
– ای غم! رها کن قصه خونبار!
چون دشنه در دل می نشیند این سخن اما
من دیدهام بسیار مردانی که خود میزان شان آدمی بودند
وز کبریای روح بر میزان شان آدمی بسیار افزودند.
– آری چنین بودند
آن زنده اندیشان که دست مرگ را بر گردن خود شاخ گل کردند
و مرگ را از پرتگاه نیستی تا هستی جاوید پل کردند.
ه. ا. سایه
باران سراسیمه می بارد. خاک، گل و برگ نیازمند، باران را شتابان مینوشند. ده ها تن از یاران و رفیقان زیر باران سیل آسا در قطعه هنرمندان باغ رضوان شهر زیبای رشت گرد آمده اند تا با رفیق استاد رسول مهربان وداع گویند. پیکر استاد به پشت صحنه می رود. او که تاریخ معاصر میهن را در آثار گرانسنگش به صحنه جامعه آورده بود، اکنون خود صحنه جهان را ترک میکند. اما آثار و آموزههایش در میان تماشاگران صحنه، به یادگار می ماند تا پرچم پیکارهای آینده در اهتزاز بماند.« وگر در گور جای ماست، رسم ما روا گردد / که کار آدمی باقی است ور جسمش فنا گردد.» کسی از میان جمع می خواند: «روزی که بجنبد نفس باد بهاری/ بینی که گل و سبزه کران تا به کران است.» و دیگری بانگ میزند: «معنای زندگی است نبردی کز آن نبرد / از بند وارهند کسانی که بندهاند / بهروزتر زیند کسانی که زندهاند.» کسی از میان جمع غریو برمیآورد: « زنده و جاوید باد یاد رفیقان ما!» و ده ها نفر با هم تکرار می کنند: «زنده و جاوید باد یاد رفیقان ما.» و رفیقی سپیدموی با یاد جان باختگان خلق با بغضی در گلو سخن میراند: «در آستان اطلسین سحرگاه/، من مسافر شبپیما، چون تندیسی فسردم، ایستادم، خم شدم، نشستم،خفتم، جان دادم، خاک شدم، بادم افشاند، و به دست چرخش جاوید سپرد تا به لبخند پیروزی انسانی تو بنگرم، ای نبیره من! نصیب من آسیب بود و توشه من نبرد. در گلزاره رامش خود، بر خارآگینی من تسخر مزن! سرنوشت نیای تو و نیکان تو آسان نبود.»
رفیق استاد رسول مهربان، مورخ سرشناس جنبش کارگری و چپ ایران، نگارنده نزدیک به ده جلد کتاب در باره تاریخ معاصر ایران، خطیب، مباحثهکننده طراز نخست در دفاع از حزب توده ایران و تاریخ پرافتخار آن و مبارز صدیق، آگاه و شجاع که داغ هر دو رژیم دیکتاتوری را بر تن داشت، پس از عمری مبارزه قلمی و عملی علیه امپریالیسم، استبداد و ارتجاع و کوشش پیگیر برای آگاهی تودههای زحمتکش و پیشبرد آرمان عدالت اجتماعی و آزادی و پس از تحمل جانفرسای بیماری در بامداد جمعه ۲۱ آذرماه ۱۴۰۴ در شهر رشت درگذشت.
از استاد رسول مهربان پنج مجلد کتاب در باره تاریخ معاصر ایران با نام «گوشه هایی از تاریخ معاصر ایران»منتشر شده است. جلد نخست این مجموعه در سال ۱۳۶۰ در آلمان منتشر شد. از این مجموعه منحصربفرد، دو کتاب، یکی «اصلاحات ارضی، نشر افکار. ۱۳۹۸» و دیگری «بهار و خزان تهران، از نخست وزیری علی امینی تا انحلال جبهه ملی دوم، نشر افکار. ۱۴۰۲» در ایران منتشر شده است. دیگر کتابهای این مجموعه که از تحولات مهم سال ۱۳۲۰ آغاز می شود و تا تحولات نیمه اول دهه ۱۳۴۰ ادامه مییابد، هرگز از سد سانسور عبور نکردند و تنها به صورت کتابهای زیراکسی زیرمیزی در اختیار تاریخ پژوهان و علاقمندان به تاریخ جنبش کارگری و حزب توده ایران قرار گرفتند. استاد قصد داشت که این مجموعه را تا انقلاب ایران ادامه دهد و بخش زیادی از فیشهای پژوهشی خود را هم آماده کرده بود که عبور ناگزیر و دستهای ویرانگر استبداد امان نداد. نخستین کتاب استاد مهربان، «بررسی مختصر احزاب بورژوازی لیبرال در مقابله با جنبش کارگری و انقلابی ایران»، پیش از این مجموعه ، در سال ۱۳۵۹ منتشر شد که در زمان خود مورد توجه بسیاری قرار گرفت. کتاب دیگر استاد، تحت عنوان « نکتههایی در باره نهضت جنگل» هم هرگز مجوز نگرفت، اما همواره به عنوان کتابی بسیار معتبر در باره جنبش جنگل، به صورت زیراکسی زیرمیزی در اختیار مبارزان پیگیر تاریخ معاصر ایران قرار دارد. این کتاب در واقع گردآوری مجموعه مقالههایی است که استاد رسول مهربان در ۱۰ قسمت از شماره ۲۵۰ (تیرماه ۱۳۷۸) تا شماره ۲۶۳(مهر ۱۳۸۸) در مجله ارجمند چیستا به سردبیری استاد پرویز شهریاری منتشر کرد. زندهنام بانو مهری، همسر ترقیخواه استاد مهربان، در کارهای پژوهشی ایشان همواره مشوق و همراه بودند.
رفیق استاد رسول مهربان در ۱۷ خرداد سال ۱۳۱۴ در بندر انزلی (پهلوی پیشین) متولد شد. دوره آموزش ابتدایی را در سال ۱۳۱۹ در مدرسه بوذرجمهوری انزلی و متوسطه را در سال۱۳۲۴ در مدرسه اسلامی رشت آغاز کرد. آنگاه به تشویق خانواده مذهبی خود، برای آموزش علوم دینی به قم رفت وبه حوزه درسی زنده نام شیخ سید علی اکبر برقعی، راه یافت. این عالم دینی ترقی خواه به همراه شیخ باقر کمره ای رئیس حوزه علمیه شهر ری، در سال ۱۳۲۸ به موج جنبش جهانی صلح علیه امپریالیسم آمریکا پیوست و به عنوان رئیس «خانه صلح ایران»، از سازمانهای تودهای حزب توده ایران در دوران دولت ملی زنده نام دکتر محمد مصدق، برگزیده شد. استاد در سالهای اوج گیری جنبش میهنی «ملی شدن نفت» و دموکراسیخواهی دولت دکتر محمد مصدق، به فعالیتهای جدی اجتماعی و سیاسی پرداخت و مقالههای اثرگذاری را در روزنامههای تهران و قم به رشته تحریر درآورد. رسول مهربان در ادامه فعالیت های سیاسی و اجتماعی خود به حزب ایران پیوست. او از سال ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ در بندر انزلی مسئول تبلیغات این حزب بود. پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و شکست نهضت ملی، به « نهضت مقاومت ملی» و سپس « جبهه ملی دوم» پیوست. رسول مهربان از سال ۱۳۳۵ منشی زندهنام «الهیار صالح»، رهبر جبهه ملی دوم بود و در انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی، به عنوان سخنگوی ستاد انتخاباتی او برگزیده شد. در آن دوران مهم تاریخی، همواره در کنار الهیار صالح قرار داشت و از نزدیک شاهد مذاکرات و بحث های چالشی رهبران جبهه ملی دوم بود. این تجربیات گرانقدر سیاسی و اجتماعی، پشتوانه پژوهشهای تاریخی او در سال های بعد شد.
رسول مهربان در انقلاب بزرگ ۱۳۵۷ فعالانه شرکت کرد. پس از انقلاب مدتی عضو کمیته مرکزی حزب ایران و از کادرهای فعال و سرشناس جبهه ملی بود و در عین حال در روزنامههای «آیندگان»، «جبهه آزادی»، و «اطلاعات» قلم می زد. در سال ۱۳۵۹ با اعلام مواضع جدید خود در روزنامه اطلاعات، از جبهه ملی و کمیته مرکزی حزب ایران استعفا کرد. کتاب «بررسی احزاب بورژوازی لیبرال” را در همین سال و نخستین جلد «گوشه هایی از تاریخ معاصر ایران» را در سال ۱۳۶۰ به قلم آورد. رفیق رسول مهربان تعریف میکرد که «در سال ۱۳۶۰ بواسطه رفیق سیاوس کسرایی، با رفیقان دکتر جوانشیر و دکتر کیانوری در خانهای در خیابان گیشا ملاقات کردم. نسخه اولیه کتاب «گوشه هایی از تاریخ معاصر ایران» در وزارت ارشاد به بند کشیده شده بود. اما خوشبختانه نسخه دیگری در دسترس بود. رفیق کیانوری از من اجازه خواست که کتاب در آلمان منتشر شود و من موافقت کردم. کتاب بزودی در آلمان منتشر شد.«
رفیق مهربان در پی سرکوب بیرحمانه دوم حزب توده ایران در اردیبهشت ۱۳۶۲ بازداشت و روانه زندان اوین شد اما چون مدرکی دال بر عضویت او در حزب توده ایران نیافتند پس از تحمل یک سال و نیم زندان در اواسط ۱۳۶۳ آزاد شد. او که از اشتغال در محیطهای اداری و آموزشی کشور محروم شده بود، به خرید و فروش چای شمال همت گماشت اما از همان زمان شوق کاوش در تاریخ معاصر میهن عزیزش ایران او را دمی رها نمی کرد. او پژوهش در تاریخ معاصر ایران را با پیگیری مثال زدنی، تا بروز نشانههای بیماری جانکاه ادامه داد. برای دریافت اهمیت آثار پژوهشی استاد مهربان، باید به این خاطره که آن را با احترام و خشنودی تعریف می کرد، توجه کنیم: «در اوایل دهه ۱۳۹۰ به آلمان رفته بودم. با توجه به آثار نگارشی من در مورد تاریخ معاصر ایران، گروههای سیاسی گوناگون از من دعوت میکردند که در نشستهای آنها شرکت و سخنرانی کنم. برای مشورت و نظرخواهی به دیدار رفیق علی خاوری، دبیر اول حزب توده ایران، شتافتم. رفیق خاوری پس از استماع سخنان من، رو به من گفت: رفیق مهربان در این نشستها اگر در مواقعی از رژیم تعریفی بکنید شما را هو میکنند و اگر در مقابله با رژیم سخن بگویید نمی توانید به کشور باز گردید و پژوهشهای خطیر خود را ادامه دهید. پیشنهاد من این است که در این نشستها شرکت نکنید، به میهن بازگردید و کار ارزشمند خود را که برای تاریخ جنبش کارگری واجد اهمیت بسیار است، ادامه دهید. من هم همین رهنمود را به کار گرفتم و بدون شرکت در این جلسات به ایران بازگشتم.» این پژوهشها و سخنوریها برای روشنگری در تاریخ معاصر ایران از دید دستگاههای حاکمیتی کشور دور نماند. او را چندین بار احضار و تهدید کردند و یک بار بخشی از دست نوشته های او را ضبط کردند و هرگز بازنگرداندند.
رفیق استاد مهربان رابطه ای صمیمانه با زنده نام استاد دکتر پرویز شهریاری داشت و بسیاری از مقاله های ارزشمند او در مجله چیستا به سردبیری استاد شهریاری منتشر شدند.
– با ما و بی ما آن دلاویز کهن زیباست
در راه بودن سرنوشت ماست.
روز همایون رسیدن را
پیوسته باید خواست.
ه. ا. سایه
منبع: نامه مردم

