
رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در حال دامنزدن به تشدیدی کمسابقه از تنشهای جنگی برای سرنگونی همتای ونزوئلایی خود، نیکولاس مادورو، است. واشنگتن، همزمان با بازتعریف دکترین مونرو، ونزوئلاِ نفتخیز را به نخستین آزمون بزرگ تهاجم امپریالیستی خود بدل کرده است.
از بمباران قایقهای ونزوئلایی در آبهای ساحلی این کشور گرفته تا تعیین جایزه ۵۰ میلیون دلاری برای سر رئیسجمهور نیکولاس مادورو، فهرست اقدامات دولت ترامپ علیه ونزوئلا حیرتآور است.
بیش از آنکه مسئله یک رئیسجمهور، یک دولت یا حتی یک «رژیم» باشد، آنچه ایالات متحده را در ونزوئلا آشفته میکند، یک فرآیند سیاسی است. سوسیالیستی، ضدامپریالیستی و پانلاتینگرایانه: «انقلاب بولیواری» که در آغاز دهه ۲۰۰۰ به ابتکار هوگو چاوز (۱۹۹۹–۲۰۱۳) شکل گرفت، واجد همه ویژگیهایی است که میتواند ناخشنودی عمو سام را برانگیزد.
این نارضایتی زمانی تشدید میشود که این ایدئولوژی با سیاستها و تصمیمهای اقتصادی همراه شود که مستقیماً منافع شرکتهای بزرگ آمریکای شمالی را تهدید میکند؛ شرکتهایی که پیشتر در کشوری با بزرگترین ذخایر نفتی جهان، قدرتی تقریباً مطلق داشتند. هرچند بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵ ونزوئلا را بار دیگر در کانون توجه قرار داده است، اما واقعیت آن است که این کشور آمریکای جنوبی بیش از بیست سال است، فارغ از تغییر دولتها، تحت فشار مداوم ایالات متحده قرار دارد.
باراک اوباما، رئیسجمهور دموکرات آمریکا (۲۰۰۹–۲۰۱۷)، نخستین تحریمهای اقتصادی یکجانبه علیه ونزوئلا را در سال ۲۰۱۴ اعمال کرد؛ راهبردی که هدف آن فلجکردن اقتصاد کشور برای زمینهسازی سقوط دولت بود. اما آیا باید یادآوری کرد که کودتای نافرجام ۱۱ آوریل ۲۰۰۲ علیه هوگو چاوز نیز، چنانکه روزنامه گاردین تنها چند روز پس از آن نوشت، «ارتباط نزدیکی با مقامهای ارشد دولت ایالات متحده در تیم جورج دبلیو بوش داشت»؟
دکترین نواستعماری، مکتوب و آشکار
دونالد ترامپ، رئیسجمهور میلیاردر کنونی آمریکا که چندان اعتنایی به ظرافتهای دیپلماسی «قدرت نرم» ندارد، در واقع تنها در حال پیگیری هدفی راهبردی است که سالهاست از سوی حاکمیت سیاسی و دستگاه اطلاعاتی آمریکا طراحی و دنبال میشود.
ترامپ با لحن صریح و رویکرد تهاجمی خود، دستکم این امتیاز را دارد که مقاصد ایالات متحده را بیپرده بیان میکند. این مقاصد بهروشنی در نسخه ۲۰۲۵ «استراتژی امنیت ملی آمریکا» که ۵ دسامبر منتشر شد، مکتوب شدهاند. در این سند، آمریکای لاتین جایگاهی محوری دارد؛ منطقهای که در آن، چین ـ که اکنون به شریک تجاری اصلی بسیاری از کشورها بدل شده ـ بهعنوان دشمن اعلامشده معرفی میشود.
ساکن کاخ سفید حتی از اعلام آنچه «نتیجه ترامپ» از دکترین مونرو مینامد، ابایی ندارد؛ نتیجهای که هدفش «بازگرداندن برتری آمریکا در نیمکره غربی (قاره آمریکا) و حفاظت از دسترسی ایالات متحده به سرزمینهای آن» عنوان شده است. این سرزمینها قرار است سکوی پرتابی برای تضمین «بازگشت بزرگ رهبری جهانی آمریکا، قدرتمندتر از همیشه» باشند.
این سند ۳۳ صفحهای که آشکارا از مداخله و استفاده از نیروی نظامی دفاع میکند، بیپرده یک دکترین نواستعماری ـ و عملاً امپریالیستی ـ را در قبال آمریکای لاتین و حوزه کارائیب ترسیم میکند. در این زیرمنطقه، ونزوئلا و کوبا همچنان اهداف اولویتدار دولتی هستند که زیر نفوذ وزیر خارجه، مارکو روبیو، قرار دارد؛ سیاستمداری که رؤیای بازپسگیری کنترل بزرگترین جزیره آنتیل را نیز در سر میپروراند.
بهنظر میرسد دونالد ترامپ برای تحمیل «تغییر رژیم» در ونزوئلا، به هیچ خط قرمزی پایبند نیست. از ژانویه گذشته، تشدید خفقان اقتصادی با افزایش کمسابقه سطح تنشها همراه شده؛ وضعیتی که نگرانی از حمله مستقیم نظامی را بهطور جدی افزایش داده است.
ناوهای جنگی، جنگندهها، ناو هواپیمابر و زیردریایی هستهای
از سپتامبر گذشته، فهرست اقدامات دولت ترامپ ـ چه از منظر بیاعتنایی به حقوق بینالملل و چه از نظر خطر شعلهور شدن یک درگیری گسترده ـ سرسامآور بوده است: بمباران قایقهای ونزوئلایی در سواحل کشور؛ تعیین جایزه ۵۰ میلیون دلاری برای سر رئیسجمهور مادورو؛ اعطای مجوز علنی به سازمان سیا برای «اجرای عملیاتهای مرگبار و مخفیانه»؛ ایجاد چارچوب حقوقی برای حمله به سازمانهای موسوم به «نارکوتروریستی»؛ تلاش برای بستن حریم هوایی ونزوئلا؛ توقیف دو ابرنفتکش توسط ارتش آمریکا؛ اعلام «محاصره کامل» علیه نفتکشهای ونزوئلایی و معرفی دولت مادورو بهعنوان «سازمان تروریستی بینالمللی».
همه اینها در کنار تهدیدهای مکرر حمله به خاک ونزوئلا یا اعزام نیروهای نظامی صورت گرفته است. آیا این اقدامات صرفاً نمایش قدرت و تهدیدهای لفظی با هدف ایجاد شکاف در حلقه نزدیکان مادورو و تحریک خیانت در نیروهای مسلح بولیواری است؟
تشخیص اینکه دونالد ترامپ تا کجا حاضر است پیش برود، دشوار است. اما آنچه مسلم است، این تهدیدها با بزرگترین استقرار نظامی در منطقه طی چند دهه اخیر همراه شده است: ۱۵ هزار سرباز، نزدیک به ده ناو جنگی، دهها جنگنده، یک زیردریایی تهاجمی با پیشران هستهای و از ماه گذشته، ناو هواپیمابر «جرالد آر. فورد» ـ بزرگترین و پیشرفتهترین ناو هواپیمابر جهان.
قاچاق مواد مخدر در ظاهر، زمین و نفت در پشت صحنه
برای پایاندادن به انقلاب بولیواری، هر بهانهای قابل استفاده است. ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش (۲۰۱۷–۲۰۲۱) بیشتر بر سرنگونی دولت ونزوئلا با شعار «دفاع از دموکراسی و حقوق بشر» تمرکز داشت. اما در ماههای اخیر، بهانه مؤثرترِ «مبارزه با قاچاق مواد مخدر» برجسته شده؛ تا جایی که مادورو بهعنوان «یکی از بزرگترین قاچاقچیان مواد مخدر جهان» معرفی میشود.
دونالد ترامپ در ۱۶ دسامبر، در پیامی در شبکه اجتماعی خود «تروث»، ماهیت واقعی نگاهش را آشکار کرد و تهدید نمود که تا زمانی که ونزوئلا «نفت، زمینها و اموالی را که از ما دزدیده، به ایالات متحده بازنگرداند»، این فشارها ادامه خواهد داشت.
یکی از مقامهای ارشد کاخ سفید نیز در شبکه ایکس پا را فراتر گذاشت و از «سلب مالکیت استبدادی» سخن گفت. اشارهای به ملیسازی نفت در دهه ۱۹۷۰ یا بازنگری قراردادها در دوران چاوز؟ هرچه باشد، یک واقعیت تردیدناپذیر است: آنچه ایالات متحده امروز بیش از هر زمان دیگری به آن طمع دارد، ثروتهای طبیعی ونزوئلا است.
منبع: اومانیته – لوئیس ریگادا – برگردان به فارسی برای اخبار روز: فرهاد صفاری
