
سفر چندساعته هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه به تهران، که در عرف دیپلماتیک یک دیدار معمولی و کاری به شمار میرود، از سوی جمهوری اسلامی به نمایشی پرزرقوبرق و غیرمتعارف بدل شد. صف کشیدن مقامات ارشد برای دیدارهای جداگانه با یک وزیر خارجه، نه نشانه وزن ایران در منطقه، بلکه بازتابی آشکار از حقارت، درماندگی و انزوای بیسابقه سیاست خارجی جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که اکنون برای پنهانکردن تنهایی خود ناچار به بزرگنمایی هر رفتوآمد عادی شده است.
سفر چندساعته هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، به تهران بار دیگر شکاف عمیق میان واقعیت وزن دیپلماتیک جمهوری اسلامی و تصویرسازی رسمی آن را آشکار کرد. در حالی که در عرف روابط خارجی، مقامهای همسطح با یکدیگر دیدار میکنند و سفرهایی از این دست معمولاً در سطح کاری و محدود برگزار میشود، دستگاه رسمی جمهوری اسلامی سفری عادی را به رخدادی «ویژه» تبدیل کرد؛ رخدادی که در نهایت بیش از هر چیز انزوای حکومت و نیاز آن به ایجاد توهم اهمیت در سیاست خارجی را برجسته ساخت.
رسانههای حکومتی از ساعات پیش از ورود فیدان، تیترهای نخست خود را به این سفر اختصاص دادند و پس از ورود او نیز سیلی از دیدارهای غیرمتعارف آغاز شد: رئیسجمهور، رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر خارجه هریک جداگانه با وزیر خارجه ترکیه دیدار کردند و مجموعهای از تصاویر یادگاری منتشر شد. منابع غیررسمی نیز از دیدار احتمالی فیدان با علی خامنهای خبر دادند؛ دیداری که در صورت وقوع، بهوضوح نشاندهنده بیقاعدگی کامل در سلسلهمراتب دیپلماتیک است.
در هر یک از این دیدارها، مقامهای ایرانی با عباراتی تکراری درباره «برادری»، «وحدت جهان اسلام» و «توطئه خارجی» سخن گفتند؛ جملاتی که دهههاست به شعارهای ثابت دستگاه تبلیغاتی تبدیل شدهاند و اکنون بیش از گذشته از بیوزنی و قطع ارتباط جمهوری اسلامی با روندهای واقعی منطقه حکایت میکنند. در مقابل، فیدان محتوای بسیار محدودی را منتقل کرد: سلام رئیسجمهور ترکیه، تأکید بر همکاریهای اقتصادی و امنیتی و یادآوری ضرورت هماهنگی در منطقه. نه پروژهای مشترک اعلام شد، نه توافقی امضا شد و نه ابتکار جدیدی معرفی شد.
با وجود این واقعیت معمولی، حکومت با بهرهگیری از این سفر تلاش کرد خلأ شدید دیپلماتیک خود را پنهان کند؛ خلائی که نتیجه انزوای بینالمللی بیسابقه، رفتارهای پرخطر منطقهای و از میان رفتن شبکههای سنتی رابطهسازی ایران در خاورمیانه است. مقامات جمهوری اسلامی در تمامی سطوح کوشیدند با ازدحام دیدارها، به افکار عمومی القا کنند که جمهوری اسلامی همچنان بازیگری مهم در منطقه است؛ حال آنکه چنین رفتارهای اغراقآمیزی خود نشانهای روشن از کاهش اعتماد و اعتبار ایران نزد حتی نزدیکترین همسایگانش است.
در عرف دیپلماسی، تنها زمانی وزیر خارجه یک کشور با بالاترین مقامات نظام سیاسی دیدار میکند که حامل پیام فوری، مهم یا استراتژیک باشد—آنهم در چارچوبی رسمی و محدود. رفتارهای اینچنینی که یکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴، در تهران رخ داد، بیشتر از هر چیز تلاش برای چسباندن خود به یک بازیگر منطقهای است، نه نشانهای از شراکت برابر یا تأثیرگذاری.
سفر فیدان، به جای آنکه دستاوردی برای جمهوری اسلامی باشد، عمق درماندگی سیاست خارجی تهران را آشکار کرد: حکومتی که از سر ناچاری، برای یک دیدار کوتاه و بینتیجه، به صف کردن تمامی مقامات ارشد خود نیاز دارد—تا وانمود کند هنوز دیده میشود؛ در حالی که آنچه واقعاً دیده میشود، احساس حقارت و بحران اعتبار است.
*تهیه و تنظیم برای اخبارروز: الف. پویان






