دو مسیرِ قدرت در ایران؛ زرسالارانِ مذهبی سنتی در برابر پوپولیسمِ احمدی‌نژادی. کدام‌ یک نعش قدرت را برمی‌دارد؟ – کیانوش رزاقی


امروز در متن جریانان سیاسی درون رژیم فعلی ایران دو جریانِ اصلی ظاهرا متناقض قابل تشخیص است:
(۱) شبکه‌ای از نخبگان مذهبی-اقتصادیِ سنتی  که من آن‌ها را «زرسالاران مذهبی تابلودار» می نامم. این شبکه شامل چهره‌های ریز و درشت از طیفِ میانه‌رو تا محافظه‌کار سنتی و اصلاح طلبان و وابستگان این چهره ها می شود که امکانات مالی، سیاسی، امنیتی و بین المللی خوبی دارند. حسن روحانی، حسن خمینی، لاریجانی ها، ناطق نوری، مکارم شیرازی، سید محمد خاتمی، سید جواد شهرستانی، محقق داماد، محمد شریعتمداری و مافیای پتروشیمی، خرازی ها و باند نیویورک، شمخانی، رحیم صفوی، خاندان رفسنجانی و مرعشی و … .
(۲) یک جریانِ پوپولیستی_ملی‌گرای برآمده از کنش های سیاسی-اقتصادی دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد که بخش‌هایی از سپاه، نیروهای اجتماعیِ طبقات کمتر برخوردار و برخی عناصر ملی‌گرای خواستار قدرتسازی ایران را جذب کرده است.
نیروی فاشیستی-باستان‌گرا معقتد به مشی مسلحانه در واقع در تعامل با این دو جریان ایجاد و هدایت می شود تا هم پایه های قدرت خامنه‌ای را سست کند و هم مانع از ایجاد یک جریان عقلگرای ایران دوست در بین ایرانیان داخل و خارج کشور شود.
مرگ خامنه‌ای و پایان جمهوری اسلامی دوم در چنین فضایی در حال رقم خوردن است.جریان زرسالار مذهبی تابلودار هم اکنون بر ایران مسلط است و عملا اداره کشور را در دست گرفته است. در نتیجه، سوال اصلی این است که آیا اتحاد رسمی و علنی احمدی‌نژادی‌ها با بدنه سپاه و ملی‌گرایان غیرسلطنت‌طلب تحت چه شرایطی محتمل است و امکان بقا دارد؟

بخش اول؛ شواهد میدانی دربارهٔ بازیگران و وضعیت کنونی
۱. احمدی‌نژاد و ظرفیت بازگشت سیاسی: احمدی‌نژاد هنوز در صحنهٔ سیاسی ایران حضور دارد. آرائی که در انتخابات ریاست جمهوری پارسال به سعید جلیلی داده شد در واقع متعلق به احمدی نژاد و کف آرا او در بین بخشی از اقشار متوسط، مذهبی و کم‌برخورداتر ایران است. او کماکان نماد یک گفتمان پوپولیستی است که در معادلات قدرت ایران نقش بازی می‌کند.

۲. وجود نخبگانِ «سنتی-مذهبی-اقتصادی»: چهره‌هایی مثل روحانی، لاریجانی‌ها، خاتمی، رحیم صفوی، ناطق نوری، … نمایندگان طیف‌های مشخصی از نخبگان و شبکه‌های اقتصادی و فرهنگی‌ ثروتمند و بانفوذی هستند که در دستگاه و ساختارهای دولتی و حکومتی ایران نفوذ فراوانی دارند. این افراد هر کدام سردسته شبکه‌هایی هستند که ظرفیت محافظت از منافع طبقاتی که ثروت ایران در دست آن‌ها متمرکز شده را دارا هستند. پس از مرگ رئیسی، ائتلاف نرمی اما علنی بین این نیروها حول محور لزوم محافظت از امنیت جانی و مالی پس از مرگ خامنه‌ای شکل گرفته که هر روز قوی تر و علنی تر می شود.
۳. تغییراتی در صفوف امنیتی و نظامی ایران شکل گرفته که همگی حاکی از سپرده شدن سکان امنیتی و نظامی ایران به طیف زرسالاران مذهبی تابلودار است. در سال‌های اخیر و به‌ویژه در پی بحران‌های امنیتی منطقه‌ای (جنگ با اسرائیل و تضعیف شدید نیروهای نیابتی)، تغییراتی در کادرها و نهادهای امنیتی-نظامی جمهوری اسلامی رخ داده که بازگشت چهره‌هایی مثل علی لاریجانی در مناصب امنیتی ارشد کشور نمونه بارز آن است. حذف فیزیکی تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی ایران توسط اسرائیل هم نشان می دهد که اسرائیلی ها به نوعی در حال مهندسی جریان های باقیمانده در ایران هستند. این پیش‌برنامه‌چینی نهادی فعلا به سنگین شدن کفه زرسالاران مذهبی تابلودار در وزن کشی نیروهای موجود در صحنه سیاسی ایران انجامیده است.

۴. نقشِ فرماندهان سابق سپاه و سیاسیون نظامی: افرادی با پیشینهٔ سپاهی و فرماندهی (مثلاً رحیم صفوی و محسن رضایی ) همچنان در صحنهٔ سیاسی-رسانه‌ای ایران فعال‌اند و اظهارنظرهایشان که گاه از زبان فرزندانشان شنیده می شور می‌تواند جهت‌گیری‌های افکار عمومی و عناصر نظامی را تحت تأثیر قرار دهد.

بخش دوم: تحلیل ساختاری امکان پیروزی ائتلاف احمدی‌نژاد-سپاهی-ملی‌گرا

برای اینکه این گروه، که من آن را برای سهولت بحث ائتلاف احمدی‌نژادی می نامم، بتواند نعش قدرت را پس از مرگ خامنه‌ای از زمین بردارد دست‌کم سه شرط باید فراهم شود:

شرط اول: جذب بدنهٔ نظامی-امنیتی
یک بازیگر سیاسی که بخواهد نقش قدرت را بردارد باید یا توان جذب گسترده نیروهای مسلح و امنیتی را داشته باشد. احتمال اینکه بخش‌هایی از سپاه یا نیروهای امنیتی به سمت ائتلاف احمدی‌نژادی متمایل شوند وجود دارد خصوصاً اگر این جریان بتواند به طور موثری وعده‌های «استقلال»، «مقابله با نفوذ بیگانه» و «حمایت از طبقات پایین» را صادقانه جلوه دهد. این ها شعارهایی که در میان نیروهای ملی‌گرا-پاپولیست بازخورد مثبتی دارند و گفتمان ائتلاف احمدی‌نژادی هم امروز روی آن متمرکز است.

سپاه به‌لحاظ نهادی و منافع بلندمدت معمولاً با گزینه‌ای که تهدیدی برای ساختار قدرت خود باشد، با احتیاط رفتار می‌کند. حذف فیزیکی سران نظامی-امنیتی سپاه و دست نخورده ماندن سران اقتصادی این نهاد باعث شده که سران فعلی این گروه متمایل به جریان زرسالار مذهبی تابلودار باشند. بدنه سپاه اما که به شدت تحقیر شده و از غارت گسترده سران سپاه هم کم بهره و چه بسا منزجر است منتفد شدید زرسالاران مذهبی تابلودار است.


شرط دوم: کسب حقانیت مردمی
احمدی‌نژاد و همپیمانانش می‌توانند با شعارهای پوپولیستیِ «استقلال» و «عدالت اقتصادی» سریعاً بخش‌هایی از جامعه (طبقات پایین، حاشیه‌نشینان، طبقهٔ متوسط معترض) را بسیج کنند. این همان مزیتی است که سال ۸۴ احمدی‌نژاد را در برابر رفسنجانی پیروز کرد‌. گفتمان احمدی‌نژادی محدود و کم‌محتوا اما برای اکثریت معترض قابل‌فهم و جذّاب است. این مهم ترین نقطه قوت این جریان است که می تواند یک بدنه اجتماعی ۳۰-۴۰ میلیون نفری را پشت سر این جریان بیاورد‌.
شرط سوم: تضعیف و بی‌ثبات‌سازی موثر شبکه‌های رقیب
اگر فشارهای خارجی (نظامی یا اقتصادی) پایه‌های رژیم را ضعیف کند و همزمان اختلافات در درون نخبگان (میان زرسالاران تابلودار و عناصر نظامی-امنیتی) تشدید گردد، آنگاه فضای رقابت مستقیم و تصفیهٔ نهایی برای جایگزینی قدرت فراهم می‌شود. در این سناریو، نیرویی که ترکیبی از مشروعیت مردمی پوپولیستی و اتصالات محکم در بدنه نظامی داشته باشد، می‌تواند مزیت اصلی را کسب کند. زرسالاران تابلودار به رهبری خود علی خامنه‌ای آشکارا نگران حملات موثر احمدی‌نژادی ها به خود بویژه با افتضاح مکانیسیم ماشه و بارگشت تحریم ها در کنار تحقیر بی سابقه نظامی-امنیتی رژیم هستند. آماده‌سازی طرح‌های جانشینی رهبری و وارد کردن بازیگران قوی تر امنیتی از طیف زرسالار تابلودار در سیاست‌گذاری های رژیم حکایت از نگرانی این جریان از ضعف ساختاری خود در برابر حملات ائتلاف احمدی‌نژادی دارد.
نکته بسیار مهمی که زرسالاران مذهبی تابلودار را غافل کرده وجود یک جریان نفوذی از احمدی‌نژادی های مخفی در اپوزیسیون بویژه طیف سطلنت طلب و شبکه هایی مثل ایران اینترنشنال است. این افراد شدیدترین انتقادات را به جمهوری اسلامی می کنند اما در عمل در خدمت پیشبرد خط تبلیغاتی احمدی‌نژادی ها برای تضعیف و تحقیر زرسالاران مذهبی تابلوار هستند.

بخش سوم: موانع و محدودیت‌ها برای سناریوی پیروزی کامل احمدی‌نژادها

با وجود امکان‌پذیری و حتی احتمال بالای تئوریک، پیروزی کامل ائتلاف احمدی‌نژادی در عمل با چند مانع مهم روبرو است:
۱. دست پایین در ساختار نهایی تصمیم‌گیری:
قدرت نهایی در رژیم به شخص رهبری و گروه هایی بستگی دارد که در بیت رهبری نماینده دارند. گروه های مختلف زرسالارانمذهبیتابلودار و لایه‌های اقتصادی سپاه (افرادی مثل رحیم صفوی) بیت رهبری را تصرف کرده‌اند. ایران امروز مانند شرکت سهامی خاص خامنه‌ای و شرکا اداره می شود و ائتلاف‌ احمدی‌نژادی ها در هیات مدیره این شرکت نفوذ زیادی ندارند. به همین دلیل مسیر دستیابی به قدرت کامل از طریق تصمیم خود رژیم برای احمدی‌نژادی ها دشوار به نظر می رسد.

۲. تناقضات درونی ائتلاف احمدی‌نژادی‌ها: ترکیب نیروهای پوپولیست طرفدار احمدی‌نژاد، عناصر ملی‌گرای خواهان قدرت ایران و بازماندگان برخی جناح های صدمه خورده سپاه و دستگاه امنیتی ممکن است در سطح نظری جالب باشد اما از نظر برنامهٔ حکمرانی، تقسیم غنائم و رقابت بر سر منافع کلان به جنگ درون‌جناحی منجر خواهد شد. شخص احمدی‌نژاد توان قابل توجهی در مدیریت این تضادهای درونی دارد اما واقعیت این است که روش و ابزار او برای این مدیریت سهم دادن به همه از طریق بریز و بپاش‌های غارت‌گونه است. در شرایطی که نفت ایران ۱۴۰ فروخته می شد، احمدی‌نژاد از توانایی کامل برای اعمال این روش برخوردار بود اما معلوم نیست که در شرایط اقتصادی امروز ایران هم اک بتواند به سرعت و قبل از اینکه دعواهای درونی ائتلافش بالا بگیرد منابع مالی کافی برای راضی کردن همه را فراهم کند.
۳‌‌ مداخلهٔ بازیگران خارجی:
اگر بازیگران خارجی بزرگ (بازیگرانی که می‌توانند مداخلهٔ مستقیم نظامی یا فشار اقتصادی عظیم وارد کنند) تصمیم به حذف فیزیکی یا سیاسی جریان احمدی‌نژاد بگیرند، برنامهٔ او مختل می‌شود. قبلا چنین مداخله‌ای هزینهٔ بسیار بالایی داشت و تبعات منطقه‌ای-بین‌المللی آن گسترده بود اما در یک سال گذشته و بویژه پس از جنگ ۱۲ روزه دخالت علنی اسرائیل در معادلات ایران از طریق کشتار و حذف فیزیکی علنی و کم هزینه شده است. در واقع اکنون رقابتی فشرده بین زرسالاران مذهبی تابلودار و ائتلاف احمدی‌نژادی ها برای جلب حمایت اسرائیل در جریان است. هر دو گروه می خواهند به اسرائیل اطمینان بدهند که اگر گروه مقابل را حذف فیزیکی کند، گروه باقی مانده منافع اسرائیل را در ایران تامین و تضمین خواهند کرد.
۴. قدرت رسانه‌هایی مثل بی بی سی و انواع کانال های یوتیوبی:
زرسالاران مذهبی تابلودار دو دهه است که بی بی سی فارسی را کاملا کنترل می کنند اما اخیرا متوجه کاهش اعتماد این رسانه به این رسانه که بسیاری آن را آیت الله بی بی سی می خوانند شده اند. به همین دلیل کانال های یوتیوبی متعددی ایجاد کرده‌اند و سعی می کنند جلوی مطرح شدن احمدی‌نژادی ها را بگیرند و اگر لازم شد با یادآوری ضعف های دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد حداقل بخشی از طبقه متوسط ایران را از او منزجر کنند.

بخش چهارم: سناریوهای محتمل

۱. سناریوی سازش:
رقابت شدید فعلی بین این دو جریان ممکن است منجر به بازتوزیع نفوذ درون نهادهای امنیتی و دولت می‌شود و احمدی‌نژاد و هم‌پیمانانش با گرفتن بخش‌هایی از قدرت به کار کردن با زرسالاران مذهبی تابلودار راضی شوند. در این سناریو کنترل کامل و دائم بر ساختار قدرت به دست هیچ کس نمی افتد و دولت ناپایداری تشکیل می شود که بدون اقتدار دوره‌ای حکمرانی می‌کند و سپس کشور دوباره وارد بحران سیاسی می شود. این بهترین گزینه برای همه وابستگان جمهوری اسلامی است چون به همه آن‌ها فرصتی می دهد که ثروت های غارت شده را تثبیت و مخفی و منتقل کنند. به نظر نگارنده تحولات ایران در حال حاضر به گونه ای است که این سناریو که در واقع سناریوی فروپاشی تدریجی و فرسایشی ایران است بیشترین امکان تحقق را دارد.

۲. سناریوی پیروزی کامل احمدی‌نژادی‌ها: اتحاد محکم میان احمدی‌نژاد، بخش‌های مهمی از سپاه و حمایت بخش بزرگی از مردم که از پهلوی می ترسند و از زرسالاران مذهبی تابلودار منزجر شده‌اند، می تواند منجر به تصاحب کل قدرت توسط این ائتلاف شود. تحقق این سناریو نیازمند شکست سریع جبههٔ سنتی-مذهبی مسلط کنونی و عدم مداخلهٔ خارجی برای نجات زرسالاران مذهبی تابلودار است‌.
۳. سناریوی دخالت مستقیم خارجی همراه قیام مسلحانهٔ قاطع (سناریو پهلوی):
رضا پهلوی امیدوار است فشارهای اقتصادی خارجی و دخالت‌ مستقیم نظامی اسرائیل بازی را در ایران به‌طور کامل تغییر دهد تا او بتواند از طریق اتحادی که با قدرت خارجی پیروز (اسرائیل) ایجاد کرده قدرت کامل را در ایران به دست بگیرد. این سناریو اگرچه کم‌ترین احتمال را دارد اما به دلیل قدرت بی بدیل اسرائیل و کانون‌های قدرت پشتیبان آن امکان وقوع دارد. پیوندهای آن کانون‌های قدرت با زرسالاران مذهبی تابلودار و همچنین تلاش احمدی‌نژاد برای نزدیک شدن و مذاکره با آن‌ها باعث تضعیف بیشتر احتمال وقوع عملی این سناریو می شود.

هر کدام از این سه سناریو که اتفاق بیافتد، مردم ایران باید مسیر خودشان را برای تاسیس ملت-دولت مدرن ایران طی کنند‌. این مسیر طولانی است و گذار از سنت خرافات و استبداد به مدرنیته سال ها طول خواهد کشید‌. هیچ راهی جز آگاهی و اندیشه وجود ندارد.

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی