در نقد نظام مالیات جهانی: خدمت به رفاه عمومی یا غارت مردم تحت لوای قانون؟ – زانیار بوکانی


در این مقاله می خواهم به ساختار نظام مالیاتی در سیستم جهانی سرمایه داری بپردازم و به اشکال گوناگون آن و نحوه پیدایش و
نظامندی آن در سیستم کنونی اشاره کنم. هر چند این کاری تخصصی و پژوهشی هستش، اما با کمک دیتاهای ثبت شده از سوی مراکز آمار دهی اروپا و آمریکا، میخواهم به چگونگی این سیستم نهادینه شده در جامعه نگاهی اجمالی بیاندازم. قبل از هر چیز باید تصویری روشن از نظام مالیاتی حاکم بر جهان را در دست داشته باشیم. برای اینکار ابتدا بایستی به تاریخ سیستم مالیاتی در اروپا، آمریکا و کشورهای آسیایی رجوع کنیم. ثانیا: فلسفه وجودی این سیستم ناعادلانه را بشناسیم و در آخر و از همه مهمتر، به آمار و ارقام مالیات در کشورها و سهم
مردم از سرمایه های “ملی” اشاره کنیم.
قدیمی‌ترین شواهد مکتوبِ وجود «سیستم‌های مالیاتی» به دولت‌های شهر-دولتی بین‌النهرین (سومریان) برمی‌گرده — مخصوصاً شهرهای اوروک و دوران امپراتوری کوچک‌تر مثل دورهٔ Ur III (حدود ~۲۱۱۲–۲۰۰۴ ق.م) که لوح‌های اداری نشان می‌ده جمع‌آوری غله، دام و نیروی کار سازمان‌یافته بوده. هم‌زمان یا اندکی بعد، مصر باستان (پادشاهی قدیم، حدود ۲۶۸۶–۲۱۸۱ ق.م) هم شواهدی از مالیات ــ عمدتاً به صورت غله و کار اجباری ــ داره. پس عملاً نمی‌شه یک «حکومتِ واحدِ اول» رو مطلقاً مشخص کرد؛ مالیات با پدیدار شدن دولت‌های متمرکز و اقتصادهای پیچیده، در چند جا به‌صورت مستقل پدید آمد.
در آغاز مالیات اغلب «به‌صورت جنس» (غله، دام) یا «نیروی کار» (کار اجباری/corvée) بوده، نه پول نقد. معابد و دربار نقش جمع‌آوری و توزیع منابع را داشتند (حکومت و معبد نزدیک هم کار می‌کردند). بعدها سیستم‌ها با رشد بوروکراسی مکتوب (لوح‌ها و حساب‌ها) دقیق‌تر و رسمی‌تر شدند. (مثلاً لوح‌های اداری Ur III). برای درک بیشتر این موضوع به اساسی ترین سوال میپردازم.


چرا مالیات پدید آمد؟
وقتی جوامع از جمعیت پراکنده به شهرها و دولت‌های متمرکز گذر کردند، نیاز به منابع متمرکز برای: ساخت و نگهداریِ سیستم‌های آبیاری، تأمین غذا در سال‌های بد، جنگ، پروژه‌های عمومی (مثل کانال، معبد، مقبره) و ادارهٔ بوروکراتیک به‌وجود آمد. مالیات پاسخِ سازمان‌یافتهٔ این نیاز بود.
شکل مالیات در دوره سومریان به عنوان (نمونهٔ کلاسیک)
اغلب به‌صورت مالِ غیرنقدی (غله، دام، کالا) و پرداخت نیروی کار (corvée) برای پروژه‌های عمومی و معابد. لوح‌های
گلی با خط میخی که فهرست کالاها، تخصیص‌ها و حواله‌ها را ثبت می‌کردند — این‌ها درواقع نخستین «دفاتر مالیاتی»
هستند.
مصر باستان:  

دولت‌های اسلامی اولیه: زکات (دینی)، خراج، جزیه — تمایز بین مالیات دینی و مالیات سیاسی؛
جنبه‌های اداری و نوآوری‌های حسابداری که به شکل‌گیری سیستم‌های مدرن کمک کردند.
مرحله سوم: قرون وسطی و ساختارهای فئودالی (تقریباً قرن ۵ تا ۱۵ میلادی)
اینجا شکل مالیات به شدت تغییر کرد چون: ساختار سیاسی پراکنده شد (بعد از سقوط روم غربی). سیستم فئودالی شکل گرفت:
زمین‌داران (ارباب‌ها) از دهقانان و رعایا مالیات و خدمات می‌گرفتند. کلیسا هم یک بازیگر بزرگ بود که مالیات مذهبی جمع
می‌کرد. عُشر (Tithe): کلیسا یک‌دهم از محصولات کشاورزی را به عنوان «حق خدا» می‌گرفت. خراج و باج: دهقانان باید
بخشی از محصول یا پول را به ارباب زمین می‌دادند. کار اجباری (Corvée): رعایا موظف بودند چند روز در سال برای
ارباب یا پروژه‌های عمومی (مثل راه یا قلعه) کار کنند.
جهان اسلام
زکات: مالیات دینی واجب (بر مسلمانان) برای کمک به فقرا. ‌‌

خراج: مالیات زمین،
مخصوصاً از زمین‌های کشاورزی فتح‌شده.
جزیه: مالیات سرانه بر غیرمسلمانان تحت حاکمیت اسلامی. این ساختار باعث شد دستگاه مالیاتی اسلامی هم جنبهٔ مذهبی داشته باشه، هم سیاسی.
چین و شرق
سلسله‌های تانگ و سونگ سیستم‌های مالیاتی پیچیده داشتند. مالیات بر زمین و نیروی کار هنوز اصلی بود، اما پول نقد و مالیات بر تجارت هم رو به افزایش رفت. چین همچنین نظام «مالیات بر نمک» داشت که یکی از مهم‌ترین منابع درآمد دولت بود.
ویژگی‌های مشترک دوره
مالیات بیشتر به صورت محلی و پراکنده بود (نه ملی و متمرکز مثل روم). کلیسا و مذهب نقش مهمی در مشروعیت‌بخشی به مالیات داشتند. اشراف‌زادگان و پادشاهان برای جنگ‌ها و صلیبی‌ها اغلب مالیات‌های ویژه و موقتی وضع می‌کردند. مالیات در این دوره بیشتر «حقِ قدرت» بود تا یک سیستم عقلانی و سراسری.
مرحله چهارم: دوران مدرن اولیه (۱۵–۱۸م)
زمینه تاریخی
رشد تجارت جهانی (انقلاب تجاری اروپا).
قدرت‌گیری دولت‌های ملی (Nation-State) بعد از قرون وسطی.
نیاز به تأمین مالی جنگ‌های طولانی (مثل جنگ‌های مذهبی اروپا، جنگ‌های هابسبورگ‌ها و فرانسه).
گسترش استعمار و ورود ثروت از آسیا، آفریقا و آمریکا.
شاهان و دولت‌های مطلقه شروع به ایجاد دستگاه‌های مالیاتی سراسری کردند.
مالیات غیرمستقیم: عوارض گمرکی، مالیات بر نمک (مثلاً در فرانسه «گابه / Gabelle»)، مالیات بر مشروبات و کالاهای مصرفی.
مالیات مستقیم: مالیات بر زمین و سرانه (ولی اغلب طبقهٔ اشراف و روحانیون از پرداخت معاف بودند).
استعمارگران اروپایی (اسپانیا، پرتغال، انگلیس) از مستعمرات مالیات و عوارض سنگین می‌گرفتند. در آمریکای شمالی،
اعتراض به مالیات‌های بریتانیا (مثل «مالیات بر تمبر – Stamp Act» ۱۷۶۵) یکی از دلایل اصلی انقلاب آمریکا شد.
عثمانی‌ها: سیستم مالیاتی گسترده بر زمین (خراج) و جزیه از غیرمسلمانان.
ایران صفوی: درآمد عمدتاً از خراج زمین، بازرگانی ابریشم، و مالیات‌های محلی.
هند مغولی: امپراتوری مغول هند سیستم پیچیده‌ای داشت؛ مثلاً اکبرشاه اصلاحاتی در مالیات زمین (Zabt system) ایجاد کرد
و براساس اندازهٔ زمین و نوع محصول، سهم مالیات محاسبه می‌شد.
ویژگی‌های این دوره

  1. دولت-مالی (Fiscal State): دولت‌ها به یک دستگاه بوروکراتیک و منظم برای جمع‌آوری مالیات مجهز شدند.
  2. اتکا به مالیات غیرمستقیم: چون آسان‌تر و سریع‌تر از مالیات مستقیم جمع می‌شد.
  3. اعتراضات مردمی: فشار مالیاتی بدون نمایندگی سیاسی، زمینه‌ساز شورش‌ها و انقلاب‌ها شد (انقلاب انگلستان ۱۶۴۰،
    انقلاب آمریکا، انقلاب فرانسه).
  4. فلسفه اولیه عدالت مالیاتی: اندیشمندان روشنگری (لاک، روسو، آدام اسمیت) شروع کردند به بحث دربارهٔ اینکه مالیات باید
    بر اساس «توانایی پرداخت» و «منافع عمومی» وضع شود.
    در این دوره، مالیات از «باج و خراج پراکنده» به سمت یک سیستم ملی، متمرکز و نسبتاً سازمان‌یافته رفت. اما چون هنوز
    عدالت در آن لحاظ نمی‌شد، شورش‌ها و انقلاب‌ها را به‌وجود آورد که مستقیماً به مرحلهٔ بعد (قرن ۱۹ و پیدایش مالیات مدرن
    بر درآمد) منجر شد.

مرحله پنجم: قرن ۱۹ تا اوایل قرن ۲۰،

جایی که مالیات بر درآمد مدرن شکل گرفت و دولت‌ها شروع کردند به استفاده از مالیات به عنوان ابزار برنامه‌ریزی اقتصادی و رفاه اجتماعی.
زمینه تاریخی
انقلاب صنعتی → رشد شهرنشینی و درآمدهای بزرگ → نیاز به منابع مالی بیشتر برای دولت‌ها.
جنگ‌های طولانی و جهانی (مثلاً جنگ‌های ناپلئونی، جنگ جهانی اول) → فشار بیشتر بر خزانه‌ها.
ظهور دولت رفاه اولیه → آموزش، بهداشت عمومی، راه‌آهن، تأسیسات شهری.
پیدایش مالیات بر درآمد
اولین مالیات بر درآمد در جهان:
بریتانیا، سال ۱۷۹۹: برای تأمین هزینه‌های جنگ علیه ناپلئون، مالیات موقتی وضع شد.
ایالات متحده، سال ۱۸۶۱: برای تأمین هزینه‌های جنگ داخلی (Civil War) مالیات بر درآمد وضع شد. این مالیات‌ها ابتدا
موقت و محدود بودند، اما با گذشت زمان به مالیات دائمی و سازمان‌یافته تبدیل شدند.
ویژگی‌های مالیات مدرن

  1. تصاعدی (Progressive): هرچه درآمد بالاتر، درصد بیشتری از آن به دولت تعلق می‌گیرد.
  2. سازمان‌یافته و متمرکز: دولت مرکزی خزانه‌داری‌های قوی ایجاد کرد.
  3. شفافیت و قانونمندی: قوانین مالیاتی مشخص شدند، دفاتر و حساب‌ها سیستماتیک شد.
  4. پایهٔ اقتصادی گسترده‌تر: علاوه بر درآمد، مالیات بر املاک، تجارت و مصرف هم توسعه یافت.
    نمونه‌های جهانی
    اروپا: کشورهای صنعتی مثل آلمان و فرانسه قوانین مالیات بر درآمد و مالیات‌های غیرمستقیم را توسعه دادند.
    آمریکا: مالیات بر درآمد تا ۱۹۱۳ دائماً تغییر کرد و بعد از تصویب متمم شانزدهم قانون اساسی به شکل پایدار درآمد.
    ژاپن و آسیا: سیستم مالیاتی مدرن با الگوگیری از اروپا و غرب شکل گرفت.
    پیامدهای اقتصادی و اجتماعی
    ایجاد منابع مالی پایدار برای توسعه کشورها و زیرساخت‌ها.
    زمینه‌ساز دولت رفاه مدرن: آموزش عمومی، بیمه، خدمات بهداشتی.
    پایه برای عدالت اجتماعی و بازتوزیع درآمد → کاهش فقر نسبی.
    این دوره نقطهٔ عطف مالیات است: مالیات دیگر فقط ابزاری برای تأمین هزینهٔ جنگ یا سلطنت نبود، بلکه به یک ابزار
    اقتصادی، اجتماعی و رفاهی تبدیل شد.

مرحله ششم: پس از جنگ جهانی دوم تا کنون
زمینه تاریخی
بعد از جنگ جهانی دوم، اروپا و ژاپن نیاز شدیدی به بازسازی داشتند. ظهور دولت رفاه (Welfare State) → دولت‌ها
خدمات اجتماعی گسترده ارائه دادند: آموزش رایگان، درمان، بیمه بیکاری و بازنشستگی.
جهانی‌سازی اقتصاد و جریان سرمایه → مالیات‌ها نه تنها ملی بلکه ابزار رقابت اقتصادی بین کشورها شدند.
گسترش مالیات‌ها

  1. مالیات‌های مستقیم:
    مالیات بر درآمد تصاعدی افزایش یافت (Top Marginal Tax Rate تا ۹۰٪ در آمریکا و بریتانیا در دهه ۱۹۶۰–۷۰).
    مالیات بر سود شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها افزایش یافت.
    مالیات‌های غیرمستقیم:
    مالیات بر ارزش افزوده (VAT) در اروپا رایج شد (اولین بار در فرانسه ۱۹۵۴، سپس ۱۹۶۷ اتحادیه اروپا).
    مالیات بر دارایی:
    به‌ویژه در کشورهای اسکاندیناوی برای تأمین دولت رفاه بالا.
    بهشت‌های مالیاتی و جهانی‌سازی
    کشورهای با مالیات پایین یا صفر برای جذب سرمایه بین‌المللی ظاهر شدند. نمونه‌ها: جزایر کیمن، پاناما، موناکو.
    جهانی شدن شرکت‌ها → امکان انتقال سود و اجتناب مالیاتی پیچیده.

فلسفه و سیاست
بازتوزیع درآمد: کاهش شکاف طبقاتی، تامین حداقل رفاه برای همه.
کارایی اقتصادی: دولت‌ها باید مالیات‌ها را طوری وضع کنند که رشد اقتصادی را کاهش ندهند.
عدالت افقی و عمودی: افراد با درآمد مشابه مساوی مالیات می‌دهند؛ افراد ثروتمند بیشتر می‌پردازند.
کنترل کسری بودجه: مالیات اصلی‌ترین ابزار دولت‌ها برای تامین بودجه عمومی است.
ویژگی‌های این دوره:
دولت‌ها از مالیات برای سیاست‌های اقتصادی کلان استفاده کردند: تحریک رشد، کنترل تورم، حمایت از صنایع.
همزمان فرار مالیاتی و رقابت بین کشورها به چالش تبدیل شد.

مالیات بر درآمد افراد (Personal Income Tax)
این نرخ‌ها معمولاً تصاعدی هستند؛ یعنی درآمد بالاتر → درصد بالاتر:
پایین‌ترین و بالاترین نرخ درآمد در کشورها:
آلمان ۰٪ ~۴۵٪
فرانسه ۰٪ ~۴۵٪
سوئد ~۰٪ ~۵۷٪
دانمارک ~۸٪ ~۵۵–۵۶٪
انگلستان ۲۰٪ ۴۵٪
ایالات متحده ۱۰٪ ۳۷٪ (فدرال؛ ایالتی جداگانه)
کانادا ۱۵٪ ۳۳٪ (فدرال؛ ایالتی جداگانه)
در اروپا مالیات‌های اجتماعی (بازنشستگی، بیمه) اغلب جداگانه گرفته می‌شود و تا ۲۰–۲۵٪ اضافی ممکن است به نرخ
اضافه شود. آمریکا و کانادا هر ایالت نرخ مالیات خودش را دارد که می‌تواند مالیات کل را بالا یا پایین ببرد.
مالیات بر شرکت‌ها (Corporate Tax)
نرخ مالیات شرکت‌ها در کشورهای زیل:
آلمان ~۳۰٪
فرانسه ~۲۵–۲۶٪
انگلستان ۱۹–۲۵٪
سوئد ۲۰,۶٪
دانمارک ۲۲٪
ایالات متحده ۲۱٪ (فدرال؛ ایالتی جداگانه ۰–۱۲٪)
کانادا ~۲۶,۵٪ (فدرال + استانی)
مالیات بر مصرف (VAT / Sales Tax)
اروپا: تقریباً همه کشورها VAT دارند:
سوئد ۲۵٪
دانمارک ۲۵٪
آلمان ۱۹٪
فرانسه ۲۰٪
در آمریکا و کانادا،  مالیات بر فروش (Sales Tax) متغیر است:
آمریکا: ۰–۱۰٪ (ایالتی)
کانادا: GST 5٪ + مالیات استانی ۰–۱۰٪

در این بخش از مقاله به دارایی ملی کشورهای جهان و سهم هر فرد از آن در سال ۲۰۲۴ نگاهی می اندازیم، تا بیشتر به
ناعادلانه بودن سیستم مالیاتی پی ببریم.
دارایی ملی ناخالص ایالات متحده آمریکا (GNI):
حدود ۲۶.۸۹۴ تریلیون دلار کە سهم GNI سرانه (Atlas Method) هر فرد: حدود ۸۰٬۳۰۰ دلار آمریکا میشە.
دارایی ملی ناخالص چین (GNI): حدود ۱۸ میلیارد و ۹۰ میلیون دلار آمریکا هستش. کە GNI سرانه (Atlas Method)هر
فرد: حدود ۶۵٬۱۹۰ دلار آمریکا است.
دارایی ملی ناخالص آلمان (GNI): حدود ۴ تریلیون و ۵۵۹ میلیارد دلاره. که GNI سرانه (Atlas Method)هر فرد: حدود
۵۳٬۵۲۸ دلار آمریکا است.
دارایی ملی ژاپن ناخالص (GNI): حدود ۴ تریلیون  و ۸۶ میلیارد دلار آمریکا است که GNI سرانه (Atlas Method)هر
فرد: حدود ۳۳٬۸۰۶ دلار آمریکا است.
دارایی ملی ناخالص سوئد (GNI): حدود ۶۳۷ میلیارد و ۲۲ میلیون دلار آمریکا است که GNI سرانه (Atlas
Method)هرفرد: حدود ۶۰٬۴۸۰ دلار آمریکا است.
دارایی ملی ناخالص فرانسه (GNI): حدود ۲ تریلیون و ۸۶ میلیارد دلار آمریکا است که GNI سرانه (Atlas Method)
هرفرد: حدود ۳۶٬۹۸۰ دلار آمریکا است..
و دارایی ملی ناخالص (GNI) بریتانیا: حدود ۲تریلیون و ۸۶ میلیارد دلار آمریکا است که GNI سرانه (Atlas Method):
حدود ۳۶٬۹۸۰ دلار آمریکا هستش.
این اعداد نشان می‌دهد هر نفر به‌طور میانگین چقدر از درآمد ملی سهم دارد.
اما واقعا اگر هر فرد سالیانه اینقدر از درآمد ناخالص ملی سهم دارد، چرا ازشون مالیات میگیرند؟ و چرا این سهم ملی را صرف
خدمات رفاهی و عمومی میکنند در حالی که این به ظاهر خدمات رفاهی از جیب مردم پرداخت میشه؟
و سوال اصلی اینجاست که چه برسر سهم ملی میاد؟
در اینجا به نمودار مقایسه‌ای توزیع سهم مردم از سرمایه ملی در کشورها نگاه میکنیم که چگونه به مردم پرداخت میشه که در
اصل هیچی به آنها داده نمیشه، بلکه صرف هزینه های خدماتی و عمومی میشه!
اما چرا؟ ما که هزینه های خدماتی رفاهی و عمومی را از مالیات پرداخت میکنیم! پس چطوری هستش که از سهم درآمد ناخالص
ملی تائمین میشه؟
در این نمودار، سه بخش اصلی را بررسی می‌کنیم:

  1. درآمد مستقیم (حقوق و دستمزد، سود سرمایه، اجاره)
  2. خدمات و مزایای اجتماعی (بیمه بیکاری، بازنشستگی، آموزش و بهداشت رایگان)
  3. یارانه‌ها و تسهیلات اقتصادی (کمک‌های مالی، وام‌ها، مشوق‌های مالیاتی)
    این تقسیم‌بندی به‌صورت درصدی از GNI سرانه هر کشور نشان داده شده است.
    ���� سوئد
    درآمد مستقیم: ۵۰٪
    خدمات و مزایای اجتماعی: ۴۰٪
    یارانه‌ها و تسهیلات اقتصادی: ۱۰٪
    ���� آلمان
    درآمد مستقیم: ۶۰٪
    خدمات و مزایای اجتماعی: ۳۰٪

یارانه‌ها و تسهیلات اقتصادی: ۱۰٪
���� ایالات متحده آمریکا
درآمد مستقیم: ۷۰٪
خدمات و مزایای اجتماعی: ۲۰٪
یارانه‌ها و تسهیلات اقتصادی: ۱۰٪
���� ژاپن
درآمد مستقیم: ۶۵٪
خدمات و مزایای اجتماعی: ۳۰٪
یارانه‌ها و تسهیلات اقتصادی: ۵٪
���� چین
درآمد مستقیم: ۶۰٪
خدمات و مزایای اجتماعی: ۳۰٪
یارانه‌ها و تسهیلات اقتصادی: ۱۰٪
���� ایران
درآمد مستقیم: ۵۵٪
خدمات و مزایای اجتماعی: ۳۵٪
یارانه‌ها و تسهیلات اقتصادی: ۱۰٪
این نمودار بهمون نشان میدهد که چند درصد ازسهم ناخالص ملی از طریق درآمد مستقیم، خدمات و مزایای اجتماعی و یارانه ها
و تسهیلات اقتصادی به مردم بازخواهد گشت. خب اینجا این مسئله هستش که کسی وقتی کار میکند باید مالیات پرداخت کند!!!!!
از امکانات رفاهی و عمومی استفاده کند، باید مالیات پرداخت کند!!!! برای گرفتن وام باید بخشی از وامی را که گرفته است را به
عنوان مالیات بانکی پرداخت کند!!!!!! و تسهیلات بانکی و اداری نیز بر همین منوال.
موضوع جالب شد، به ما میگن که ۱۰۰ درصد سهم ناخالص ملی را از طریق درآمد مستقیم، خدمات و مزایای اجتماعی و یارانه
ها و تسهیلات اقتصادی به شما پرداخت خواهیم کرد، اما از اون طرف با کسر مالیات همه سهم ملی را بر میدارند و تازه باید
مالیات هم پرداخت کنیم!
حالا در مرحله بعد به طور واقعی به این کلاهبرداری قانونی میپردازیم.
انواع مالیات ها:
مالیات بر درآمد افراد و شرکت‌ها: بخش عمده‌ای از بودجه عمومی را تشکیل می‌دهد.
مالیات‌های مصرف و ارزش افزوده (VAT/GST): وقتی مردم کالا و خدمات می‌خرند، دولت بخشی از آن را دریافت
می‌کند.
مالیات بر دارایی و ثروت: برای تأمین بودجه پروژه‌های خاص یا بازتوزیع درآمد. خیلی از هزینه‌های دولت، مستقیم یا
غیرمستقیم از جیب مردم می‌آید، حتی اگر به‌صورت پول نقد به آن‌ها داده نشده باشد.
شما که گفتید من از درآمد ناخالص ملی سهم دارم پس چی شد؟

درآمدهای دولتی غیرمالیاتی (Non-Tax Revenue)
شرکت‌های دولتی: مثل نفت، گاز، برق، آب و بانک‌های دولتی. سود این شرکت‌ها به خزانه دولت واریز می‌شود.
عوارض و تعرفه‌ها: مالیات گمرکی بر واردات و صادرات کالا.
منافع از منابع طبیعی: معدن، جنگل، ماهیگیری و حق انحصاری بهره‌برداری از منابع ملی.
قرض و وام دولتی: دولت می‌تواند از بازار داخلی یا بین‌المللی وام بگیرد و پروژه‌ها را تأمین کند.
در این میان کشورهای نفت‌خیز مثل عربستان، ایران و روسیه، بخشی زیادی از بودجه‌شان از فروش نفت و گاز تأمین می‌شود
که همین منابع طبیعی جزی از سرمایه ملی حساب میشود که ما به عنوان مردم هیچ سهمی از آنها نداریم. تنها کار ما مالیات
پرداخت کردنو کار آنها “دولت” کلاهبرداری از مردم هستش.

در این بخش به هزینه های نظامی کشورها میپردازیم که چگونه این هزینه ها از جیب مردم یعنی از طریق مالیات های مردمی
تائمین میشود.

هزینه‌های نظامی کشورهای برتر در سال ۲۰۲۴
کشور
هزینه نظامی (میلیارد دلار)
درصد تولید ناخالص داخلی (GDP)
آمریکا ۹۹۷ میلیارد دولار ۳.۴٪
چین ۳۱۴ میلیارد دلار ۱.۲٪
روسیه ۱۴۹ میلیارد دلار ۷.۱٪
آلمان ۸۸.۵ میلیارد دلار ۱.۹٪
هند ۸۶.۱ میلیارد دلار ۲.۴٪
بریتانیا ۸۱.۸ میلیارد دلار ۲.۱٪
فرانسه ۶۴.۷ میلیارد دلار ۲.۲٪
اوکراین ۶۴.۷ میلیارد دلار ۳۴٪
ژاپن ۵۵.۳ میلیارد دلار ۱.۴٪
اسرائیل ۴۶.۵ میلیارد دلار ۸.۸٪
این ارقام به دلار آمریکا و بر اساس گزارش SIPRI در سال ۲۰۲۴ ارائه شده‌اند.
تمام این هزینه ها بر دوش مردم و کارگران تحت عنوان مالیات تحمیل شده. در حالی که هر فرد باید میانگین ۴۵ ساعت در هفته
کار کند تا بتواند از پس امرار معاش آن هم با وضع قوانین مالیاتی شدید بر بیایند. حالا میبینیم که این مالیات ها نه در خدمت رفاه
مردم، بلکه در خدمت ثروتمندکردن شرکت ها و دولت ها هستش.
بیایید به هزینه های خدمات عمومی و رفاه آمریکا به عنوان نمونه نگاهی بیاندازیم تا ببینیم که مردم آمریکا در کجای این معقوله
قرار دارند.
هزینه خدمات عمومی و رفاه آمریکا شامل آموزش، بهداشت، بازنشستگی، امنیت اجتماعی و غیره، مجموعاً بیش از ۴۰۰ میلیارد
دلار در سال است. در حالی که مالیات سالانه آمریکا حدود ۴ تریلیون دلار میباشد.
آیا آن بخش هنگفت از مالیات ها به جیب چه کسانی خواهد رفت؟

برچسب ها

اين نوشته را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذاريد

توجه: کامنت هایی که بيشتر از 900 کاراکتر باشند، منتشر نمی‌شوند.
هر کاربر مجاز است در زير هر پست فقط دو ديدگاه ارسال کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی