آینده مستبدان در آینه حافظ و سعدی -علی سرکوهی

استبداد، در هر جامه‌ای که ظاهر شود زخمی ماندگار بر چهره بشریت به جا می گذارد. مستبدان، گاه در سیمای فرعون‌ها و شاهان، گاه در چهره‌ی یکتاتورهای مدرن، زمانی در قامت سرمایه‌داران و گاهی به‌صورت رهبران مذهبی که دین را ابزار سلطه کرده‌اند جلوه می کنند و دارای جوهر مشترکی هستند: دشمنی با آزادی، ستیز با خرد مستقل و سوءاستفاده از قدرت.

صرف نظر از کتب تاریخ، در ادبیات نیز بارها در مورد مستبدان، گاهی برای به تصویر کشیدن خصوصیات مستبدان، گاهی برای هشدار و گاهی برای پند، اشاراتی به افراد مستبد و حکومت های  استبدادی شده است. بعنوان مثال سعدی و حافظ در برخی از اشعار خود، بارها هم به مردم و هم مستبدان  هشدار داده اند که هیچ قدرت ستمگرانه‌ای پایدار نیست. سعدی می‌فرماید:

«ملوک را زوال باشد و دولت را انتقال و چون نیک بنگری جز تقوی و نیکی در هیچ چیز بقایی نیست» و‌ حافظ به‌روشنی هشدار می‌دهد که «چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را، کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند». 

روان‌شناسی مستبدان

استبداد پیش از آنکه به جامعه تحمیل شود، در درون فرد شکل می‌گیرد. مستبدان ویژگی‌های روانی مشترکی دارند که آنان را به سلطه‌گری سوق می‌دهد از جمله ترس و ناامنی درونی. مستبدان غالباً با ترس از ناکامی، انتقاد یا از دست دادن کنترل مواجه‌اند. این ترس، آنها را به سرکوب دیگران و توسل به خشونت سوق می‌دهد. افراد مستبد دچار خودبزرگ‌بینی و خودشیفتگی شده، زورگویی را پیشه  می‌کنند. آنها ریاکارند، از دین، اعتقادات و باورهای  مردم سوءاستفاده کرده، از خرد و استقلال دیگران می‌هراسند و در همدلی ناتوانند. در نتیجه مردم از آنها روی برمی گردانند و در نهایت اقدامات مستبدان  منجر به سرنگونی آن‌ها می‌شود. سعدی در همین‌باره می‌گوید:

«پادشاهی که طرح ظلم اندازد و بنای جور آغازد، بیخ دولت خویش برکنده و پایهٔ تخت خویش بیفکنده».

تجربهٔ تاریخ

تاریخ بارها سقوط ستمگران را ثبت کرده است، از فرعون‌ها و شاهان خودکامه تا دیکتاتورهای معاصر. همگی با وجود شکوه ظاهری، سرانجام به زباله دانی تاریخ سپرده شده اند.  سیف فزغانیه به مستبدان  یادآور می‌شود که: 

«هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق زمان شما نیز بگذرد» 

سعدی این حقیقت را چنین بیان می‌کند: «ظلم پایدار نمی‌ماند و پادشاهی که عدل نگاه ندارد، به زودی زوال پذیرد» و در جایی دیگر می گوید: «ای ملک! دشمن ضعیف را حقیر مشمار و از خشم ضعیفان برحذر باش که زهر مار در جثهٔ کوچک نهفته است.»

این سخنان یادآور می‌شوند که ریا و تحقیر مردم سرانجام دامنگیر خود ستمگران خواهد شد. با وجود وعدهٔ تاریخ و ادبیات مبنی بر ناپایداری استبداد، وظیفهٔ مخالفان حکومت اسلامی تلاش بی وقفه برای تعامل و‌ همبستکی بین نیروهای خواهان آزادی، دمکراسی، سکولاریسم، عدالت و‌ رعایت حقوق بشر است. رهایی از سلطه حکومت اسلامی از مسیر مقاومت مدنی، خرد جمعی و همبستگی اجتماعی می‌گذرد. بقول حافظ: 

«بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم 

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم».

در یک‌جمع بندی، سعدی و حافظ با نگاهی تیزبین، چهرهٔ واقعی مستبدان و ریاکاران مذهبی را برملا کرده و بر ناپایداری قدرت آنان تأکید می‌کند.

تاریخ و ادبیات در کنار هم مژده می دهند که هیچ ستمی جاودان نیست، و تنها عدالت و نیکی است که از دل و جان مردم تا همیشه پایدار می‌ماند. بنابراین عمر حکومت اسلامی رو به اتمام است. تا پس از آن‌چه شود؟ می توان گفت تکیه به این که «هر حکومتی بهتر از حکومت اسلامی است» ناکافی است. قبل از سقوط حکومت باید بدانیم به کجا میرویم؟ چرا؟ چگونه؟

دکتر علی سرکوهی

روانشناس

برچسب ها

شاهنامهٔ فردوسی صرفاً روایت پهلوانی‌ها و نبردهای اسطوره‌ای نیست، بلکه به‌منزلهٔ حافظهٔ تاریخی و روانی ایرانیان عمل می‌کند؛ متنی که الگوهای پایدار قدرت، هویت، خشونت و پنهان‌کاری را در قالب نمادین بازنمایی می‌سازد

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

10 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
Ali Sarkohi
Ali Sarkohi
4 ماه قبل

با سپاس از دوستانی که در ارتباط با محتوای مقاله اظهار نظر کرده اند.
جای خوشحالی است که نظرتان را با ما و دیگران در میان گذاشتید. آنچه اهمیت دارد، موضوع و بهره‌برداری سازنده از محتوای آن است. بازخورد همه شما برای من و بی شک دیگران ارزشمند است.

میانسال
میانسال
4 ماه قبل

با احترام به آقای دکتر سرکوهی عزیز و نوشته ایشان،
اما بنظر بنده دیدگاه های آقای کهنسال محترم بسیار بیشتر به دل مینشیند.
با آرزوی شادی هر دو عزیز

کهنسال
کهنسال
4 ماه قبل

جناب سرکوهی گرامی:سپاس بابت توجه و تصحیح بیت منسوب به سیف فرغانی
حافظ در دربار شاه شجاع مورد حسادت و غضب آخوندی ریز نقش متهم به ارتداد و در پاسخ به وی سرود:
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست//عرض خود میبری و زحمت ما میداری
در افشای ریاکاری ملایان:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند//چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر میکنند
در گرامیداشت جانفشانان آگاه گر:
گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند//جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد
ایستادگی در مقابل ظلم و ستم:
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان//غلام همت سروم که این قدم دارد
و بیتی از ابوالقاسم لاهوتی در نبرد دهقانان و رعایا علیه اربابان و ظالمان فئودال:
ای داس دهاتیان هنر کن گردن بزن این بد اختران را //ای پتک نژاد کاوه بردار تاج سر این سبکسران را
متاسفانه احمدکسروی که مورخی زبردست بود،نوشته هایی را در رد حافظ و سعدی و خیام و علیه انان نوشته! نام خیام کنار ریاضیدانان بزرگ مانند نیوتن آمده و اشعاری عمیق و پر محتوی ازو بحای مانده.

امیر ایرانی
امیر ایرانی
4 ماه قبل

آن بزرگان هر چه خوب بگویند مال زمان حاکم و رعیتی است رعیت حقی در مقابل حاکم ندارد بهمین دلیل پند و اندرز آن بزرگان در این حد است که حاکم باید جانب رعیتش را داشته باشد اگر به او ظلم کنی وقتی کمی بخواهی او کمکی بتو نخواهد کرد و توسط حاکم دیگری سرنگون خواهی شد
در این مورد اشعارش را جناب کهنسال خواهد آورد

مجتبی صداقتی
مجتبی صداقتی
4 ماه قبل

بسیار زیبا و واقعیتی انکار ناپذیر. گویا در این برهه از زمان تاریخ به عقب داره برمیگرده و استبداد و زورگویی رسما سمبل تمام زورگویان می‌شود. تا سالهای اخیر کشورهای غربی ماسک دموکراسی و آزادی و حقوق بشر را زده بودند که اینروزها همگی ماسک خود را برداشته اند. شاید طبق طرح نوین جهانی باشد که برای اولین بار در سال ۲۹۹۱ توسط جورج بوش پدر مطرح و تمام رئیس جمهور های آمریکا از آن نام برده اند. ظاهرا داریم به دنیای دیجیتالی و تبدیل انسان به رباط می‌شویم. نوال نوح حرارت عنوان می‌کند که که انسانها الان قابل هک شدند و با توجه به اینکه یک فرد همجنس باز است و خدا را قبول ندارد می‌گوید که کرنا یک ویروس الاهی بود وگر نه به این ساده گی نمیشد همه را واکسن زد@

محمد عقیلی
محمد عقیلی
4 ماه قبل

استفاده از شعرهای شاعران بزرگ برای نشان دادن بی‌دوامی استبداد مستبدان خیلی جالبه، اما متاسفانه این مستبدان شعر و چنین شعرهایی رو نمیخونن تا مبادا از این که استبدادشون ناپایداره و محکوم به سقوط، دچار ترس و وحشت بیشتری بشن. مقاله‌ی بسیار جالبی بود. دست آقای سرکوهی عزیز درد نکنه.

کهنسال
کهنسال
4 ماه قبل

جناب سرکوهی گرامی:
«هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد/هم رونق زمان شما نیز بگذرد»از سیف فرغانی است و نه از حافظ!
از این شعر طولانی:
کس در جهان به ظلم و به جور اقتدا نکرد
چو داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

بر ما ز سرد و گرم،فراوان گذشت و رفت
“در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد

چند نمونه از شعرحافظ،شرح حال و درد زندانیان سیاسی سالهای اولیه دهه ۶۰:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها/که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

من ازبیگانگان دیگر ننالم/که بامن هرچه کرد آن آشنا کرد

در ره منزل لیلی که خطرها دروست/شرط اول قدم،آنست که مجنون باشی

دلم از وحشت زندان سکندر(خمینی)بگرفت/رخت بر بندم و تا ملک سلیمان(جنگل گیلان)بروم

شب تاریک و بیم موج وگردابی چنین هایل/کجا دانندحال ما سبکباران ساحلها

یارانی که با شعارهای آزادی-سوسیالیسم بسوی مرگ شتافتند:
راهیست راه عشق که هیچش  کناره نیست/آنجا جز آنکه جان بسپارندچاره نیست

زینت هاشمی
زینت هاشمی
4 ماه قبل

ایران در موقعیت پیچیده ای قرار داره. با توجه به شناختی که از گروهای اپوزیسیون و جمهوری اسلامی داریم خیلی ها معتقدن که بدتر از جمهوری اسلامی نداریم. و به حق اشاره کر دین که: «ظلم پایدار نمی‌ماند و پادشاهی که عدل نگاه ندارد، به زودی زوال پذیرد» و
واقعا دشمن رو نباید حقیر بشمریم.

مجتبی صداقتی
مجتبی صداقتی
4 ماه قبل
پاسخ به  زینت هاشمی

به نظر من با وارد شدن نظر به دنیای دیجیتالی و مطرح کردن استبداد و دموکراسی و استقلال و حقوق بشر چندان خریداری ندارد و ظاهرا تاریخ مصرفش تمام شده.

نیک
نیک
4 ماه قبل

جمله شما “تاریخ و ادبیات در کنار هم مژده می دهند که هیچ ستمی جاودان نیست، و تنها عدالت و نیکی است که از دل و جان مردم تا همیشه پایدار می‌ماند.” را شاید بهتر باشد اینگونه نوشت که “هیچ ستمی جاودان نمیماند اگر عدالت و نیکی را در دل و جان خود همیشه پاسدار باشیم.” آزادی و عدالت نیازمند مراقبت دایمی و بی وقفه اند و با لحظه ای درنگ کشتزار های پر بار به باتلاق متعفنی تبدیل می شود.

آگهی

10
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x