مطالبات زنان ایران و جنبش آزادیخواهی…
در پی دستاورد های جنبش انقلابی زن زندگی آزادی، با افزایش آگاهی زنان و جایگاه نوین ایی که این جنبش انقلابی به زنان داده است، در تمام مناطق کشور و در طبقات مختلف اجتماعی ، زنان به شکل های گوناگون خواهان بدست آوردن حقوق انسانی خود بوده و کمتر تن به سازش و تمکین میدهند. این پدیده در جامعه ایی اتفاق میافتد که مطالبات این جنبش انقلابی در بافت های جامعه نفوذ کرده است اما قانونگذار عاجز از تعریف آن در کادر های قانونی است و حاکمیت بدون آنکه موجودیت این مطالبات را به رسمیت بشناسد، در مقابل برخی از آنان از جمله خواست حق پوشش اختیاری عجالتاًسیاست سکوت و انتظار را در برخی از مناطق پیشه کرده است.
در حقیقت، با آگاهی بدست آمده و شجاعت هرچه بیشتر زنان، برای رها کردن خود از بند های سنت و نابرابری، نافرمانی ، مقاومت و تسلیم ناپذیری زنان ، در شرایط گوناگون زندگی اجتماعی و خصوصی،گسترش پیدا کرده است.
اما شوربختانه هیچ ابزار و پشتیبانی قانونی و حقوقی برای محقق کردن ابتدایی ترین خواستهای زنان وجود ندارد. این تناقض مهم ، زمینه ساز افزایش میزان خشونت علیه زنان شده است :خشونت خانگی، زن بیزاری، زن ستیزی و سرانجام زن کشی. قابل توجه اینکه، پدیده زن کشی قربانیان خود را تنها در قشرهای تهیدست دست چین نمیکند بلکه از تمام اقشار جامعه تاکنون قربانی گرفته است.
طبق تعریف سازمان ملل، فمینی سید یا زن کشی حتما یک «قتل ناموسی» نیست ،بلکه خشونتی است که ریشه در تبعیض، نابرابری در موازنه و توزیع قدرت ،و هم چنین عمر پایدار کلیشه های جنسیتی و هنجارها ی آسیب زننده در جامعه دارد. طبق این تعریف ، زن کشی خشن ترین شکلی از خشونت علیه زنان است که در امتداد انواع گوناگون خشونت ها و در ارتباط با اشکال مختلف خشونت به زنان در جامعه قرار می گیرد.
در کشورهای غربی ،مبارزه با زن کشی و مبارزه برای مطالبات زنان همیشه در چارچوب ساختار اجتماعی و حقوقی موجود مطرح میشود. و تمرکز بر اصلاحات قانونی و اجتماعی دارد، تا دسترسی زنان به فرصت ها و حقوق برابر را تسهیل کند ، بدون اینکه ساختارهای قدرت را به چالش بکشد.
اما در ساختار ج ا تبعیض ها تو در تو ، لایه به لایه، در هم تنیده و هم پوشان هستند که نتیجه آن جامعه ایی است خشونت محور که در آن خشونت ساختاری، پایدار و اجتناب ناپذیر است. سرکوب پاسخ به اعتراض ، و زن کشی نتیجه ناگزیر نگاه ج ا به انسان است.
درجنبش زن زندگی آزادی شاهد آن بودیم که زنان در صف اول مبارزه با جامعه تبعیض محور ، مطالبات خود را با مطالبات دیگر گروه های اجتماعی تحت تبعیض و همچنین با مطالبات سیاسی گره زدند. این تجربه نشان داد که خواسته ها و مبارزات زنان ایران اساسا سیاسی است و با خواست های انسان محور وسکولار پیوندی ناگسستنی دارد. علاوه بر این، جنبش سیاسی آزادیخواه و گروه های سیاسی بر آن آگاه شدند که از این پس، بدون مشارکت گسترده زنان ، و بدون در نظر گرفتن مطالبات آنان به اهداف خود دست پیدا نخواهند کرد. بدین صورت، بنظر میرسید که مطالبات زنان بخشی از مطالبات آزادیخواهان و مخالفان ج ا شده است .
با این وجود، در شرایط کنونی ، در آستانه ۲۵ نوامبر، روز جهانی نه به خشونت علیه زنان، این همکاری و تعامل در حال حاضر قابل رویت نیست.
شاید دلیل آن ،از یک طرف پراکندگی و عدم سازماندهی منسجم جنبش زنان، کمبود گفتمان سیاسی به اشتراک گذاشته ایی بر محور مطالبات این گروه اجتماعی، واز طرف دیگر، به حاشیه راندن مطالبات زنان در حوزه سیاسی توسط فعالان و گروه های سیاسی باشد. در حالیکه آغاز شکل گیری اتحادی که این روزها از آن سخن گفته میشود و خواهان آن هستیم از ساختن یک چشم انداز روشن از جامعه آینده ایران با در نظر گرفتن دقیق مطالبات گروه های مختلف اجتماعی میسر خواهد بود.
در این فضا گرامی می داریم یاد زنانی را که در سال های اخیر، قربانی خشونت های گوناگون و سرانجام زن کشی شده اند.
شیوا پارسایی






