همبستگی مردم  در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران – مهرزاد وطن‌آبادی

در طول حیات جمهوری اسلامی، همیشه اپوزیسیون بر این باور بوده و هست که وضعیت بد معیشتی و سرکوب سیاسی دیر یا زود مردم ایران را به خیابان خواهد کشاند. در تمام این سالیان، امید اصلی اپوزیسیون این بوده است که یک خیزش همزمان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فراگیر شود و بتواند اقشار مختلف معترض را در داخل کشور کنار یکدیگر قرار دهد. به همین منظور، تقریباً تمام جریان‌های اپوزیسیون – از نیروهای چپ رادیکال، اصلاح‌طلبان بریده از حاکمیت، سلطنت‌طلبان، مجاهدین خلق، گروه‌های قومی و حتی بخشی از فعالان مدنی و حقوق بشری – یک نقطه امید مشترک دارند: خیزش‌های مردمی. دلیل این امید نیز روشن است، چرا که تجربه‌های اخیر همچون دی ۹۶، آبان ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱ نشان داده است که مردم ایران ظرفیت بالقوه‌ای برای اعتراضات سراسری دارند.

از سوی دیگر، چون اپوزیسیون خارج از کشور دسترسی مستقیم به جامعه و ساختار قدرت در داخل ندارد، عملاً تنها سناریوی مؤثر برای تغییر جمهوری اسلامی را در جنبش اعتراضی درون کشور می‌بیند. به هر حال، انتظار اپوزیسیون از وقوع اعتراضات داخلی در واقع محور اصلی استراتژی سیاسی آنان بوده است. آنان معتقدند تحول سیاسی در ایران تنها از مسیر خیزش‌های مردمی ممکن است. اما زمان، شدت و سرنوشت این خیزش‌ها پیش‌بینی‌ناپذیر است و همین موضوع باعث شده که اپوزیسیون اغلب در موقعیت «انتظار منفعلانه» باقی بماند.

هنگامی که حمله هوایی اسرائیل به تهران در خرداد ۱۴۰۴ رخ داد، این انتظار منفعلانه اپوزیسیون خارج از کشور از خیزش مردم، با پیام ویدئویی نتانیاهو میل به فعال شدن یافت. او تنها یک روز پس از نخستین حمله ارتش اسرائیل به ایران، در صریح‌ترین مواضع خود پیامی منتشر کرد و با اشاره به «بحران آب، برق و تورم در ایران» به‌طور مستقیم مردم ایران را به قیام علیه جمهوری اسلامی دعوت کرد و خواستار حضور آنان در خیابان‌ها برای آزادی ایران شد.

پس از این پیام، یکی از چهره‌های سیاسی که آشکارا از سخنان نتانیاهو حمایت کرد، رضا پهلوی بود. او در سخنرانی خود اعلام کرد که جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است و هم‌صدا با نتانیاهو از مردم خواست که فرصت این جنگ را غنیمت بشمارند و برای تغییر رژیم به خیابان‌ها بیایند. اما برخلاف انتظار نتانیاهو و رضا پهلوی، در عمل روشن شد که مردم در داخل کشور نسبت به این فراخوان‌ها واکنش مثبت نشان ندادند. همان‌گونه که به پیام نتانیاهو بی‌اعتنا ماندند، به سخنان رضا پهلوی نیز وقعی ننهادند. این موضوع نشان داد که جامعه ایران تمایلی به استفاده از موقعیت بحرانی جنگ برای تغییر رژیم ندارد. بلکه واکنش عمومی مردم، بیانگر موجی از ملی‌گرایی و اتحاد ملی در برابر تجاوز اسرائیل به خاک ایران بود؛ اتحادی که موجب تقویت هویت ملی و بازسازی اعتماد عمومی شد.

مردم ایران در جنگ ۱۲ روزه، عملاً تمام معادلات نتانیاهو و حامیان و متحدانش از جمله رضا پهلوی را برهم زدند؛ کسانی که می‌کوشیدند با ایجاد ترس عمومی و سیاه‌نمایی آینده ایران، زمینه را برای تغییر داخلی فراهم سازند. اما واکنش میهن‌پرستانه مردم معترض در داخل کشور نشان داد که آنان علی‌رغم نارضایتی‌های موجود، در لحظه تهدید خارجی می‌توانند فراتر از همه شکاف‌های داخلی بایستند و کشور خود را تنها نگذارند. این همبستگی صرفاً یک واکنش احساسی و گذرا نبود، بلکه نتیجه‌ی سال‌ها مقاومت فرهنگی، تاریخی و سیاسی ملت ایران بود که در سخت‌ترین شرایط نیز آنان را در کنار هم نگاه داشته است.

در روزهای حساس منازعه ایران و اسرائیل، از ۲۳ خرداد تا سوم تیر ۱۴۰۴، هنگامی که موج حملات اسرائیل به تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران آغاز شد و ایران نیز با موشک‌باران حیفا، عسقلان و دیمونا پاسخ داد، مردم در سراسر کشور – فارغ از گرایش سیاسی، قومیت یا سبک زندگی – با کنش‌هایی چون اهدای خون، حضور در پویش‌های رسانه‌ای و فعالیت‌های حمایتی نقش پررنگی ایفا کردند. در همان روزها، هشتگ «ایران_تنها_نیست» در توییتر فارسی به ترند نخست تبدیل شد؛ نشانه‌ای روشن از اوج‌گیری احساس ملی‌گرایی و وحدت میان ایرانیان. نشریه انگلیسی «فایننشال‌تایمز» نیز نوشت که این اتحاد و همبستگی مردم ایران، ناظران داخلی و خارجی را شگفت‌زده کرده و باعث شده بود نارضایتی‌های داخلی به حاشیه رانده شوند و وحدت ملی بر آن‌ها غلبه کند.این همبستگی نشان داد که ایرانیان در شرایط بحرانی تا چه اندازه می‌توانند اختلافات داخلی را کنار بگذارند و یک صدا در برابر تهدیدات خارجی بایستند. جنگ ۱۲ روزه بار دیگر آشکار کرد که هنگامی که پای تمامیت ارضی ایران در میان باشد، روحیه همبستگی تاریخی مردم – با وجود همه ناکارآمدی‌ها و بیداد حاکمان – هرگز در برابر تجاوز خارجی تضعیف نمی‌شود. مردم نشان دادند که همانند تاریخ دیرین این سرزمین، در لحظه خطر، در کنار حاکمیت مستقر خود خواهند ایستاد؛ چرا که میهن برای ایرانیان ارزشی بنیادین دارد.

ایران، سرزمینی که در طول تاریخ بارها آماج تهاجم بیگانگان بوده، همواره شاهد چنین واکنش‌هایی بوده است. از دوران باستان تا امروز، هر بار که دشمنی قصد تعرض به خاک ایران را داشته، اتفاقی مشترک رخ داده است: ایرانیان اختلافات خود را کنار گذاشته و برای دفاع از تمامیت سرزمین‌شان یکدل و یک‌صدا شده‌اند. این روحیه ریشه‌ای به قدمت تاریخ دارد؛ شاید بخشی از آن به جغرافیای خاص ایران بازگردد، سرزمینی پهناور در چهارراه تاریخ که همیشه در معرض هجوم و رقابت قدرت‌های بزرگ بوده است. چنین موقعیتی دفاع از مرزها را به یک ارزش حیاتی در ذهن ایرانیان بدل کرده است.

تاریخ ایران گویای آن است که همبستگی ایرانیان در برابر تهدیدات خارجی یک مؤلفه ریشه‌دار تاریخی ـ فرهنگی است که به یکی از ویژگی‌های بارز جامعه ایرانی بدل شده است. این همدلی نه تنها ریشه در جغرافیا دارد، بلکه در فرهنگ، اسطوره‌ها و تجربه‌های تاریخی ملت ایران نیز نهادینه شده است. شاهنامه فردوسی سرشار از روایت‌های اتحاد ایرانیان در برابر یورش بیگانگان است. در دوره‌های میانه نیز، علی‌رغم اختلافات مذهبی یا قومی، تهدید خارجی عاملی برای گردآمدن مردم حول محور ایران بود. در دوران معاصر نیز همین الگو بارها تکرار شده است.احساس خطر نسبت به تهدیدات خارجی همواره سبب شده است که شکاف‌های سیاسی و اجتماعی به طور موقت به حاشیه رانده شوند و دفاع از تمامیت ارضی به بستری برای بازتولید همبستگی ملی بدل گردد. همبستگی مردم ایران در مواجهه با تهدیدات بیرونی یک پدیده پایدار و تکرارشونده است. اگرچه در زمان صلح، جامعه با تنوع دیدگاه‌ها و حتی تعارضات سیاسی شناخته می‌شود، اما تهدید علیه موجودیت و استقلال کشور همواره نقشی وحدت‌بخش داشته و خواهد داشت.

به این ترتیب، جنگ ۱۲ روزه نشان داد که در لحظات خطر، ملت ایران همچون قرون گذشته، همدل و هم‌صدا می‌شوند. این همبستگی، نمادی است از ریشه‌های عمیق تاریخی و فرهنگی ایران که بار دیگر اثبات کرد دفاع از میهن، فراتر از شکاف‌های سیاسی و اجتماعی، نخستین اولویت مردم این سرزمین است.

مهرزاد وطن‌آبادی

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

اشتراک
اطلاع از
guest

3 نظرات
جدیدترین
قدیمی ترین
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
کهنسال
کهنسال
4 ماه قبل

“چپ”محور مقاومت وتکرار همان برچسبها که اکثریت  با پیروی از خط خونین امام و دستان آغشته به مهر آری به ج.ا و شراکت در  خلق ان  فجایع نثار سازمانهای چپ رادیکال کرد.
بیانیه های تشکلهای مستقل کارگری،بازنشسته،اهل قلم،فرهنگی،دادخواه،نه به اعدام و…علیه جنگ افروزی و صدای سوم و مردم ایران علیه ۲ قطب ارتجاع وتباهی!
کانون نویسندگان:
“جنگ رژیمی فاشیستی که بنایش بر اشغال و نسل‌کشی است با حکومتی که پایه‌های خود را بر ریختن خون مخالفان و آزادیخواهان بنا نهاده،تنها جان و زندگی مردم را تباه نمیکند بلکه سالهامبارزه برای تحقق آزادی و برابری را نیز متوقف کرده و چه بسا به عقب میراند”
“اینهمه زیر چشم جهانی رخ میدهدکه، ۲ قطب رسانه‌ای از ۲ سو صداهای مستقل را می‌بلعند:قطبی که از تجاوز آشکار نظامی حکومتی شهره به کودک‌کشی تصویری منجی‌گونه می‌سازد و قطبی که چهره‌ی سرکوبگر ج.ا را زیر برچسب دفاع از وطن پنهان میکند.شادی مردم ازدیدن مرگ قاتلانشان،هرگز به معنای آغوش گشودن به روی تجاوز به خاک و زندگیشان نیست”

ملیحه
ملیحه
4 ماه قبل

بازگویی این حقایق با هر میزان تکرار ضرورت دارد در مقابل تباه اندیشانی که جز اشاعه نومیدی و فنا به جامعه ایران وظیفه ای برای خود نمی شناسند.

نیک
نیک
4 ماه قبل

لب مطلب نویسنده این است: درود بر ملت ایران که گول اپوزوسیون را نمیخورند و بر علیه رژیم جمهوری اسلامی قیام نمیکنند.

آگهی

3
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x