
جنگ جاری در اوکراین تا کنون صدها هزار قربانی برجای گذاشته، صدها شهر و روستا را ویران کرده و میلیونها نفر را به کوچ اجباری وادار کرده است. خطر گسترش این جنگ به رویارویی مستقیم میان روسیه و ناتو همچنان وجود دارد و رو به افزایش است. اتحادیه چپ اروپا (EL) بار دیگر تأکید میکند تمام ابتکارهای سیاسی و دیپلماتیک برای دستیابی به آتشبس و پایان پایدار جنگ باید بیدرنگ آغاز، تقویت و اجرا شود تا از تشدید درگیری جلوگیری گردد.
از نخستین روز جنگ، چپ اروپا حمله نظامی روسیه به اوکراین را نقض حقوق بینالملل و انکار حاکمیت اوکراین دانسته و آن را جلوهای از راهبرد امپریالیستی برای رسیدن به اهداف سیاسی مسکو ارزیابی کرده است.
با این حال، چپ اروپا با راهبرد ناتو، دولتهای عضو اتحادیه اروپا و کمیسیون اروپایی همراه نشده است؛ راهبردی که هدف آن پایان جنگ تنها از مسیر نظامی و کشاندن روسیه به جنگ فرسایشی برای شکست کامل آن است.
هر توافق صلح پایدار باید بر درک صادقانه دلایل آغاز جنگ، گذشتهٔ آن و منافع همه طرفها استوار باشد. لازم است پذیرفته شود که فرصت ایجاد یک نظام امنیت جمعی اروپایی پس از پایان دوران بلوکبندی از دست رفت و همین شکست، اوکراین را به میدان رقابت ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک میان روسیه، ایالات متحده و اتحادیه اروپا تبدیل کرد.
چپ اروپا اعلام میکند تنها همبستگی با قربانیان جنگ — سربازان، غیرنظامیان، آوارگان و معترضان جنگ در دو سوی جبهه — قابل توجیه است؛ نه با منافع امپریالیستی نیروهایی که این جنگ را تغذیه میکنند.
مذاکراتی که در بهار ۲۰۲۲ در استانبول میان هیئتهای اوکراین و روسیه انجام شد، میتوانست مبنای توافقی برای پایان جنگ باشد. اصولی که در آن مذاکرات مطرح شد، همراه با تلاش کشورهای جنوب جهانی، هنوز هم مسیر بالقوهای برای رسیدن به صلح ترسیم میکند:
۱. روسیه باید حاکمیت و حق تعیین سرنوشت اوکراین را به رسمیت بشناسد، فوراً به جنگ پایان دهد، نیروهای خود را خارج سازد و تضمینهای امنیتی ارائه کند.
۲. اوکراین نیز باید به منافع امنیتی روسیه توجه کند و از پیوستن به ناتو صرفنظر کرده و وضعیت بیطرفی نظامی اختیار کند.
۳. مناطق دارای جمعیت روسزبان باید مطابق حقوق بینالملل و استانداردهای اروپایی حقوق اقلیتها تعیین تکلیف شوند.
۴. آتشبس و توافق صلح باید با تضمین پنج عضو دائم شورای امنیت و دیگر کشورهای داوطلب پشتیبانی شود.
حمله غیرقانونی روسیه به اوکراین به ناتو فرصت داد تا بزرگترین برنامه تسلیحاتی خود از سال ۱۹۴۵ را آغاز کند. چپ اروپا این روند را رد کرده و آن را تهدیدی علیه رفاه عمومی و سرمایهگذاریهای ضروری برای گذار زیستمحیطی میداند. تغییرات اقلیمی و خطر فروپاشی بومزیستی ناشی از ذوب سریع یخهای دائمی، بزرگترین تهدید امنیتی برای اروپا و جهان است — نه کمبود تسلیحات بیشتر.
چپ اروپا تأکید میکند امنیت و صلح با ابزارهای سیاسی و ساختارهای امنیت جمعی حاصل میشود، نه با مسابقه تسلیحاتی.
توافق صلح در اوکراین باید در قالب یک نظم صلحآمیز جدید اروپایی تعریف شود؛ اروپایی که مسئولیت امنیت خود را بر عهده گیرد و توان اقدام مستقل داشته باشد.
تجربهٔ کنفرانس امنیت و همکاری اروپا نشان داد که با وجود تداوم رقابت سیاسی میان غرب و شرق، امنیت تنها از مسیر همکاری قابل تحقق است. بازگشت به این فهم بنیادین — نوعی «هلسینکی ۲٫۰» — هسته اصلی طرح امنیتی چپ اروپا است.
چپ اروپا خواهان حذف خطر جنگ هستهای ناشی از استقرار کلاهکهای اتمی در اروپا است. دستیابی به اروپای عاری از سلاح هستهای باید بخشی از توافق جهانی خلع سلاح باشد و مطابق با معاهده ممنوعیت سلاحهای هستهای (TPNW) اجرا شود.
همچنین چپ اروپا با نظامیسازی فضا و تبدیل آن به میدان رقابت تسلیحاتی یا اقتصادی میان قدرتهای فناوری مخالف است.




