«اسرائیل هنوز از دست نرفته»؛ گفت‌وگو با عوفر کاسیف، نماینده کمونیست کنست

عوفر کاسیف از ماه مارس ۲۰۱۹ به عنوان نمایندهٔ حزب حدش (Hadash) – ائتلاف یهودی-عربی «جبههٔ دموکراتیک برای صلح و برابری» – عضو کنست (پارلمان اسرائیل) است

عوفر کاسیف، نمایندهٔ کمونیست کنست اسرائیل، در گفت‌وگو با “زو هادِرِخ” تأکید کرد که جامعهٔ اسرائیل هنوز از دست نرفته است. او دولت نتانیاهو را «فاشیست» خوانده و هشدار داد که سیاست‌های نسل‌کشی و سرکوب در غزه و کرانهٔ باختری ادامه دارد. کاسیف همچنین حمایت از تحریم‌های بین‌المللی و همبستگی داخلی را راهی برای مقابله با جنگ و تحقق عدالت دانست.

او گفت: «من این ادعا را که جامعهٔ اسرائیل از دست رفته و دیگر چیزی برای مبارزه در آن باقی نمانده است نمی‌پذیرم. ما نباید تسلیم شویم.» این نکته‌ای است که عوفر کاسیف، عضو پارلمان اسرائیل (کنست)، این هفته در گفت‌وگو با زو هادِرِخ بر آن تأکید کرد.

کاسیف که عضو حزب کمونیست اسرائیل و بخشی از ائتلاف حدش (جبههٔ دموکراتیک برای صلح و برابری) در کنست است، در این مصاحبه دربارهٔ مبارزه برای توقف جنگ نابودگرانه در غزه و مقابله با قدرت‌گیری فاشیسم درون اسرائیل سخن گفت.

گفتگوی زیر توسط اساف تالغام سردبیر زو هادرخ (Zo Haderekh) و همکار دائمی پیپلز ورلد (peoplesword) انجام شده است.

اساف تالغام: ما در حالی صحبت می‌کنیم که جنگ نابودگرانه در غزه نزدیک به دو سال است ادامه دارد. اسرائیلی‌هایی که مخالف این کشتار مداوم هستند چه باید بکنند؟

عوفر کاسیف: ما باید از هر ابزار مبارزهٔ دموکراتیک و غیرخشونت‌آمیز استفاده کنیم؛ یعنی نافرمانی مدنی و مقاومت غیرخشونت‌آمیز. دیدگاه ما در حزب کمونیست و حدش همیشه حمایت از مبارزهٔ علنی و غیرخشونت‌آمیز بوده است و ما باید همهٔ ابزارهای در دسترس خود را به کار گیریم.

وظیفه‌ای که بر دوش ماست، تشکیل چیزی است که رهبر کمونیست ایتالیایی آنتونیو گرامشی آن را «بلوک تاریخی» نامید. در مورد ما، این یعنی اتحاد نیروها و عناصر گوناگونی که با نسل‌کشی و فاشیسم حاکم در اسرائیل مخالفت می‌کنند، حتی اگر در مسائل دیگر با هم اختلاف داشته باشند.

تالغام: چه کسانی را به عنوان شریک در این «بلوک تاریخی» می‌بینید؟

کاسیف: پیش از هر چیز نیروهایی که هم‌اکنون با جنایات دولت مخالفت می‌کنند: ما کمونیست‌ها، اکثریت قاطع جامعهٔ عرب‌-‌فلسطینی در اسرائیل، و جنبش‌های سرپیچی از خدمت نظامی.

گروه‌های دیگری هم هستند، مانند چپ مذهبی که به نظر من یهودیت را آن‌طور که باید باشد نمایندگی می‌کند—یعنی جهان‌شمول و مدافع آزادی، برابری و عدالت برای همه. همچنین «کلکتیو مدنی مزراحی» که یکی از سازمان‌های محبوب من است، زیرا نمایندهٔ یکی از گروه‌هایی است که از سوی رژیم موجود و سیاست‌های آن آسیب می‌بیند: یهودیان مزراحی، یعنی یهودیان با تبار خاورمیانه‌ای و شمال آفریقایی.

نمی‌توان سیاست‌های اقتصادی-اجتماعی استثماری و سرکوبگر را از تداوم اشغال و پیامدهای آن جدا کرد. بنابراین، کل طبقهٔ کارگر از اشغال و جنگ نابودگرانه آسیب دیده است.

طبقهٔ کارگر از یک سو اقتصادی متضرر می‌شود، زیرا هرچه بیشتر بودجه به شهرک‌ها و ارتش اختصاص می‌یابد و از مناطق پیرامونی و طبقات فرودست کاسته می‌شود. از سوی دیگر، این طبقه از تداوم دشمنی میان فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها زیان می‌بیند؛ دشمنی‌ای که مانع اتحاد استثمارشدگان دو ملت علیه استثمارگران می‌شود.

مارکس و لنین از اصل حق تعیین سرنوشت ملت‌ها حمایت کردند، چون فهمیده بودند که تداوم درگیری‌های ملی خصومت متقابل را تشدید می‌کند، طبقات فرودست را از هم جدا نگه می‌دارد و در خدمت طبقات حاکم است.

چگونه می‌توان در مبارزه با جنگ موفق شد؟

کاسیف: بسیاری معتقدند که هیچ شانسی برای تغییر از درون جامعهٔ اسرائیل وجود ندارد و تنها فشار بین‌المللی می‌تواند مؤثر باشد. من با این نظر مخالفم. روشن است که فشار بین‌المللی بر اسرائیل ضروری است، اما من این ادعا را که جامعهٔ اسرائیل از دست رفته و هیچ چیز برای مبارزه در آن باقی نمانده است نمی‌پذیرم.

کسانی که چنین می‌گویند، جامعهٔ اسرائیل را یکپارچه فرض می‌کنند. اما من به عنوان یک مارکسیست، هر جامعه‌ای را متشکل از تضادها می‌بینم. در واقعیت کنونی اسرائیل، یکی از تضادهای اصلی میان پیروان تئوکراسی-فاشیسم که در نسل‌کشی غزه دخیل‌اند و مخالفان آنان در سوی دیگر است. نقش تاریخی ما این است که این تضاد را تیزتر کنیم و در کنار مخالفان نیروهای آدمکش مبارزه کنیم.

برای وارونه کردن اوضاع و از میان بردن هژمونی مرگبار در جامعهٔ اسرائیل، باید مبارزهٔ خود را در عرصهٔ داخلی گسترش و تشدید کنیم. باید به سوی جمعیت‌های بیشتری که بهای جنگ را می‌پردازند دست دراز کنیم و آنها را به سوی خود جذب کنیم. ما باید در هر جایگاه اجتماعی پیرامونی فعالیت کنیم، حتی اگر در ابتدا ما را دشنام دهند.

صد سال پیش یک رهبر کارگری گفته بود: «ابتدا شما را نادیده می‌گیرند، سپس شما را تحقیر می‌کنند، بعد از شما نفرت پیدا می‌کنند، و در نهایت برایتان یادبود می‌سازند.» ما نباید تسلیم شویم؛ باید ادامه دهیم و اصرار داشته باشیم که حتی به سراغ اقشاری برویم که اکنون ارتباط با آنها دشوار است. نباید از دسترسی به آنها چشم بپوشیم.

اما این کافی نیست. برای توقف جنگ نابودگرانه، ما همچنین به کمک بین‌المللی نیاز داریم. باید به نهادهای بین‌المللی روی آوریم و آنها را تشویق کنیم تا تحریم‌هایی اعمال کنند که حتی به قطع روابط با اسرائیل تا زمانی که سیاست نسل‌کشی ادامه دارد، منجر شود. همکاری با نیروهای مترقی بین‌المللی که مخالف جنگ نابودگرانه‌اند ضروری است. اما همکاری با یهودستیزان و نژادپرستان به طور مطلق ممنوع است.

آیا تناقضی میان خطاب قرار دادن طبقهٔ کارگر در اسرائیل و درخواست برای تحریم و تحریم اقتصادی بین‌المللی وجود ندارد؟

کاسیف: تنش وجود دارد، اما تناقض نه. در مبارزهٔ آزادی‌بخش هند، مهاتما گاندی رهبری بایکوت کالاهای انگلیسی را بر عهده داشت و در همان زمان نامهٔ عذرخواهی به طبقهٔ کارگر انگلستان فرستاد.

ما در واقعیتی پر از تنش‌ها و تضادها عمل می‌کنیم و همیشه نمی‌توان این تنش‌ها را برطرف کرد. تحریم‌ها و بایکوت‌ها علیه اسرائیل ممکن است در کوتاه‌مدت آسیب‌زا باشد، اما در بلندمدت به نفع جامعهٔ اسرائیل است. حمایت من از تحریم اسرائیل از موضع «ضداسرائیلی» نیست.

فراتر از این واقعیت که بایکوت کشوری که مرتکب نسل‌کشی می‌شود فی‌نفسه اقدامی درست است، این اقدام به نفع خود اسرائیل نیز هست تا از خونریزی بیشتر جلوگیری شود. ارزش دارد که بهای اندکی در کوتاه‌مدت بپردازیم تا از بهایی بسیار سنگین در بلندمدت جلوگیری شود.

جامعهٔ اسرائیل از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ چه تغییری کرده است؟

کاسیف: این تغییر بسیار سریع و بسیار عمیق بوده است. هرچند اسرائیل هرگز یک دموکراسی واقعی—و قطعاً نه یک دموکراسی لیبرال—نبوده و همواره یک اتنوکراسی (حاکمیت مبتنی بر برتری یهودیان) بوده است، از زمان اشغال ۱۹۶۷ به یک دیکتاتوری واقعی بدل شد و از زمان کشتار حماس، به یک استبداد فاشیستی.

از ۷ اکتبر به این سو، دولت کهانیستی (پیروان مئیر کهانا) از کشتار هولناک و جنایتکارانهٔ حماس بهره‌برداری کرده تا برنامهٔ نسل‌کشی‌ای را به اجرا بگذارد که بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی، آن را در سال ۲۰۱۷ ارائه داده بود.

دو روز پیش از این کشتار، در ۵ اکتبر ۲۰۲۳، من در یک کنفرانس بین‌المللی چپ در مکزیک شرکت داشتم. در آن‌جا دربارهٔ کودتای قضایی در اسرائیل سخن گفتم و توضیح دادم که این کودتا یکی از دو پایهٔ «برنامهٔ تصمیم» اسموتریچ است. پایهٔ دیگر، اشغال غزه و پاکسازی قومی در غزه و کرانهٔ باختری است.

عوفر کاسیف، نماینده کنست اسرائیل، در جریان اعتراض به اخراج غیرقانونی فلسطینی‌ها در شرق اورشلیم توسط پلیس دستگیر شد

در ۹ اکتبر هشدار دادم که دولت اسرائیل خواستار انفجار و موج خشونتی است که بهانه‌ای برای اجرای طرح مرگبار اسموتریچ پس از متوقف شدن اعتراضات گسترده علیه کودتا فراهم کند. به خاطر این اظهارنظر، به مدت ۴۵ روز از کنست تعلیق شدم.

آن زمان تلاش داشتم بگویم، و اکنون دوباره می‌گویم، که کودتا هدف نیست بلکه ابزاری است برای حذف جیب‌های مقاومت در جامعهٔ اسرائیل و تحقق «برنامهٔ تصمیم». از ۷ اکتبر تاکنون، این طرح از طریق نسل‌کشی در غزه، پاکسازی قومی در کرانهٔ باختری و فاشیسم افسارگسیخته در داخل اسرائیل به اجرا درآمده است.

آیا دولت اسرائیل فاشیستی است؟

کاسیف: پاسخ به‌طور قاطع بله است. من این را نه فقط به عنوان یک شعار سیاسی بلکه به عنوان کسی که فاشیسم را به‌طور آکادمیک مطالعه و تدریس کرده می‌گوید.

در اسرائیل امروز یک رژیم فاشیستی حاکم است.

البته برخی خواهند گفت: «اما در اسرائیل انتخابات برگزار می‌شود!» باید به یاد داشت که دست‌کم نیمی از ساکنان منطقهٔ میان رود و دریا (رود اردن و دریای مدیترانه) در انتخابات شرکت نمی‌کنند. دموکراسی نیم‌بند وجود ندارد، همان‌طور که بارداری نیمه وجود ندارد. میلیون‌ها نفر تحت حاکمیت اسرائیل بدون حقوق اساسی زندگی می‌کنند.

از زمان تشکیل دولت کنونی و به‌ویژه پس از ۷ اکتبر، ارزش‌های فاشیستی آشکارا تثبیت شده‌اند. در گفتمانی که دولت ترویج می‌کند، ارزش برتر «ملت» است، نه فرد. ملت در دیدگاه فاشیستی ارزش نهایی است. در اسرائیل امروز، این ارزشی والا تلقی می‌شود که به نام آن می‌توان نه تنها میلیون‌ها فلسطینی بلکه صدها گروگان و سرباز را نیز قربانی کرد.

قربانی کردن آگاهانهٔ گروگان‌ها به مرگ از طریق شکنجه و قربانی کردن سربازان به عنوان گوشت دم توپ تصادفی نیست. این صرفاً هوس نتانیاهو برای ماندن در قدرت نیست. این دیدگاهی است که فرد را در برابر ملت به لحاظ ارزشی فرودست می‌بیند. چنین ملی‌گرایی «خون و خاک» تاکنون در اسرائیل چنین برجسته نبوده است.

ویژگی دیگر فاشیسم نظامی‌گری است. موسولینی رژیمی را که خواهانش بود «رژیم سنگرها» (به یاد سنگرهای جنگ جهانی اول) نامید. جامعهٔ اسرائیل همواره گرایش‌های نظامی داشته، اما نه به شدت امروز. امروز سربازان قدیس معرفی می‌شوند و قربانی شدن در جنگ به عنوان ارزش نهایی تبلیغ می‌شود.

در اسرائیل امروز، یک فرقهٔ مرگ نظامی‌گرایانه از هر زمان قوی‌تر است. در ماه‌های اخیر، دولت آشکارا با جنگ به عنوان یک ارزش در خود رفتار کرده است. معمولاً دربارهٔ مسیحامحوری دولت سخن می‌گویند، اما آنچه واقعاً خطرناک است ترکیب مسیحامحوری و نظامی‌گری است.

در نهایت، یکی از عناصر بنیادین فاشیسم پرستش شخصیت رهبر است؛ رهبری که به عنوان تجسم دولت و ملت معرفی می‌شود و خود قانون به شمار می‌آید. بنابراین، محاکمهٔ رهبر در ذات گفتمان تناقض‌آمیز است، چون رهبر خود قانون است. اکنون این را در نگرش راستگرایان به محاکمهٔ نتانیاهو می‌بینیم.

ملت به عنوان ارزش نهایی، نظامی‌گری، و پرستش شخصیت سه مؤلفهٔ بنیادی فاشیسم هستند که امروز در رژیم اسرائیل وجود دارند. روشن است که تفاوت‌هایی میان این وضعیت و فاشیسم صد سال پیش وجود دارد، چون شرایط تاریخی متفاوت است.

در فاشیسم کلاسیک قرن گذشته، دشمن اصلی مارکسیسم بود. امروز دشمن بزرگ‌نمایی‌شده چیز دیگری است—پیشرفت، جنبش بیداری و اقلیت‌ها. اما این نباید مانع از مقایسه و سخن گفتن دربارهٔ فاشیسم معاصر شود.

عرصهٔ پارلمانی در دو سال اخیر چگونه تغییر کرده است؟

کاسیف: ما هرگز در کنست شرایط آسانی نداشته‌ایم. حقوقدان میخائل سفارد ما را «اقلیتی مزمن» توصیف کرده است. اما تردیدی نیست که وضعیت امروز دشوارتر است. کنست عملاً فلج شده و توسط یک سازمان جنایتکار دشمن تصرف شده است که اجازهٔ کار نمی‌دهد.

این نه تنها به شکل خاموش کردن صداها، تهمت، توهین و دروغ بروز می‌کند بلکه با شکستن همهٔ قواعد بازی همراه است. کسانی که جلسات علنی و کمیته‌ها را اداره می‌کنند—نه همه و نه همیشه، اما اغلب—اجازه نمی‌دهند منتقدان دولت حرف بزنند.

واژه‌هایی هست که گفتنشان ممنوع است و هر کس آنها را بر زبان آورد بلافاصله اخراج می‌شود. کمیتهٔ اخلاق نقش سانسورچی را دارد و نخستین قربانیان آن نمایندگان حدش هستند، هرچند تنها ما نیستیم. متأسفانه به جز ما، افراد بسیار کمی انتقاد جدی مطرح می‌کنند.

هر بار که ما نقد اساسی مطرح می‌کنیم، در کمیته‌ها و صحن علنی ما را خاموش می‌کنند. در کمیتهٔ قانون اساسی این موضوع به‌ویژه مشهود است. تنها من نیستم؛ چند نمایندهٔ دیگر هم اجازهٔ سخن گفتن ندارند. هر بار که انتقاد تندی مطرح می‌کنیم، ما را ساکت و اخراج می‌کنند.

امور بدیهی که تا همین اواخر پذیرفته شده بود دیگر رعایت نمی‌شود. برای مثال، در کنست مرسوم بود که در ایام تعطیلات مسلمانان رأی‌گیری انجام نشود. این الزام قانونی نبود، اما حتی در دولت‌های نتانیاهو نیز رعایت می‌شد. امروز دیگر چنین نیست.

جدی‌تر از همه، آزار و پیگرد نمایندگان است. من شخصاً در دو سال گذشته در مجموع ۲۸۸ روز تعلیق شده‌ام—تقریباً نیمی از دورهٔ نمایندگی! عمدتاً به خاطر سخنانی که گفته‌ام و همچنان خواهم گفت. من سکوت نخواهم کرد و به مخالفت با نسل‌کشی در غزه ادامه خواهم داد.

ایمن عوده و عایده توما–سلیمان، دیگر نمایندگان حدش، نیز تعلیق شده‌اند. تنها دو تلاش برای برکناری نمایندگان در حال خدمت علیه من و ایمن صورت گرفت، با وجود اینکه این اقدام غیرقانونی بود و مشاوران حقوقی کنست و دولت با آن مخالفت کردند. مشاور حقوقی دولت هشدار داد که این اقدام سراشیبی خطرناکی است که راه را برای برکناری هر کسی که رژیم خوشش نیاید باز می‌کند.

 من برای پایان لیست، چاشنی کیک را گذاشتم: اول – فریاد. برخی از نمایندگان کنست وقتی کسی چیزی می‌گوید که دوست ندارند، به سادگی اجازه نمی‌دهند بحث ادامه یابد. رئیس کنست و اکثر معاونانش این سکوت را متوقف نمی‌کنند، بلکه برخلاف دستورالعمل مشاور حقوقی کنست، به آن اجازه می‌دهند.

و دوم – خشونت. شکایاتی که من به کمیته اخلاق علیه خشونت نمایندگان کنست ارائه دادم، رد شد. رئیس کنست و همه وزرا، به جز یکی، از محکوم کردن تلاش برای کشتن ایمن و من در نس زیونا خودداری کردند. همه اینها بخشی از فاشیسمی است که بر خیابان‌ها و پارلمان حاکم است.

برای پایان خوش، چه آرزویی برای خوانندگان در آغاز سال نو عبری (روش هشانا) دارید؟

کاسیف: پیش از هر چیز: امیدوارم نسل‌کشی وحشتناک پایان یابد و همهٔ گروگان‌ها به خانواده‌هایشان بازگردند. فراتر از آن: امیدوارم سالی باشد سرشار از بازسازی، صلح، رهایی و عدالت برای هر دو ملت این سرزمین. فکر می‌کنم این‌ها مهم‌ترین آرزوها برای همهٔ ماست.

منبع:

Communist lawmaker Ofer Cassif: ‘I don’t accept that Israeli society is lost’ – People’s World

برچسب ها

نشریه آلمانی یونگه‌ولت با استناد به گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از سوی الجزیره، از تقویت نشانه‌ها درباره قاچاق سازمان‌یافته مواد مخدر به نوار غزه خبر داده است. این گزارش‌ها، از کشف قرص‌های مخدر در کیسه‌های آرد کمک‌های بشردوستانه تا عملیات اخیر واحد مبارزه با مواد مخدر فلسطین را در بر می‌گیرد...
ارتش اسرائیل اعلام کرده است که «خط زرد» در میانهٔ نوار غزه، که مناطق تحت کنترل اسرائیل و حماس را از هم جدا می‌کند، به‌عنوان مرز عملیاتی ثابت در نظر گرفته خواهد شد. گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی حاکی از آن است که این خط با حضور دائمی نیروهای اسرائیلی و ایجاد پست‌های نظامی جدید تقویت می‌شود.
دولت ترامپ می‌خواهد تا پیش از کریسمس مرحلهٔ دوم طرح صلح و ترکیب «حکومت جدید غزه» را اعلام و عملاً تحمیل کند؛ ساختاری تحت مدیریت هیئتی بین‌المللی مورد حمایت واشنگتن. ترامپ می‌کوشد با حضور نتانياهو در کاخ سفيد اجرای سناریوی قیمومیت بر غزه را پیش از تعطیلات به‌عنوان دستاوردی دیپلماتیک آغاز کند
هدف شورای اروپا در ابتدا به خدمت گرفتن یک جنگجو و نه یک نماینده بود. خانم کالاس امکان می دهد که اتحادیه اروپا روایتی بزرگ از جنگ سرد را از نو بازگویی کند که در آن «اروپا» نه یک بازیچه، بلکه بازیگری اصلی و کی یف یک «برلن غربی» جدید باشد. اورسولا فون در لاين رییس کمیسیون اروپا، در این اروپا نقش جان. اف کندی و خانم کالاس نقش جنگ طلب را بازی می‌کند ...

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی