توافق‌نامه مرکوسور، پروژه‌ای نواستعماری – گرهارد دیلگر، برگردان: شبنم آذری

توافق تجاری مرکوسور بار دیگر موضوع بحث‌های گسترده شده است؛ بحث‌هایی که به پیامدهای آن برای اشتغال، محیط زیست و جوامع محلی گره خورده‌اند. اتحادیه‌های کارگری نسبت به تضعیف صنایع داخلی هشدار می‌دهند و نگرانی‌ها درباره تخریب جنگل‌ها و فشار بر مردمان بومی افزایش یافته است. در عرصه سیاسی، نگاه‌ها متفاوت است: لولا بر نقش توسعه‌ای و تنظیم‌گر دولت تأکید دارد، در حالی که میلی اساساً با این چارچوب منطقه‌ای مخالف است.

گرهارد دیلگر خبرنگار سابق آمریکای جنوبی برای روزنامه taz در پورتو آلگره و مدیر دفتر بنیاد رزا لوکزامبورگ در سائو پائولو و بوئنوس‌آیرس با توصیف توافق‌نامه مرکرکوسور به عنوان پروژه ای استعماری نوشت:

با وجود اعتراض‌های گسترده، توافق‌نامه مرکوسور ممکن است به‌زودی به تصویب برسد؛ توافقی که در عمل علیه محیط زیست و مردمان بومی عمل می‌کند.

«همان روال همیشگی، هر سال»: بار دیگر گفته می‌شود توافق تجاری میان اتحادیه اروپا و کشورهای عضو مرکوسور—برزیل، آرژانتین، بولیوی، پاراگوئه و اروگوئه—در آستانه نهایی شدن است. گفته می‌شود این «آخرین فرصت» برای اتحادیه اروپاست تا در این منطقه در برابر چین، که هم‌اکنون بزرگ‌ترین شریک تجاری آن به‌شمار می‌رود، امتیاز بگیرد. مشتاق‌ترین مدافع این توافق، رئیس کمیسیون اروپا، اورزولا فون‌درلاین است؛ کسی که ناچار شد پرواز خود برای گرفتن عکس یادگاری در برابر آبشارهای ایگواسو را لغو کند. او یک سال پیش‌تر، همراه با رئیس‌جمهور برزیل، لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا، پایان مذاکرات را در مونته‌ویدئو جشن گرفته بود؛ اما خیلی زود.

در تازه‌ترین بحث‌های مربوط به تصویب این توافق در شورای اروپا، تنها دولت‌های دو قدرت بزرگ اتحادیه، یعنی فرانسه و ایتالیا، نبودند که در برابر فشار آلمان ایستادند؛ دولت‌های ایرلند، بلژیک، هلند، اتریش، لهستان، اسلواکی، مجارستان و رومانی نیز با آن مخالفت کردند. این در حالی است که دولت‌های آلمان سال‌هاست می‌کوشند این قرارداد را با زور، انواع ترفندها و تعریف و تمجیدهای آشکارا حساب‌شده به کرسی بنشانند. در سفرهایشان به آمریکای جنوبی، هیچ فرصتی را برای تبلیغ آن از دست نمی‌دهند.

لابی حامیان این توافق به‌مراتب قدرتمندتر از بیش از ۴۰۰ سازمان خرده‌کشاورزان، محیط‌زیستی یا نهادهای شمال–جنوب در دو سوی اقیانوس اطلس است که با آن مخالفت می‌کنند. اگر به منابعی فکر کنیم که از سال ۱۹۹۹ تاکنون نسل‌های مختلف سیاستمداران، کارآفرینان، فعالان جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های غیردولتی صرف این پروژه کرده‌اند، واقعاً می‌توان آن را «بزرگ‌ترین معامله همه دوران‌ها» نامید، همان‌طور که بارها گفته می‌شود. متأسفانه، این معامله‌ای بد است؛ دست‌کم اگر معیار را یک سیاست تجاری عادلانه و زیست‌محیطی بدانیم.

در اساس، با یک پروژه نواستعماری روبه‌رو هستیم. اگر این توافق واقعاً به‌زودی تصویب شود، برندگانش اندک و بازندگانش بسیار خواهند بود. سود اصلی نصیب شرکت‌های اروپایی به‌ویژه آلمانی می‌شود: خودروسازان و ماشین‌سازان، کنسرن‌های شیمیایی و دارویی، و تولیدکنندگان شراب. در آمریکای جنوبی نیز بازیگران قدرتمند بخش کشاورزی صنعتی (اگروبیزنس) از هم‌اکنون خوشحال‌اند؛ بخشی که هیچ دولتی نمی‌تواند از کنار آن بی‌اعتنا بگذرد. اعضای طبقه متوسطِ بالای بوئنوس‌آیرس یا سائوپائولو در آینده می‌توانند از میان انواع بیشتر و ارزان‌تر محصولات لبنی یا شاسی‌بلندهای وارداتیِ مستقیم از اروپا انتخاب کنند. افزون بر این، برای شرکت‌های اتحادیه اروپا استخراج یا واردات لیتیوم، عناصر نادر خاکی و دیگر مواد خامِ حیاتی آسان‌تر خواهد شد.

مقررات نسبتاً حداقلی زیست‌محیطی که اروپایی‌ها در دوران ریاست‌جمهوری ژائیر بولسونارو ویرانگر جنگل‌های بارانی برزیل تحمیل کرده بودند، در برابر لولا دوباره پس گرفته شد. در دورهای پایانی مذاکرات، برزیل موفق شد دوره‌های گذار طولانی‌تری برای صنعت خودروسازی داخلی بگیرد و در حوزه تدارکات عمومی نیز امتیازاتی کسب کند؛ به‌طوری‌که دیگر لازم نیست همه مناقصه‌ها به روی شرکت‌های اروپایی باز باشد. کشورهای آمریکای جنوبی با گنجاندن مقررات الزام‌آور و قابل پیگرد قضایی برای حفاظت از محیط زیست یا حقوق بشر مخالفت می‌کنند و اتحادیه اروپا نیز در این زمینه کاملاً همراهی نشان می‌دهد؛ امری که تضعیف اخیر قانون زنجیره تأمین به‌خوبی آن را نشان می‌دهد. به‌ویژه مضحک است که یک حق شکایت جدید علیه قوانین پایداری «توافق سبز» اروپا در نظر گرفته شده است.

روند “اولویت‌بندی مجدد” (Reprimarisierung)، یعنی تمرکز دوباره اقتصادهای آمریکای جنوبی بر صادرات مواد معدنی و محصولات کشاورزیِ کم‌فرآوری‌شده شدت می‌گیرد و یادآور تقسیم کار بین‌المللی دوران استعمار است. اتحادیه‌های کارگری در آرژانتین و برزیل این حمله بزرگ به صنایع داخلی را محکوم می‌کنند؛ حمله‌ای که به از دست رفتن ده‌ها هزار شغل خواهد انجامید. با این حال، نفوذ آن‌ها اندک است. در مقابل، لابیست‌های اقتصادی همواره به‌طور مستقیم به مذاکرات محرمانه دسترسی داشته‌اند.

این قرارداد به نابودی بیشتر جنگل‌های بارانی دامن می‌زند؛ جایی که جنگل‌ها و ساوان‌ها جای خود را به مزارع سویا و دامداری‌های گسترده می‌دهند. این روند به تشدید بحران اقلیمی می‌انجامد. شرایط زندگی بسیاری از مردمان بومی و خرده‌کشاورزان که هم‌اکنون نیز با اخراج و جابه‌جایی به‌دلیل پروژه‌های بزرگ روبه‌رو هستند بدتر خواهد شد. این نگرانی تنها به نهادهای امدادرسانی‌ای چون «میسئور» و «نان برای جهان» محدود نمی‌شود.

قوی‌ترین و مؤثرترین مقاومت اما از سوی کشاورزان اروپایی شکل گرفته است؛ از اتحادیه کشاورزان بایرن گرفته تا کنفدراسیون چپ‌گرای «کنفدراسیون پایزانpaysanne» در فرانسه. آن‌ها خود را در برابر رقابت محصولات ارزان مرکوسور می‌بینند که با استانداردهایی به‌مراتب پایین‌تر از مقررات سخت‌گیرانه اتحادیه اروپا تولید می‌شوند. همین حالا نیز شرکت‌های بزرگ شیمیایی حجم عظیمی از سموم کشاورزی را به آن کشورها صادر می‌کنند؛ موادی که در اروپا ممنوع‌اند و از مسیر تولید سویا یا گوشت گاو در مرکوسور، دوباره بر سر سفره مصرف‌کنندگان اروپایی بازمی‌گردند.

بدون جایگاه برابر

در بروکسل اغلب از مذاکرات «با شرایط برابر» یا از یک «جامعه‌ای از ارزش‌ها» سخن گفته می‌شود، اما علامت سؤال‌ها هر روز بیشتر می‌شوند. امروز، شراکت‌های نامتقارن انرژی رونق دارند، اما فرهنگ، حفاظت از اقلیم و حقوق بشر جایی در اولویت ندارند. این‌که اتحادیه اروپا در قبال جنگ اوکراین و تحولات خاورمیانه با معیارهای دوگانه عمل می‌کند، در آمریکای جنوبی نیز هزینه سنگینی برای اعتبارش داشته است. در آن‌جا هم ، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، سود است. و این توافق مرکوسور بهترین شاهد آن است.

تنش‌های ژئوپولیتیکی فشار فزاینده‌ای بر هر دو بلوک اقتصادی وارد می‌کند. لولا، در واکنش به سیاست‌های تعرفه‌ای دولت ایالات متحده، بر چندجانبه‌گرایی بیشتر و گسترش توافق‌ها با کشورهایی مانند کانادا، ژاپن، ویتنام یا هند تأکید دارد. در مقابل، برای خاویر میلی، رئیس‌جمهور فوق‌راست‌گرای آرژانتین، هرگونه همکاری در چارچوب مرکوسور نفرت‌انگیز است. سیاست خارجی او تقریباً به‌طور کامل بر ایالات متحده متمرکز شده و او عملاً به متحدی تمام‌عیار برای واشنگتن در منطقه بدل شده است. در چنین شرایطی، این‌که هر یک از این دو، به دلایل متفاوت—لولا با انگیزه کسب امتیاز بیشتر و میلی از سر دشمنی با اتحادیه اروپا—در نهایت بتوانند مانع پیشبرد نهایی توافق مرکوسور شوند، چندان دور از ذهن نیست.

برچسب ها

یوشکا فیشر، وزیر خارجه پیشین آلمان و یکی از چهره‌های شناخته‌شده جنبش سبزها، در گفت‌وگویی جنجالی دربارهٔ بازدارندگی اروپا، نقش رهبری آلمان و حتی تسلیح هسته‌ای قاره سخن گفت. او در این گفت‌وگو صریحاً اعلام کرد: «اگر امروز جوان بودم، داوطلبانه به خدمت سربازی می‌رفتم»
لولا: آمریکای لاتین و کارائیب خانه و محل زندگی بیش از ۶۶۰ میلیون نفر است. ما منافع و آرزوهای خود را برای دفاع داریم. در جهانی چندقطبی، هیچ کشوری نباید به خاطر جستجوی جهانی‌شدن، روابط خارجی‌اش مورد پرسش قرار گیرد. ما زیر بار اقدامات هژمونیک نخواهیم رفت. ساختن منطقه‌ای مترقی، صلح‌آمیز و چندصدایی تنها راهبردی است که ما را راضی می‌کند
اظهارنظرهای تازهٔ ترامپ دربارهٔ تصاحب گرینلند ـ حتی با توسل به ارتش آمریکا ـ باید هر توهم باقیمانده‌ای را از میان ببرد که این‌ها صرفاً رفتارهایی نامنظم و پیش‌بینی‌ناپذیرند. مماشات ترامپ را مهار نمی‌کند؛ همان‌گونه که تسلیم، ثبات را حفظ نمی‌کند. این رویکرد فقط این پیام را تثبیت می‌کند که اجبار جواب می‌دهد و اروپا همچنان به سازگاری ادامه خواهد داد، نه مقاومت. ...

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی