
مترجم: در ادبیات ژئوپولیتیک، چه در سطح بینالمللی و چه در خود منطقه، گاه از کردها بهعنوان «همپیمان طبیعی» اسرائیل یاد میشود. این تعبیر عمدتاً به بخشی از جنبش کردستان، به ویژه جریانهای محافظهکار، مربوط است و نه نیروهای چپ، مارکسیست یا منتقد صهیونیسم، که با آن همخوانی ندارند. افزون بر این، موافقان و مخالفان کردها در منطقه نیز بسته به منافع و انگیزههای خود، این عنوان را گاهی به کار میبرند. پروفسور عوفرا بنگیو، پژوهشگر ارشد مرکز موشه دایان در دانشگاه تلآویو و رئیس برنامه مطالعات کردی در این مرکز، در مقاله خود در نشریه هآرتض با تحلیل پیچیدگیها و لایههای نامتقارن روابط کردی–اسرائیلی، راهکارهایی را که نهادهای رسمی میتوانند برای عبور از این پیچیدگیها طی کنند، بررسی میکند.
***
این واقعیت که اسرائیل و کردها دشمنان مشترکی داشتهاند – عراق، ترکیه، ایران و سوریه – باعث شکلگیری منافع راهبردی مشترک و روابط پنهانی مقطعی از میانه دهه ۱۹۶۰ شده است. اما پرسش بزرگ امروز این است که آیا در پی دگرگونیهای تکتونیک دو سال گذشته، این وضعیت میتواند باعث ایجاد یک اتحاد آشکار بین آنها شود؟
تحولات تکتونیکی خاورمیانه در پی جنگ ۷ اکتبر انتظارهایی را برای ایجاد همسویی میان اسرائیل و کردها برانگیخت. این انتظارها با اظهارات گیدئون ساعر، وزیر خارجه، در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۴ تقویت شد؛ او اعلام کرد که کردها «همپیمان طبیعی» اسرائیلاند و بنابراین باید روابط با آنها تقویت شود. او همچنین تأکید کرد: «این مسئله ابعاد سیاسی و امنیتی دارد.»
سخنان ساعر برای بسیاری از کردها – و همچنین برخی اسرائیلیها – همچون موسیقی گوشنواز بود، اما واقعیت سیاسی به دلیل پیچیدگی وضعیت، بسیار متفاوت از این انتظارها بوده است.
برای گشودن این پیچیدگی، ضرورت دارد میان روابط مردمی در برابر روابط رسمی؛ میان روابط با کردهای عراق و کردهای دیگر کشورها؛ و میان روابط علنی و پنهانی تمایز قائل شد.
مقایسه میان یهودیان و کردها نشاندهنده شباهتهای فراوانی است. هر دو ملتهایی نسبتاً کوچکاند (۱۵ میلیون یهودی و ۳۵ میلیون کرد) که از آزارها و جنگها آسیب دیدهاند. هر دو درگیر مبارزهای مرگ و زندگی برای حفظ هویت یگانه خود بودهاند و هر دو از مشروعیتزدایی و محرومیت از حق داشتن کشوری مستقل رنج بردهاند.
علاوه بر این، هر دو از نظر قومی با همسایگان عرب، فارس و ترک – که جمعیتهای اکثریت خاورمیانه را تشکیل میدهند – تفاوت دارند.
در طول تاریخ، این دو ملت، یهودیان و کردها، هرگز تهدیدی برای یکدیگر نبودهاند. در واقع، هرچند به نظر متناقض میرسد با توجه به مسلمان بودن کردها، دشمنان اصلی آنها برادران مسلمانشان – عربها، ترکها و فارسها – بودهاند. این دشمنان همان دشمنان اسرائیل هستند و همین امر نزدیکی میان این دو ملت غیرعرب را تقویت کرده است.
این شباهتها بنیانی برای روابط مردمی ایجاد کرد، از جمله لابیهای یهودیِ حامی کردها، فعالیتهای فرهنگی و تظاهرات مشترک کردی–اسرائیلی در دیاسپورا.
در سطح سیاسی، در مقاطعی منافع راهبردی مشترکی وجود داشته است که بر اساس آن اسرائیل و کردها دشمنان مشترکی داشتهاند. آشکارترین نمونه، عراق است که برای هر دو تهدید به شمار میرفت. از اینرو روابط پنهانی و ناپیوستهای که از میانه دهه ۱۹۶۰ میان آنها برقرار بود شکل گرفت.
امروز میتوان گفت هر چهار کشور – عراق، ترکیه، ایران و سوریه – برای کردها و اسرائیل تهدید محسوب میشوند. اما پرسش بزرگ این است که آیا این امر میتواند مبنایی برای همسویی علنی میان این دو باشد؟
مشکلات و چالشها
یکی از چالشهای اصلی، نامتقارن بودن رابطه میان یک دولت و موجودیتهای غیردولتی است. چنین نامتقارنی روابط را بسیار مشکل میکند، زیرا امکان شراکت برابر را فراهم نمیسازد.
چالش دیگر این است که اسرائیل، بهعنوان یک دولت، ناچار بوده با چهار موجودیت کردی روبهرو شود که گاه رقیب یکدیگر نیز بودهاند، و این وضعیت آن را مجبور کرده است با یکی همسو شود و این کار به قیمت دیگری تمام شود.
برای نمونه، رقابت میان حزب دموکرات کردستان (KDP) در عراق – شریک تاریخی اسرائیل – و حزب کارگران کردستان (PKK) در ترکیه، از پیش کفه ترازو را به نفع کردهای عراق سنگین میکرد.
مانع دیگر آن بود که اسرائیل، که بهطور تاریخی در خاورمیانه منزوی بوده، در پی ایجاد ائتلاف با هر دولتی در منطقه بود که مایل به چنین کاری باشد. دو کشوری که بخشی از «ائتلاف پیرامونی» آن بودند (راهبرد اسرائیل از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ برای همپیمانی با دولتهای غیرعرب بهمنظور مقابله با دشمنی همسایگان عرب) ایران و ترکیه بودند. این امر روابط با رهبری سیاسی کردهای این کشورها را تقریباً ناممکن میساخت.
مانع دیگر، نداشتن مرزهای مشترک است که ارتباط مستقیم و علنی را دشوار میکند و هرگونه حمایت قابل توجه از سوی اسرائیل را به امری دور از دسترس بدل میسازد.
به دلیل همه این چالشها، میتوان نامتقارنی دیگری را نیز مشاهده کرد: در حالی که سیاستمداران و مقامهای اسرائیلی آشکارا درباره کردها و کردستان صحبت میکنند، همتایان کردی آنها در بیان دیدگاه درباره اسرائیل بسیار مردد و محتاطاند.
در جانب اسرائیل، آشکارترین نمونه، اعلام حمایت نخستوزیر نتانیاهو از استقلال کردستان عراق در چند روز پیش از همهپرسی ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷ بود – رأیگیریای که با بیش از ۹۰ درصد موافقت گذشت اما بعداً از سوی دولت فدرال عراق رد شد.

رهبران کرد، در مقابل، درباره اسرائیل سکوت میکنند – و دلایل آن قابل درک است. هرگونه اشاره به اسرائیل ممکن است تصویر آنها را خدشهدار کند و در نگاه دشمنانشان، مشروعیت خواست آنها را زیر سؤال ببرد. یکی از نمونهها، کلیشهای است که در رسانههای عربی کردستان را با «یهودستان» مقایسه میکند؛ اصطلاحی که دستکم در کتاب «کردهای سوریه» اثر محمد طلب هلال، مقام امنیتی و سیاستمدار سوری، در سال ۱۹۶۳ نیز دیده میشود.
رهبران کرد همچنین بهخوبی میدانند که کردها محکوماند برای همیشه در جوار دولت-ملتهایی بمانند که در آنها زندگی میکنند؛ و بنابراین نمیتوانند برای رابطه با اسرائیلِ دوردست، دشمنی با همسایگان خود را به جان بخرند.
با این حال، معمولاً انتظارها برای چنین روابطی در هر دو سو بالا بوده است. در سوی کردها، اظهارات اسرائیلیها این انتظار را به وجود میآورد که اسرائیل در زمان بحران و جنگ به کمک آنها بیاید. در سوی اسرائیل نیز انتظارهایی وجود داشت که رهبران کرد از اسرائیل در جنگهایش حمایت کنند. انتظارهای هر دو طرف غیرواقعبینانه بود.
روژاوا بهعنوان یک مطالعه موردی
موضع اسرائیل درباره موجودیت کردی در سوریه، که به روژاوا شناخته میشود، میتواند بهعنوان مطالعهای موردی برای تحلیل روابط دو طرف به کار رود. اسرائیل به دلیل پیوند این موجودیت با حزب کارگران کردستان (PKK)، در آغاز از آن فاصله گرفت؛ موجودیتی که در سال ۲۰۱۱ پایهگذاری شد.
اما جنگ علیه حماس در غزه، فروپاشی رژیم اسد و تغییر سریع نقشه راهبردی منطقه، امکان نوعی نزدیکی را فراهم کرد. اسرائیل هم از پیشروی خزنده ترکیه در سوریه بیم داشت و هم از رژیم جدید سوریه که جمعیتی جهادی در آن حضور داشت.
از سوی دیگر، کردها خود را میان دشمن اصلیشان، ترکیه، در شمال و رژیم جدید دمشق در تنگنا میدیدند. از اینرو، برخلاف دیگر رهبران کرد، ژنرال مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای سوریه دموکراتیک به رهبری کردها در شمالشرق سوریه، آشکارا از امکان حمایت اسرائیل استقبال کرد و گفت: اگر اسرائیل «بتواند از حملات علیه ما جلوگیری کند و کشتار مردمان ما را متوقف سازد، ما از آن استقبال و قدردانی میکنیم.»
اظهارات عبدی نشان داد که او از تابوی سخن گفتن درباره «فیل داخل اتاق»، یعنی اسرائیل، عبور کرده است. همچنین خرد سیاسی او را در استفاده از «برگ اسرائیل» علیه هر دو – ترکیه و رژیم سوریه – به نمایش گذاشت. او بدون تردید قدرت بازدارندگی اظهارات ساعر را درک کرده بود.
با این حال، تاکنون هیچ دستاورد ملموسی از این اظهارات پدید نیامده است، زیرا هر دو طرف در پی دستیابی به نوعی سازگاری با رژیم پساأسد بودهاند.
روابط کردی–اسرائیلی: به کدام سو؟
با وجود همه دشواریها و چالشها، حوزههایی چند وجود دارد که دو ملت میتوانند در آنها روابط خود را حفظ – اگر نه تقویت – کنند.
نخست، روابط فرهنگی میتواند با وجود موانع مرزی تقویت شود. دوم، دیاسپورا میتواند بستری برای قویترین همکاری میان کردها و یهودیان فراهم کند. روشنفکران و فعالان کرد در خارج از کشور به بند رژیمهای خود نیستند، و هر دو، یهودیان و کردهای خارج از کشور، بهترتیب با یهودستیزی و کردستیزی مواجهاند.
سوم، در سطح دیپلماتیک، اسرائیل میتواند همچنان از مسئله کردها در محافل بینالمللی دفاع کند. روابط پنهانی نیز تا زمانی که دولت مستقل کردی وجود نداشته باشد باید بخشی از ابزارهای موجود باقی بماند. و نهایتاً، خودِ وجود اسرائیل میتواند برای کردها عمق راهبردی فراهم آورد – و برعکس.
*پروفسور عوفرا بنگیو Ofra Bengio پژوهشگر ارشد در مرکز موشه دایان برای مطالعات خاورمیانه و آفریقا در دانشگاه تلآویو و رئیس برنامهٔ مطالعات کردی در این مرکز است. او نویسندهٔ چهار کتاب دربارهٔ کردها و کردستان است که دو عنوان از آنها به زبان کردی ترجمه شدهاند.



5 پاسخ
تمام احزاب و رهبران کردستان ایران از تجاوز اناتو به یوگسلاوی و تجزیه این کشور در کنار جمهوری اسلامی ایران حمایت کردند.این احزاب از تجاوز آمریکا به افغانستان و عراق در کنار جمهوری اسلامی نیز به حمایت برخاستند . وقتی ناتو حق حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور مستقل لیبی را مورد تجاوز قرار داد، این احزاب کُرد در کنار جمهوری اسلامی از نابودی لیبی حمایت نمودند. تنها در زمان دسیسههای ناتو برضد تمامیت ارضی و حق حاکمیت ملی سوریه که تغییری در سیاست خارجی رژیم جمهوری اسلامی محسوب میشد در کنار داعش ، فرقه رجوی و مخالفان رژیم قانونی و رسمی بشار اسد قرار گرفتند و تمام جنایات ناتو و آمریکا را مورد تائید قرار دادند آقای مصطفی هجری دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران دست به دامن جرج بوش پسر شد تا با ایجاد منطقه پرواز ممنوعه در کردستان ایران همان گونه که کُردهای عراق را “آزاد” کرد، کُردهای ایران را نیز “آزاد”کند …
برایم بسیار جالب است و بسیار سپاسگزار خواهم شد کە بدانم ، جناب آرش از کدام منبع و یا منابعی بە چنین اطلاعات دست اول و ارزشمندی !!!؟؟؟ دست یافتە اند ؟
خواهشا ادعاهای بی پایە خویش را قدری بشکافند تا خوانندگان از سر در گمی و تردید درآیند .
ایشان در همین ادعاهای بی پایە و اساس گاهی بە میخ و گاهی هم بە نعل میکوبند .
در ابتدا بعد از ردیف کردن یە سری اطلاعات نادرست ، کردها و بویژە حزب دمکرات کردستان را در پیوند وهمسو باسیاستهای جمهوری اسلامی می بینند و در ادعای آخرینشان بخاطر تقاضای منطقە پرواز ممنوع کردها از امریکا !! ؟؟؟ خود ایشان بدفاع از جمهوری داعشی شیعە ایران در می غلتند .
حال خوانندگان این ادعاها درماندەاند کە : ” قسم های حضرت عباسی ایشان را باور کنند یا دم خروسی کە از لای عبای آرش خان بیرون زدە است . “
«تمام» احزاب کوردستان ایران چنین دیدگاهی نداشتند. شما مواضع حزب دموکرات کوردستان ایران را به همه تعمیم میدهید. «کومله سازمان کوردستان حزب کمونیست ایران» حملۀ ناتو به یوگسلاوی در ۱۹۹۹، حملۀ آمریکا به افغانستان در ۲۰۰۱ و حملۀ آمریکا به عراق در ۲۰۰۳ را محکوم کرد و در مورد لیبی نیز هم کوملۀ کمونیست و هم «حزب حیات آزاد کوردستان» موضع مخالف داشتند و دارند. در مورد سوریه نیز با توجه به مطرح بودن مسئلۀ کورد در این کشور، هم کوملۀ کمونیست از روژاوا دفاع کرد و هم «حزب حیات آزاد کوردستان» به عنوان متحد «حزب اتحاد دموکراتیک» نیرو به روژاوا اعزام کرد. مجاهدین برخلاف گفتۀ شما از «ارتش آزاد» حمایت میکرد و موضع «حدکا» بیشتر به حمایت از «انجمن میهنی کوردهای سوریه» (ENKS) نزدیک بود.خیلی خنده دار است که زمین و زمان را به هم میدوزید تا فرضی را اثبات کنید که هیچ اساسی ندارد و حافظۀ ما هم آنقدر ضعیف نیست که این چیزها را فراموش کنیم.
اگر اعضا و طرفداران این احزاب تا چه حد از این واقعیتها خبر دارند, مشگل دیگر تشکیلات سیاسی ایران نیست. حضور آنها در اسلو تاییدی بر همین واقعیت هاست .
در کنفرانس سازمان «حقوق بشر ایران» در اسلو ؛ عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران؛ عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران؛ آسو حسنزاده، نماینده حزب دمکرات کردستان ایران؛ حمید تقوایی، دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست کارگری ایران؛ ناصر بلیدایی، دبیرکل حزب مردم بلوچستان؛ مونا سیلاوی، دبیرکل حزب تضامن دمکراتیک اهواز؛ یونس شاملی، عضو کمیته اجرایی حزب دموکرات آذربایجان؛ ابراهیم علیزاده، دبیر اول کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران؛ مونا سیلاوی، دبیرکل حزب تضامن دمکراتیک اهواز؛ یونس شاملی، عضو کمیته اجرایی حزب دموکرات آذربایجان؛ ابراهیم علیزاده، دبیر اول کومله سازمان کردستان حزب کمونیست ایران؛ …
ای کاش آقای نوید اخگر توضیح بیشتری در مقدمه ترجمه این مقاله می دادند و بویژه در مورد جایگاه پروفسور اسرائیلی نویسنده مطلب و جایگاه ایشان در روابط قدرت در اسرائیل توضیح کامل تری به خواننده متن ارائه می کردند.
با سپاس