
نازک بین- اعلام سند راهبرد امنیت ملی آمریکا همزمان با مراسم قرعه کشی جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، مباحث جدی در زمینه فرآیند یک توطئه بزرگ با همدستی اینفانتینو رئیس فیفا و دونالد ترامب رئیس جمهور آمریکا ، بر علیه فوتبال جهان به وجود آورده است. NSS که در اوایل دسامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، سندی بسیار بحثبرانگیز است که به شدت از متحدان اروپایی انتقاد میکند، نسبت به «حذف تمدنی» بالقوه اروپا به دلیل مهاجرت و تغییرات فرهنگی هشدار میدهد (که تکرار نظریه «جایگزینی بزرگ» است) ، این سند از «پرورش مقاومت» در برابر سیاستهای فعلی اروپا حمایت و از احزاب «میهنپرست» (اغلب راست افراطی) در این قاره بشتیبانی میکند. همچنین لفاظیها نسبت به روسیه را نرمتر میکند و تسلط ایالات متحده در نیمکره غربی را در اولویت قرار میدهد. نکته قابل توجه این است که NSS تقریباً همزمان با مراسم قرعهکشی جام جهانی ۲۰۲۶ (۵ دسامبر ۲۰۲۵) منتشر شد، جایی که اینفانتینو در بحبوحه انتقادات گسترده از بیطرفی سیاسی فیفا و روابط نزدیک اینفانتینو با ترامپ، «جایزه صلح فیفا» را به ترامپ اهدا کرد. برخی از مفسران این زمانبندی را به عنوان نمادی از اتحادهای گستردهتر برجسته کردهاند.
با ذکر این مقدمه کوتاه، به صدائی اشاره می کنیم که روزنامه آلمانی دیتسایت Die Zeit در یادداشتی به قلم اولیور فریچ، جرقه بسیج فوتبال اروپا را در استقامت در برابر رئیس فیفا و دونالد ترامب به عنوان نابود کنندگان فوتبال جهانی از جمله قاره سبز زده است. این گزارش به درستی اشاره دارد که اروپاییها شاهد نبردی علیه موجودیت اروپا هستند که دامنهاش فراتر از فوتبال است. نویسنده اشاره دارد،رییس فیفا به اروپا میتازد، ترامپ میخواهد اتحادیه اروپا را نابود کند. خیلی خب، جام جهانیشان را بدون ما برگزار کنند؛ آنوقت دیگر چیز زیادی از فوتبال خوب باقی نمیماند. متن این گزارش را بخوانیم:
خطاب به اینفانتینو، ترامپ و همه کسانی که اروپا را تمامشده میدانند: تابستان آینده، روی زمین فوتبال، جوابتان را خواهیم داد.
در کودکی با تمام وجود هوادار تیم ملی (آلمان) بودم. پیروزیها برایم همهچیز بود و شکستها را بهسختی هضم میکردم. رقیبان تیم ملی، دشمنان من بودند. وقتی ایتالیا در فینال جام جهانی ۱۹۸۲ تیم ما را شکست داد، خشمگین شدم. باخت مقابل هلند در نیمهنهایی یورو ۱۹۸۸ برایم تحقیر بود. بهتر است ننویسم که آن روزها چه چیزهایی فریاد میزدم و چه فحشهایی میدادم.ولی اکنون در شناسنامه مدنی من ، یک اروپائی معرفی می شوم. زیرا زیر چتر اتحادیه اروپا، خودم را هلندی و ایتالیایی میدانم. خودم را فرانسوی، اسپانیایی، انگلیسی، و البته آلمانی هم میدانم. اگر سال آینده جام جهانی فوتبال مردان برگزار شود، طرفدار اروپا هستم. این را روسای فیفا و ایالات متحده، جیانی اینفانتینو و دونالد ترامپ، به من تحمیل کردهاند. این دو موضع، شباهتهای زیادی دارند؛ از جمله نفرتشان از اتحادیه اروپای آزاد. همین، در من واکنشی معکوس ایجاد میکند. اینفانتینو، سوئیسی با ریشههای ایتالیایی، سه سال پیش در دوحه با لحنی خصمانه به اروپا تاخت. او ،راضی و خشنود نبود که برخی کشورهای اروپایی مرگ کارگران در پروژههای ساختوساز جام جهانی ۲۰۲۲ قطررا نقد میکردند. اکنون وی احتمالا دوست دارد مرکز فیفا را از زوریخ به فلوریدا منتقل کند؛ البته اگر آنجا هم، مثل امروز، مجبور نباشد مالیات بپردازد. اینکه ترامپ دقیقا چه سرنوشتی برای اتحادیه اروپا میخواهد، حالا با انتشار سند راهبرد امنیت ملی آمریکا، مکتوب و روشن شده است.حرف از عقبماندن، حتی در خود اروپا هم زیاد شنیده میشود. این شلبودن و خودکمبینی، متاسفانه بخشی از وجود ماست. پیشبینی فروپاشی آنقدر تکرار شده که نالهها از بر شدهاند. اما ،اغلب، بهویژه در فوتبال، کاملا بیموردند. هوادار اروپایی میتواند با سینهای ستبر بایستد و به خودش ببالد.جام جهانی ۲۰۲۶ در آمریکا برگزار میشود. ترامپ تلاش خواهد کرد از این صحنه بینظیر جهانی برای اهداف خودش استفاده کند. با این وجود وی در کشور خودش هم ناچار خواهد شد این واقعیت را ببیند که قارهای که میخواهد آن را به زانو در بیاورد یا حتی از نظر سیاسی تکهتکهاش کند، روی زمین فوتبال چقدر قدرتمند است. آمریکا در صنعت و فناوری پیشتاز است؛ اما، مهد فوتبال اروبا است و نمی توان آن را تصاحب کرد.فوتبال، آینه منابع و توان عملکردی ملتهاست. پس اوضاع اروپا آنقدرها هم بد نیست. بله، برزیل هست و قهرمان فعلی، آرژانتین، و پیشتر هم اروگوئه بود؛ اما باقی قهرمانان جهان، همه از اروپا آمدهاند. حتی کشورهایی کوچک مثل سوئد، مجارستان، کرواسی و چکسلواکی هم زمانی به فینال رسیدهاند.تابستان آینده، اسپانیا و فرانسه جزو مدعیان هستند. نگاهها به انگلیس هم هست و آنها یک مدعی اصلی هستند. حتی تیم ملی آلمان هم احتمالا یک بار دیگر از مرحله گروهی عبور خواهد کرد. حتی در عمیقترین بحرانها، هیچکس دوست ندارد آلمان حریف اش باشد.اگرهم، ایتالیا صعود نکند، خیلیها دلتنگ قهرمان چهار دوره جهان خواهند شد. در عوض، کوراسائو و کیپورد حضور دارند. هر کس این موضوع را نقد کند، مثل کریستوف کرامر، کارشناس تلویزیونی، متهم به اروپامحوری میشود.اما، حقیقت این است که اروپامحوری در فوتبال، چیز نادرستی نیست. فوتبال در اروپا اختراع شد و تا امروز، عمیقترین ریشهها را همینجا دارد. دلیل موفقیت پایدار فوتبال اروپا همین است؛ موفقیتی که به این زودیها تغییر نخواهد کرد. از دل این قدرت ورزشی، حتی میتواند قدرت سیاسی هم زاده شود. اگر همه کشورهای اروپایی و باشگاهها تهدید به تحریم جام جهانی کنند، دیگر چیز زیادی از فوتبال باقی نمیماند.اینفانتینو ،این را میداند، ترامپ هم احتمالا حدس میزند. در جشن قهرمانی جام باشگاههای جهان تابستان گذشته، که پیشدرآمد جام جهانی بود، او، جام را مال خود کرد و با خودش برد. فینال، بین لندن و پاریس برگزار شد. در مراسم قرعهکشی، رییسجمهور آمریکا حتی به تغییر نام ورزش ملی این کشور، فوتبال آمریکایی، فکر کرد تا هموطنان اش بالاخره فوتبال واقعی را «ساکر» صدا نزنند. لحظهای نادر از تواضع و روشنبینی.
و، یک واقعیت دیگر: آخرین فینال جام جهانی بدون حضور یک تیم اروپایی، در سال ۱۹۳۰ برگزار شد. آن زمان، سفر دریایی به اروگوئه آنقدر طولانی بود که تقریبا هیچ تیم اروپایی شرکت نکرد. ولی این بار ما با هواپیما میآییم.





