
پوریا امیرشاهی، نمایندهٔ نزدیک به جریان بومگرایان (اکولوژیست) در فرانسه، مبتکر طرحی به نام «سد» (La Digue) است؛ پروژهای برای بازپیوند دادن یک انترناسیونالیسمِ عینی و ملموس در برابر راست افراطی. نمایندگان پارلمانِ عضو این طرح، سفرهای متعددی انجام میدهند تا از کشورهایی بیاموزند که پیشتر به راست افراطی واگذار شدهاند.
پوریا امیرشاهی میگوید: «سد از این دو واقعیت آغاز میکند: انترناسیونالیسمِ چپ در حال مرگ است و یک انترناسیونالِ راست افراطی با سرعت در حال رشد»،
به گزارش اومانیته این ابتکار که ماه مه گذشته به ابتکار پوریا امیرشاهی، نمایندهٔ نزدیک به اکولوژیستها، راهاندازی شد، هدفش «همپیوند کردن برای مقاومت» نیروهای پیشرو در سراسر جهان است؛ در برابر اوجگیری یک انترناسیونالِ راست افراطی که اکنون در بسیاری از کشورها، در همهٔ قارهها، به قدرت رسیده است.
این پروژه نمایندگان پارلمان فرانسه از طیفهای مختلف چپ را دربرمیگیرد: از حزب کمونیست فرانسه (الزا فوکسیون)، حزب سوسیالیست (کلویی ریدل) و اکولوژیستها (داوید کورماند، ملانی ووگل). هدف آن است که از درگیریها و رقابتهای تشکیلاتی در فرانسه عبور شود و انترناسیونالیسمی که رو به احتضار است دوباره جان بگیرد؛ در حالی که این روحیه بخشی از دیاِناِی تاریخی چپ بوده است.
گفتگوی اومانیته با پوریا امیرشاهی را در ادامه میخوانید:
شش ماه پس از آغاز این طرح، «سد» اکنون در چه وضعیتی قرار دارد؟
حوزهٔ تمرکز ما همچنان دموکراسیهای بورژواییِ غیرلیبرال یا کشورهایی است که در مسیر لغزش بهسوی غیرلیبرالیسم قرار دارند. نمایندگان عضو «سد» تاکنون به ایالات متحده، مجارستان، هلند، ایتالیا، آلمان و برزیل سفر کردهاند و بهزودی راهی آرژانتین، شیلی، ترکیه و هند خواهند شد. هدف این سفرها شناخت دستورکار سیاسی این انترناسیونال نئوفاشیستی است.
هم برای جلوگیری از آنکه چنین سناریویی در فرانسه رخ دهد، و هم از آنرو که وظیفه داریم اگر چنین وضعیتی پدید آمد، خود را برای مقاومت آماده کنیم. در هر سفر، با منتخبان سیاسی، اعضای جامعهٔ مدنی و کنشگران اندیشهٔ انتقادی دیدار کردهایم.
ما در پی آن هستیم که هم دانش گردآوری کنیم، هم فرایندهای سیاسی در حال وقوع را مستندسازی کنیم و هم یک شبکهٔ بینالمللی تشکیل دهیم. ماه مه آینده، نخستین دیدارهای بینالمللی خود را برگزار خواهیم کرد.
این شبکه چه شکلی خواهد داشت؟
ما در حال کار روی فضایی برای ارتباط دائمی و اشتراکگذاری اطلاعات هستیم. مراسم تحلیف ترامپ، در حالی که سران دولتها و سرمایهداران سراسر جهان ــ کسانی که شبکههای اجتماعی، هوش مصنوعی و ماهوارهها را در اختیار دارند ــ پیرامون او بودند، فوریتِ مقابله با آن از طریق همبستگیهای عینی و واقعی را نشان داد. بنابراین ما راهبردهایی برای همپیمانی با جمعهای سازمانیافته در مناطق مختلف، در فرانسه و دیگر کشورها، توسعه میدهیم: اتحادیهها، انجمنها، گروههای فرهنگی و غیره.
شما سفری به ایالات متحده داشتهاید. چه دستاوردی داشته است؟
در ماه ژوئن به نیویورک رفتم؛ درست پس از معرفی زهران ممدانی از سوی حزب دموکرات و جنبش «No Kings» علیه ترامپ، و درست پیش از راهپیمایی افتخار. آن دوره، لحظهای بزرگ از جوشش سیاسی بود؛ هم اجتماعی و هم بینابخشی. این تجربه برایم تأیید کرد که پایتختها و شهرهای بزرگ هستند نوک پیکان نبرد ضد فاشیستی را تشکیل میدهند و باید به همین شکل باشد. روشن است که نمیتوان فقط به فضاهای بزرگ شهری نگاه کرد، اما چپ نیز نباید از داشتن سنگرهای مستحکم صرفنظر کند.
راست افراطی از حمایت بسیاری از میلیاردرها برخوردار است و منابع مالی دارد. «سد» چگونه میخواهد تأمین مالی شود؟
این یک مشکل واقعی است. سفر من به ایالات متحده از محل هزینههای مأموریت نمایندگیام پرداخت شد، اما چنین مأموریت پارلمانی فقط یکبار امکانپذیر است. ما در جستوجوی منابع مالی هستیم. اما حامیانی که بخواهند با شیب غیرلیبرالی مقابله کنند، صف نکشیدهاند… «سد» احتمالاً ناچار خواهد شد به جمعآوری کمکهای مردمی روی بیاورد.
چرا به نظر میرسد انترناسیونالیسم چپ، بهویژه پس از جنبشهای بزرگ ضدجهانیسازیِ اوایل دههٔ ۲۰۰۰، تضعیف شده است؟
درست است؛ «سد» از این دو مشاهده آغاز میکند: انترناسیونالیسم چپ در حال مرگ است و انترناسیونال راست افراطی در اوج. چرا این فروپاشی در اردوگاه پیشروها رخ داده است؟ پاسخ چندگانه است. تهاجم نئوفاشیستی، که سازمانیافته و بهطور گسترده از سوی سرمایهداران تأمین مالی میشود، توانسته خواستههای بخشی از طبقات مردمی را بهسوی خود جذب کند.
اما در عین حال، بخشی از چپ دچار خطای هستیشناختی شد و این ایده را پذیرفت که سرمایهداری و بازار، با گسترش خود، دموکراسی و نوعی صلح پایدار را تضمین خواهند کرد. چپ سوسیالدموکرات تا حدی به «پایان تاریخ» باور آورد و دیگر در پی دگرگونی عمیق جامعه برنیامد. همزمان، چپ انقلابی انقلاب را با چپروی افراطی یا فرقهگرایی اشتباه گرفت.
ساختن شبکهها از طریق «سد» باید همچنین امکان اندیشیدن دوباره به این مسائل را فراهم کند، با در نظر گرفتن پارادایم زیستمحیطی که به نظر من باید بر همهٔ پارادایمهای دیگر غلبه داشته باشد.
آیا «فرانسهٔ نافرمان» (LFI) هنوز در «سد» مشارکت نمیکند؟
نه. آنها با ابتکار ما بسیار برخورد خوبی دارند، اما در آن مشارکت ندارند. با این حال، کاملاً جایشان در این طرح خالی است و درِ «سد» همچنان به رویشان باز است. آنها راهبرد متفاوتی را دنبال میکنند: ایجاد یک کنفدراسیون از احزاب همسو. کاری که با هفت حزب اروپایی دیگر انجام دادهاند.




یک پاسخ
از نظر چپ ها ، سبز های فرانسه و اعضا ان مانند امیر شاهی چپ های لیبرال و فیک هستند !
مبارزات برای محیط زیست و اکولوژی اگر ضد سیستم سرمایهداری نباشد چیزی جز باغبانی مدرن نیست !