مصادره مراسم هفتم زنده‌یاد خسرو علی‌کردی – علی ملک

مراسم هفتم زنده‌یاد خسرو علی‌کردی در مشهد، یادبود یک نام یا یک چهره معمولی نبود. ما از انسانی سخن می‌گوییم که آزاده زندگی کرد، وکیل شجاعی بود و تا پایان عمر با شرافت کنار مردم ایستاد. انسانی که بنا بر گفته‌های اعضای مرکزی جبهه ملی ایران، از اعضای جبهه ملی خراسان بود و هیچ‌گاه میان حرفه، وجدان و تعهد اجتماعی‌اش فاصله نینداخت. او سال‌ها از زندانیان سیاسی دفاع کرد، بی‌هیچ سازش و معامله‌ای، و هزینه این انتخاب را آگاهانه پرداخت. طبیعی بود که یاد او، حتی پس از مرگ، به نمادی از قانون‌خواهی، اعتراض مدنی و استقلال سیاسی تبدیل شود.

در همین نقطه، باید بر یک اصل ساده اما اساسی تأکید کرد. برگزاری مراسم یادبود برای یک عزیز از دست‌رفته، پیش از هر چیز یک حق انسانی، خانوادگی و اجتماعی است. خانواده خسرو علی‌کردی حق داشتند برای او مراسم هفتم برگزار کنند و مردم نیز حق داشتند آزادانه، آرام و بی‌هراس در این مراسم حضور داشته باشند. برهم زدن چنین مراسمی، ایجاد تنش، حمله به شرکت‌کنندگان یا تهدید امنیت آن‌ها، چیزی جز نقض آشکار حقوق فردی و اجتماعی و زیر پا گذاشتن کرامت انسانی نیست. این رفتار، صرف‌نظر از اینکه از سوی چه جریانی انجام شود، قابل دفاع نیست و باید صریح و روشن محکوم شود.

مراسم هفتم خسرو علی‌کردی دقیقاً در همین فضا شکل گرفت. مردم برای ادای احترام به انسانی گرد هم آمدند که زندگی‌اش با شرافت، مسئولیت‌پذیری و استقلال گره خورده بود. این گردهمایی، علاوه بر جنبه عاطفی، حامل پیام روشنی از اعتراض مدنی و نارضایتی اجتماعی بود. اما آنچه در عمل رخ داد، مسیر طبیعی این مراسم را تغییر داد و نیازمند روایت دقیق و صادقانه است.

طبق اعلامیه جبهه ملی خراسان، گروهی منسجم و سازمان‌یافته وارد صحنه شدند. این گروه در آغاز مستقیماً به کسی حمله نکردند، اما با سر دادن سه شعار مشخص «جاوید شاه»، «رضا رضا پهلوی» و «مرگ بر سه فاسد» تلاش کردند فضای مراسم را از مسیر خود خارج کنند. این شعارها نه نسبتی با شخصیت و منش خسرو علی‌کردی داشت و نه با حال‌وهوای مراسم هم‌خوان بود. تکرار هماهنگ و هدفمند آن‌ها، فضا را به سمت یک دوقطبی ساختگی سوق داد و حق طبیعی خانواده و شرکت‌کنندگان برای برگزاری یک مراسم آرام را مخدوش کرد.

ماجرا اما به همین‌جا محدود نماند. این گروه مشکوک در ادامه، نه‌تنها شعارهایی علیه خانم نرگس محمدی سر دادند، بلکه با پرتاب سنگ به سمت ایشان و دیگر سخنرانان، عملاً وارد فاز خشونت شدند. سنگ‌پرانی در یک مراسم یادبود، آن هم به سوی سخنرانان، عبور آشکار از مرز اعتراض مدنی و ورود به عرصه ارعاب و حذف فیزیکی است. این رفتار نشان داد که هدف، بیان نظر یا اعتراض سیاسی نبوده، بلکه برهم زدن مراسم و ساکت کردن صداهای مستقل دنبال می‌شده است.

در پایان مراسم و پس از حمله نیروهای امنیتی به تجمع‌کنندگان و سخنرانان، رفتار این گروه معنای روشن‌تری پیدا کرد. آن‌ها بدون هیچ درگیری با نیروهای انتظامی، به‌راحتی محل را ترک کردند و بنا بر همان اعلامیه، بخشی از این افراد در جریان سرکوب با نیروهای امنیتی همکاری کردند. این توالی رفتار، از حضور بی‌هزینه تا خروج امن و سپس همکاری در سرکوب، نمی‌تواند تصادفی باشد و پرسش‌های جدی درباره نقش واقعی این گروه ایجاد می‌کند. در این میان، حق تجمع مسالمت‌آمیز و حق سوگواری خانواده علی‌کردی عملاً قربانی شد.

با این حال، این بخش مهم از واقعیت تقریباً در بازتاب رسانه‌ای نادیده گرفته شد. سه رسانه پرمخاطب فارسی‌زبان خارج از کشور، ایران اینترنشنال، من‌وتو و بی‌بی‌سی فارسی، به‌طور مکرر و گزینشی تنها بخش ابتدایی تجمع و همان شعارهای خاص را برجسته کردند. هم‌زمان، رسانه‌ها و شبکه‌های هوادار سلطنت پهلوی نیز همین تصاویر محدود را بازنشر دادند، به‌گونه‌ای که گویی کل مراسم هفتم خسرو علی‌کردی به همین چند شعار خلاصه می‌شود.

در کنار این رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی نیز نقش قابل توجهی داشتند. کانال‌های یوتیوب، صفحه‌های اینستاگرام، حساب‌های ایکس، تریدز و فیسبوک وابسته یا نزدیک به جریان سلطنت‌طلب، با بازتولید یک روایت یک‌سویه، عملاً از رفتاری غیر دموکراتیک و حذفی دفاع کردند. خشونت، سنگ‌پرانی، همکاری با نیروهای سرکوبگر و نقض حقوق شرکت‌کنندگان یا نادیده گرفته شد یا عامدانه حذف گردید تا تصویری دلخواه از «حمایت مردمی» ساخته شود.

در چنین فضایی، پیام رضا پهلوی معنا پیدا می‌کند. او در پیام کوتاه خود، پیش از هر چیز از «مردم» بابت حمایت از خودش سخن گفت و این حمایت را برجسته کرد. تنها در ادامه به بازداشت‌شدگان اشاره کرد و خواهان آزادی آن‌ها شد. این ترتیب بیان، در شرایطی که مردم مورد حمله قرار گرفته و حقوقشان نقض شده بود، بسیار معنادار است و نشان می‌دهد اولویت اصلی، نه دفاع از مردم، بلکه تثبیت یک تصویر سیاسی بوده است.

معنادارتر از همه، سکوت کامل او درباره خانم نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح، و دیگر مبارزان سیاسی و اجتماعی بازداشت‌شده است. این حذف، به‌ویژه وقتی خود خانم محمدی هدف شعار و سنگ‌پرانی قرار گرفته بود، نمی‌تواند تصادفی تلقی شود. این سکوت، نمونه‌ای روشن از خودمرکزبینی و نادیده گرفتن مبارزان داخل ایران است؛ کسانی که بیشترین هزینه را می‌دهند، اما در روایت‌های سیاسی به حاشیه رانده می‌شوند.

نکته‌ای که نباید از آن غافل شد این است که دفاع از برهم زدن مراسم سوگواری، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، دقیقاً آب ریختن در آسیاب جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی سال‌هاست از شکاف، خشونت و بی‌اعتبار کردن کنش‌های مدنی تغذیه می‌کند. هر جریانی که به جای دفاع از حق تجمع و سوگواری، به توجیه چنین رفتارهایی بپردازد، ناخواسته به تداوم این وضعیت کمک می‌کند.

در نهایت، تلاش برای مصادره این مراسم به یک شکست سیاسی انجامید. بسیاری از مردم و فعالان مدنی به‌خوبی تشخیص دادند که شعارهای برجسته‌شده از دل جامعه نجوشیده، بلکه نتیجه یک مداخله مخدوش بوده است. همین آگاهی، شکاف میان رضا پهلوی و بدنه واقعی اعتراضات مردمی را روشن‌تر کرد.

خسرو علی‌کردی فقط یک وکیل شجاع نبود. او نماینده یک سنت ملی، مستقل و ریشه‌دار بود؛ سنتی که با تحریف، مصادره و حذف بیگانه است. احترام به یاد او، یعنی دفاع از همان حقوقی که خود او برایشان زیست؛ حق دادخواهی، حق تجمع، حق اعتراض و حتی حق ساده و انسانی سوگواری.

یاد و نام خسرو علی‌کردی همیشه زنده باد.

علی ملک

خبرنگار آزاد از هامبورگ

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

3 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی