واشنگتن در آستانه مداخله؟ سه سناریوی آمریکا برای سرنگونی مادورو

تهدید نظامی علیه ونزوئلا به مرحله‌ای از جدیّت رسیده که واشنگتن خطوط عملیاتی متنوعی را روی میز گذاشته و امکان مداخله مستقیم را واقعی می‌سازد. سنای ایالات متحده روز پنج‌شنبه طرحی را که می‌توانست مانع از اقدام نظامی رئیس‌جمهور دونالد ترامپ علیه ونزوئلا بدون مجوز کنگره شود، رد کرد. 
رسانه‌ها و تحلیل‌ها سه سناریوی کلی—از کودتای داخلی تا عملیات ویژه و تا حمله‌ی گسترده نظامی—را برجسته کرده‌اند و بازتاب گسترده‌ای در محافل بین‌المللی یافته است.
این گزارش بر پایه دو متن نیویورک تایمز و اکونومیست تهیه شده است: نشریاتی که خود را چپ‌گرا نمی‌دانند اما نسبت به پیامدهای تلاش‌های دولت آمریکا برای تبدیل بخشی از آمریکای لاتین به «حیات خلوت» هشدار می‌دهند.

***

روزشماری ترامپ برای پایان روزهای مادورو در قدرت

در هفته‌های اخیر، بار دیگر بحث درباره آینده دولت نیکولاس مادورو و احتمال اقدام نظامی ایالات متحده برای برکناری او از قدرت، به شکل بی‌سابقه‌ای در واشنگتن مطرح شده است؛ بحثی که در دو سطح موازی پیش می‌رود: از یک طرف گزارش‌ها درباره طرح‌های عملیاتی پنتاگون و فشار مشاوران ارشد کاخ سفید برای کنار زدن مادورو از قدرت، و از طرف دیگر تحلیل‌هایی که نشان می‌دهد این روند اگر ادامه یابد، سه نتیجه محتمل و سه سناریوی کلان پیش رو دارد. دونالد ترامپ در مصاحبه‌ای وقتی از او پرسیده شد که آیا روزهای مادورو در قدرت به پایان رسیده است، پاسخ داد: «فکر می‌کنم همین‌طور است، بله.» همین نشانه‌گذاری‌های کلامی، در کنار حرکت‌های میدانی نظامی و تصمیم‌های جدید درباره نحوه تعریف «تروریسم مواد مخدر» در نیمکره‌ی غربی، تصویری می‌سازد که بخش‌های مختلف دستگاه تصمیم‌گیری آمریکا ظاهراً آماده جدی گرفتن آن هستند.

دولت ترامپ مجموعه‌ای از گزینه‌های نظامی علیه ونزوئلا را طراحی کرده است، شامل حملات مستقیم به یگان‌های نظامی که از رئیس‌جمهور نیکولاس مادورو محافظت می‌کنند و اقداماتی برای تصرف میادین نفتی کشور. چند مقام آمریکایی گفته‌اند که این طرح‌ها روی میز است، هرچند ترامپ هنوز تصمیم نگرفته که چگونه یا اساساً آیا باید پیش برود. او از صدور مجوز عملیاتی که ممکن است جان نیروهای آمریکایی را به خطر بیندازد یا به شکست تحقیرآمیز منجر شود اکراه دارد. اما بسیاری از مشاوران ارشدش بر یکی از تهاجمی‌ترین گزینه‌ها اصرار دارند: برکناری مادورو از قدرت. ترامپ مجموعه‌ای از پیام‌های متناقض درباره اهداف و توجیه حملات احتمالی خود منتشر کرده است. به‌طور نمونه، او اخیراً گفت که حملات به قایق‌های تندرو در دریای کارائیب و شرق اقیانوس آرام ــ که تاکنون دست‌کم ۶۵ نفر در آن کشته شده‌اند ــ گسترش خواهد یافت و به حملات زمینی نیز خواهد رسید، اما فعلاً این اتفاق رخ نداده است و معلوم نیست اراده اصلی برای این مرحله وجود دارد یا صرفاً یک ژست تهدیدآمیز بوده است.

ترامپ در پاسخ به این پرسش که آیا ایالات متحده در مسیر جنگ با ونزوئلا قرار دارد، در شبکه CBS گفت: «بعید می‌دانم. فکر نمی‌کنم، اما آنها با ما خیلی بد رفتار کرده‌اند، نه فقط در موضوع مواد مخدر.» او حتی بار دیگر مدعی شد که مادورو زندان‌ها و تیمارستان‌های کشورش را باز کرده و اعضای باند جنایتکار «ترین دِ آراگوا» را به آمریکا فرستاده است. و باز در پاسخ به اینکه آیا روزهای مادورو در قدرت به پایان رسیده، همان جمله را تکرار کرد که «فکر می‌کنم همین‌طور است، بله.»

حمایت مارکو ربیو وزیر خارجه از گزینه‌های تهاجمی‌تر

در سطح ساختار داخلی تصمیم‌سازی کاخ سفید، آنچه از بیرون روشن شده این است که حمایت از گزینه‌های تهاجمی‌تر، در وهله نخست از سوی مارکو روبیو ــ که هم‌زمان وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی نیز هست ــ و استفن میلر، معاون رئیس ستاد کاخ سفید و مشاور امنیت داخلی، پیش برده می‌شود. چند مقام آمریکایی می‌گویند این دو به‌صورت خصوصی گفته‌اند که معتقدند مادورو باید به زور از قدرت کنار زده شود. با این حال، دستیاران ترامپ می‌گویند او نگران شکست عملیات است؛ او بارها پرسیده که آمریکا در ازای این اقدام چه چیزی به‌دست می‌آورد، به‌ویژه در زمینه استخراج ارزش نفت ونزوئلا برای خود آمریکا. در این چارچوب، آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفته بود: «رئیس‌جمهور پیام روشنی به مادورو داده است: ارسال مواد مخدر و جنایتکاران به کشور ما را متوقف کن. رئیس‌جمهور به‌صراحت اعلام کرده است که به حمله علیه نارکوتروریست‌هایی که در قاچاق مواد مخدر فعالیت دارند ادامه خواهد داد ــ هر چیز دیگر فقط گمانه‌زنی است.»

در این میان یک فاکتور کلیدی وجود دارد: زمان‌بندی. ترامپ احتمالاً پیش از میانه ماه نوامبر تصمیمی نخواهد گرفت؛ زمانی که ناو هواپیمابر «جرالد آر. فورد» ــ بزرگ‌ترین و جدیدترین ناو آمریکا ــ وارد کارائیب می‌شود. این ناو حدود ۵۰۰۰ ملوان و بیش از ۷۵ هواپیمای جنگی، شناسایی و پشتیبانی دارد. اکنون حدود ۱۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در کارائیب مستقر هستند، نیمی روی ناوها و نیمی در پایگاه‌های پورتوریکو. پنتاگون همچنین در هفته‌های اخیر بمب‌افکن‌های B-۵۲ و B-۱ را از پایگاه‌های لوئیزیانا و تگزاس برای انجام پروازهای نمایشی در سواحل ونزوئلا اعزام کرده است ــ اقدامی که مقامات نظامی آن را «نمایش قدرت» می‌نامند. علاوه بر این، هنگ ۱۶۰ عملیات ویژه که در عملیات ضدتروریستی در افغانستان، عراق و سوریه فعال بوده، رزمایش‌هایی را در نزدیکی سواحل ونزوئلا برگزار کرده است. این تجمع سریع و علنی نیروهای آمریکایی، بخشی از کارزار فشار روانی علیه مادورو تلقی می‌شود و به قول برخی تحلیل‌های مطبوعاتی، عملاً دارد همان چیزی را فعال می‌کند که منتقدان سال‌ها می‌گفتند: بازگشتِ دیپلماسی نیروی دریایی در نیمکره غربی، شبیه دهه‌های جنگ سرد.

تدارک توجیه اقدام نظامی و براندازی دولت و یا ترور مادورو

اما این تنها یک بخش داستان است. بخش دوم به چگونگی توجیه حقوقی و سیاسی این روند مربوط است. اگر ترامپ دستور اقدام در داخل ونزوئلا را صادر کند، این تصمیم مخاطرات نظامی، حقوقی و سیاسی قابل‌توجهی خواهد داشت. هرچند او در ژوئن گذشته با حمله به سه سایت هسته‌ای ایران ریسک بزرگی را پذیرفت، اما آن اقدام با هدف براندازی حکومت ایران انجام نشده بود. در صورت حمله به ونزوئلا، هیچ تضمینی وجود ندارد که عملیات موفق شود یا دولت جدیدی سر کار بیاید که با آمریکا روابط دوستانه داشته باشد. به گفته‌ی دستیاران ترامپ، برنامه‌ریزی‌های کنونی بیشتر بر چگونگی حمله به دولت مادورو متمرکز است تا اداره کشور پس از آن. حتی برخی از نزدیک‌ترین حامیان سیاسی ترامپ نیز او را از حمله بازمی‌دارند و یادآور می‌شوند که او با وعده پایان دادن به «جنگ‌های بی‌پایان» انتخاب شد، نه آغاز جنگ‌های جدید.

سه دسته سناریو کلان

در این بستر، کاخ سفید در حال بررسی گزینه‌های نظامی است که در سه دسته کلی تقسیم می‌شود:

گزینه اول، انجام حملات هوایی علیه تاسیسات نظامی (به‌ویژه مراکز مرتبط با قاچاق مواد مخدر) با هدف فروپاشی حمایت ارتش از مادورو؛ در این سناریو، هدف این است که مادورو ناگزیر به فرار یا تسلیم شود. اما منتقدان می‌گویند این اقدام ممکن است نتیجه معکوس بدهد و موجب اتحاد مردم پشت سر مادورو شود.

گزینه دوم، اعزام نیروهای ویژه آمریکا برای دستگیری یا کشتن مادورو است. دولت تلاش دارد این اقدام را ترور رهبر خارجی نخواند و او را «رئیس یک باند نارکوتروریستی» معرفی کند تا از ممنوعیت‌های قانونی عبور کند. وزارت خارجه برای اطلاعاتی که به دستگیری یا محکومیت مادورو منجر شود، ۵۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرده است.

گزینه سوم، اعزام نیروهای ضدتروریسم برای تصرف فرودگاه‌ها و برخی میادین نفتی و زیرساخت‌های حیاتی ونزوئلاست. این گزینه خطرناک‌تر است، زیرا درگیری در مناطق شهری مانند کاراکاس می‌تواند تلفات سنگینی برای نیروهای آمریکایی و غیرنظامیان داشته باشد. ترامپ از حملاتی که ممکن است جان نیروهای آمریکایی را به خطر اندازد، اکراه دارد و به همین دلیل بسیاری از طرح‌ها بر استفاده از پهپادهای دریایی و تسلیحات دوربرد متمرکزند ــ گزینه‌هایی که پس از استقرار ناو فورد و دیگر شناورها قابلیت اجرایی بیشتری خواهند داشت.

در دل این سناریوها، یک محور اساسی که در فضای سیاسی واشنگتن بیش از پیش مطرح شده، مفهوم «معمای نفتی ترامپ» است. در تمام طول این دوره، دونالد ترامپ به‌شدت بر ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا متمرکز است. اما چگونگی برخورد با این منابع، یعنی اینکه صادرات نفت ونزوئلا به ایالات متحده را قطع کند یا ادامه دهد تا در صورت برکناری مادورو جای پایی در آنجا حفظ کند، مسئله‌ای بوده که طی ده ماه گذشته مقامات دولتش را سردرگم کرده است. او جایزه بازداشت مادورو را دو برابر کرد و او را «قاچاقچی مواد مخدر و تروریست» خواند، اما مجوز فعالیت شرکت شورون ــ یکی از ارکان اقتصاد ونزوئلا ــ را ابتدا لغو و سپس دوباره تمدید کرد تا بتواند به فعالیت در آن کشور ادامه دهد. این مجوز به‌گونه‌ای طراحی شده که مانع انتقال ارز خارجی توسط شورون به نظام بانکی ونزوئلا شود، اما در هر حال، صادرات نفت شورون همچنان به اقتصاد مادورو کمک واقعی می‌کند. شورون از معدود شرکت‌های آمریکایی باقی‌مانده در ونزوئلاست و توانسته با هر دو طرف در واشنگتن و کاراکاس کنار بیاید. مادورو حتی گفته بود: «می‌خواهم شورون صد سال دیگر هم اینجا بماند.»

در ادامه این روند، اکونومیست می‌نویسد که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، تلاش داشت نگرانی‌ها درباره کمپین نظامی گسترده علیه «نارکو-تروریست‌ها» را کم‌اهمیت جلوه دهد. او گفت: «ما دارایی‌ها و منافع آمریکا را در سراسر جهان مستقر کرده‌ایم، اما وقتی همین کار را در نیمکره خودمان انجام می‌دهیم… همه کمی وحشت می‌کنند.» از سپتامبر، نیروهای آمریکایی بارها به قایق‌های مشکوک به قاچاق مواد مخدر حمله کرده‌اند. اکنون، آنها یک نیروی دریایی قدرتمند در کارائیب جمع می‌کنند و تهدید به بمباران ونزوئلا کرده‌اند. تلاش برای سرنگونی مادورو تقریباً پنهان نیست. یک گروه ضربتی هواپیمابر در راه است تا به نیروهای کارائیب ملحق شود. یک پایگاه غیرفعال در پورتوریکو دوباره فعال شده است. بمب‌افکن‌ها بر فراز ونزوئلا پرواز می‌کنند و تفنگداران دریایی تمرین‌های فرود ساحلی انجام می‌دهند. به سازمان سیا اجازه داده شده عملیات مخفی انجام دهد. این الگو برای بسیاری یادآور تاریخ تاریک مداخله نظامی و کودتا در آمریکای لاتین است؛ الگویی که پس از جنگ سرد کاهش یافت و اکنون دوباره فعال شده است. بخشی از این بازگشت ناشی از نگرانی نسبت به نفوذ ایران، روسیه و به‌ویژه چین است، اما عمدتاً مربوط به وسواس ترامپ برای محافظت از میهن و میل او برای نشان دادن خود به‌عنوان یک دولتمرد قدرتمند است.

اکونومیست به این نکته اشاره می‌کند که دولت ترامپ، باندهای مواد مخدر را به‌جای مجرم، «تروریست» تعریف کرده تا استفاده از نیروی نظامی علیه آن‌ها توجیه شود. مادورو مستقیماً به این باندها مرتبط شده است تا فشار بر رژیم او موجه جلوه کند. مارکو روبیو باندهای مواد مخدر را «القاعده نیمکره غربی» نامیده است. همانند جنگ جهانی علیه تروریسم، جنگ جدید علیه نارکو-تروریسم با خطر درگیر شدن نظامی پرهزینه همراه است ــ از رئیس‌جمهوری که قول داده بود «جنگ‌های همیشگی» را پایان دهد. نظرسنجی YouGov نشان می‌دهد که اکثریت آمریکایی‌ها مخالف اقدام نظامی در ونزوئلا هستند، هرچند نظرسنجی AtlasIntel نشان داد اکثریت مردم آمریکای لاتین از این ایده حمایت می‌کنند.

در این طنز تلخ پُر تناقض، اکونومیست می‌پرسد: اگر ونزوئلا یک دولت تروریستی است، چرا آمریکا وضعیت موقت حفاظت شده حدود ۶۰۰ هزار پناهنده ونزوئلایی را پایان داده و برخی را به این کشور بازگردانده است؟ پروازهای حامل افراد اخراج شده دو بار در هفته به ونزوئلا فرود می‌آیند، حتی در حالی که بمب‌افکن‌های B-1 و B-52 تهدید به بمباران دارند. و همچنان نفتِ ونزوئلایی با نفتکش‌های اجاره‌ای شورون به پالایشگاه‌های آمریکایی می‌رسد.

اکونومیست همچنین به یک مسئله دیگر اشاره می‌کند: شکاف در درون تیم ترامپ. ماه‌ها قبل، او به دیپلماسی فرصت داد و ریک گرنل مذاکره با مادورو را رهبری می‌کرد. اما پس از نتیجه‌نگرفتن، فشار را افزایش داد. روبیو رویکرد سخت‌گیرانه را دنبال می‌کند و استدلال می‌کند که بسیاری از مشکلات آمریکا از آمریکای لاتین سرچشمه می‌گیرد. او ممکن است فرصتی برای بازسازی کارائیب به نفع آمریکا ببیند؛ اگر مادورو سقوط کند، دشمنانی مانند کوبا و نیکاراگوئه دسترسی به نفت یارانه‌ای ونزوئلا را از دست خواهند داد.

ماچادو رهبر اپوزسیون، دارنده صلح نوبل و دوست ترامپ آماده جایگزینی

اکونومیست نتیجه می‌گیرد که بزرگ‌ترین دارایی آمریکا، نه نیروی نظامی، بلکه عدم محبوبیت و مشروعیت مادوروست. بهترین امید برای سرنگونی مادورو این است که هراس‌آفرینی آشکار رژیم او را ترکاند. نزدیک شدن ناو هواپیمابر «یو.اس.اس جرالد فورد» ممکن است افکار را متمرکز کند.

اما دومینو‌ها می‌توانند جهت دیگری بروند. مداخله‌ای ناقص می‌تواند به هرج‌ومرج در ونزوئلا و فراتر از آن منجر شود و ضدآمریکایی‌گری را تشدید کند. خوش‌بین‌ها معتقدند مداخله شبیه تهاجم‌های کوتاه و موفق گرنادا در ۱۹۸۳ و پاناما در ۱۹۸۹ خواهد بود. منتقدان می‌گویند ونزوئلا کشوری بزرگ‌تر و پیچیده‌تر است و مداخله ممکن است شبیه فاجعه‌های افغانستان، عراق و لیبی شود. در هر صورت، نشانه‌ای از اینکه دولت ترامپ برنامه‌ای منسجم برای سرنگونی مادورو داشته باشد، دیده نمی‌شود، چه برسد به اینکه بعد از آن چه خواهد شد.

موفقیت هر مداخله‌ای بستگی دارد به اینکه آیا اوضاع کشور بهبود می‌یابد و آیا این بهبود پایدار است. دو سؤال حیاتی وجود دارد:

آیا اپوزیسیون می‌تواند هرج و مرج ونزوئلا را اداره کند؟ بسیاری از رهبرانش در تبعید هستند. ماچادو، برنده جایزه صلح نوبل امسال، در ونزوئلا مخفی است اما می‌تواند ارتباط برقرار کند. او از ترامپ حمایت می‌کند و به Bloomberg می‌گوید: «فکر می‌کنم تشدیدی که رخ داده تنها راهی است که مادورو بفهمد وقت رفتن است.» همه اعضای اپوزیسیون با این دیدگاه موافق نیستند. با این حال، ماچادو برنامه‌هایی برای ۱۰۰ ساعت اول انتقال و ۱۰۰ روز اول دارد.

مشخص نیست آیا بقایای رژیم—واحدهای ارتش، colectivos (میلیشیاهای مسلح-جامعه‌محور) و عوامل امنیتی دولتی، چه برسد به گروه‌ و شورشیان کلمبیایی فعال در ونزوئلا—مقاومت خواهند کرد یا نه. اگر کنند، یک جنگ کوتاه ممکن است به یک شورش طولانی تبدیل شود.

اکونومیست اشاره می‌کند که سه سناریوی کلان وجود دارد: ارتش ونزوئلا مادورو را کنار بگذارد و قدرت را بگیرد؛ یا آمریکا با مادورو یا بخشی از حلقه او مذاکره کند برای انتقال؛ یا رژیم تحت کمپین نظامی آمریکا سقوط کند. دو سناریوی اول احتمالاً ثبات ایجاد می‌کند اما دموکراسی زیادی نخواهد آورد. سناریوی سوم ممکن است اپوزیسیون را به قدرت برساند، اما ناپایدارتر است. همچنین ممکن است ترامپ علاقه خود را از دست بدهد و برود، شاید پس از اعلام موفقیت پس از یک حمله سطحی. در این شرایط، این پرسش مطرح است که آیا ترامپ آماده است پیامدهای مداخله در ونزوئلا را بفهمد یا نه.

سنای ایالات متحد آمریکا دست ترامپ را برای انتخاب هر یک از سناریوها باز گذاشته است. سنا روز پنج‌شنبه طرحی را که می‌توانست مانع از اقدام نظامی رئیس‌جمهور دونالد ترامپ علیه ونزوئلا بدون مجوز کنگره شود، رد کرد. 

برچسب ها

پس از بازداشت نیکلاس مادورو و آغاز ریاست موقت دلسی رودریگز، واشنگتن و کاراکاس وارد مرحله‌ای تازه از تعامل شده‌اند. ایالات متحده از «روابط متوازن» سخن می‌گوید، اما هم‌زمان درباره فروش نفت، توقیف کشتی‌ها و مسیر آینده دولت ونزوئلا تصمیم می‌گیرد. در چنین وضعیتی، واقعاً چه کسی ونزوئلا را اداره می‌کند؟

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

0 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات

آگهی

0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x