حزب توده ایران: به‌مناسبت هشتادمین سالگرد جنبش ملی و دموکراتیک آذربایجان و ضرورت مبارزه برای الغای ستم ملی، و تأمین حقوق خلق‌های ایران

هم‌میهنان گرامی!

با فرارسیدن ۲۱ آذرماه ۱۴۰۴، هشتاد سال از جنبش ملی و دمکراتیک آذربایجان به‌رهبری فرقهٔ دموکرات آذربایجان می‌گذرد. هشتادمین سالگرد این جنبش تاریخی و مردمی میهن ما در اوضاع‌واحوالی بزرگ‌داشته می‌شود که کشور دستخوش بحران‌های جدی‌ای داخلی و بیش‌ازپیش در معرض خطر درگیری‌هایی نظامی و دخالت‌های خارجی است. سیاست‌های فاجعه‌بار رژیم ولایت فقیه در چهار دههٔ گذشته میلیون‌ها ایرانی را به زیر خط فقر رانده، بیکاری و ‌تورمِ فزاینده زندگی مردم عادی از جمله هم‌میهنان آذربایجانی را با دشواری‌هایی روزافزون روبه‌رو کرده، و فساد سراسری دستگاه‌های دولتی و نهادهای وابسته به حاکمیت به درجه‌ای رسیده که در تاریخ معاصر ایران بی‌سابقه بوده است. سرکوب خشن و خونین دگراندیشان، شکنجه و اعدام مبارزان راه آزادی در حکومت جمهوری اسلامی شیوهٔ غالب در ادارهٔ امور کشور بوده است. رژیم جمهوری اسلامی به‌منظور ادامهٔ حیات و جلوگیری از اعتراض‌های خاموش نشدنی کارگران، زحمتکشان، بازنشستگان، ‌فرهنگیان، پرستاران، دانشجویان، جوانان، و زنان همچنان و بی‌وقفه‌ به این شیوهٔ حکمرانی ادامه می‌دهد.

هم‌میهنان گرامی!

جنبش ۲۱ آذر جنبشی اصیل و مردمی بر پایهٔ خواستِ حقوقِ برابر برای خلق‌های ایران، گام در راه مبارزه با دیکتاتوری، و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشورمان بود، جنبش اصیل و مردمی‌ای که در طول تنها یک سال از حیاتش در عرصه‌های گوناگون زندگی مردم آ‌ذربایجان تغییر و تحول‌هایی ارزنده و فراموش نشدنی‌ به‌وجود آورد. دربارهٔ خدمت‌رسانی‌های بی‌سابقهٔ حکومت ملی در عمر کوتاه یک‌ساله‌اش به‌اختصار  به موردهای زیر می‌توان اشاره کرد:

بسط شبکهٔ مدارس و آموزش رایگان، تأسیس کتابخانه‌های عمومی، افتتاح دانشگاه تبریز، ایجاد فضای اجتماعی و فرهنگی‌ای مناسب که درنتیجهٔ آن بیش از پنجاه روزنامه و مجله در آذربایجان منتشر می‌شد، ایجاد چاپخانه، ارکستر و اُپرای ملی، و تأسیس ایستگاه رادیو.

به‌علاوه، در زمینهٔ نظام ادارهٔ امور، اقدام‌ به مصادرهٔ املاک فئودال‌ها و تقسیم آن‌ها بین دهقانان فقیر و بی‌زمین، تدوین و اجرای قانونی مترقی‌ در زمینهٔ کار و بیمهٔ اجتماعی، به‌رسمیت شناختن حقوق زنان و برخوردار شدن زنان از حق رأی، و مواردی از این دست  بی‌تردید از صفحه‌های درخشان تاریخ مبارزهٔ مردم ایران است.

در طی دهه‌های گذشته، هم در دوران حکومت ستم‌شاهی پهلوی و هم در دوران حکومت جمهوری اسلامی، بر ضد مبارزهٔ خلق آذربایجان به‌رهبریِ فرقهٔ دمکرات آ‌ذربایجان و رهبران این جنبش از جمله رفیق پیشه‌وری زیر عنوان‌های “جدایی و تجزیه ‌طلبی”‌ و همچنین وجود خطرهای این جنبش برای “استقلال” و تمامیت ارضی کشور از سوی رسانه‌های وابسته به این حکومت‌های دیکتاتوری و نیز از سوی نیروهای راستگرا تبلیغاتی با دامنه‌ای بسیار گسترده‌ صورت گرفته شد و می‌شود، تبلیغاتی که نه فقط حقیقت ندارند، بلکه هدف از آن‌ها وارونه نشان دادن حقیقت تاریخی جنبش مردمی خلق آذربایجان بوده است. از ویژگی‌های عمدهٔ حقیقت تاریخی جنبش ۲۱ آذرماه که بر آن همواره چشم بسته شده و می‌شود، ارتباط تنگاتنگ و ارگانیک آن با مبارزهٔ سراسری مردمی در دوران برپایی این جنبش بود. جنبش ۲۱ آذرماه، به‌رهبری فرقهٔ دموکرات آذربایجان خود را نه تنها بخشی جدا‌ناپذیر از نهضت انقلابی وقت ایران می‌دانست و معرفی می‌کرد، بلکه با شهامت و هوشیاری اعلام می‌داشت حکومت ملی و جنبش ملی آذربایجان به مبارزهٔ همهٔ خلق‌های ایران متکی است. جنبش ۲۱ آذرماه هدفش را استقلال واقعی ایران و تأمین دمکراسی در سراسر کشور اعلام می‌داشت. جنبش ۲۱ آذر علاوه بر اتکای آشکارا به توده‌ها و نیروی مردم، از حمایت تمامی نیروهای آزادی‌خواه و مترقی کشور و در رأس آن‌ها حزب تودهٔ ایران برخوردار بود. برای نمونه، “حزب ایران” در زمان جنبش ۲۱ آذر، ضمن موضعگیری‌ درخصوص جنبش ملی آذربایجان، در روزنامهٔ “جبههٔ آزادی”، شهریورماه ۱۳۲۵، اعلام کرد: “ما نهضت دمکراتیک آذربایجان را برای سعادت ایران لازم دیدیم. در همان موقع که دشمنان ایران حزب دمکراتیک آذربایجان را تجزیه‌طلب معرفی می‌کردند ما راه خود را گرفتیم و هرگز فریب این نغمه‌ها را نخوردیم و نهضت دمکراتیک آذربایجان را اسلحه آزادیخواهان ایران شناختیم.”

زنده‌یاد رفیق میرجعفر پیشه‌وری، صدر فرقۀ دموکرات آذربایجان، در سخنرانی‌ها و نوشتارهای پُرشمار خود همواره بر این نکته تأکید می‌کرد که فکر جدایی از ایران یا دادن یک وجب از خاک ایران به کشوری دیگر در میان نیست. او ضمن افشای توطئه‌های امپریالیستی، با اشاره به گفتار “رادیو آنکارا” از جمله گفت: “ایران باید  به یک کشور تمام معنی دموکراتیک مبدّل گردد و این رژیم بدون جنگ و خون‌ریزی در سراسر ایران تحقق پذیرد. اکنون ما در عین حفظ آزادی ملّی خود، به سوی این هدف رهسپاریم. ما هزاران دلیل و برهان در دست داریم برای آنکه در داخل ایران شریک سرنوشت ملّت ایران باشیم؛ خاطر تُرک‌ها [سران ترکیه] و دیگر دایه‌های مهربان جمع باشد، آذربایجان در فکر جدا شدن از ایران نبوده و نخواهد بود، ولی به‌دست خود، خود را اداره خواهد کرد.”

امپریالیسم و ارتجاع که از روند اعتلای جنبش آزادی‌بخش خلق آذربایجان- و نیز کُردستان- و الگو قرار گرفتن آن‌ها از جانب دیگر خلق‌ها و مردم ایران به‌وحشت افتاده بودند، با زیر پا گذاردن همهٔ تعهدها و توافق‌نامه‌های منعقد شده با حکومت ملی آذربایجان و به‌بهانهٔ نظارت بر اجرای انتخابات- اما برای سرکوب کردن حکومت ملّی آذربایجان- به آذربایجان لشکرکشی کردند. ابعاد تبهکاری‌های تکان دهندهٔ نیروهای ارتش محمدرضاشاه پهلوی در آذربایجان چنان گسترده اشمئزاز کننده بود که قاضی “دوگلاس” آمریکایی پس از دیدارش از آذربایجان نوشت: “ارتش ایران در مسیر خود آثار خشونت بر جای گذاشت. ریش دهقانان را آتش زدند، به ناموس زنان و دختران آنان تجاوز کردند، خانه‌ها را به‌غارت بردند، دام‌ها را دزدیدند. … زندان‌ها مملو از آذربایجانی‌های بی‌گناه است. چوبه‌های دار و اعدام فراوان است. … یک دهقان پیر آذربایجانی به ما گفت: مال و حیثیت ما را پایمال کردند، آثار این حوادث جگرسوز هرگز از خاطر آذربایجانی‌ها زدوده نخواهد شد.”

در جریان یورش خون‌بار ارتش حکومت محمدرضا پهلوی به آذربایجان و کردستان هزاران تن از مردم بی‌گناه جان باختند، هزاران تن ناگزیر به جلای وطن شدند، و شماری زیاد را به زندان‌ها و تبعیدگاه‌های رژیم خائن و وابستهٔ پهلوی روانه کردند. نام قهرمانانی چون نورالله یکانی، داداش تقی‌زاده، فریدون ابراهیمی، حسین نوری، سروان شیخی، قاضی محمد، و سیف قاضی که راه‌شان الهام‌بخش مبارزۀ خلق‌های آذربایجان و کُردستان در راه آزادی و استقلال است برای همیشه ثبت در صفحه‌های زرین جنبش ملّی ایران و ماندگار خواهد بود.

حزب تودهٔ ایران در طول تاریخ هشتادوچهارساله‌اش همواره مدافع سرسخت تحقق حقوق خلق‌های ایران بوده است. اسناد هفتمین کنگرهٔ ‌حزب تودهٔ‌ ایران (کنگرهٔ خاوری) در این زمینه با صراحت اعلام می‌کند: “ایران کشوری است که در آن خلق‌های گوناگون- فارس‌ها، آذربایجانی‌ها، کُردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها، و ترکمن‌ها- زندگی می‌کنند، و دارای سرزمین، زبان، آداب و آیین و رسوم ویژهٔ خود هستند. افزون بر این، اقلیت‌های زرتشتی، ارمنی‌، آشوری‌، بهائی‌، و کلیمی‌ در سراسر کشور به‌صورت پراکنده زندگی می‌کنند. آنان طی سده‌های متمادی تاریخ، سرنوشتی مشترک داشته‌اند و دست در دست هم، در ابداع و ایجاد فرهنگ غنی کشور ما با هم همکاری کرده‌اند، و در راه استقلال و آزادی میهن مشترک خویش، دوشادوش هم فداکاری کرده‌اند. حزب تودهٔ ایران مدافع سرسخت تأمین حقوق کامل خلق‌های ایران در تعیین سرنوشت خویش، و برخوردار شدن آن‌ها از حقوق ملّی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی‌شان است. حزب تودهٔ ایران طرفدار برابری کامل حقوق همه خلق‌های ایران و اقلیت‌های مذهبی است. حزب تودهٔ ایران خواهان اتحاد برابر حقوق آن‌ها در چارچوب میهنِ واحد و بر پایهٔ حفظ تمامیت ارضی ایران است. …”

حزب تودهٔ‌ ایران ضمن گرامی‌داشت هشتادمین سالگرد “نهضت ملی آذربایجان” و تبریک این سالگرد به فرقهٔ دموکرات آذربایجان، اعلام می‌کند در شرایط دشوار و حساس کنونی که خطرهایی بسیار میهن ما و استقلال آن را تهدید می‌کند تنها با مبارزهٔ مشترک همه خلق‌های ایران علیه رژیم ضد مردمی ولایت فقیه و درعین‌حال مبارزهٔ قاطعانه با مداخلهٔ امپریالیسم و متحدان آن در امور میهن‌مان می‌توان به آینده‌ای رها از بندهای استبداد و تحقق حقوق خلق‌های ایران و رسیدن به آزادی و عدالت اجتماعی امیدوار بود. وحدتِ عمل و مبارزهٔ مشترک همهٔ نیروهای مترقی میهن ما و نیروهای اجتماعی- از کارگران و زحمتکشان گرفته تا بازنشستگان و زنان و جوانان کشور که هم اکنون شجاعانه مبارزاتی گسترده علیه سیاست‌های رژیم را به‌پیش می‌برند- در کنارِ نیروهای سیاسی و حزب‌های مترقی نمایندگان خلق‌های ایران، چارهٔ اساسی‌ای برای آماده کردن شرایط به‌منظور به‌وجود آوردن تحول‌هایی بنیادی، دموکراتیک، و پایدار در میهن ماست.

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ‌ ایران

۱۷ آذرماه ۱۴۰۴

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی