بی‌پادشاه یعنی بی‌بارون – یانیس واروفاکیس، ترجمه ی: نوید اخگر

مترجم- در این مقاله، یانیس واروفاکیس از «پادشاه» به‌عنوان نماد رهبران اقتدارگرا و پوپولیست — از جمله چهره‌هایی مانند دونالد ترامپ — و از «بارون‌*ها» به‌عنوان نماد الیگارش‌ها و صاحبان ثروت و قدرت اقتصادی یاد می‌کند. واروفاکیس استدلال می‌کند که حذف «پادشاه» بدون به چالش کشیدن «بارون‌ها» هیچ تغییر واقعی در نظام سلطه و نابرابری به‌بار نخواهد آورد. از نظر او، دموکراسی تنها زمانی معنا دارد که جامعه در برابر هر دو نوع قدرت — سیاسی و اقتصادی — بایستد.

***

تمرکز نور بر پادشاه و رها کردن بارون‌ها از زیر ذره‌بین، مانع از آن نخواهد شد که دونالد ترامپ و تقلیدکنندگانش قدرت‌های فئودالی گردآورند. توهّم «مرد قدرتمندی که همه چیز را درست می‌کند» را نمی‌توان با زنده کردن توهّم دیگری از میان برد – این توهّم که الیگارشی به مردم گزینه‌های دموکراتیک می‌بخشد.

فرانسه، بریتانیا، ایالات متحده و حتی آلمان همگی در وضعیت خطر مالی قرار دارند؛ بدهی‌های متورم مربوط به بازنشستگی، برنامه‌های رفاهی و هزینه‌های نظامی چنان افزایش یافته‌اند که سیاستمداران نه جرأت کاهششان را دارند و نه جسارت تأمین مالی‌شان از طریق افزایش مالیات‌ها. برخی نتیجه می‌گیرند که دموکراسی قادر به ایجاد انضباط مالی نیست، زیرا «دموس» (مردم) را نمی‌توان متقاعد کرد که در چارچوب توان اقتصادی خود زندگی کنند. اما توضیح دیگری نیز وجود دارد: ریشه بحران مالی ما این است که در واقع در دموکراسی زندگی نمی‌کنیم، بلکه زیر سلطه الیگارشی‌ای به سر می‌بریم که گهگاه با انتخابات دوره‌ای آراسته می‌شود.

انتخابات آزاد و منصفانه به کسانی که وقت و پول اضافه دارند اجازه می‌دهد وارد مناصب انتخابی شوند – و این امری بسیار متفاوت است از دستیابی به قدرت واقعی. پس از انتخاب، «استقلال بانک مرکزی» اختیار سیاست پولی را از آنان می‌گیرد، و بودجه‌های از پیش سنگین و ترس از واکنش بازارهای اوراق قرضه دامنه عملشان را در حوزه مالی به‌شدت محدود می‌کند. آیا جای شگفتی است که افراد بااستعداد پشت به سیاست می‌کنند، به‌جای آنکه از بیرون شاهد باشند چگونه نیروهایی خارج از کنترلشان همه چیز را می‌چرخانند؟

در همین حال، قدرتی اخّاذانه در جایی دیگر اعمال می‌شود. در فرانسه، که تازه‌ترین کانون بحران مالی است، ثروت پانصد خانواده‌ی ثروتمند کشور از ۶ درصد درآمد ملی در سال ۱۹۹۶ به ۴۲ درصد در سال ۲۰۲۴ رسیده است. روندی مشابه در دیگر نقاط اروپا نیز مشاهده می‌شود، از جمله در آلمان و حتی در پناهگاه‌های سوسیال‌دموکراتیک شمال اروپا.

تقریباً هیچ‌یک از این جهش ثروت را نمی‌توان معقولانه به افزایش بهره‌وری یا روحیه کارآفرینی استثنایی ثروتمندان نسبت داد. محرک‌های اصلی تمرکز ثروت عبارت‌اند از: کاهش مداوم دستمزد واقعی ساعتی و سقوط بخش‌های بزرگی از جمعیت به ورطه‌ی بی‌ثباتی؛ طرح‌های تازه‌ای که به شرکت‌های بزرگ امکان می‌دهد با مکیدن منابع دولت، ارزش استخراج کنند و در نتیجه خدمات عمومی را تضعیف کرده و بدهی‌های آتی دولت‌ها را افزایش دهند؛ و فرصت‌های نو برای فرار مالیاتی کسانی که از منابع عظیم برخوردارند.

در حالی که صاحبان سرمایه با بهره‌وری بی‌سابقه‌ای از نیروی کار و منابع دولتی سود می‌برند – بهره‌وری‌ای که در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ سابقه نداشت – از پرداخت «حق بیمه»‌شان نیز می‌کاهند: مالیات‌هایی که به دولت امکان می‌دهد نارضایتی عمومی را مهار و حقوق مالکیت را تضمین کند. علاوه بر این، دولت‌ها زمانی که شرط‌بندی‌های آنان به خطا می‌رود، نجاتشان می‌دهند؛ برای خدمات خصوصی‌شده‌ای که پیوسته بدتر می‌شود، به آن‌ها حق‌الزحمه‌های گزاف می‌پردازند؛ و کارتل‌هایی از خدمات عمومی سابق را حفظ می‌کنند که با افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها، درآمد قابل‌خرج اکثریت مردم را بیش از پیش می‌بلعند.

با از دست دادن حمایت عمومی، سیاستمداران حاکم در واکنش، بار تعهدات تأمین اجتماعی و بازنشستگیِ بدون پشتوانه را بر دوش دولت‌هایی می‌گذارند که روزبه‌روز فقیرتر می‌شوند. وقتی بازارهای اوراق قرضه ناگزیر قهر می‌کنند، رسانه‌های خبری امواج خود را از هشدارهایی درباره‌ی «بحران قریب‌الوقوع بدهی» پر می‌کنند و معمولاً تصاویری قدیمی از تظاهرات خشمگین یونانیان علیه صندوق بین‌المللی پول و طلبکاران خارجی را به نمایش می‌گذارند. پیام روشن است: «همه باید کمربندها را سفت کنند، وگرنه سرنوشتمان مثل یونان می‌شود.»
اما وقتی می‌گویند «همه»، واقعاً منظورشان همه نیست. گرچه کمتر کسی جرأت دارد با اصل اخلاقیِ لزوم مالیات‌ستانی بیشتر از اَبَربازرگانان مخالفت کند، همین که بحث مالیات بر ثروت پیش کشیده می‌شود، الیگارش‌ها بلافاصله استدلالی به ظاهر غیرقابل‌مقاومت مطرح می‌کنند: اگر از ما مالیات بگیرید، به دوبی یا موناکو یا حتی به مریخ می‌گریزیم! سیاستمداران حاکم نیز، با این پیش‌فرض بدیهی که چنین فراری «فاجعه‌بار» خواهد بود، تسلیم می‌شوند و موضوع مالیات بر ثروت را از دستور کار حذف می‌کنند.

در میانه‌ی این جنگ طبقاتیِ یک‌طرفه، دولت‌ها خود را هر چه بیشتر میان دو سنگ آسیاب می‌بینند: از یک سو بازارهای متزلزل اوراق قرضه، و از سوی دیگر عوام‌گرایانی که هم‌زمان با دامن زدن به احساسات ملی‌گرایانه، وعده‌های گوناگون می‌دهند و قربانیان مناسبی برای نفرت‌پراکنی برمی‌گزینند — از زنان مجردِ گربه‌دار و افراد تراجنسیتی گرفته تا مسلمانان، یهودیان و پناهجویان درمانده.

اما وقتی عوام‌گرایان بیگانه‌هراس به قدرت می‌رسند، دچار فراموشی گزینشی می‌شوند و وعده‌شان برای حمایت از رنج‌دیدگان را به کناری می‌نهند. آنان با استناد به بحران مالی همیشگی دولت، همان سیاست‌های ریاضتی‌ای را در پیش می‌گیرند که نارضایتی ناشی از آن‌ها را به ابزاری برای کسب قدرت تبدیل کرده بودند. بودجه‌ی تأمین اجتماعی را می‌برند، و به مردمی که مالیات‌های گزاف می‌پردازند و در عین حال استثمار، کم‌دستمزدی و کمبود خدمات را تحمل می‌کنند، درس «وظیفه‌ی میهنی» می‌دهند: این که باید لبخند بزنند و بسازند. و البته هیچ‌یک از این تنگ‌نظری‌ها به هدف اعلام‌شده‌ی «تثبیت مالی» نزدیک نمی‌شود، زیرا همان‌ها همزمان به کسانی تخفیف مالیاتی می‌دهند که فرار مالیاتی را به رشته‌ای المپیکی بدل کرده‌اند.

برای آن‌که پایگاه رأی‌دهندگان خود را خشمگین و وفادار نگه دارند، صحنه‌هایی دهشتناک از بیرحمیِ عامدانه در برابر قربانیان برگزیده به نمایش می‌گذارند — تئاتری از استبداد قرون وسطایی که بوی نظامی‌گری، پدرسالاری و تقدیر الهی می‌دهد. وقتی لیبرالیسم به‌عنوان «آزادی نخبگان برای غارت اکثریت» بی‌اعتبار می‌شود، وعده‌ی مطلق‌گرایانه‌ی «یک ملت، یک حزب، یک رهبر» به سنگ‌بنای ایدئولوژیک آنان بدل می‌گردد.

انسان‌های شریفی که از این بازآفرینیِ گذشته‌ای هولناک خشمگین‌اند، به خیابان‌ها می‌آیند و فریاد می‌زنند: «هیچ پادشاهی نمی‌خواهیم!» اما هرچند تماشای این‌همه انسان که حاضر نیستند تسلیم قدرت‌طلبی «رهبر بزرگ» شوند روح‌افزاست، خوش‌بینی دشوار است.

وقتی به سخنرانی‌های انسان‌گرایانه‌ی پرشور و سرمقاله‌های آتشین در حمایت از جنبش «نه به پادشاهان» گوش می‌دهیم یا آن‌ها را می‌خوانیم، آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند فقدان تأمل در مورد ریشه‌ی اصلی صعود دونالد ترامپ به کاخ سفید است: بی‌پروایی «بارون‌های دموکرات» که طی نیم‌قرن، در همدستی با ریگان‌ها و بوش‌ها، نظام را دستکاری کردند، دولت را تضعیف کردند، کارگران را به حاشیه راندند و نسل‌های پیاپی را به زندگی در ناامنیِ مداوم محکوم ساختند.

حال اگر با معجزه‌ای، میانه‌روها بار دیگر زمام دولت را در دست گیرند چه خواهد شد؟ با نگاهی به کارنامه‌ی دموکرات‌های جریان اصلی در ایالات متحده، امانوئل مکرون در فرانسه و کیِر استارمر در بریتانیا، به‌روشنی می‌توان پیش‌بینی کرد که توده‌های ناراضی باز هم خواهند شنید که باید بپذیرند مستمری‌هایشان دیگر با شاخص قیمت مصرف‌کننده افزایش نمی‌یابد، یا این‌که کاهش مزایای ازکارافتادگی برای مقابله با «تنبلی و سستی» ضروری است.

تمرکز نور بر پادشاه و رها کردن بارون‌ها از پاسخ‌گویی، مانع از آن نخواهد شد که ترامپ و مقلدانش قدرت‌های فئودالی گردآورند. توهّم «مرد نیرومندی که همه چیز را اصلاح می‌کند» را نمی‌توان با زنده کردن توهّم دیگری از میان برد — این باور که الیگارشی به مردم انتخاب‌های دموکراتیک عرضه می‌کند. پادشاه تا زمانی در امان است که بارون‌ها به چالش کشیده نشوند.

*واژه‌ی «بارون» (Baron) در متن واروفاکیس چندلایه است: از یک سو معنای تاریخی دارد (اشراف فئودالی، زمینداران بزرگ تابع پادشاه)، و از سوی دیگر معنای استعاری مدرن (الیگارش‌ها، سرمایه‌داران بزرگ، صاحبان قدرت اقتصادی و سیاسی).

منبع: پراجکت سیندیکت

برچسب ها

کشورهای عضو اتحادیهٔ اروپا در بروکسل راه را برای نهایی‌شدن توافق تجارت آزاد با کشورهای مرکوسور هموار کردند. اورزولا فون‌درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، این توافق را «بازاری که باید آن را به تصرف خود درآوریم» توصیف کرد. در مقابل، اتحادیه‌های کارگری، فراکسیون چپ و سبزهای پارلمان اروپا نسبت به پیامدهای اجتماعی و زیست‌محیطی آن مخالفت خود را اعلام کردند.
ترامپ روز سه‌شنبه اعلام کرد که ونزوئلا بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون بشکه نفت خامِ تاکنون تحریم‌شده به ارزشی حدود دو میلیارد دلار، به ایالات متحده تحویل خواهد داد. این حجم تقریباً معادل کل تولید یک تا دو ماه این کشور است. به گفتهٔ ترامپ، نفت با نفتکش‌ها مستقیماً به بنادر آمریکا منتقل شد...

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی