ایران نیز با بحران‌های اجتماعی و اقتصادی مواجه است، اما همان منطق «نجات‌بخش» می‌تواند خطرناک باشد:

مداخله نظامی یک‌جانبه نقض آشکار حقوق بین‌الملل است.

تجربه ونزوئلا و سایر کشورها نشان می‌دهد که مداخله خارجی معمولاً به بی‌ثباتی بیشتر، رشد خشونت و محدود شدن عاملیت مردم منجر می‌شود.

راه‌حل پایدار، هم در ونزوئلا و هم در ایران، تقویت ظرفیت‌های داخلی، دیپلماسی چندجانبه و پایبندی به اصول حقوق بین‌الملل است. بازنمایی بحران‌ها به‌عنوان توجیهی برای زور نظامی، صرفاً الگوهای استعماری گذشته را تکرار می‌کند و رنج مردم را ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به قدرت‌های خارجی تبدیل می‌کند.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی