اسپارتِ نتانیاهو در برابر موج به‌رسمیت‌شناختن فلسطین چه فرجامی خواهد داشت؟ – ترجمه ی: شبنم آذری

گذرگاه آلنبی در کرانهٔ باختری پس از تعطیلی موقت، از ۲۶ سپتامبر دوباره برای عبور و مرور باز می‌شود

نتانیاهو: «ما باید به اقتصادی با ویژگی‌های خودکفا عادت کنیم. به ویژه در بخش تسلیحات، ترس از محاصره آینده وجود دارد. ما آتن و اسپارت خواهیم بود»

موج تازهٔ به‌رسمیت‌شناختن دولت فلسطین از سوی کشورهای اروپایی، بنیامین نتانیاهو را به موضعی تدافعی اما سرسختانه کشانده است. نخست‌وزیر اسرائیل که تشکیل دولت فلسطینی را قاطعانه رد می‌کند، با حمایت اکثریت جامعهٔ خود تکیه بر سیاست الحاق و انکار را ادامه می‌دهد. اما گسترش شهرک‌سازی و خطر الحاق کرانهٔ باختری نه تنها اسرائیل را در برابر فشارهای بین‌المللی قرار می‌دهد، بلکه روند عادی‌سازی با کشورهای عرب را نیز تهدید می‌کند. اسپارتِ نتانیاهو شاید امروز قدرت‌مند به‌نظر برسد، اما سایهٔ انزوای جهانی بر سر آن سنگینی می‌کند.

فلیکس وِلیش در تاتس نوشت: برای نخست‌وزیر اسرائیل، تشکیل یک دولت فلسطینی قابل قبول نیست – و او در این موضع، پشتیبانی اکثریت مردم کشورش را پشت سر خود دارد. با این حال، الحاق کرانهٔ باختری پیامدهای سنگینی در عرصهٔ سیاست خارجی به همراه خواهد داشت.

فرانسه، بریتانیا و هشت کشور دیگر این هفته فلسطین را به عنوان یک دولت به رسمیت شناختند. اما این که این «دولت‌بودن» در عمل چندان معنایی ندارد، اسرائیل بلافاصله روشن ساخت. روز سه‌شنبه دولت نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو پل «آلنبی» به سوی اردن – تنها گذرگاه مرزی فلسطینیان – را در پی یک عملیات مسلحانه به طور موقت بست. در نتیجه، بیشترِ ۳٫۳ میلیون فلسطینی ساکن کرانهٔ باختری دیگر نمی‌توانستند این سرزمین اشغالی از سوی اسرائیل را ترک کنند. پس از بازگشایی دوباره برای رفت‌وآمد مسافران در صبح جمعه، همچنان هیچ کالایی اجازهٔ عبور از این مسیر اصلی صادرات کالاهای فلسطینی را ندارد.

در دیگر زمینه‌ها نیز از دولت‌بودن فلسطین در کرانهٔ باختری نشانی چندان دیده نمی‌شود. تشکیلات خودگردان فلسطین (PA) تنها می‌تواند نیروهای امنیتی خود را در محوطه‌های تحت مدیریت خود، مانند رام‌الله، به کار گیرد که تنها حدود ۲۰ درصد کل این منطقه را در بر می‌گیرند. در میان این مناطق، ایست‌های بازرسی و شهرک‌های اسرائیلی چهرهٔ واقعی سرزمین را شکل می‌دهند. قلمرو احتمالی کشور فلسطین در بخش‌های وسیعی با دیوار حائل هشت متری بریده شده است؛ دیواری که اسرائیل از سال ۱۹۶۷ اغلب بسیار فراتر از «خط سبز» – مرز بالقوهٔ فلسطین – احداث کرده است.

به‌تازگی بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، اعلام کرد که ساخت یک بلوک شهرک‌سازی موسوم به «E1» در کنار اورشلیم – که سال‌ها تحت فشار بین‌المللی متوقف مانده بود – آغاز خواهد شد؛ پروژه‌ای که این منطقه را به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند. سخنان این وزیر هیچ تردیدی در انگیزهٔ این اقدام باقی نمی‌گذارد: «ما ایدهٔ تشکیل یک دولت فلسطینی را به خاک می‌سپاریم.»

اکنون ۱۵۷ کشور از ۱۹۳ عضو سازمان ملل متحد، دولتی به نام فلسطین را به رسمیت می‌شناسند؛ دولتی که بنا بر نظرسنجی‌ها، حدود چهار نفر از هر پنج اسرائیلی با آن مخالفند. این امر نگرانی رو به گسترش در میان مردم اسرائیل از خطر انزوای بین‌المللی کشور و پیامدهای آن را تشدید کرده است.

تا پیش از این، به‌رسمیت‌شناختن فلسطین اغلب به عنوان سیاستی نمادین و بی‌پیامد کنار گذاشته می‌شد، اما این بار تقریباً از همهٔ جناح‌های سیاسی اسرائیل صدای خشم بلند شده است. سیاستمداران – از احزاب راست افراطی شهرک‌نشینان تا اپوزیسیون – همصدا این اقدام را «پاداشی برای ترور حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳» توصیف کرده‌اند. نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو نیز پیش از پرواز به دیدار با رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، روز پنجشنبه بار دیگر آشکارا اعلام کرد: «هیچ دولت فلسطینی وجود نخواهد داشت.»

هواپیمای دولتی نتانیاهو در مسیر نیویورک مسیر زیگزاگی بر فراز مدیترانه پیمود؛ اقدامی که بنا بر گزارش رسانه‌های اسرائیلی با هدف جلوگیری از احتمال بازداشت او به دلیل حکم جلب دادگاه کیفری بین‌المللی به اتهام «جنایت علیه بشریت» در نوار غزه انجام شد.

اختلاف نظرها در یافا
در یافا، شهری در جنوب تل‌آویو که هم اسرائیلی‌های یهودی و هم فلسطینی در آن زندگی می‌کنند، دیدگاه‌ها دربارهٔ به‌رسمیت‌شناختن فلسطین به‌شدت متفاوت است. واسیِم، یک فلسطینی، در حین نوشیدن قهوه می‌گوید: «این گامی درست است، اما دیر و ناکافی.» واسیِم که در یک سازمان بین‌المللی کار می‌کند، نمی‌خواهد نام خانوادگی‌اش منتشر شود. او می‌گوید جنگ در نوار غزه به «نسل‌کشی» تبدیل شده است و بدون فشار واقعی خارجی حتی نشانه‌ای از تغییر مسیر رهبری اسرائیل دیده نمی‌شود. «به تحریم‌هایی نیاز است که اسرائیل آن را احساس کند.»

نظر دَن اما کاملاً متفاوت است. او نیز نمی‌خواهد نام خانوادگی‌اش چاپ شود. «ما حق الهی بر تمام سرزمین بین رودخانه و دریا داریم»، می‌گوید این جوان ۳۱ ساله. او که در ایالت واشنگتن آمریکا بزرگ شده، تنها سال گذشته به تل‌آویو نقل مکان کرده است. دَن می‌گوید فلسطینی‌ها می‌توانند بمانند، اما بدون حقوق شهروندی و تنها تا زمانی که «رفتاری مسالمت‌آمیز» داشته باشند.

دَن در ایالات متحده به دونالد ترامپ رأی می‌دهد و در اسرائیل نیز رأی خود را به ملی‌گرایان مذهبی حاکم می‌دهد. او راه‌حل‌های سیاسی را در اولویت دوم می‌داند. بسیاری از اسرائیلی‌ها در طیف‌های گوناگون سیاسی – هرچند با دلایل بسیار متفاوت – دیدگاهی مشابه دارند: بر اساس نظرسنجی‌ها، حمایت از تشکیل یک دولت فلسطینی در میان یهودیان اسرائیلی با ۲۰ درصد و کمتر به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسیده است.

اسرائیل عادی‌سازی روابط با همسایگان عرب را به خطر می‌اندازد
اما رهبران اسرائیل ممکن است دست باز کمتری داشته باشند از آنچه نتانیاهو و وزیرانش دوست دارند وانمود کنند. کشورهای عربی مانند امارات و عربستان سعودی الحاق کرانهٔ باختری را «خط قرمز» اعلام کرده‌اند. حتی با الحاق‌های جزئی نیز اسرائیل می‌تواند روند عادی‌سازی روابط با همسایگان عرب را که از طریق «توافق‌های ابراهیم» پیش رفته است، به خطر اندازد. این توافق‌ها به عنوان یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای سیاست خارجی دونالد ترامپ، مهم‌ترین متحد اسرائیل، به‌شمار می‌آید. گیدئون ساعر، وزیر امور خارجهٔ اسرائیل، به‌تازگی گفته است که گسترش قوانین اسرائیلی بر شهرک‌های یهودی در کرانهٔ باختری در دست بررسی است.

واکنش‌های دوجانبه به به‌رسمیت‌شناختن فلسطین – مانند فراخواندن سفیران – به دلیل حضور کشورهایی چون بریتانیا و فرانسه در میان کشورهای اروپاییِ به‌رسمیت‌شناخته، می‌تواند در نهایت بیش از همه به زیان خود اسرائیل باشد و روند حرکت این کشور به سوی انزوا را شتاب دهد.

نتانیاهو که از این خطر آگاه است، هفتهٔ گذشته وضعیت اسرائیل را با وضعیت «اسپارت» در دوران باستان مقایسه کرد؛ جامعه‌ای خودکفا و به‌شدت نظامی. با این حال، بسیاری از اسرائیلی‌ها به‌هیچ‌وجه با کشیدن چنین قیاسی از سوی نخست‌وزیر موافق نیستند. بن کاسپیت، ستون‌نویس روزنامهٔ اسرائیلی معاریو، همچنین بر نقطه‌ضعف اصلی این مقایسه انگشت گذاشت: «مشکل این است که اسپارت سقوط کرد.»

*منبع: تاتس، برگردان متن به فارسی برای اخبارروز: گُلشن افتخاری

برچسب ها

هنگامی که ایالات متحده در آستانهٔ قرن بیستم به قدرتی امپریالیستی بدل شد، دکترین مونرو معنایی تازه یافت و نیمکرهٔ غربی به عرصه‌ای برای اعمال نفوذ واشنگتن تبدیل شد. اکنون، دونالد ترامپ این دکترین را در قبال ونزوئلا به نقطهٔ اوج رسانده است. اما این رویکرد چه پیشینه‌ای دارد و چگونه از یک بیانیهٔ تاریخی به سیاستی تهاجمی به نام «دُنرو» بدل شده است؟
بر اساس برخی نظرسنجی‌ها، نزدیک به ۷۰ درصد شهروندان ایالات متحده با مداخلهٔ نظامی این کشور در ونزوئلا مخالف‌اند. در چنین شرایطی، دونالد ترامپ می‌تواند به کنگرهٔ آمریکا اطمینان بدهد که قصد ورود به جنگ با ونزوئلا را ندارد. در عین حال، سیاست اعلامی کاخ سفید بر گزینه‌ای متمرکز است که بدون مداخلهٔ نظامی مستقیم دنبال می‌شود و هزینه‌های سیاسی فوری یک جنگ را به همراه ندارد. محاسبه ترامپ بی رحمانه است...
با نزدیک شدن اتحادیه اروپا به تصمیم‌گیری درباره توافق تجاری با کشورهای مرکوسور، اعتراض کشاورزان و اتحادیه‌های کارگری در دو سوی آتلانتیک افزایش یافته است. این توافق جنجالی در فضایی پرتنش و تحت تأثیر تحولات بین‌المللی بررسی می‌شود. اگر این توافق بدون تامين خواسته های کارگران و خُرده‌کشاورزان تصویب شود، برندگانش اندک و بازندگانش بسیار خواهند بود...
نشریه آلمانی یونگه‌ولت با استناد به گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از سوی الجزیره، از تقویت نشانه‌ها درباره قاچاق سازمان‌یافته مواد مخدر به نوار غزه خبر داده است. این گزارش‌ها، از کشف قرص‌های مخدر در کیسه‌های آرد کمک‌های بشردوستانه تا عملیات اخیر واحد مبارزه با مواد مخدر فلسطین را در بر می‌گیرد...

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی