اتفاقات ۲۱ آذر, در هفتم زنده یاد خسرو علیکردی وکیل شجاع و مبارز مشهدی،نشان داد که جنبش زن، زندگی، آزادی، زنده است، اما یک خطر جدی این جنبش را تهدید می کند. راستی مسئله دیروز بر سر چه چیزی بود؟
داده ها نشان می دهد که هفتم زنده یاد خسرو علیکردی در حال برگزاری بود که نرگس محمدی و سپیده قلیان به دعوت برادر علی کردی برای سخنرانی روی سکو رفتند که ناگهان عده از حضار شعار «مرک بر سه فاسد» و «جاوید شاه » سر دادند. از آنجایی که گویا آقای علیکردی قبلاً پیام های به طرفداری از آقای رضا پهلوی منتشر کرده بود این بخش از حضار، این مراسم را متعلق به خود و خود را صاحب عزا می دانستند و از حضور نرگس محمدی و سپیده قلیان ناراضی بوده اند و به همین خاطر شعار هابی در طرفداری از رضا پهلوی و “مرگ بر سه فاسد” شعار محبوب سلطنت طالبان، را سر دادند. این درست است که تفکر و سیاست این دو فعال سیاسی با آقای رضا پهلوی و احتمالا با مرحوم علی کردی متفاوت است، اما هیچ عقل سالمی نمی تواند بپذیرد که در یک مراسم ترحیم که باید انسانها را به فکر وادارد و متحد کند، شعار مرگ سر دادن نه متناسب با مراسم است و نه به همبستگی کمک می کند.
اگر چه این شعار ها در خارج از کشور برای ما آشنا است اما تکرار آن در ایران، آن هم در دارالخلافه علم الهدا پدیده نادری است.
تخم نفرتی که جریان راست افراطی طی سالهای گذشته کاشته بود در مشهد به ثمر می نشست و گسلی که در اپوزیسیون وجود داشت عمیقتر کرد. طبل تفرقه و احتمالا جنگ داخلی در مشهد به صدا در آمد.
بنظر می رسد انقلاب سال ۵۷ با شکل و شمایلی دیگر در حال تکرار است. اگر طلبه های قم در سال ۵۶ با تظاهرات به ظاهر خود جوش خود جرقه انقلاب را زدند و خمینی را به قدرت رسانیدند, اکنون جریان راست افراطی در بستری از نارضایتی عمیق مردم و با کپی برداری از انقلاب خمینی، در تلاش برای کسب قدرت به سبک خمبنی است. فاصله «مرگ بر شاه» تا «جاوید شاه» فقط ۵۰ سال است. همینطور که نظام ج.ا محصول نظام سلطنت بود، باز گشت احتمالی سلطنت نیز دست پخت ج.ا است. شاه مرد، زنده باد شاه ! و «ما همچنان دوره می کنیم روز را و شب را
البته که اوضاع بین المللی به سود اینهاست. اینها ترامپ و نتانیاهو را در پشت خود می بینید و فکر می کنند تا تنور جنگ ۱۲ روزه هنوز گرم است، باید نان خود را بچسبانند. البته اینها نمی دانند، که جامعه ایران هم انقدر نادان نیست که برگشت به عقب بتواند الترناتیو مناسبی باشد.
اینها البته ابزار های تبلیغاتی مثل تلویزیون انترناسیونال و من و تو سایت های بی شمار اینترنتی دارند که می توانند موج ایجاد کنند و در شرایط مشخصی با ایجاد جو رعب و وحشت، خود را صحنه گردان نارضایتی مردم جا بزنند. همه این روش ها برای ما آشنا است و در این ۵۰ سال همه ما این روش ها را از ج.ا دیده و با گوشت و پوست خود تجربه کرده ایم. اینها از ج.ا آموخته اند که باید خیابان را تصرف کرد، در صحنه حاضر بود و دیگران را با شعار هایی مثل « حزب فقط حزب اله، رهبر فقط روح اله» از میدان بدر کرد. اما مردم هوشیار هم اجازه تکرار این روش های فاشیستی را نخواهد داد.
اگر چیزی از انقلاب ۵۷ و ۵۰ سال حکومت ترور ج.ا باید آموخت نه تکرار همان روش ها بلکه اتحاد و همدلی و پذیرش تفاوت هاست. جامعه ایران پلاریزه شده است و هیچ حزب و تشکیلاتی به تنهایی قادر به سرنگونی ج.ا نیست. تازه سرنگونی ج.ا باید قدم اول برای ساختن جامعهای آزاد باشد، نه هدف نهایی. هدف باید ساختن جامعه ای آزاد و دموکراتیک باشد که تنوع افکار را بپذیرد و با آن کنار آید. تخریب کردن همیشه ساده تر از ساختن است.کسی که تخریب کردن خوب بلد است نمی تواند آرشیتکت خوبی باشد.
حتا تجربه انقلاب ۵۷ هم به ما می آموزد که نباید سرنگونی نظامی را برابر با پیروزی انقلاب دانست. خمینی نیز در نهایت نه با تحمیق و فریب مردم بلکه با سرکوب مردم توانست قدرت خود را تثبیت کند.
بنابراین حتا اگر آقای رضا پهلوی به اندازه خمینی در سال ۵۷ در بین مردم ایران نفوذ داشته باشد, با بخش بزرگی از مردم که حاضر نیستند دنده عقب حرکت کنند چکار خواهد کرد؟
اتفاقات دیروزبعد از جنگ ۱۲ روزه دومین ضربه به جنبش زن زندگی آزادی بود. این اتفاقات بیش از آنکه به همبستگی و سرنگونی کمک کند به هم پاشیدگی شیرازه جامعه و جنگ داخلی کمک می کند.
۲۲ آذر ۱۴۰۴







