دیوانه‌وار دوستت دارم – خسرو باقرپور

دوستت دارم:

چنان بی‌امان؛

چون بارش دیوانه‌وار باران،

در اردیبهشتی مست؛

که صحراها می‌شوید

و دریاها می‌آشوبد.

دوستت دارم:

چنان بی‌تاب؛

چون تپشِ دلِ کبکِ مادر

در فراخنایِ دامنه‌ی کوهستان:

که باشه‌ای بر فرازِ آشیانه‌اش می‌چرخد،

و جوجه‌هایش با دهان‌هایی باز:

مرگ را از منقارِ آسمان می‌بلعند.

دوستت دارم:

چنان آشکار

و گرفتار؛

چون این شقایقِ وحشی که در قلبم می‌روید

چنان روشن؛

چون این ستاره که به چشمانِ تو می‌خوانَدَم

چنان داغ؛

که از خاکسترم آذرخش می‌جهد.

دیوانه‌وار دوستت دارم!

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی