
پس از تخریب دکه مجوزدار بالدی به دست ماموران شهرداری، بدون حضور مالک- یعنی پدر احمد، با وجود تحصن احمد و مادرش، این جوان ۲۰ ساله دانشجو به دلیل رفتار خشن و تحقیرآمیز ماموران، جلوی آنها خود را به آتش کشید.
به دنبال خودسوزی احمد بالدی، بیست ساله و دانشجو، گروهی از مردم معترض، خواستار برکناری فوری رضا امینی، شهردار غیربومی اهواز، معاونان و حامیان او و همچنین رسیدگی قضائی و محاکمه عوامل این حادثه شدهاند.
شامگاه پنجشنبه ۱۵ آبانماه، جمعی از شهروندان و بستگان احمد بالدی، دانشجوی ۲۰ ساله عرب اهوازی، در محوطه بیمارستان سوختگی طالقانی اهواز تجمع کردند.
معترضان که در پی خودسوزی این جوان در اعتراض به تخریب دکه خانوادهاش توسط نیروهای شهرداری خشمگین بودند، با سیدمحمدرضا موالیزاده، استاندار خوزستان نیز روبهرو شدند.
آنها خواستار برکناری فوری رضا امینی، شهردار غیربومی اهواز، معاونان و حامیان او و همچنین رسیدگی قضائی و محاکمه عوامل این حادثه شدند.
خودسوزی احمد بالدی روز یکشنبه ۱۱ آبان رخ داد. گزارشهای رسیده به سازمان حقوق بشر کارون، حاکی از آن است که نیروهای اجرائیات شهرداری منطقه ۳ اهواز، بههمراه مأموران نیروی انتظامی، بدون اطلاع و حضور مالک (مجاهد بالدی، پدر احمد)، به محل دکه او در پارک زیتون مراجعه کرده و اقدام به تخریب آن کردند. برخورد خشونتآمیز مأموران شهرداری به حدی بود که منجر به فاجعه شد.
در زمان حضور مأموران، همسر مجاهد بالدی و فرزندشان، احمد بالدی (دانشجو)، در دکه حضور داشتند. مأموران ابتدا با شکستن شیشهها و وسایل شخصی، اعمال خشونت فیزیکی، و بیاحترامی به مادر احمد، شرایط را متشنج کردند. بر اساس گزارشها، معاون خدمات شهرداری منطقه ۳ با رفتاری خشن، دست مادر احمد را گرفته و او را به بیرون پرتاب کرد.
احمد بالدی در پی این رفتار خشن و تحقیرآمیز و در اعتراض به این ظلم، در برابر چشمان مأموران با بنزین خودسوزی کرد. برخی نیروهای حاضر نیز نهتنها تلاشی برای جلوگیری از این فاجعه انسانی نکردند، بلکه با بیاعتنایی و تمسخر نظارهگر صحنه بودند.
احمد بالدی اکنون با حدود ۷۰ درصد سوختگی شدید در بیمارستان طالقانی اهواز بستری است و وضعیت جسمانی وی وخیم گزارش شده است.
ماجرای دکه مجاهد بالدی در بستر وسیعتری از تبعیض نظاممند علیه شهروندان عرب در اهواز قرار دارد. مجاهد بالدی حدود ۲۵ سال پیش با دریافت مجوز رسمی از شهرداری اقدام به تأسیس این دکه و رستوران در پارک زیتون کرده بود. این دکه یکی از معدود دکههای متعلق به شهروندان عرب در میان بیش از ۴۰۰ دکه موجود در سطح شهر اهواز است.
در سالهای اخیر، مجاهد بالدی بارها با فشارها و برخوردهای تبعیضآمیز از سوی برخی مسئولان روبهرو شده و تلاشهایی برای تخریب دکه و سلب حق قانونی او صورت گرفته بود. این تلاشها بخشی از روند کلی سرکوب و محدودسازی اقتصادی و اجتماعی مردم عرب ارزیابی میشود.
فشارهای روانی و اقتصادی ناشی از تبعیض و سرکوب، پیش از این نیز قربانی گرفته است. تنها یک روز پس از حادثه احمد بالدی، در روز دوشنبه ۱۲ آبان، کمال بالدی، شهروند عرب اهوازی دیگری، در پی فشارهای روانی و مشکلات اقتصادی دست به خودکشی زد.
کمال بالدی پیشتر در شرکت صنایع فولاد اهواز مشغول به کار بود. حدود یک سال پیش پیمانکار او را اخراج کرد و او در نتیجه تنگدستی و بیکاری مجبور به سفر به عراق برای کار شد، اما سرانجام به دلیل فشارهای روحی و مالی به زندگی خود پایان داد.
این حوادث متوالی، عمق بحران اقتصادی و تبعیضآمیزی را که شهروندان عرب در ایران با آن روبهرو هستند، آشکار میسازد.






یک پاسخ
بیانیه خوبی نیست. اگر نویسنده اهل خوزستان و مخصوصا اهواز است می داند که تعداد زیادی از ماموران شهرداری از دیرباز عرب هستند. رذالت و خشونت و نادانی و بیسوادی و فساد و زورگویی عرب و غیر عرب ندارد. اصلا ملیت ندارد. این نوع خطکشی قومی و ملیتی بر روی معضلات و بی عدالتی و فساد و خشونت در واقع روی دیگر سکه روی برگرداندن بر روی واقعیات و معضلات عمومی که قوم و قبیله نمی شناسد و همینطور انحراف افکار است. گویی دکه داران غیر عرب را حمایت و کمک می کنند اما سراغ عرب ها می روند آنهم با حضور ماموران عرب شان!! عجب!!